[ad_1]
تولد مایا گرگ قطبی پشمالو پیشرفت بزرگی در حفاظت و آموزش حیوانات وحشی و در خطر انقراض است.
به شرح وقت سحر به تعریف از زومیت؛ مایا گرگ قطبی پشمالو با چشمان درشت مانند به تمام تولههای عادی است. بااینحال، او در آزمایشگاهی در پکن مانندسازی شد و از یک مادر جایگزین، سگی از نژاد بیگل به دنیا آمد.

نشریه تلگراف شرح میدهد، این اولین اقدام علمی است که میتواند در آیندهای نزدیک به نجات گونههای در خطر انقراض سراسر دنیا کمک زیادی کند. در مانندسازی مایا از روشی مانند به دالی استفاده شد. دالی گوسفند مانندسازی شدهای بود که در سال ۱۹۹۶ در اسکاتلند به دنیا آمد.
دانایان سلولهای پوست یک گرگ ماده ۱۶ ساله را گرفتند و درون تخمکهای یک سگ بیگل (که نزد از این از محتویاتش تخلیه شده بود) کاشتند. تخمک و سلولهای اهدایی با هم ترکیب شدند و جنینی را شکل دادند که بعدا به مادر جایگزین منتقل شد.
مایا در ماه ژوئن (خرداد) متولد شد، اما محققان شرکت بیوتکنولوژی سینوژن تصمیم گرفتند ۱۰۰ روز چشم به راه بمانند تا از سلامت او اطمینان نتیجه کنند. حال محققان این شرکت ویدئویی از بازی توله گرگ با مادرش را منتشر کردهاند. مه جیدونگ، مدیر عامل شرکت سینوژن در این رابطه گفت که تولد مایا پیشرفت بزرگی در حفاظت و آموزش حیوانات وحشی و در خطر انقراض است.
پیشرفت بزرگی در حفاظت و آموزش حیوانات وحشی
جیدونگ در ادامه مایا را نخستین مورد مانندسازی شده از نوع خود در دنیا فهمید و افزود که محققان شرکت سینوژن پس از دو سال تلاش شبانهروزی برنده شدند گرگ قطبی را به سلامت مانندسازی کنند. جیدونگ در قسمت دیگری از صحبتهای خود گفت: «از شروع پروژه در سال ۲۰۲۰ تا تولد توله گرگ در ژوئن سال جاری بر مشکلات بسیاری فایق آمدیم و الآن که به قبل دید میکنیم، میدانیم که ارزشش را داشت.»
گرگ قطبی که به گرگ سفید و گرگ شمالگان نیز معروف است، زیرگونهای از گرگ خاکستری است که بومی سرددشتهای نواحی قطبی آمریکای شمالی و گرینلند است. هرچند اتحادیه بینالمللی حفاظت از دنیا گرگهای قطبی را در دسته گونههای در خطر انقراض دستهبندی نمیکند، بااینحال، این روش میتواند برای کمک به سایر جانوران در خطر انقراض همچون گرگهای خاکستری مکزیکی یا گرگهای قرمز به کار رود.
محققان با توجه به نبود گرگهای ماده کافی در اسارت برای انجام آزمایش، ۸۵ جنین را با استفاده از تخمکهای سگ و سلولهای پوست و انتقال اون به ۷ سگ بیگل تهیه کردند.
سگ و گرگ دارای DNA مشترک به حدی هستند که آمیزش بین دو گونه پسزده نشود. بااینحال، ۶ مورد از بارداریها شکست خورد و تنها مایا با موفقیت متولد شد. توله گرگ الآن به دنبال مادر جایگزینش در آزمایشگاه سینوژن در شهر شوژو در شرق چین زندگی میکند و قرار است بهزودی به سایر گرگهای قطبی آماده در پارک هاربین پولارلند ملحق شود. محققان همچنین گفتهاند که صبر میرود در هفتههای آینده دومین گرگ مانندسازی شده نیز به دنیا بیاید.
[ad_2]
نایا گفت که تنها ۱۰ سال داشت که به مردم گفت، روح یک گرگ را دارد و قبل از یافتن اصطلاح تریان، سال های بسیاری را صرف کشف هویت خود کرد. او گفت که در همه سطوح به جز جسمش یک گرگ است، بیشتر زوزه می کشد و زمانی را به شکل داوطلبانه در محل محافظت گرگ ها می گذراند تا با حیوانات ارتباط برقرار کند. «بنابراین از نظر روحی و روانی، من خودم را به نام یک گرگ می شناسم اما می دانم که انسان هستم. من روی دو پا راه می روم، کار دارم، شغل دارم. شریک زندگی من انسان است.»
نایا در مورد هویت خود و اینکه او زنی با روح گرگ است آشکارا صحبت می کند و در نتیجه انتقادهای ظالمانه ای را به جان خریده است، اما دلواپس نیست. او گفت: «دلایل زیادی برای نفرت از یک شخص وجود دارد. اگر قرار است از من متنفر باشید چون چیزی گفته ام که شما را ناراحت خاطر کرده یا کار اشتباهی انجام داده ام، سبب موجهی برای دوست نداشتن من است. اما اگر از من بدتان می آید فقط برای هویتم یا یک ویژگی ای که به شما یا شخص دیگری صدمه نمی رساند، من واقعاً در زندگی ام به شما نیازی ندارم.»
نایا گفت که مردم بیشتر به اشتباه تصور می کنند که او باید مشکلات روانی داشته باشد، اما به شنوندگان اطمینان داد که اینجور نیست. او داوطلبانه در مکانهای محافظت گرگها برای نزدیکتر شدن به همتایانش وقت می گذراند. او میگوید که پیوند او با حیوانات ماوراء طبیعی یا جادویی نیست، بلکه زیادتر مانند یک متخصص عمر وحش است که از آنها نگهداری می کند و در مورد آنها مطالعه میکند.
او بیشتر لباسها و اکسسوریهایی با تم گرگ میپوشد و میگوید که گاهی زمان وقت شرکت در رویدادهای ویژه برای خودش دم و گوش میگذارد.
نایا گفت که هویت منحصربهفرد او در دوستیها و روابطش تفاوتی ساختن نمیکند. او ادعا می کند که گرگ تریان بودن در واقع به او در کارش به نام یک بازپرس کمک می کند. او افرادی را که به حیوانات و کودکان صدمه می زنند، ردیابی می کند. او گفت: «زمانی به دنبال شکارچیان میروم… حس میکنم خوراکی من انسانهایی هستند که کارهای بد انجام میدهند.»






