فال روزانه سه شنبه 5 مهر 1401؛ در خیال زیاده روی نکنید!

[ad_1]

احساساتتان ممکن است امروز شما را به مسیرهای عجیبی ببرد. در حالی که کمی خیال پردازی خوب است، باید برای داشته باشید که زیاده روی می تواند دلیل شود ما واقعیت را نادیده بگیریم.

وقت سحر– فال روزانه سه شنبه 5 مهر 1401 می گوید اگر چیزی وجود دارد که واقعاً خواهانش هستید، حالا می توانید خوف خود را بشکنید و برای رسیدن به اون قدم های جسورانه بردارید.

فروردین

گروه ترجمه وقت سحر: امروز ممکن است حس کنید نیاز دارید از برخی از دوستان نزدیک خود کمک بخواهید. شما نمی خواهید کسی در اطرافتان باشد که شما را از نظر روحی خسته کند. برای افرادی که می توانید به اون‌ها اطمینان کنید وقت بگذارید.

اردیبهشت

اگرچه تلاش می کنید خود را در مکان اجتماعی و کاری خود تثبیت کنید و ایده های خود را مطرح کنید، اما تا حدودی در معرض واکنش های منفی هستید. باید تلاش کنید با مکان اطرافتان هماهنگ باشید.

خرداد

شما باید افکار خصوصی خود را برای خود نگه دارید. این روزها کارهایی انجام می دهید که استعدادهای ویژه شما را آشکار می کند.

برای استفاده بهینه از ذهن و هوش خود، باید انرژی خود را کنترل و متمرکز کنید.

تیر

شما باید عاقلانه از مزیت های تجربه کاری خود که تاکنون به دست آورده اید استفاده کنید و برای خودتان کار کنید نه شخص دیگری.

همچنین امروز نباید اجازه دهید درگیری های محیطی روی شما تاثیر بگذارد.

مرداد

شما باید از تخیل خود استفاده کنید تا زندگی خود را با کیفیت تر و مشغول کننده تر کنید. شما باید ظرفیت خود را بیش از نزد افزایش دهید و موفقیت خود را به دست آورید.

شهریور

تصمیمات مشترکی که با شریک زندگی خود خواهید گرفت، نشان مثبتی بر آینده شما خواهد داشت. نگرش سیستماتیک شما یکی از عناصر کلیدی موفقیت شماست. حتما امروز از انواع تنش ها دوری کنید.

مهر

امروز در مرکز توجه بسیاری از افراد قرار خواهید گرفت، مخصوصا در جلسه ای که عصر در اون شرکت خواهید کرد.

با انعکاس عواطف خود به شکل کنترل شده و آگاهانه، به راحتی بر مکان خود نشان می گذارید.

آبان

امروز اخباری دریافت کرده و از نظر روحی حس راحتی خواهید کرد. صحبت کردن در مورد برنامه های آینده خود با شریک زندگی تان قدرت انگیزه شما را افزایش می دهد. امروز می توانید تغییراتی در خانه خود ساختن کنید.

آذر

امروز می توانید اصیل تر و جسورانه تر رفتار کنید زیرا از کاری که در اون می توانید خود را علامت دهید و خودنمایی کنید خوشی می برید.

شما هرکسی را که بخواهید تحت تاثیر قرار می‌دهید و همانند آهنربا جاذبه میکنید.

دی

حمایت خانواده شما در مورد موضوعی که امروز دلواپس اون هستید به شما راحتی زیادی می دهد.

برخی مشکلات فنی در محل کارتان می تواند شما را اذیت دهد. اگر صبور باشید، نتیجه مثبت خواهد بود.

بهمن

ممکن است امروز از نظر روحی کمی افسرده باشید. اجازه دهید صدای درونی‌تان شما را راهنمایی کند. مدیتیشن و پیاده روی در دنیا به شما کمک می کند.

اسفند

برخی از تحولات در محل کارتان ممکن است دلیل کاهش بازده شما شود. امروز بیصدا و تماشای اتفاقات از دور و تحلیل اتفاقات، شما را از بسیاری از افکار منفی ها مصون نگه می دارد.

[ad_2]

عکس شائبه برانگیز نرگس محمدی و خیال و خیال‌ها در مورد او!

[ad_1]

نرگس محمدی عکسی از خود در کنار همسرش علی اوجی در خارج از سرزمین منتشر کرد.

به شرح وقت سحر، نکته شائبه برانگیز این عکس که مورد توجه کاربران فضای غیر واقعی قرار گرفته، احتمال بارداری نرگس محمدی است.

نرگس محمدی عکس شائبه برانگیزی گرفته است.

نرگس محمدی برای چی نقش پروین اعتصامی را بازی می‌کند؟

نرگس محمدی گفت: بیشترین تصور مردم از پروین اعتصامی همان عکس معروفی است که در کتابها دیدیم.

به شرح ایسنا، نرگس محمدی که به تازگی به نام بازیگر نقش پروین اعتصامی در نمایش پروین به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی انتخاب شده درباره این دلیل‌ و انتخابش توضیحاتی کوتاه داد.

محمدی درباره بازی در نقش پروین‌اعتصامی گفت: این نقش منظور آقای کیانی بود. با توجه به علاقه من به آثار حسین کیانی و همچنین شخصیت پروین اعتصامی این نقش را پذیرفتم.

بازیگر سریال «شکرگزاری» که در برنامه «پرانتز خبر» رادیو نمایش صحبت می‌کرد، درباره سختی‌های ایفای این نقش خاطرنشان کرد: پروین اعتصامی یکی از تاثیرگذارترین شاعران همزمان است اما متاسفانه از زندگی ایشان مطالب زیادی وجود ندارد و همین مساله کار را مقاوم می‌کند. اما خوشبختانه تحقیقات آقای کیانی فراوان کامل و اساسی است که در ایفای نقش کمک بزرگی است.

بازیگر نمایش «عشق روزهای کرونا» افزود: پروین اعتصامی تنها زن شاعر معاصری است که فراوان کم به او پرداخته شده و بیشترین تصور مردم همان‌عکسی است که در کتابها دیدیم. اما اشعار ایشان پر از درد و درد طبقه متوسط و رو به پایین جامعه در دوران تاریخی خودش است.

نرگس محمدی در آخر گفت: امیدوارم با اجرای این نقش بتوانم دین کوچکی به این شاعر زن ادا کنم.

[ad_2]

عکس| مشکل خدمت سربازی بیرانوند حل شد؛ خیال هواداران پرسپولیس راحت باشد

[ad_1]

به شرح دیلی فوتبال؛ بر پایه اخبار منتشر شده در روز‌های اخیر، علیرضا بیرانوند دروازه بان پرسپولیس به دلیل آخر ۳۰ سالگی اش در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، باید به خدمت سربازی اعزام می شد.

بر خلاف شایعه های مطرح شده، دروازه بان پرسپولیس در سال جاری به نام دانشجوی رشته تربیت بدنی ادامه تحصیل را شروع کرده است.

علیرضا بیرانوند که پس از ۳ دوره به جمع شاگردان یحیی گل محمدی در پرسپولیس بازگشته سه ماه نزد با انتشار یک عکس در اینستاگرام در کنار عوامل دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاد آباد اعلام کرد که در رشته تربیت بدنی تحصیل می کند.

بدین نظم با معافیت تحصیلی که او در اختیار دارد نیازی به نگرانی برای اعزام به سربازی ندارد و در شکل آخر تحصیلاتش باید برای شرکت در خدمت سربازی اقدام کند.

عکس استوری اینستاگرام علیرضا بیرانوند درباره ادامه تحصیل و حل مشکل خدمت سربازی را دید کنید.

عکس| مشکل خدمت سربازی بیرانوند حل شد؛ خیال هواداران پرسپولیس راحت باشد
اینستاگرام دیلی فوتبال

 



[ad_2]

تشخیص ایرپاد تقلبی در iOS 16 ؛ با خیال راحت ایرپاد بخرید!

[ad_1]

معمولا یکی از مشکلات در تهیه ایرپاد اپل، تشخیص محصول اصل از تقلبی است و الآن به نظر می‌رسد با قابلیت تشخیص ایرپاد تقلبی در iOS 16 این مشکل برطرف شود.

زمانی صحبت از ایرپادهای اپل می‌شود، معمولا افراد از عدم امکان تشخیص محصول فیک از اصل بزرگ می‌کنند. حال اما به نظر می‌رسد که با انتشار iOS 16، این مشکل توسط اپل برطرف می‌شود.

آبان تتر

زیادتر بخوانید: تراشه اپل A16 بایونیک رسما رونمایی شد؛ قدرتمندترین تراشه دنیا؟

تشخیص ایرپاد تقلبی در iOS 16

این معیار تشخیصی جدید یکی از ویژگی‌های جدید سیستم عامل اپل است که این شرکت به تازگی از اون رونمایی کرده است و علاوه بر ابزارهایی برای افزایش امنیت دستگاه، گزینه‌های سفارشی سازی بیشتری را نیز ارائه می‌دهد.

این قابلیت به کسانی که هدفون تقلبی بخرند و نتوانند تفاوت بین این دو را تشخیص دهند، کمک می‌کند و عملکرد اون بدین شکل است که بلافاصله در زمانی که بخواهید یک ابزار یا ایرپاد جدید اما غیراصل را به آیفون خود متصل کنید، سیستم وجود مقاوم‌افزار غیرمجاز را تشخیص داده و هشدار می‌دهد که:

این هدفون به نام یک ایرپاد اصلی شناسایی نشد و بعید است بتواند عملکرد مورد صبر را ارائه دهد.

تشخیص ایرپاد تقلبی در iOS 16 ؛ با خیال راحت ایرپاد بخرید!

این داستان سبب می‌شود تا بتوانید ایرپاد رادر وجود فروشنده تست کنید. البته در وبسایت اپل و در قسمت راهنما می‌توانید به توصیه‌ها و ترفندهایی برای تشخیص محصولات اصل از تقلبی دسترسی داشته باشید.

گفتنی است که چنین اروری صرفا برای محصولاتی مشابه با ایرپاد اپل که قیمت و کیفیت پایینی دارند ظاهر می‌شود و تاثیری در برقراری ارتباط با هدفون‌های باکیفیت و اصل دیگر برندها ندارد.

گفتنی است که اپل اخیرا در حادثه رونمایی خود از سری گوشی‌های آیفون 14 در کنار اپل ایرپاد پرو 2 رونمایی کرد که در بسیاری از زمینه‌ها بهبود یافته است و با قیمت 250 دلار عرضه می‌شود.

مدل جدید معرفی شده، جایگزینی برای مدل سال 2019 است و از پردازنده جدید H2 اپل استفاده می‌کند که توان محاسباتی بالاتری در کنار مصرف انرژی کمتر ارائه می‌کند. این پردازنده صدایی باکیفیت ارائه می‌کند و با بلندگوهایی جدید با اعوجاج صدای کم، وضوح و عمق بیشتری ارائه می‌کند.

زیادتر بخوانید:

دیدگاه شما در خصوص تشخیص ایرپاد تقلبی در iOS 16 چیست؟ نظرات خود را در قسمت کامنت‌ها با جونی در بین گذاشته و اخبار تکنولوژی را با ما دنبال کنید.

[ad_2]

قصـه کوتاه خیانت؛ خیال می کرد خبر ندارم • جونی

[ad_1]

داستان کوتاه خیانت نوشته غزل سادات

قصـه کوتاه خیانت نوشته غزل سادات. پ 

چشمانم را باریک کردم و هستی را زیر نظر گرفتم. مدام از این سوی سالن به اون سو می رفت. هر از چند گاهی نیم نگاهی به من می رها کرد و خندیدن می زد. بینی ام را چین دادم و در قلب پوزخند زدم. زنیکه ی پستِ بی وجدان خیال می کرد نمی دانم چه در سرش می گذرد. خیال می کرد از کثافت کاری هایش خبر ندارم. از پچ پچ سخن زدنش با تلفن، از این که هر روز یک قلم آرایش می کرد و می رفت خیابان خبر ندارم. تازگی ها هم که با مرد غریبه ای درون خانه قرار ملاقات می گذاشت. لب هایم را روی هم فشردم، خودم او را با اون مردک بی همه چیز دیده بودم. فکر می کرد بی غیرتم؟ نه بی غیرت نبودم، امروز و فردا حقش را کف دستش می گذاشتم. فکرش را هم کرده بودم، سرش را گوش تا گوش می بریدم. سزای زنی که به شوهرش خیانت می کرد، همین بود. باید می مرد و می رفت زیر خاک. دید نگاه دقیق ام روی شکلِ هستی پابرجا ماند. متوجه ی سنگینی نگاهم شد و سر چرخاند و خندیدن زد.
– چیه سروش جان؟ چیزی می خوای؟
سرم را عقب کشیدم، خواستم دهان دوباره کنم و بگویم «مرگتو می خوام» ، اما به وقت جلوی دهانم را گرفتم. نه، الآن وقتش نبود. نباید اجازه می دادم بفهمد چه در سر دارم. تا چند روز دیگر به حسابش می رسیدم. زنیکه ی کثیف روز روشن جلوی چشم من با مرد غریبه می گفت و می خندید و او را به خانه می آورد. الآن هم دلیل این همه استرس و بی قراری را می فهمیدم، با اون مرتیکه ی دزد ناموس قرار داشت. فکر نمی کرد امروز خانه باشم، برای همین همانند اسپند روی آتش شده بود. ذهنم جرقه زد، ابدا خوب تر بود همین امروز کار را تمام می کردم و با این فکر چشمانم برق زد. باید حق این زنیکه ی خائن و اون مردک بی همه چیز را کف دستشان می گذاشتم. باید می رفتم درون اتاق خودم را می زدم به خواب، همانند همه ی اون تاریخ هایی که زن بی وفایم از خواب سنگینم سوء استفاده می کرد و اون مردک را به خانه می آورد. باید این بار خودم را می زدم به خواب و سپس سر بزنگاه بالای سرشان می رسیدم. با این فکر از جا برخواستم، هستی با عجله به سمتم آمد:
– سروش جان چیه؟ چیزی نیاز داری؟
از این که این طور دستپاچه بود، کلافه شدم. من برایش چه کم گذاشته بودم؟ سپس از سه سال زندگیِ مشترک این حق من بود؟
به سردی گفتم:
– میرم توی اتاق، می خوام بخوابم.
چهره اش از هم گشوده شد.
– آره آره، کار خوبی می کنی، برو استراحت کن.
نفسم را پر صدا خارج فرستادم. زنیکه ی عوضی خجالت هم نمی کشید، اما ایرادی نداشت، دیگر نفس های آخرش بود، قطعه قطعه اش می کردم.
درون اتاق شدم و در را نیمه دوباره گذاشتم. به سو کشوی میز تحریرم رفتم و اون را خارج کشیدم، چاقوی شکاری یادگار دایی خدا بیامرزم را برداشتم و زیر بالشم پنهان کردم. باید چشم به راه می ماندم تا اون مردک بیاید. با همین چاقو هر دو نفرشان را به درک می فرستادم.

داستان کوتاه خیانت نوشته غزل سادات

روی تخت بلند کشیدم، تاریخ برایم کشدار می گذشت. چند بار دست بردم زیر بالشم و چاقو را چک کردم، سر جایش بود. نمی دانم یک ساعت قبل بود یا دو ساعت، اما یک باره دستگیره ی در تکان خورد، به سرعت چشمانم را بستم. در اتاق نیمه دوباره شد. از لای چشمانم دید کردم، هستی به آهستگی سرش را درون اتاق کرد و نیم نگاهی به من رها کرد. چند ثانیه سپس به سرعت در را بست، از روی تخت پایین پریدم و خودم را پشت در رساندم. صدای پچ پچش را شنیدم. خونم به جوش آمد. دست بردم سو دستگیره ی در و به آهستگی در را دوباره کردم، هستی را دیدم که به سو در سالن رفت و اون را دوباره کرد، رگ گردنم خارج زد. دیگر وقتش رسیده بود. به عقب چرخیدم و به سو تخت خواب رفتم تا چاقو را بردارم. اون قدر عجله داشتم که یک بار سکندری خوردم و میان اتاق ولو شدم. با شنیدنِ صدای پا که به اتاق نزدیک می شد، خودم را جمع و نوع کردم. باید بلند می شدم و چاقو را در دست می گرفتم. از جا برخاستم، به چند قدمی بالش نرسیده بودم که یک باره در اتاق دوباره شد. هراسان سر چرخاندم. با دیدنِ پدرم جا خوردم و عقب پریدم، به دنبالش دو مرد سفید پوش درون اتاق شد. با چشمانی از حدقه در آمده گفتم:
– چیه بابا؟ این جا چی کار می کنی؟
پدرم به آهستگی به سمتم آمد.
– چیزی نیست سروش، اومدم ببرمت یه جای خوب.
دستم را سپر خودم کردم.
– جلو نیا! کجا می خوایم بریم؟
و یک باره چشمم افتاد به هستی که غم زده به من دید می کرد. دو مرد سفید پوش به سمتم آمدند، نعره زدم:
– چتونه؟ چی می خواین توی خونه ی من؟
پدرم دستش را روی بینی اش گذاشت.
– سروش جان! داد نزن بابا! میریم یه جایی که واست خوبه. سخن منو گوش کن پسرم!
چشمانم درشت شد.
– کجا می خوایم بریم؟ ابدا این دو تا کین؟
پدرم با غم گفت:
– بابا جان همش توهم داری، همش آدم های شگفت آور نا آشنا می بینی، به زن جوونت تهمت می زنی، همش میگی یه نفرو میاره توی خونه، به زمین و زمون شک می کنی. بیا بریم دیگه بابا!
داد زدم:
– تو هم هم دستِ این زنیکه ای؟ من توهم ندارم، خودم دیدمش، خودم اون مرتیکه رو باهاش دیدم، الآنم می خوام کارو یه سره کنم.
و چرخیدم و به سو بالش حمله بردم، یک قدمی تختم رسیده بودم که یک باره به عقب کشیده شدم. سر چرخاندم، دو مرد توانا هیکل به بازوانم چسبیده بودند، دست و پا زدم.
– ولم کنین بی شرفا! چی می خواین از جونِ من؟ بابا بهشون بگو ولم کنن!
صدای هق هق هستی در فضای اتاق پیچید. صدای بغض آلود پدرم را شنیدم:
– داد نزن بابا جان! نذار همسایه ها بفهمن! اومدم کمکت کنم، نمی خوام شرایط بدتر بشه.
لگد پرانی کردم.
– من چیزیم نیست، من هیچیم نیست، بابا بگو ولم کنن!
پدرم جوابم را نداد، به دو مرد توانا هیکل نشانه زد. اون ها کشان کشان مرا از اتاق خارج بردند، خودم را پیچ و تاب دادم، اما نتوانستم از دستشان خلاص شوم. نگاهم روی شکل گریان هستی پابرجا ماند. نعره کشیدم:
– می کشمت هستی! خائن عوضی می کشمت!
صدای یکی از دو مرد توانا هیکل را شنیدم:
– می بریمش ترک کنه، امیدواریم مغزش فراوان صدمه ندیده باشه. شیشه همین جوریه دیگه. آدم توهم و هذیان می گیره، همش آدم های شگفت آور و نا آشنا می بینه، صداهای شگفت آور و نا آشنا می شنوه، چیزایی که وجود خارجی ندارن.
و بی توجه به نعره هایم مرا از خانه خارج بردند.

[ad_2]

متن درباره خیالبافی + عکس نوشته خیال و آرزو

[ad_1]

در این پست می توانید متن های خوشگل درباره رویاپردازی و متن کوتاه درباره خیال و متن درباره خیالبافی و عکس نوشته خیال و آرزو و عکس پروفایل خیال پردازی و عکس نوشته احساسی خیالبافی و اشعار کوتاه درباره خیال پردازی را مشاهده کنید.

متن درباره خیالبافی

ما زنده به آغوشیم

اگر چه فقط خیال است

متن درباره خیالبافی

آدم های خیالباف…،

همیشه حالشان خوب است!

با کسی که دوستش دارند، به میهمانی می روند،

چای می نوشند و می رقصند، خوشحالِ شادند.

کسی را که دوستش دارند همیشه هست…

نه می رود، نه می میرد و نه خیانت بلد است.

آدم های خیالباف خوشبخت ترینند…

آنقدر فکر می کنند تا باورشان شود

و سرانجام هم روزی جاذبه می کنند آنچه را که می خواهند…

“شیما سبحانی”

متن درباره خیالبافی

در دیده‌ی من

جمله خیال اند و تو نقشی

بر خاطر من

جمله یاد بردن و تو یادی . . .

متن مفهومی خیالبافی

خیال خفگی شدن در دید ژرف تو بود

که قلب زدیم به دریای بی خیالی ها

متن درباره خیالبافی

من هنوز خیال می کنم که تو، هر شب به من فکر می کنی…! قطعاً من خیالباف ترین، یاد بردن شده ی جهانم…!

“آریا نوری”

متن درباره خیالبافی

امید یا خیال ؟ کدام است این ، کدام

بس شب درین امید ، رسیانیده ام به روز

بس روز از این خیال ، بدل کرده ام به غذا

آیا شود که روزی از اون روزهای گرم

***

خواب راحت نکند آنکه خیالی دارد

تو چ دانی قلب من بی تو چ حالی دارد

اشعار کوتاه خیالبافی

درگیر دنیای غیر واقعی و آدمهایش نشو؛ پا گیرشان نشو؛ درکشان کن و برو؛ اینجا همه هستند اما هیچکس نیست… اسیرت میکنند خیالباف… درگیرش نشو!!!

متن درباره خیالبافی

ما ترک سر بگفتیم،

تا دردسر نباشد

غیر از خیال جانان،

در جان و سر نباشد

***

در سرم بافته ام با تو خیالى که شبى

من سر موى تو مى بافم و تو شال مرا

متن درباره خیالبافی

لطفأ جوری خیالبافی کنید که زمانی واقعیت را فهمیدید تلخی أش حال زندگیتان را بهم نزند!…

عکس نوشته خیال و آرزو

نقش ماه

که پیچ و تاب می خورد

بر سطح ی دریا

چرخه ی سیال خیال را

به باد ملایم می سپارم

و ترانه ی خزه آلودم را

با ته نشین یادی

برای خواب مرغان دریایی

صدای آهسته می کنم

متن درباره خیالبافی

دلم تنگه ولی خُب تدبیر ای نیست

نشونیتو برای من نگفتی….

کنارت تو خیالم غرق میشم

تو ابدا هیچ یاد من میفتی

***

بیا موهایم را بباف؛ من خیالبافی کرده ام که می آیی!

«آرش امینی»

متن درباره خیالبافی

چون من خیال رویت

جانا به خواب بینم

کز خواب می‌نبیند

چشمم به جز خیالی

[ad_2]