[ad_1]
در این مطلب 10 فیلم تاثیرگذار و شاهکار سینمای دنیا معرفی شده که دید شما را به مرگ تغییر می دهد.
به شرح وقت سحر به تعریف از روزیاتو؛ راجر ایبرت منتقد سرشناس و فقید تاریخ سینما در جملاتی پایدار گفته است: «داستان فیلم مهم نیست، چطور گفتنش مهم است».
بسیاری از مردم تمایلی به صحبت در مورد اجتناب ناپذیر بودن مرگ ندارند، چه برسد به اینکه در مورد خود اون صحبت کنند اما اگر جایی برای پیدا کردن راحتی در مواجهه با میرا بودنمان باشد، اون سینما و فیلم است.
زیادتر بخوانید: فیلم های تماشایی که براساس واقعیت ساخته شده اند
فیلم ها به ما اجازه می دهند تا پا در کفش انسان های دیگر کنیم، زندگی هایی فراوان دورتر از زندگی خودمان را تجربه کنیم و چیزهایی را مد نظر بگیریم که در شکل ندیدن این فیلم ها هیچ وقت به اون ها فکر نمی کردیم.
از آنجایی که مرگ داستان ناخوشایندی اما جهانی است، سینما دهها بار به روایت قصـه هایی در مورد اون و موضوعات مرتبط با اون پرداخته است.
در ادامه می خواهیم شما را با ۱۰ فیلم بی نقص تاریخ سینما در مورد مرگ دوست کنیم که شاهکارهایی روشنگرانه هستند که با دیدگاهی عمیق و صداقتی بی نظیر به مبارزه با ناراحتی از دست دادن عزیزان و ترسناکی مرگ می پردازند.
بدون شک تماشای برخی از این فیلم ها آسان نیست اما تمامی اون ها فیلم هایی هستند که تماشایشان زندگی شما را تغییر خواهند داد.
۱۰- Rabbit Hole (2010)
اگر چه مرگ یکی از معدود قطعیت های زندگی است، یکی از واقعیت هایی که اکثر ما با اون مواجه نمی شویم، از دست دادن نابهنگام فرزند است. در فیلم Rabbit Hole، نیکول کیدمن و آرون اکهارت نقش زوجی را بازی می کنند که مرگ نابهنگام پسر چهار ساله شان اون ها را در اندوهی عمیق فرو می برد، و در ادامه رابطه زناشویی و ازدواجشان نیز وابسته مشکل می شود.
این فیلم که بر پایه یک نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر به همین نام ساخته شده، یک درام کوچک و خانوادگی است که دو بازیگر اصلی را در چالش برانگیزترین شخصیت های دوران بازیگری شان قرار می دهد، در شرایطی که هوی در نقش شوهر و همسرش بکا به اشکالی متفاوت با ناراحتی از دست دادن فرزندشان روبرو می شوند.
۹- Coco (2017)
انیمیشن Coco فیلمی در مورد بسیاری چیزهاست، مهم تر از همه شادی و جذابیت موسیقی، خانواده و هویت فرهنگی. اما می توان همزمان اون را فیلمی در مورد مرگ و زندگی پس از اون فهمید.
زیرا اکثر تاریخ فیلم در دنیای مردگان روایت می شود، جایی که یک پسر نوجوان دوستدار موسیقی به نام میگل تلاش دارد راهش به خانه را پیدا کند، سپس از اینکه به شکل تصادفی دنبال با پدربزرگ درگذشته اش در دنیای مردگان وابسته می شود.
همانند اکثر دیگر فیلم های پیکسار، انیمیشن Coco بامزگی و جذابیتی نیشدار برای کل خانواده دارد اما به همان اندازه که برای بزرگسالان مناسب است برای کودکان نیز مناسب خواهد بود، کسانی که باید با مفهوم از دست دادن عزیزان و در نهایت مرگ خودشان دوست شوند.
بدون شک صحبت در مورد مرگ با کودکانتان کار ساده ای نیست اما Coco می تواند گزینه مناسبی برای شروع این گفت و گو باشد.
۸- Amour (2012)
شاهکار مینیمالیستی میشاییل هانکه با نام Amour بدون شک یکی از بهترین فیلم های سینما در مورد عشق، کهنسالی و تلاش برای روبرویی با مرگ با بالاترین میزان قدرت و شرافت ممکن است.
تماشای این فیلم بدون شک دشوار است و به صبوری و شجاعت بسیاری نیاز دارد اما بازی های بازیگران اصلی و پیامی که در اون وجود دارد دلیل می شود که ارزش دید را داشته باشد.
قصـه فیلم در مورد یک زوج هشتاد ساله در فرانسه به نام های خورخس و اون است که زندگی شان سپس از سکته مغزی اون به یکباره زیر و رو می شود، در شرایطی که خورخس مجبور می شود به شکل تمام وقت در اختیار همسرش بوده و از او نگهداری کند.
۷- Beginners (2010)
داستان مرگ در فیلم ها همیشه واجب نیست که سنگین و فراوان زیاد دراماتیک باشد تا فیلمی برنده و تاثیرگذار باشد. گاهی زمان چنین فیلمی می تواند بامزه و با سکانس های کمدیک نیز دنبال باشد.
این همان اتفاقی است که در مورد فیلم کمدی رمانتیک مایک میلز با بازی ایوان مک گرگور به نام Beginners چهره می دهد، جایی که او نقش مردی را بازی می کند به آخرین روزهای زندگی پدرش با بازی کریستوفر پلامر فکر می کند.
فیلم در قطعه یک سری فلش بک روایت می شود در شرایطی که الیور تلاش دارد رابطه ای رمانتیک را با یک گارسن به نام آنا شکل دهد و زندگی ماجراجویانه و الهام قسمت پدر کهنسالش که نزد از مرگش رازی تکان دهنده را آشکار می کند و تصمیم می گیرد با هویت واقعی اش باقی روزهای عمرش را بگذراند.
۶- Things We Lost In The Fire (2007)
درام جنایی نادیده گرفته شده سوزان بایر به نام Things We Lost In The Fire به موضوعات پیچیده ای می پردازد، از سوءمصرف مواد مخدر تا سوگواری، دوستی و البته مرگ.
این فیلم بنیسیو قلب تورو و هالی بری را در نقش دو انسان فراوان زیاد متفاوتی دارد که یک تراژدی عظیم بین اون ها فاصله انداخته است. بری نقش آدری را بازی می کند، زنی که شوهرش برایان در یک خشونت تصادفی کشته می شود.
در مراسم تدفین شوهرش، او با شخصیت جری که حالا معتاد به هروئین است دوست می شود، مردی که بهترین دوست شوهرش بوده و آدری وقت ها قبل برای رفتارهایش، رابطه اش را با وی قطع کرده است.
۵- The Descendants (2011)
الکساندر پاین همیشه فیلمسازی بوده که توانایی غیرقابل انکاری و متفاوتی برای بررسی پیچیدگی های مرموز و مشکلات واقعی زندگی داشته است. و درام برنده اسکار او با نام The Descendants در مورد مردی که تلاش دارد با مرگ قریب الوقوع همسرش و عمیق ترین رازهای زندگی او کنار بیاید یکی از بهترین فیلم های اوست.
جرج کلونی در این فیلم نقش مت کینگ را بازی می کند، وکیلی که در تلاش است با دو دخترش رابطه خوبی برقرار کند در شرایطی که همسرش در یک حادثه قایق به اغما رفته است. در شرایطی که مت به این نتیجه می رسد که باید اجازه مرگ همسرش و جدا شدن دستگاه های حمایتی از او را بدهد، خبر می رسد که همسرش به او خیانت می کرده است.
۴- Stand By Me (1986)
فیلم Stand By Me نه تنها بهترین اقتباس سینمایی آثار استفن کینگ است که از رمان The Body این نویسنده اقتباس شده؛ بلکه یکی از عظیم ترین فیلم های تاریخ سینماست که به قدرت دوستی کودکانه و اینکه چطور خاطرات دلیل زنده ماندن افراد حتی سپس از مرگشان می شود می پردازد.
این فیلم شکل یک ماجراجویی متهورانه خارج از شهر را می گیرد در شرایطی که چهار پسر با زندگی های دشوار، در جستجوی یک جنازه به جنگلی مجاور محل زندگی شان می روند. البته این جنازه تمرکز قصـه نیست و این رابطه این پسربچه هاست که در کانون توجه قصـه قرار دارد.
این فیلم نگاهی تکان دهنده به جذابیت ها و دردهای خاطرات قبل است و این ایده را در ذهن مخاطب می کارد که تا زمانی که کسی را به یاد داشته باشید، او از زندگی شما نرفته و نمرده است.
۳- Three Colours: Blue (1994)
اولین فیلم در سه گانه سه رنگ یاد بردن نشدنی و باشکوه کریستوف کیشلوفسکی، Three Colours: Blue تماماً در مورد مفهوم آزادی عاطفی است و بر شخصیت جولی با بازی ژولیت بینوش تمرکز دارد که به تازگی همسر و دخترش را از دست داده و در شرایطی که داغدار است تلاش می کند تا خود را از بقیه دنیا جدا سازد.
درماندگی و تلاش برای فائق شدن بر چنین غم عمیقی در بازی بینوش دیده می شود، موضوعی که برای هر مخاطبی که تجربه ای مشابه داشته کاملاً قابل درک و ملموس است.
فیلم رفتارهای شخصیت جولی را سپس از مرگ عزیزانش به عکس می کشد که تلاش دارد خاطرات قبل را یاد بردن کرده، خانواده و دوستانش را از خود دور می کند و سرنوشتش را به نام یک زن تنهای بین نام که می خواهد کاری با هیچ کسی و هیچ چیزی نداشته باشد می پذیرد.
Blue فیلمی تراژیک، احساسی و با عکس پایانی بی نظیری است که نه تنها آغازگر یک سه گانه سینمایی یاد بردن نشدنی بود بلکه یکی از تکان دهنده ترین و واقع گرایانه ترین تصویرسازی ها از سوگواری و تلاش برای کنار آمدن با اندوهی عمیقی است که در سینما خواهید دید.
۲- Manchester By The Sea (2016)
با دو بازی نگاه دقیق کننده و یاد بردن نشدنی از کیسی افلک و میشل ویلیامز و یکی از تاثیرگذارترین سناریوهای دهه ۲۰۱۰، فیلم Manchester By The Sea قصـه یک مرد فراوان زیاد افسرده و بی هدف را روایت می کند که سپس از مرگ برادرش به خانه دوباره می گردد و حالا باید از برادرزاده ای که رابطه چندانی با وی نداشته نگهداری کند.
افلک در این فیلم نقش سرایداری به نام لی چندلر در یک بازی برنده اسکار را بر وظیفه دارد، در سناریویی که بار سنگین قبل را دوش یک مرد می گذارد، جایی که اعمال او ناخواسته به مرگ سه فرزندش و فروپاشی ازدواجش منجر شده و حالا نمی تواند با وظیفه پدر بودن به زندگی ادامه دهد؛ در سراسر فیلم، لی اندوهگین ازدواج، فرزندان و برادرش است اما از راه برادرزاده و روبرویی نافرجام مجدد با همسر سابقش است که می تواند ذره ای حس آخر غم و آرامشی ظریف را بیابد.
برخلاف بسیاری از دیگر فیلم های این فهرست، Manchester By The Sea با یک عکس خوشایند و پایانی خوش به آخر نمی رسد و به جای اون تصویری واقع گرایانه تر از ناراحتی را به عکس می کشد که در عمل هیچگاه از بین نمی رود، غمی که می توان به کمک خانواده، دوستان و پذیرش اتفاقات مقاوم با اون کنار آمد.
۱- Ikiru (1952)
زیباترین و تکان دهنده ترین فیلم آکیرا کوروساوا به نام Ikiru (واژه ژاپنی به معنای زندگی کردن) قصـه یک کارمند پا به سن گذاشته به نام واتانابه را روایت می کند در شرایطی که مشخص می شود به سرطان معده مبتلا شده و به این اعتقاد می رسد که تمام زندگی اش بی معنی بوده است.
همسرش مرده، پسرش به او اهمیتی نمی دهد و او هیچ دستاوردی برای زندگی اش نمی بیند. در تلاش برای کنار آمدن با مرگ قریب الوقوعش، واتانابه تمام وقت تاریخ فیلم را در جستجوی هدف می گذراند.
او بدون برنامه درون یک کلوب شبانه در توکیو می شود، تلاش در ارتباط با پسر و همکارانش دارد و در نهایت تصمیم می گیرد تا آخرین روزهای زندگی اش را در تلاش برای ساختن یک پارک و زمین بازی در شهرش سپری کند.
فراوان زیاد تراژیک، تکان دهنده و البته باشکوه با بازی تاکاشی شیمورا در کنار تعهد بی همانند کوروساوا به ایده آل های انسانی، فیلم Ikiru یادآور تکان دهنده در این مورد است که همه ما باید با مرگ کنار بیاییم اما نهایت استفاده و خوشی را نیز از زندگی مان ببریم و نزد از آخر زندگی، تمام تلاشمان را برای کمک به دیگران انجام دهیم.
Ikiru یکی از بهترین کارهای کوروساوا است و با تصویرسازی تکان دهنده و دردناکش از پذیرش سرنوشت، ناراحتی و از دست دادن عزیزان، فیلمی است که زندگی شما را برای همیشه تغییر خواهد داد.
[ad_2]








