مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و پاسخ رد گرفت + ویدیو

[ad_1]

یک طرفدار نیویورکی ورزش هاکی جمعه شب زمانی که دوربین ورزشگاه نشانش داد پیراهنش را از بدن درآورد و در حالی که روی سینه‌اش نوشته بود: «لطفا بگو بله» در مقابل بیش از ۱۷ هزار تماشاچی زانو زد و از نامزدش خواستگاری کرد، اما بخت با او یار نبود و در عرض چند ثانیه آرزوهایش به باد رفت.

در شب افتتاحیه دوره جدید لیگ مردمی هاکی (NHL) و بازی تیم‌های نیویورک آیلندرز و فلوریدا پنترز، یک مرد کم سن پیراهنش را از بدن خارج آورد و مقابل چشمان ۱۷ هزار و ۲۵۵ هوادار روباه‌روی نامزدش زانو زد. او که روی سینه‌اش جمله عاشقانه «لطفا بگو بله بله بله» نقش بسته بود از دختر خواستگاری کرد.

مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو
مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو

در این فاصله تعدادی از تماشاچیان شعار دادند: «فقط بگو نه» و دختر مورد نظر همان‌طور که از حالتش پیدا بود از سخن این دسته از هواداران پیروی کرد. دختر پس از صحبت کوتاهی با نامزدش با حالت بدی از آنجا دور شد و پسر مبهوت و شکست‌خورده به نظر می‌رسید. به نظر می‌رسد آهنگ ازدواج با تو (Marry You) برونو مارس (Bruno Mars) که در پس زمینه پخش می‌شد هم برای تحت تاثیر قرار دادن او کافی نبود.

مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو
مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو

مشخص نیست که آیا این زن بعدا به صندلی خود برگشته یا نه، اما دیده شد که مرد کم سن به صندلی‌اش بازگشت و نوشیدنی‌اش را به دست گرفت.

مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو

با آنکه وقت پخش شرح گفته شد که زن بلافاصله پس از خواستگاری پاسخ بله را داده، کاربران رسانه های اجتماعی و شرح های مطبوعات خلاف این را علامت می‌دهند. یکی از کاربران توییتر گفت که نزدیکی آنها بوده و زن پاسخ داده: «نه! نه! نه!». او گفت: «مرد دو دقیقه بدون پیراهن آنجا نشسته بود و اشک می‌ریخت. من آنجا بودم. این خبر جعلی نیست.»

پس از این منظورِ ازدواج که به‌طور کوتاه در پخش زنده NHL پخش شد، آیلندرز در توییتر خود عکس مرد را در حالی که روی زانو نشسته بود منتشر کرد و نوشت: «بله گفت یا نه؟ IslesNation# باید بداند.»

مردی که جلوی دوربین ورزشگاه از نامزدش خواستگاری کرد و جواب رد گرفت + ویدیو

اما انگار قصـه این طرفدار تیم نیویورکی هر ثانیه قرار بود تلخ‌تر از قبل شود. تنها چند ثانیه سپس از اینکه از زن مورد علاقه‌اش پاسخ رد گرفت، تیم فلوریدا پنترز گل زد و در نهایت هم فلوریدایی ها با نتیجه ۳ بر ۱ برنده شدند.

[ad_2]

مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما لب دریا +[عکس او در کنار مردی غریبه]

[ad_1]

به تازگی عکسی از مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما در فضای غیر واقعی منتشر شده است که حواشی زیادی برای ازدواج بهاره راهنما به دنبال داشته است. دنبال ما باشید.

بهاره راهنما در مصاحبه‌ای گفته بود:

من پس از اینکه جدا شدم دیگر ازدواج نکردم. ممنون که تا این اندازه با شعورید و به مسائل شخصی من احترام می‌گذارید.

مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما لب دریا

مراسم جنجالی ازدواج بهاره رهنما لب دریا
مراسم ازدواج بهاره راهنما لب دریا

عکسی از بهاره راهنما و مرد غریبه ای در کنار تراس ویلایی با ویوو دریا در فضای غیر واقعی منتشر شده و دلیل به وجود آمدن کنار های جدیدی برای او شده است. بهاره راهنما دوباره هم سوژه شد. از سلامت این خبر اطلاعی در دسترس نیست

بهاره راهنما در اراک متولد شده است. او دختر پروین قائم‌مقامی است. راهنما در اینستاگرام کوشش می‌کند. بهاره راهنما روزانه عکس و فیلم‌هایی با استایل‌های متفاوت از خود منتشر می‌کند. به این راه سوژه کاربران اینستاگرامی است.

استایل او در این عکس فراوان جذاب است و مدلی جدید از بهاره راهنما را علامت می‌دهد.

بهاره رهنما دوباره ازدواج, ازدواج دوباره بهاره رهنما
بهاره راهنما مجدد ازدواج, ازدواج مجدد بهاره راهنما

بهاره راهنما، بازیگر سینما و تلویزیون، (جمعه ۱۷ تیر) لایوی را در اینستاگرامش منتشر کرد تا درباره ازدواج مجددش صحبت کند. او در بخشی از این لایو اینستاگرامی گفت:

به سوالت بی‌ربط پاسخ نمی‌دهم و هیچ‌وقت هم درباره شایعات صحبت نکردم چون زمانی درباره شایعات صحبت می‌کنیم ارتعاشات و انرژی منفی اون روی آدم و زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد.

 کوچک بهاره راهنما توسط برادرشوهر سابقش

بهاره رهنما دوباره ازدواج, ازدواج دوباره بهاره رهنما
بهاره راهنما مجدد ازدواج, ازدواج مجدد بهاره راهنما

او در ادامه درباره ازدواج مجدد خود گفت:

من پس از اینکه جدا شدم دیگر ازدواج نکردم. ممنون که تا این اندازه با شعورید و به مسائل شخصی من احترام می‌گذارید.

زیادتر بخوانید:

[ad_2]

مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما لب دریا +[عکس او در کنار مردی غریبه]

[ad_1]

به تازگی عکسی از مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما در فضای غیر واقعی منتشر شده است که حواشی زیادی برای ازدواج بهاره راهنما به دنبال داشته است. دنبال ما باشید.

بهاره راهنما در مصاحبه‌ای گفته بود:

من پس از اینکه جدا شدم دیگر ازدواج نکردم. ممنون که تا این اندازه با شعورید و به مسائل شخصی من احترام می‌گذارید.

مراسم جنجالی ازدواج بهاره راهنما لب دریا

مراسم جنجالی ازدواج بهاره رهنما لب دریا
مراسم ازدواج بهاره راهنما لب دریا

عکسی از بهاره راهنما و مرد غریبه ای در کنار تراس ویلایی با ویوو دریا در فضای غیر واقعی منتشر شده و دلیل به وجود آمدن کنار های جدیدی برای او شده است. بهاره راهنما دوباره هم سوژه شد. از سلامت این خبر اطلاعی در دسترس نیست

بهاره راهنما در اراک متولد شده است. او دختر پروین قائم‌مقامی است. راهنما در اینستاگرام کوشش می‌کند. بهاره راهنما روزانه عکس و فیلم‌هایی با استایل‌های متفاوت از خود منتشر می‌کند. به این راه سوژه کاربران اینستاگرامی است.

استایل او در این عکس فراوان جذاب است و مدلی جدید از بهاره راهنما را علامت می‌دهد.

بهاره رهنما دوباره ازدواج, ازدواج دوباره بهاره رهنما
بهاره راهنما مجدد ازدواج, ازدواج مجدد بهاره راهنما

بهاره راهنما، بازیگر سینما و تلویزیون، (جمعه ۱۷ تیر) لایوی را در اینستاگرامش منتشر کرد تا درباره ازدواج مجددش صحبت کند. او در بخشی از این لایو اینستاگرامی گفت:

به سوالت بی‌ربط پاسخ نمی‌دهم و هیچ‌وقت هم درباره شایعات صحبت نکردم چون زمانی درباره شایعات صحبت می‌کنیم ارتعاشات و انرژی منفی اون روی آدم و زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد.

 کوچک بهاره راهنما توسط برادرشوهر سابقش

بهاره رهنما دوباره ازدواج, ازدواج دوباره بهاره رهنما
بهاره راهنما مجدد ازدواج, ازدواج مجدد بهاره راهنما

او در ادامه درباره ازدواج مجدد خود گفت:

من پس از اینکه جدا شدم دیگر ازدواج نکردم. ممنون که تا این اندازه با شعورید و به مسائل شخصی من احترام می‌گذارید.

زیادتر بخوانید:

اگر اطلاعات و یا تصاویری در این صفحه به اشتباه درج شده در قطعه دیدگاه (پایین صفحه) اعلام کنید تا اصلاح و یا حذف شود

….

[ad_2]

ماجرای دختر ۱۴ساله‌ای که از مردی متکدی باردار شد + عکس

[ad_1]

این دختر ۱۴ساله شناسنامه ندارد اما مادرش می‌گوید که امسال به تازگی ۱۴ساله شده است.

به شرح وقت سحر، از ۸ سالگی که پدرش را از دست می‌دهد مشکلات یکی پس از دیگری به سراغشان می‌آید. از آوره‌گی گرفته تا خانه به دوشی و در نهایت تکدی گری، همه را تجربه کرده است.

حالا با کوله باری از تجربه‌های سیاه، به دنبال رنگ زدن به روزگارش است. روزگاری که هیچ گاه روی خوش خود را به مریم علامت نداده است.

زمانی که پدرش را از دست می‌دهد، او می‌ماند و خواهر کوچکترش که برای مشکلات مادر، مجبور می‌شوند به خانه پدر عظیم بروند.

پدر عظیم خانه‌ای در یکی از شهرهای شمالی دارد و در تهران نیز مالک آلونکی در محل قالیشویی منطقه هرندی است که در اون انواع و اقسام کارهای خلاف اتفاق می‌افتد.

مریم تا ۱۰ سالگی و تا زمانی که پدر عظیم زنده بوده است تنها برای تامین مخارج خود و خواهرش مجبور بوده که تکدی‌گری کند اما زمانی که پدر عظیم فوت می‌کند به تهران می‌آید و راهی خانه‌ای می‌شود که همسایه‌ها به اون «پاتوق» می‌گویند.

پاتوق سیاه

سپس از فوت پدر عظیم، مادر عظیم اصرار دارد که مریم به عقد پسر عموی ۱۳ساله‌اش در بیاید اما زمانی که او به این خواسته بدن نمی‌دهد، مجبور می‌شود در پاتوق مادر عظیم تمام کارهای خلافی که حتی شنیدن اون، لرزه بر اندام می‌اندازد را تجربه کند.

نخستین تجربه جنسی مریم در همان سن ۱۰ سالگی و در پاتوق مادر عظیم اتفاق افتاده است. سپس از اون هم شرایط به همین شکل ادامه پیدا می‌کند تا اینکه مریم در میان متکدیانی که به دنبال اون‌ها کار می‌کرده است، با پسری به نام فرهاد دوست می‌شود که چند سالی از خودش عظیم‌تر است.

ارتباط مریم با فرهاد ادامه می‌یابد تا اینکه مریم در ۱۳ سالگی و در پی ارتباط نامشروع با فرهاد، باردار می‌شود.

نوزاد در یکی از بیمارستان‌های جنوب تهران متولد می‌شود و با توجه به وضعیت نامناسب مالی مادر، بیمارستان مریم و نوزادش را به موسسه خیریه معرفی می‌کند.

برای بررسی وضعیت مریم و نوزادش با مددکار این موسسه گفت و گویی انجام داده ایم.

وی در رابطه با وضعیت مریم پس از فوت پدر بزرگش می‌گوید: از زمانی که پدر عظیم مریم فوت کرده است او راهی تهران شده و در پایتخت مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته است.

دختر ۱۴ساله از مردی متکدی باردار شده است.

خانواده متلاشی

این مددکار اجتماعی در خصوص شرایط مادر مریم می‌گوید: مادر مریم خود مصرف کننده ماده مخدر شیشه است و پس از گذشت زمان تاریخ اندکی از فوت همسرش، با فردی ازدواج می‌کند که او هم شرایط مالی مناسبی ندارد.

وی می‌افزاید: مادر مریم از همسر جدیدش ۲ فرزند دارد که سرپرستی یکی از اون‌ها را به دلیل معلولیت به سازمان بهزیستی واگذار کرده و فرزند دیگر او حالا ۴ساله است.

وی در رابطه با شرایط مریم پس از بارداری می‌گوید: مریم از زمانی که باردار می‌شود و خانواده پدرش متوجه این داستان می‌شوند، از سوی مادر عظیم و عمه‌ها طرد شده و دیگر به پاتوق راه داده نمی‌شود.

پس از اون، مریم که راه تدبیر دیگری نداشته، به ناچار به خانه ناپدری خود پناه می‌برد و ناپدری او می‌پذیرد که مریم دنبال اون‌ها زندگی کند.

تلاش برای سقط جنین

این مددکار اجتماعی با نشانه به تلاش‌های مریم برای سقط جنین می‌گوید: مریم زمانی که باردار بوده است تلاش زیادی برای سقط جنین کرده.

اما با توجه به شرایط جسمی نامناسبی که داشته است به او اعلام می‌شود که خطر مرگ خودش را تهدید می‌کند و به همین خاطر نوزاد را به دنیا می‌آورد.

وی با بیان اینکه ” از تاریخ بارداری مریم، هیچ خبری از فرهاد که نقش پدر نوزاد را داشته، نیست” می‌افزاید: از زمانی که مریم متوجه می‌شود باردار است، فرهاد را در جریان این اتفاق قرار می‌دهد اما از اون پس، فرهاد محل را ترک می‌کند و از اون تاریخ تاکنون خبری از او نیست. در شرایطی که فرهاد متواری شده است، خانواده مریم از او شکایت کرده اند.

شرایط مقاوم مریم

وی در خصوص شرایط حال آماده مریم می‌گوید: دختر بچه ۱۴ساله در شرایطی که باید حالا خود را برای رفتن به مدرسه مهیا کند، هر روز مشغول محافظت از نوزاد خود است. او در خانه ناپدری خود از فرزندش محافظت می‌کند و برای اینکه بتواند از فرزندش محافظت کند، برایش کلاس‌های آموزشی گذاشته شده است.

این مددکار اجتماعی با نشانه به گوشه گیری شدید مریم می‌گوید: علامت‌های افسردگی در مریم به وضوح قابل مشاهده است. او روزهای سختی را پشت سر گذاشته و حالا موسسه خیریه با این شرط که مریم دیگر تکدی‌گری نکند، او را تحت حمایت قرار داده داده است.

وی نداشتن شناسنامه را یکی دیگر از مشکلات مریم و نوزادش می‌داند و می‌گوید: علاوه بر اینکه مریم خود شناسنامه ندارد، نوزاد او مروارید که حالا ۵ ماهه است نیز فاقد شناسنامه و مدارک هویتی است.

در این رابطه اقداماتی در دستور کار قرار گرفته و به دنبال گرفتن شناسنامه برای اون‌ها هستیم.

منبع: رکنا

[ad_2]

مردی که برای تبدیل شدن به یک «دیو خوشگل» ۴۰۰ پوند خرج کرد

[ad_1]

یک مرد ۵۲ ساله که ۹۵ درصد از بدنش پوشیده از تتو است، ۴۰۰ پوند برای کاشت شاخ در جمجمه اش خرج کرده تا ظاهری مانند دیو داشته باشد.

ویکتور هوگو پرالتا اهل اروگوئه ادعا می‌کند که ۹۵ درصد از بدنش ازجمله زبان و آلت تناسلی‌ اش پوشیده از خالکوبی است. او همچنین سه ایمپلنت زیرپوستی به سرش اضافه کرده تا مانند شاخ به نظر برسد.

مردی که ۴۰۰ پوند خرج کرد تا با کاشتن شاخ شبیه یک «دیو زیبا» شود

او نزد از این برای افشای وسواسی که در تغییر ظاهر بدنش دارد خبرساز شده بود. این مرد ۵۲ ساله می‌گوید از سنین فراوان پایین عاشق خالکوبی بوده و اولین تتویش را در ۱۳ سالگی انجام داده و از اون تاریخ به این روند ادامه داده تا جایی که الآن ۹۵ درصد از بدنش پوشیده از خالکوبی است.

او که می‌خواهد به یک «هیولای خوشگل» تبدیل شود زبانش را شکافته، گوش هایش را تغییر شکل داده و دندان‌ های طبیعی اش را با دندان های فلزی جایگزین کرده است. و الآن در تلاش برای دستیابی به ظاهر مورد نظرش سه ایمپلنت زیرپوستی به سرش اضافه کرده تا مانند شاخ به نظر برسد.

مردی که ۴۰۰ پوند خرج کرد تا با کاشتن شاخ شبیه یک «دیو زیبا» شود

ویکتور می‌گوید: «در حال آماده ایمپلنت های سرم کوچک هستند اما تا یک ماه دیگر می‌توانم آنها را با چند شاخ سیاه سنگی عوض کنم. این‌ها به من ظاهر یک دیو را می‌دهند.»

او درباره این روند توضیح می‌دهد: «در ابتدا یک برش برای درون کردن کاردک و جدا کردن پوست سر از جمجمه ساختن می‌شود. با موچین جدا می‌شود و سپس با پانچِ پوستی برش دیگری ساختن می‌شود و شاخ در محل خود قرار گرفته و محکم می‌شود. سپس از اون بخیه می‌شود و سپس از ۱۰ روز بخیه‌ها برداشته می‌شود.»

مردی که ۴۰۰ پوند خرج کرد تا با کاشتن شاخ شبیه یک «دیو زیبا» شود

ویکتور ادعا می‌کند که درد فقط در ذهن ماست و وجود ندارد و معتقد است که مردم باید بر درد مسلط شوند تا بتوانند از اون خوشی ببرد. او به میزان درد این روند از یک تا ۱۰ نمره سه داد و گفت جذاب و مشغول کننده بود.

او در تلاش برای مستندسازی تغییرشکلش ویدیویی از روند کار در اینستاگرام آپلود کرد که ۲۳ هزار بار دیده شد و بیش از ۱۰۰۰ لایک گرفت.

مردی که ۴۰۰ پوند خرج کرد تا با کاشتن شاخ شبیه یک «دیو زیبا» شود

در مجموع این تغییر شکل ۴۳۴ پوند برای ویکتور هزینه داشت و او این شاخ ها را به مجموعه هفت میخ فلزی و چهار ایمپلنت ستاره شکل خود اضافه کرد.

او و همسرش گابریلا در مجموع ۵۰ پیرسنیگ با هم دارند و برای ظاهر منحصر به فردشان از بیش از ۸۰ آرتیست در سرتاسر دنیا استفاده برده‌اند. الآن ۱۴ سال سپس از ازدواج، این دو به نام تغییریافته‌ترین زوج متاهل دنیا، رکورد جهانی گینس را به نام خود ثبت کرده‌اند.

زیادتر بخوانید:

خالکوبی شگفت آور یک مرد برای صرفه جویی در خرید برند کفش مورد علاقه اش!

[ad_2]

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند ؛ مردی از جنس حرص

[ad_1]

آتو هایتاور، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سریال خاندان اژدها می‌باشد که در این نوشتار، به حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند می‌پردازیم.

مجموعه رمان‌های فانتزی سرود‌ی یخ و آتش که سریال بازی تاج و تخت و خاندان اژدها بر روی اون ساخته شده است، دارای دنیای پهناور‌ای می‌باشد و خاندان‌ها و شخصیت‌های زیادی را معرفی کرده. در سریال بازی تاج و تخت، شاهد این گستردگی بزر و شخصیت‌های فراوان بودیم و دیدم که هر کدام پیشینه‌ی تاریخی مجزایی دارند و نویسنده‌ی رمان، توانسته بود دنیایی وسیع و مملو از کارکتر‌های دوست‌داشتنی و منفور خلق کند.

خاندان اژدها، که نزد حقوق مجموعه‌ی بازی تاج و تخت است، به 200 سال نزد از اتفاقات سریال اصلی می‌پردازد و یک‌سری خاندان مختلفی را معرفی می‌کند که در بازی تاج و تخت وجود ندارند، و یا اینکه منقرض شده‌اند. تمرکز اصلی سریال خاندان اژدها، بر روی خاندان تارگرین است و خاندان هایتاور و والرین نیز، خاندان‌های مهمی هستند که نشان مستقیمی بر روی اون‌ها دارند.

این مطلب ممکن است حاوی مطالب اسپویل از کتاب سرود‌ی آتش و یخ باشد که در سریال خاندان اژدها خواهیم دید

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

  • مردی از جنس حرص

در ادامه شما میتوانید فهرست حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند را در لیست زیر مشاهده کنید:

 

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

یکی از خاندان‌های مهمی که در سریال وجود دارند و نشان مستقیمی بر روی قصـه تارگرین‌ها می‌گذارند، هایتاور‌ها هستند که در مجموعه‌ی بازی تاج و تخت منقرض شده بودند و وجود نداشتند. یکی از تأثیرگذار‌ترین این افراد، آتو هایتاور نام دارد که می‌توان از اون به نام شخصیت منفی قصـه نیز یاد کرد. با ما دنبال باشید تا به حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند بپردازیم.

او یک شوالیه است

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق پنهان شخصیت آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

شوالیه‌ها یکی از معتبرترین شخصیت‌ها در هفت پادشاهی و دنیای جورج آر. آر. مارتین هستند. اکثر جنگجویان، به امید رسیدن به ارزش فراوان داشتن و مبارزه برای یک هدف عادلانه می‌خواهند شوالیه شوند. علاوه بر این، شوالیه‌ها به مقام‌ی قابل توجهی در دربار می‌رسند و توانایی‌های بزرگی در مبارزه دارند.

یکی از حقایق پنهان شخصیت آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند این است که آتو هایتاور، در تاریخ جوانی خودش، یک شوالیه‌ی عظیم و یک جنگوجوی زبر دست بوده که توانسته برای خاندان تارگرین مبارزه کند و به همین دلیل است که او رتبه Hand of the King، یا همان دست راست پادشاه را دارد.

آتو در تاریخ نوجوانی‌اش جنگ‌های زیادی را دیده و توانسته در طی زمان طولانی، خودش را به یک شوالیه‌ی زبر دست تبدیل کند. حتی در سریال خاندان اژدها نیز مشاهده می‌کنیم که او، برای بازپس‌گیری تخم اژدها از دیمیون، راهی درگون استون می‌شود.

زیادتر بخوانید:

آتو، عظیم خاندان هایتاور نیست

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

آتو هایتاور پسر دوم و برادر کوچکتر لرد هایتاور عظیم است که در هفت پادشاهی به نام ارباب هایتاور شناخته می‌شود. در سریال خاندان اژدها، برادر بزرگتر او در قلمروی خودشان است و عظیم خاندان، هایتاور‌های سریال می‌باشد. آتو هایتاور، هیچ وقت انتظاری برای به ارث بردن صندلی خانواده‌اش در اولدتاون ندارد و می‌خواهد هدفی عظیم‌تر را دنبال کند و فرماندار هفت پادشاهی بشود.

فرزندان دوم در هفت پادشاهی، موقعیت سختی دارند و فقط در صورتی فرماندار می‌شوند پادشاه بر حق بمیرد و جانشینی نداشته باشد. آتو هایتاور، در طی این اتفاقات، از هوش خود استفاده‌ی کافی را برد و درجه خود را در وستروس پیدا کرد.

آتو چند فرزند دارد

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

سریال خاندان اژدها، یک دختر آتو که آلیسنت نام دارد و همسر دوم پادشاه ویسریس است را علامت می دهد. آتو، طبق همان انس، و خلق اخلاق جاه‌طلبانه‌ای که دارد، تلاش می‌کند او را به پادشاه نزدیک کند و به وسیله‌ی دخترش، به تاج و تخت چشمی داشته باشد. با این حال، او چندین پسر دیگر دارد،  که تاکنون در سریال نیز اون‌ها را مشاهده نکردیم. اگرچه تنها یکی از اون‌ها نقش اصلی را در رقص اژدهایان ایفا می‌کند و امیدوار هستیم که او را مشاهده کنیم.

سِر گواین هایتاور که پسر کوچک آتو است، به دومین فرمانده‌ی شهر دیده‌بان تبدیل می‌شود و به نام جاسوس عمل می‌کند. او به دنبال هر گونه علامت‌ای از بی وفایی نسبت به پادشاه ایگان دوم می‌باشد و تلاش دارد تا همانند پدرش، عمل کند که به دست دیمون تارگرین نیز به کشتن می‌رسد.

زیادتر بخوانید:

او دست راست 3 پادشاه بوده است

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
برترین حقایق شخصیت آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

دست راست پادشاه، یا همان Hand of the King، یک ارزش فراوان داشتن عظیم است که در سریال بازی تاج و تخت، بر دستان ند استارک بود و در سریال خاندان اژدها نیز به دستان آتو. در واقعیت، این موقعیت دشوار می‌باشد و تعداد کمی از مردم می‌توانند اون را داشته باشند. یکی دیگر از برترین حقایق شخصیت آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند این بود که توانست برای 3 پادشاه این عنوان را همراهی کند.

او ابتدا برای پادشاه جهاریس خدمت کرد و در نهایت، پس از جانشین شدن ویسریس نیز، این علامت را نگه داری کرد. اگرچه او به زمان چند سال، از حمل کردن این علامت، توسط ویسریس سلب شد، اما در آینده، برای ایگان دوم نیز، دوباره خدمت کرد و توانست علامت خودش را پس بگیرد که در نهایت به مرگ هر دو منجر شد.

آتو مدتی کوتاه، فرمانروای هفت پادشاهی بود

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

خاندان تارگرین در طول حکومت خود، تصمیمات احمقانه‌ی زیادی می‌گیرند. بسیاری از پادشاهان تارگرین، علاقه‌ای به حکومت ندارند و این در حالی است که برخی دیگر از قدرت خود سوء‌استفاده می‌کنند. پادشاه جهاریس اول، که به نام دوستی‌آور نیز شناخته می‌شد، برای مدتی یکی از بهترین فرمانروایان تارگرین و طولانی‌ترین پادشاهی این خاندان بود که پنجاه و پنج سال بر تخت آهنین نشست. با این حال، مرگ همسر و پسرش، او را به افسردگی عمیقی فرو برد که نتوانست از اون فرار کند.

به همین ردیف، آتو به زمان چند ماه، به نام دست راست پادشاه، فرمانروای وستروس شد. بی‌سابقه نیست که یک دست راست، در دنیای مارتین به طور مؤثر بر هفت پادشاهی حکومت کند و در سریال بازی تاج و تخت نیز شاهد این بودیم. در دوران حکومت پادشاه دیوانه، تایوین لنیستر نقش پادشاه وستروس را ایفا کرد. آتو به همان اندازه قادر به انجام وظیفه بود.

از رینیرا متنفر است

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

شاید خصوصیت جاه‌طلبی او برای به دست آوردن تاج و تخت بود که به جاسوسی علیه رینیرا و عمویش دیمون مجبور کرد، اما در اصل اتفاق، طی اتفاقاتی که چهره می‌دهد و شیطنت‌هایی که رینیرا برای به دست‌آوردن تاج، پس از مرگ پدرش انجام می‌دهد، تنفر آتو را از او زیادتر نیز می‌کند. آتو در ابتدا فقط تلاش دارد که او را از دور خارج کند، اما در طول اتفاق مشاهده می‌کنیم که اون دو، می‌توانند مبارزه‌ای بر سر پادشاهی برگزار کنند.

یکی از بزرگترین دلایل اصلی شروع جنگ رقص اژدهایان است

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند

در طول غیبت آتو از دادگاه پادشاهی، آلیسنت، دخترش گروهی از لردهای وفادار را مأمور می‌کند که از درجه پسرش به نام وارث قانونی ویسریس حمایت کنند. هنگامی که او، پس از مرگ ویسریس به پایتخت دوباره می‌گردد، شروع به مهیا‌سازی تاجگذاری، پسرش یعنی ایگان دوم می‌کند. آتو، آلیسنت و سِر کریستون شانه عاملان اصلی این طرح هستند که پس از مرگ ویسریس، ایگان را تاج گذاری، و عملاً مبارزه‌ی عظیم تاریخ تارگرین‌ها، یعنی رقص اژدها را شروع کردند.

آلیسنت هایتاور، یکی از بهترین شخصیت‌های سریال House of the Dragon است و او همسر دوم پادشاه ویسریس می‌باشد. او زنی مستقل می‌باشد، اما تأثیرات آتو بر او غیرقابل انکار است. او کسی است که بر ادعای ایگان دوم بر تاج و تخت پافشاری می‌کند. به طور کلی می‌توان گفت که دلیل اصلی این جنگ، آتو است.

به دستان رینیرا کشته می‌شود

حقایق آتو هایتاور که فقط طرفداران کتاب می دانند
واقعیت های پنهان آتو هایتاور که فقط طرفداران سریال می دانند

مرگ آتو، به دست رینیرا، یکی دیگر از واقعیت های پنهان آتو هایتاور که فقط طرفداران سریال می دانند است. آتو هایتاور، آنقدر زنده نمی‌ماند که بتواند آخر جنگی را که شروع کرده را ببیند. رینیرا به دنبال دیمون به پایتخت پرواز می‌کنند و کنترل تخت آهنین را به دست می‌گیرند. رینیرا حالا خود را ملکه می‌داند و آتو را خائن می‌داند و سر او را می‌برد. به همین ردیف، آتو اولین نفر از اعدامی‌های رینیرا می‌باشد.

به نام یکی از پایه‌گذاران اصلی این جنگ، منطقی بود که رینیرا ابتدا او را قصاص کند. او هیچ وقت علاقه‌ای به آتو نداشت و احتمالاً می‌خواست که هر چه سریع‌تر از دست او خلاص شود و توانست این کار را هم انجام بدهد.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار سنجیدن شخصیت های خاندان اژدها و بازی تاج و تخت سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]

فیلم کامل مردی که تیغ میخورد آیا واقعی است یا کلک میزند؟

[ad_1]

فیلم کامل مردی که خار میخورد آیا واقعی است یا کلک میزند؟

فیلم کامل مردی که تیغ میخورد آیا تیغ خوردن این مرد واقعی است یا کلک میزند؟ مرد میانسالی که اقدام به خوردن تیغ میکند ما را به یاد شتر می اندازد 🙂

فیلم مردی که تیغ میخورد

او خارهای تیز و خشک را در دهان میگذارد و میخورد بدون اینکه دهانش زخم شود! شاید برخیه خیال کنند که این ویدیو جعلی است و یا حقه ای در کار این مرد است اما اینگونه نیست او واقعا تیغ میخورد و بدون اینکه زخمی شود!

تیغ خوردن او برای بسیاری از ما شگفت آور است اما از اینگونه افراد کم ندیده ایم! ویدیویی از یک مرد ایرانی منتشر شده بود که روغن موتور ماشین میخورد بدون اینکه مشکلی برای دستگاه گوارش او نزد بیاید.

البته ناگفته نماند که دستگاه گوارش این افراد صدمه میبیند و سپس از گذشت مدتی با بیماری ها مختلف رو به رو میشوند.

این مرد میگوید که از کودکی تیغ میخورده است و به این کار انس کرده است .

این در حالیست که تنها موجودی که این کار را میتواند بکند شترها هستند که در بیابان زندگی میکنند و شرایط جسمانی انها را پروردگار به گونه ای خلق شده که بتواند خارها را هضم کند اما اینکه معده این مرد چگونه خارها را هضم میکند سوالیست که ذهن همه ما وجود دارد.

علاوه بر اینکه معده او چگونه خارها را هضم میکند سوال مهمتر این است او چگونه خارها میجَود بدون اینکه دهانش زخمی شود!!

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان:

[ad_2]

اسماعیل سعادت مردی که دفعات ترک تحصیل کرد و علامت درجۀ یک علم گرفت، که بود؟ 

[ad_1]

در این مطلب به توضیحاتی درباره اسماعیل سعادت مردی که دفعات ترک تحصیل کرد و علامت درجۀ یک علم گرفت، پرداخته شده است.
به شرح صفحه اقتصاد، دلیل درگذشتش را جایی ننوشته‌اند اما همکارانش در فرهنگستان زبان و ادب فارسی می‌گویند که پس از عمل جراحی، به آمبولی مبتلا شد و در پی اون در دوازدهم شهریورماه ۱۳۹۹ از دنیا رفت؛ الآن دومین سالروز فوت کرد اسماعیل سعادت، نویسنده، آسیبشناس و مترجم فقید، است.

او متولد ۱۳۰۴ در خوانسار بود و تحصیل را در مدرسه با خواندن طوطی‌وار این شعر از روی یک کتاب درسی که «پنج‌اَلحمد» (به خوانساری: پِنجِلحَم) نام داشت شروع کرد: «بس مبارک بود چو فر هما/ اول کارها به نام خدا».

می‌گفت پس از این‌که «پنج‌اَلحمد» و عم‌جزو را در مدرسه مقدماتی تمام کرد و با قرائت قرآن دوست شد، به مدرسه دیگری رفت که ملای اون مردی روحانی بود رفت و نوشتن را در این مدرسه یاد گرفت.

سعادت می‌گوید که «اون روزها کاغذ به فراوانی امروز نبود. به پول اون روز گران بود، ما بچه‌های کوچک‌تر روی لوح فلزی ، مشق می‌نوشتیم. سپس از اینکه معلم مشق ما را می‌دید، اجازه می‌داد که اون را بشوییم. خارج مدرسه جوی آبی بود که ما با اجازۀ معلم کنار اون می‌رفتیم و لوح‌هامان را می‌شستیم. این یکی از تفریح‌های ما بود که به ما امکان می‌داد که چند دقیقه‌ای از اتاق درس خارج بیاییم و نفسی جدید کنیم، اتاق درس نیمه‌تاریک و دلگیر و پر از قیل و قال بود.»

سعادت در بین شاگردهای دیگر، مخصوصاً در کلاس‌های پنجم و ششم دبستان، که همه درشت هیکل بودند، از معدود شاگردهای کوچک‌اندام بود اما درس‌هایش را خوب یاد می‌گرفت.

به گفتۀ خودش، دورۀ ابتدایی را در سیزده‌سالگی، یعنی در سال تحصیلی ۱۳۱۷-۱۳۱۶ تمام کرد ولی در خوانسار، سپس از دورۀ ابتدایی، دیگر دبیرستان نبود و ناچار ترک تحصیل کرد. پدرش سال‌ها نزد، هنگامی که در حدود شش سال داشت، فوت کرده بود و اختیارش دست وصی‌ش و بستگان نزدیکش بود. یک سال سپس، کلاس اول دبیرستان در خوانسار تشکیل شد و او جزو اولین شاگردهایی بودم که نام‌نویسی کرد.

 

امروز از اسماعیل سعادت ترجمه‌های متعددی از زبان فارسی به یادگار مانده است، این درحالی‌ست که او نزد از این‌که فرانسه را در دبیرستان یاد بگیرد، نزد خودش فرانسه می‌خواند؛ از روی کتاب خودآموزی که دایی‌اش دنبال با یک فرهنگ لغت از تهران آورده بود.

او از سرلوحۀ خودش در این زمینه چنین یاد کرده: «مرحوم عبدالله توکل تعریف می‌کرد که فرانسه را نزد خودش از روی ورق‌های کاغذی یاد می‌گرفته است که قصاب محل‌شان گوشت روزانۀ آنها را لای اون می‌پیچید و روی آنها لغات فرانسه با معنی آنها چاپ شده بود. می‌گفت کاغذ را با آب پاکیزه می‌کردم و سپس خشک می‌کردم و از روی آنها با کلمات فرانسه و معنی آنها دوست می‌شدم. من هم فرانسه را نزد خودم می‌خواندم، ولی در خوانسار هیچ‌کس نبود که فرانسه بداند. من الفبای فرانسه را از روی خودآموز یاد گرفتم. ولی کلمات را به غلط تلفظ می‌کردم. خیال می‌کردم که با خودآموزی می‌توان فرانسه یاد گرفت. هنگامی که به دبیرستان رفتم متوجه شدم که آنچه یاد گرفته‌ام فرانسه نیست.»

زمانی که سعادت به سال سوم دبیرستان رسید، این دوره در خوانسار دایر نشد، می‌گفتند دولت بودجه ندارد و برخی از پدرها به مرکز تلگراف زدند و درخواست گشایش کلاس سوم را کردند ولی موافقت نشد.

اسماعیل سعادت در روایت زندگی خود، دفعات به این نشانه که در خانواده‌اش با ادامۀ تحصیل او مخالف بودند و به گفتۀ او، مخالفت‌شان نیز از روی مصلحت‌اندیشی بود، به تجربه دیده بودند که سواد آدم را به جایی نمی‌رساند. می‌خواستند او هرچه زودتر درون کسب‌وکار پدرش بشوم و مسوولیت ادارۀ خانواده‌اش را به وظیفه بگیرم، چون فرزند عظیم‌تر بود. ولی او مقاوم با شادی درس خواندن بود. و سرانجام، برخلاف میل عظیم‌ترها به اصفهان رفت و در دبیرستان خردمند نظامی که دانشسرای مقدماتی ضمیمۀ اون بود نام نویسی کرد و اون سال تحصیلی را در اصفهان گذراند. پس از امتحان سیکل اول به خوانسار برگشت و دوباره با مشکل مخالفت عظیم‌ها با ادامۀ تحصیل مواجه شد.

در سال تحصیلی ۱۳۲۴-۱۳۲۳ از دانشسرای مقدماتی تهران راحت‌التحصیل شد. سپس به خوانسار رفت. قصدش این بود که در خوانسار بماند و همانجا آموزگاری کند. ولی منصرف شد. به تهران آمد و حکم آموزگاری گرفت و در  تهران مشغول تدریس شد.

سعادت می‌گوید که تصمیم داشت سپس از موفقیت در امتحانات ششم ادبی حقوق بخواند، ولی هنگامی که نتیجه امتحانات را اعلام کردند اسم او در فهرست قبولی‌ها نبود. به دفتر هیات ممتحنه مراجعه کرد و گفت که به نظرش باید قبول شده باشد. یکی از مواد امتحانی تاریخ تمدن بود، گفتند که ورقۀ او در بین اوراق امتحان تاریخ تمدن نیست. ولی شکل وجود و غیاب شرکت‌کنندگان در امتحان علامت می‌داد که در امتحان اون ماده وجود داشته است. در نهایت اجازه دادند که ورقۀ خود را از بین اوراق پیدا کند؛ دو روز جست‌وجو کرد و سرانجام اون را پیدا کرد. او با جوهر سبز نوشته بود و اتفاقاً داوطلب دیگری هم با جوهر سبز نوشته بود. این دو ورقه را با هم سنجاق کرده بودند و به هر دو یک نمره داده بودند و اون نمره را هم به حساب اون دواطلب گذاشته بودند. در نهایت، ورقۀ اسماعیل سعادت را جدا کردند و نمرۀ خوبی به او دادند و قبول شد. اما در این فاصله، امتحان کنکور حقوق برگزار شده بود و او از شرکت در اون محروم شده بود.

او ادامۀ اتفاق را چنین روایت کرده است: «تنها رشته‌ای که سپس از حقوق مورد علاقۀ من بود، زبان خارجه بود. در کنکور اون شرکت کردم و قبول شدم. به این نظم این اتفاق دلیل شد که من به راه دیگری از زندگی کشیده شوم.»

 

اسماعیل در سال‌های پایانی عمر خود، عضو شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و مدیر گروه دانشنامۀ تحقیقات ادبی  فرهنگستان زبان و ادب فارسی و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود.

«زندگی میکل آنژ» از رومن رولان، «تلخ‌کامی‌های سوفی» از کنتس دوسگور، «ایزابل» از آندره ژید، «کشفیات نوین در جاری‌پزشکی» از کلیفورد آلن، «شیر و جادوگر» از سی‌. اس‌. لویس، «عصر بدگمانی» از ناتالی ساروت، «اخلاق» از جورج ادوارد مورچه، «مونتنی» از پیتر برک، «اسپینوزا» از راجر اسکروتن، «در کون و فساد» از ارسطو، «ژان غرغرو و ژان خنده‌رو» از کنتس دوسگور، «تاریخ فلسفۀ قرن هجدهم» از امیل بریه، «گفتارهایی دربارۀ رسالت دانشمند» از یوهان گوتلیب فیشته و… تنها بخشی از ترجمه‌های او هستند.

اسماعیل سعادت برندۀ جایزۀ بهترین ترجمه برای ترجمۀ کتاب «زن‍دگ‍ی م‍ی‍ک‍ل اون‍ژ» در سال ۱۳۳۴ و در همان سال برندۀ جایزۀ ممتاز مجلۀ «سخن» شد. او علامت درجۀ یک علم به‌عنوان برگزیدۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و همچنین جایزهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (نوزدهمین دوره) برای ترجمۀ کتاب «در آسمان» را نیز دریافت کرده است.

منابع:

با کیمیای سعادت، کتاب ماه ادبیات و فلسفه اردیبهشت، ۱۳۸۰، شمارۀ ۴۳

مرواریدِ فکر: مصاحبهٔ تاریخ شفاهی با اسماعیل سعادت، مصاحبه، تدوین و مطالعه: پیمانه صالحی. تهران، سازمان اسناد و کتابداریٔ مردمی جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم.

منبع: ایسنا

 

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

راز انگلیسی سخن زدن مردی که قاطر اجاره میدهد افشا شد [+فیلم باحال انگلیسی سخن زدن]

[ad_1]

راز انگلیسی سخن زدن مردی که قاطر اجاره میدهد افشا شد. با تسلط شگفت آور به زبان انگلیسی در راه قله دماوند، قاطر اجاره می‌دهد. در ادامه دنبال جونی باشید.

فیلم انگلیسی صحبت کردن پیرمردی که الاغ و قاطر اجاره میدهد در دماوند مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است.

راز انگلیسی سخن زدن مردی که قاطر اجاره میدهد

تسلط شگفت آور به زبان انگلیسی در راه قله دماوند [+فیلم باحال انگلیسی حرف زدن]

تسلط عجیب به زبان انگلیسی در مسیر قله دماوند, انگلیسی حرف زدن پیرمرد
تسلط شگفت آور به زبان انگلیسی در راه قله دماوند, انگلیسی سخن زدن پیرمرد

عمو مسعود، مردی که در دماوند قاطر اجاره میداد و ویدئویی از او که به زبان انگلیسی گفتگو می‌کرد پربازدید شده بود راز انگلیسی سخن زدنش را بیان کرد و گفت:

حدود ۳۷ سال است که در این منطقه مشغول به کار هستم. طی ۱۷ سال از توریست‌های خارجی زبان انگلیسی را یاد گرفتم.

در ادامه میتوانید فیلم راز انگلیسی سخن زدن مردی که قاطر اجاره میدهد را از جونی دید کنید:

پیرمردی بی سوادی که در دامنه رشته کوه های دماوند به اجاره قاطر برای ایاب و ذهاب میپردازد به دلیل اینکه مراجعه کننده ها توریست هستند به زبان انگلیسی مسلط شده است و با توریست ها به زبان انگلیسی صحبت میکند که همین امر مورد توجه قرار گرفته است. دَماوَند کوهی در شمال ایران و استان مازندران است که بلندترین کوه ایران و غرب آسیا، بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه است و سومین آتشفشان بلند در نیمکره شرقی (پس از کوه کلیمانجارو و کوه البروس ) است.

نمایی خوشگل از کوه دماوند:

تسلط عجیب به زبان انگلیسی در مسیر قله دماوند, انگلیسی حرف زدن پیرمرد
تسلط شگفت آور به زبان انگلیسی در راه قله دماوند, انگلیسی سخن زدن پیرمرد

دماوند در پاره مرکزی رشته کوه البرز در جنوب دریای مازندران جای دارد. این کوه از دیدگاه تقسیمات کشوری، در قسمت لاریجان در شهرستان آمل در استان مازندران قرار دارد. این کوه به وقت صاف و آفتابی شدن هوا، از شهرهای تهران، ورامین، قم و همچنین کرانه‌های جنوبی دریای خزر قابل رؤیت است.

در ادامه میتوانید فیلم انگلیسی صحبت کردن عمو مسعود را ببینید: 

اخبار زیادتر:

[ad_2]

فیلم| انگلیسی صحبت کردن مردی که در دماوند قاطر اجاره می دهد!

[ad_1]

به شرح سرویس منهای فوتبال؛ فیلم منتشر شده از انگلیسی صحبت کردن مردی که در دماوند قاطر اجاره می دهد بازتاب پهناور ای در اینستاگرام داشته است.

در این فیلم که به یکی از پربیننده ترین ویدیوها در شبکه های اجتماعی تبدیل شده، مکالمه تلفنی یک مرد که در دماوند قاطر اجاره می دهد با توریست های خارجی به زبان انگلیسی را ببینید.

  • زیادتر ببینید:
  • کشتار سگهای گندک دماوند صدای حامیان حیوانات را درآورد؛ ماجرای سگ کشی چیست؟

فیلم انگلیسی صحبت کردن مردی که در دماوند قاطر اجاره می دهد که در اینستاگرام منتشر شده است را دید کنید.

بازنشر محتوای شبکه های اجتماعی تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در اون الزاما بازتاب دیدگاه رسانه دیلی فوتبال نیست.

انگلیسی صحبت کردن مردی که قاطر اجاره می دهد

اینستاگرام دیلی فوتبال

 



[ad_2]