[ad_1]

کنار های شگفت آور برای طرح رتبه بندی معلمان
به شرح پایگاه خبری عکس زندگی به تعریف از منبع: فرهیختگان: عدهای اعتقاد دارند که طرح رتبه بندی معلمان شکست خورده و سبب اصلی شکست این طرح را نحوه اجرای اون میدانند اما متن این طرح هنوز حائز ایراداتی اساسی است و یکی از مهمترین ایرادات تعیین معیارها و ملاکهای اشتباه برای سنجش شایستگیهای عمومی، تخصصی و زبر دست، تجربیات معلمان است.
طرح رتبه بندی معلمان که قرار بود معلمان را به ردیف حائز درجات پنجگانه آموزشیارمعلم، استادمعلم، استادیارمعلم، دانشیارمعلم و استادمعلم تعیین کرده و تحولی اساسی در زندگی زبر دست معلمان ساختن کند، نهایتا با افزایش ۲۰۰ هزار تا یک میلیون تومانی برخی معلمان، به طرحی شکستخورده تبدیل شد.
معیارهای شگفت آور برای رتبه بندی معلمان
به این قطعه از طرح توجه کنید: «برای رتبه استادیارمعلم ارائه حداقل دو مقاله علمی که هیاتهای مربوطه ارزشیابی کرده باشند، مشروط است، برای رتبه دانشیارمعلم، ارائه حداقل دو مقاله علمی ارزشیابیشده در زمینه دروس مورد تدریس، ارائه حداقل یک تحقیق علمی در زمینه تخصصی یا مسائل آموزش و آموزش و همچنین تالیف و ترجمه حداقل دو کتاب، در زمینه دروس مورد تدریس که گروه تخصصی اون را پذیرفته باشد، مشروط است. برای رتبه استادمعلم نیز دارا بودن حداقل سه مقاله علمی ارزشیابیشده پس از کسب رتبه دانشیارمعلم در زمینه مربوط، دارا بودن حداقل دو تحقیق علمی ـ تربیتی در زمینه تخصصی یا مسائل آموزشوپرورش و همچنین تالیف و ترجمه حداقل چهار جلد کتاب علمی در زمینه مربوط که گروه تخصصی اون را پذیرفته باشد، مشروط است.»
آیا عقلانی است که از یک معلم صبر داشته باشیم چهار جلد کتاب علمی و سه مقاله ارزشیابیشده و دو مقاله پژوهشی – تربیتی داشته باشد؟ اون چیزی را که از استادتمام در دانشگاه صبر نمیرود، چگونه از یک معلم میتوان صبر داشت؟ این خواسته نامعقول از معلمان چه نتایج و پیامدهای خسارتباری در نظام آموزشی سرزمین در پی خواهد داشت؟
باخبر شوید: آخرین اخبار رتبه بندی معلمان
شرط نامعقول تولید مقاله برای معلمان
اگر مشمولان طرح رتبه بندی معلمان را ۸۰۰ هزار نفر در نظر بگیریم و اگر قرار باشد تا این تعداد معلم هر پنج سال تنها یک مقاله بدهند نتیجه چیزی حدود ۱۶۰ هزار مقاله در سال میشود. از آنجا که در طرح رتبهبندی شرط انتشار در نشریات با اعتبار علمی مرتبط با آموزش و آموزش قید شده است، بهفرض اگر این نشریات در سال حدودا ۱۰۰ مقاله هم چاپ کنند و ۱۶۰۰ نشریه با اعتبار علمی مرتبط با آموزش و آموزش در سرزمین داشته باشیم! ابدا آیا این تعداد نشریه با اعتبار علمی که بتوانند مقالات معلمان را چاپ کنند در سرزمین داریم؟ واقعا ضرورتی دارد این میزان مقاله منتشر شود؟ ابدا این مقالات با چه هدفی تولید میشوند؟ چه چهارچوب و محتوایی باید داشته باشند؟ چه نظارت علمی بر آنها وجود دارد؟
این محاسبه سادهای است که حجتخدا بنیادی، استاد دانشگاه فرهنگیان، کارشناس و پژوهشگر حوزه آموزش و آموزش در گفتوگو با «فرهیختگان» مطرح میکند. او فرآیندی که در دلیل اون معلمان به ماشین چاپ مقاله بدل شوند و در نتیجه اون، مافیای تولید و فروش مقاله در سرزمین جدیتر از قبل شکلگرفته و روزبهروز چاقتر شود را سیاستی بلاجهت میداند. به گفته او «فرض کنیم این نشریات یک نظارت علمی نسبی هم داشته باشند، آیا با یک نظارت نسبی امکان بروز فساد نخواهد بود؟ همانند اتفاقی که برای آخرنامهها افتاد، یعنی این فرآیند، کسبوکار فسادآمیز و پردرآمدی را برای کسانی که در حوزه نشریات و گفت و گو تحصیلات عالی کار میکنند آماده خواهد کرد و مافیایی دیگر در این حوزه ساختن خواهد شد. اینجا یک بازار پرسودتر برای آنها میشود؛ چراکه ۸۰۰ هزار معلم برای رتبهبندی نیاز به مقاله و کتاب دارند.
نکته دیگر اینکه مگر یک مقاله چقدر میتواند در شایستگی یک معلم اثرگذار باشد؟ اگر معلمی هرسال پنج مقاله نوشت به این معناست که معلم برندهتری است؟ علمآموزان بهتری برای سرزمین تربیت میکند؟ قطعا نمیتوان ارتباط مستقیم و معناداری بین این دو در نظر گرفت؛ هر چند سرزمین نیاز به تحقیق دارد. تجربه شخصی من علامت میدهد نمیتوان گفت اگر معلمی مقالات خوبی تدوین کرد حتما معلم خوب و اثرگذاری است. هدف رتبهبندی این است که معلمان بهتری داشته باشیم و کاری کنیم معلمان در تربیت علمآموزان اثرگذارتر و برندهتر باشند. ممکن است تولید مقاله به این هدف کمک کند ولی اینگونه نیست که اگر کسی مقاله داشت حتما معلم شایستهتری است.»
خواستههای غیرمنطقی از معلمان
شاید این سوال مطرح شود که مگر امر تحقیق در آموزش عالی و دانشگاهها رایج نیست؟ چه ایرادی دارد اگر در آموزش و آموزش نیز چنین باشد؟
بنیادی در پاسخ به سوال فوق میگوید: «در دانشگاهها که گفت و گو مقاله و کتاب مطرح است، حق پژوهانه به اعضای هیات علمی تخصیص داده میشود، امتیازاتی داده میشود، زمان مطالعاتی داده میشود، مکانیسمهای تشویقی خاصی برای کسانی که تالیفات اثربخش و مرتبط دارند، وجود دارد. آیا آموزشوپرورش این امکان را دارد؟ آیا امکان تحقیق را برای معلم آماده کرده است؟ از یک عضو هیات علمی دانشگاه که صبر میرود مقاله و کتاب تالیف کند برای این است که از نظر علمی بهروز و در حال حرکت باشد ولی ماموریت معلم ما تولید مقاله علمی نیست. معلم باید کاری کند که اثرگذاری و تواناییهای تربیتیاش خوب تر شود. اگر بنا باشد مقاله و کتاب را به این شکل در سنجش معلمان لحاظ کنیم، مرتکب اقدامی کاملا اشتباه شدهایم. نه حق پژوهانه و نه مکانیسمی در نظر گرفتهشده و نه چهارچوبی مشخص کردهایم.
مقاله چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ اگر من معلم ریاضی باشم و درباره ادبیات مقاله بنویسم و اسم اون را درسپژوهی ادبیات بگذارم صحیح است؟ اگر درباره آسیبشناسی مقالهای بنویسم قابل پذیرش است؟ یا شایستگی زبر دست من اقتضا میکند درباره روش تدریس ریاضی کار کنم؟ هیچیک از اینها در طرح رتبهبندی مشخص نیست و این اقدام تنها یک سمبلکاری است که بازار پرسودی برای کسانی که در کنارها کار میکنند، آماده میآورد.
[ad_2]



