[ad_1]
صفحه اقتصاد– «تورم»، افزایش بی رویّه و مستمر عمومی سطح قیمت کالاها و خدمات مختلف بوده و وجود نرخ تورم بیش از 3 یا 4 درصد، دلیل فقر مردم و خصوصاً افراد کم حقوق می شود. «نرخ تورم» نیز، یک شاخص اقتصادی است که نوسانات قیمتی حدود 400 کالا و خدمت سبد مصرفی خانوارها را به طور ماهیانه و سالیانه، اندازه گیری می کند. از سو دیگر، گفته می شود افزایش و «رشد نقدینگی»، عامل بروز تورم است.
در حالی که بر پایه قانون برنامه پنجساله ششم توسعه (1400- 1396) و با یک سال تمدید این برنامه برای سال 1401، نرخ تورم در شرایط فعلی باید حدود 7 درصد و نرخ رشد نقدینگی حدود 17 درصد باشد، در عمل الان نرخ تورم 41 درصد و نرخ رشد نقدینگی 34 درصد است.
با توجه به هدفگذاری جدید بانک مرکزی برای تحقق نرخ رشد 30 درصدی نقدینگی در سال 1401، «صفحه اقتصاد» با پزشک مرتضی افقه (اقتصاددان)، در مورد چالش های تحقق این هدفگذاری گفتگو کرده است. افقه، مدتی معاون استانداری خوزستان بوده و دکترای اقتصاد از «دانشگاه بیرمنگام» بریتانیا دارد.
*****
*در قانون برنامه پنجساله ششم توسعه که اجرای اون از سال 1396 شروع شد اهداف مشخصی از جمله در مورد نرخ تورم، رشد نقدینگی و حجم نقدینگی در نظر گرفته شده. از طرفی، با توجه به این که هنوز برنامه هفتم توسعه تهیه نشده، اجرای برنامه ششم توسعه برای سال 1401 و به وقت یک سال ادامه پیدا کرده است.
اخیراً آقای پیرهادی نماینده مجلس گفت که 70 درصد از اهداف برنامه ششم توسعه پژوهشگر نشده. در عین حال، در همین روزهای اخیر آقای صالح آبادی رئیس کل بانک مرکزی یک نرخ هدف برای رشد نقدینگی در سال 1401 اعلام کرد.
با برنامه های پنجساله توسعه قرار بر این است که ما با نرخ رشد اقتصادی 8 درصدی در سال به توسعه برسیم. با این حال، برای چی نمی توانیم به اهدافی که تعیین کرده ایم برسیم و در عمل هم نرسیده ایم؟
-به نظر من، اگر به این اهداف می رسیدیم جای تعجب داشت. به طور کلی، ما در برنامه های پنجساله توسعه و هر چقدر به امروز نزدیک تر می شویم فقط برخی آرزوها و ایده آل های خوشگل را در برنامه ها می نویسیم. آشکار در سرزمین ما نوشتن جمله های خوشگل شیوه شده و البته نوشتن این نوع نوشتن ها از قانون اساسی شروع شده.
به غیر از شش برنامه پنجساله توسعه که تا به امروز اجرا شده اند، ده ها سند بالادستی دیگر هم نوشته ایم و خصوصاً گل سرسبد آنها سند چشم انداز 20 ساله سرزمین است که در اون برخی آرزوها را نوشتیم بدون این که هم ابزارها و بسترهای واجب را بشناسیم و هم این که آنها را آماده کنیم.
شاید تصور این است که اگر در یک برنامه توسعه چیزی نوشتیم، به سو اون نیز حرکت می کنیم. صحیح همانند این است که فتح قله دماوند را هدفگذاری کنیم، اما بخواهیم این کار را با ساده ترین ابزار انجام بدهیم و در راه صعود هم بین اعضای گروه صعود کننده، درگیری نزد بیاید.
البته با اهدافی که در برنامه های پنجساله توسعه، تعیین کرده ایم به «توسعه» به معنای واقعی نمی رسیم و از طرفی، نباید «رشد اقتصادی» را با «توسعه»، اشتباه بگیریم. در ضمن، همان رشدی که در برنامه های پنجساله توسعه در نظر گرفته شده، با اتکاء به درآمدهای نفتی است.
از نظر من، توسعه زمانی تحقق پیدا می کند که تولید مردمی، افزایش رفاه و رواج اقتصادی، با استفاده از فکر و فکر نیروهای نخبه سرزمین باشد و نه با فروش و حقوق نفت. حتی اگر با فروش نفت، به رشد اقتصادی 8 درصدی برسیم، ابداً هُنر نیست. هر چند که با استفاده از همان درآمدهای نفتی به رشد اقتصادی 8 درصدی هم نرسیدیم.
اتکای بیشتر برنامه های پنجساله توسعه، به منابعی به غیر از انسان است. در صورتی که توسعه به معنای واقعی که پایدار و فراگیر شود، زمانی است که متکی به فکر و فکر نیروهای داخلی باشد و اون هم متکی به تخصص و تحقیق و مطالعه باشد.
بنابراین، اولاً هدف توسعه را اشتباه گرفته اند و فقط برخی اعداد و ارقام را به نام هدف می نویسند. دوم این که الزامات تحقق این اهداف را آماده نمی کنند، یا زیر بار الزامات آنها نمی روند. اگر قرار است ما حتی به رشد اقتصادی 5 درصدی نیز برسیم، باید اندوخته گذاری انجام شود، تولید افزایش پیدا کند و توزیع حقوق اتفاق بیفتد که رفاه همزمان با رشد اقتضادی پژوهشگر شود.
در غیر این شکل، هدفگذاری نرخ رشد اقتصادی 8 درصدی، بدون این که توزیع حقوق اتفاق بیفتد، دوباره هُنر نیست. برای این که اندوخته گذاری در سرزمین انجام شود، یک نزد نیاز مهم این است که ثبات و راحتی وجود داشته باشد.
با توجه به وابستگی سرزمین ما به درآمدهای نفتی و در ادامه، وابستگی فراوان سرزمین به معامله خارجی، مهم ترین شرط این است که در روابط الملل ما، تنش نباشد و راحتی باشد یعنی باید روابط بین الملل در حد اعلای خودش باشد. به هر حال، یک اندوخته گذار، حداقل باید دو دهه نزد رو را خوش بینانه و مثبت ببیند تا اقدام به اندوخته گذاری کند.

*الان صادرات نفتی ایران، همانند سال های پُررونق نیست و برای تحریم، درآمدهای ارزی کمتری نتیجه می شود. در این وضعیت، آیا در این حال، می شود زمینه ای آماده شود که از نیروهای انسانی سرزمین به نحو مطلوب استفاده کنیم و از اندوخته موجود در جامعه هم به شکل مطلوب استفاده کنیم تا به توسعه همه جانبه و رفاه برسیم؟
-شرط اولیه این است که ما دید محدود به نیروهای انسانی نداشته باشیم ولی در سرزمین ما یک نوع دید ویژه و محدود، در مورد انتخاب و انتصاب نیروها وجود دارد و با وجود این شرایط، نمی توانیم به توسعه مورد نظر برسیم.
از ابتدای انقلاب تا به امروز، چند بار شوک های کاهش درآمدهای نفتی را داشته ایم و هر کدام از آنها می توانست زمینه ای باشد که به نیروهای خودمان با ارزش و مهم بودن بدهیم و نه این که به درآمدهای نفتی اتکاء کنیم. ما در سال 1365 یک شوک نفتی و کاهش درآمدهای نفتی را داشتیم که منجر به اتمام جنگ و پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران شد.
در سال 1377، دوباره کاهش درآمدهای نفتی اتفاق افتاد و در دهه 90 هم بالا و نشیب های زیادی در این زمینه داشتیم ولی در هیچکدام از این دوره ها، به این سو نرفتیم که از نیروهای متخصص موجود در سرزمین استفاده کنیم.
به هر حالت، در انتخاب و انتصاب مدیران سرزمین، دایره شاخص ها محدود شده و در استخدام نیروها، محدودیت های زیادی در نظر گرفته می شود. همین وضع، دلیل شده تعداد زیادی از نیروهای سرزمین ما که می توانند در فرآیند توسعه مشارکت کنند، به جای نفت تولید مردمی را افزایش بدهند و ثروت تولید کنند، از سرزمین خارج شوند یا اگر در درون سرزمین بمانند منزوی و افسرده شوند.
ما با درآمدهای این سرزمین، نیروهای زیادی را آموزش می دهیم و به متخصص تبدیل می شوند ولی زمانی به مرحله استفاده برداری می رسند، به همان کشورهایی مهاجرت می کنند که ما آنها را دشمن می پنداریم.

*در برنامه پنجساله ششم توسعه، هدفگذاری شده که متوسط نرخ رشد نقدینگی به 17 درصد در سال کاهش پیدا کند و متوسط نرخ تورم باید 8 درصد باشد. فعلاً نرخ تورم 41 درصد است و در همین شهریور امسال، آقای صالح آبادی رئیس بانک مرکزی گفته که رشد نقدینگی در سال 1400 حدود 42.8 درصد بوده و الان به 34.9 درصد رسیده است.
در عین حال، رئیس بانک مرکزی هدفگذاری کرده که نرخ رشد نقدینگی در سال 1401 به 30 درصد کاهش پیدا کند. آیا با این هدفگذاری، بانک مرکزی بلند پروازانه اقدام نکرده و نزدیک به واقعیت ها هدفگذاری کرده است؟
-برخی افراد، فقط اقتصاد خوانده اند و اقتصاد را درک نکرده اند، یعنی فقط برخی محفوظات دارند. آقای رئیسی، تحت تاثیر همین افراد اقتصاد خوانده، تمرکز اصلی خودش را بر کنترل و کم کردن نقدینگی گذاشته است.
متاسفانه ما می توانیم از راه همین سیاست های نامناسب پولی و کاهش نقدینگی و مالیات، پول را از جیب مردم خارج بکشیم، یعنی همین کارهایی که الان انجام می دهند. به طور طبیعی، زمانی مردم پول نداشته باشند که در بازار، تقاضای خرید داشته باشند، در واقعیت فقر را تحمیل کرده ایم. در این حالت، صحیح نیست که بگوییم تورم کم شده.
الان نرخ افغانستان، پایین است ولی رفاه هم در این سرزمین در سطح بالایی نیست. بنابراین، هدف ما باید افزایش رفاه مردم باشد و اگر چه تورم باید کاهش پیدا کند، اما همزمان با افزایش رفاه، باید تورم کم شود.
اگر ما مردم را از راه همین سیاست های پولی و مالی، فقیر کنیم که امسال اِعمال می شود، مردم دیگر نمی توانند نیازهای خودشان را تامین کنند و دیگر نمی توانند تقاضای خرید داشته باشند. اگر این سیاست ها دلیل شود مردم نتوانند نیازهای خودشان را تامین کنند و نتوانند در بازار تقاضا داشته باشند، طبیعی است که تقاضا کم شده و تورم کم می شود.
بنابراین، این نوع کاهش تورم، هنر نیست برای چی که این نوع کاهش تورم، افتادن از اون سو پشت بلندی است. این نوع کنترل تورم، دلیل می شود رکود اقتصادی و بیکاری در جامعه ما افزایش پیدا کند. بر این پایه، این نوع هدف گیری ها اشتباه هستند.
*به نظر شما، کنترل نقدینگی در شرایط فعلی ضرورت دارد یا نه؟
-اصولاً نقدینگی، یکی از مولفه هایی است که باید کنترل شود و کاهش پیدا کند ولی ساختارهای فرماندار بر بوروکراسی سرزمین، نقدینگی زا هستند و به همین سبب، ما نمی توانیم نقدینگی را از یک حدی کمتر کنیم. برای چی که بودجه خواران ما فراوان شده اند و برخی از آنها به افزایش تولید ناخالص داخلی نیز کمک نمی کنند.
بانک مرکزی، اخیراً رشد نقدینگی را کم کرد، اما بانک های تجاری شروع به تزریق نقدینگی کردند. برای این که فضای موجود، نقدینگی طلب می کند. ما اگر می خواهیم تورم را همزمان با افزایش رفاه کنیم، الان شرایط ما همانند کشورهای پیشرفته نیست که ریشه تورم در سو تقاضای بازار باشد.
الان ریشه تورم سرزمین ما، عمدتاً در سو عرضه هست، یعنی عرضه باید خودش را به تقاضا برساند. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، میزان تولید مطابق با برنامه بوده و متناسب با نیازهای مردم است.
در اون کشورها، گاهی زمان برای اِشکالاتی که در اجرای سیاست ها نزد می آید، تقاضا افزایش پیدا می کند ولی در اون حالت با سیاست های پولی و مالی، تقاضا را کم می کنند.
به همین سبب، کم کردن تقاضا در اون کشورها پاسخ می دهد، اما در سرزمین ما، متاسفانه این طور است که همان کارها را برای خودمان تجویز می کنیم. در حالی که اگر ما به سو افزایش تولید نرویم، تورم کاهش پیدا نمی کند مگر با تزریق و تحمیل فقر به مردم.

*در سرزمین ما کارهای تولیدی رواج ندارد و جذابیت و سودآوری زیادی در کارهای دلالی و واسطه گری وجود دارد. آیا با مالیات بر عایدی اندوخته از جمله مسکن، ماشین و سکه، ممکن است کاری کرد که نقدینگی و پول به سو قسمت تولید برورد؟
ما نمی توانیم با این نوع مالیات گرفتن، برای قسمت تولید جذابیت ساختن کنیم. اولاً برخی افراد، اَبَرثروتمند و اَبَرپولدار شده اند و حتی اگر جریمه یا مالیات هم بدهند، به راحتی قادر هستند شرایط ساختن شده را دور بزنند.
واقعیت این است که تولید در سرزمین ما پُرهزینه هست و کسی که درون قسمت تولید می شود، به طور مطلوب تشویق نمی شود. اینقدر ساختارهای ضد تولید و ضد توسعه، در سرزمین ما فعال هستند که افراد علاقه مند به کارهای تولیدی، با برخوردهای دولت، خسته و فرسوده می شوند.
در حالی که قسمت های دلالی و غیر مولّد، این طور نیستند و یک سبب اون، این است که این کوشش ها، زودبازده هستند. دوم این که کوشش های غیر تولیدی، سود بالایی دارند و سوم این که به راحتی از نظارت های دولتی همانند پرداخت مالیات و بیمه، فرار می کنند. بنابراین و با این شرایط، طبیعی است که نقدینگی به سو کوشش های غیر تولیدی برود.
گاهی زمان، میزان نقدینگی در سرزمین ما فراوان نیست ولی هر چقدر نقدینگی را کم کنیم، همان مقدار نقدینگی کم، به سو کوشش های غیر مولد می رود. بنابراین، من فکر می کنم که ما هنوز زندانی نسخه های نامتناسب برای اقتصاد سرزمین هستیم.
در حال آماده، افراد دلال منتظرند که ببینند کدام قسمت غیر مولد می تواند سود آنها را تامین کند و در نتیجه نقدینگی را به آنجا ببرند. قسمت تولید در شرایط فعلی و به دلایل مختلف از جمله تنش های داخلی و بین المللی، نمی تواند نقدینگی موجود را جاذبه کند.

*یک گفت و گو این است که یک راه مهار تورم، کنترل نقدینگی است. در عین حال، ما می دانیم که طبق قانون برنامه ششم نرخ تورم باید به 7 درصد می رسید ولی الان 41 درصد است. از طرفی، آقای صالح آبادی، رئیس بانک مرکزی هم، مهم ترین کارها این بانک برای کنترل تورم را «کنترل رشد پایه پولی و نقدینگی»، «تنظیم رابطه دولت با بانک مرکزی» و «مدیریت انتظارات تورمی» اعلام کرده است.
بر پایه گفته آقای صالح آبادی، الان نرخ رشد نقدینگی 34.9 درصد است که همین رقم اعلام شده توسط ایشان، دو برابر رقم هدفگذاری شده در قانون برنامه ششم توسعه است. به نظر شما در وضعیت فعلی، برای این که وضعیت ما بدتر نشود و فشار اقتصادی بیش تری به مردم درون نشود، در کوتاه وقت چه راهکاری وجود دارد؟
-ابداً من این سخن را قبول ندارم که عامل ساختن تورم سرزمین ما، نقدینگی است. اگر هم عامل ساختن تورم، نقدینگی است برای چی جستجو ریشه نقدینگی نمی روند. ریشه افزایش نقدینگی که معمولاً توسط بانک مرکزی انجام می شود کسری بودجه دولت است.
اگر ما نقدینگی را کم کنیم ولی همچنان کسری بودجه داشته باشیم، کنترل نقدینگی امکان ندارد. برای مثال، اخیراً دولت از منابع بانک مرکزی کمتر استفاده کرده ولی به جای اون، از منابع بانک ها استفاده کرده و نقدینگی واجب تزریق شده است. بنابراین، دولت باید کسری بودجه را کاهش بدهد.
اگر دولت بخواهد کسری بودجه را کاهش بدهد، باید تعداد نان خورهای زائد خودش را کم کند و در بلند وقت هم، باید به سو افزایش استفاده وری برود. بخشی از این کسری بودجه، به سبب ناکارآمدی نظام اداری و اجرایی و کل حاکمیتی است که بودجه می گیرند.
*بانک ها هم در خلق نقدینگی نقش دارند. در مورد بانک ها و برای کاهش نقدینگی چه کارهایی را می توان انجام داد؟
-به بانک ها و خصوصاً بانک های خصوصی مجوز داده شده ولی بانک ها به نام بنگاه اقتصادی، به دنبال حداکثر کردن سود هستند. من کار بانک ها را توجیه نمی کنم ولی زمانی که بانک ها می بینند قسمت تولید، سودآور نیست متاسفانه پول مردم را با دادن سود سپرده بالا جاذبه می کنند و سپس هم این پول را صرف خرید زمین و املاک کرده و از این راه سوداگری می کنند.
به هر حال، بانک ها به دنبال افزایش سود خودشان هستند. در مجموع، بانک ها از عوامل افزایش نقدینگی و تورم هستند و متاسفانه بانک ها و مخصوصاً بانک های خصوصی، به جای این که اندوخته های مردم را به سو قسمت های تولیدی و مولّد، سوق بدهند، به سو سوداگری بُرده اند. به نظر من، سوداگرترین شرکت ها و بنگاه های سرزمین ما، همین بانک های خصوصی هستند.
همچنین رئیس بانک مرکزی، گفته که رشد پایه پولی در سال قبل 42 درصد بوده و الان به 26 درصد رسیده است.
[ad_2]





