جاه طلبانه ترین و متفاوت ترین فیلم های ژانر وسترن تاریخ سینما

[ad_1]

از شروع صنعت سینما، ژانر وسترن بخشی دوری ناپذیر از توسعه این رسانه بوده و نقش مهمی نیز در شکل گیری هالیوود داشته است. علیرغم بالا و نشیب هایش، قصـه های غرب وحشی الآن بیش از یک قرن است که روی نگاتیوها روایت می شود و همیشه زمانی فکر می کنید برای همیشه از بین رفته است، برای یک روبرویی دیگر دوباره می گردد. جدای از کلاسیک های متعدد، برخی فیلم های وسترن هستند که با حس و مزه متفاوتی به این ژانر نزدیک شده اند: متفاوت بودن در مفهوم یا وسعت که دلیل می شود نتیجه فیلم هایی حماسی و فراوان زیاد جاه طلبانه باشد. این پروژه های جاه طلبانه اند که تنوع و پتانسیل واقعی ژانر وسترن را به نمایش می گذارند.

featured

برخی از این قصـه ها چنان جاه طلبانه هستند که هیچ وقت راهی به صفحه سینما پیدا نمی کنند، برای مثال اقتباس فراوان مورد صبر Blood Meridian دلیل‌ کورمک مک کارتی که امثال ریدلی اسکات و جیمز فرانکو مقاوم برای تبدیل کردن اون به فیلم تلاش می کنند. از شاهکارهای اکشن غرب وحشی تا قصـه های ساده اما تعمق برانگیز، قصـه هایی در حال و هوای افسانه ای تا عاشقانه های تاثیر گذار، در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با ۱۰ فیلم وسترنی دوست کنیم که رویکردی جاه طلبانه و باشکوه اما متفاوت در روایت گاوچران ها، راهزنان، دلیجان ها و سرحدات در نزد گرفته اند.

hUw44d6NAFd48xSCLkYb6GluXa7

۱- High Plains Drifter

اولین وسترن کارگردانی شده توسط کلینت ایستوود یک فیلم جاه طلبانه و مبهم در مورد افسانه های غرب وحشی است که هنوز هم با رویکرد متفاوتش به افسانه های اون دوران مخاطبان را به فکر فرو می برد. این فیلم قصـه شخصیت غریبه ای بی نام با بازی ایستوود را روایت می کند که با قبل ای شرم انگیز درون شهری کوچک می شود، فیلمی که نماد کامل افسانه غرب وحشی است، با سکانس هایی از خشونت مطلق و کمدی نمادینی که در فضای پارانویایی قصـه تعادل برقرار می کند. بدون شک در اینجا با یک وسترن متفاوت مواجهیم که در دستان کارگردانی نامناسب می توانست اثری فاجعه بار باشد اما خوشبختانه این اتفاق چهره نداده و High Plains Drifter پیچیدگی ها و ابهامات جذاب خود را دارد.

علیرغم اینکه این فیلم تنها دومین تجربه کارگردانی ایستوود بود اما وی با اطمینان به نفس و تجربه یک کارگردان شغل ای این فیلم را ساخته و توانسته ترکیبی غیرمعمول از وسترن انتقامی و قصـه ارواج را سر هم کند به طوری که ابهام موجود در قصـه این حس را به مخاطب القا می کند که چیزی ماوراءالطبیعه اون خارج در حال چهره دادن است.

جاه طلبانه ترین و متفاوت ترین فیلم های ژانر وسترن تاریخ سینما

۹- The Shootist

آخرین فیلم جان وین مرثیه ای برای غرب وحشی و ژانر وسترن است که داستانی فراوان زیاد تلخ را روایت می کند. The Shootist قصـه یک هفت تیرکش پیر به نام جی بی بوکس را روایت می کند که در سال ۱۹۰۱ درون شهر کارسون سیتی در نوادا می شود در شرایطی که به سبب ابتلا به سرطان، آخرین روزهای زندگی اش را می گذراند. افسانه های غرب وحشی معمولاً زندگی سریع و مرگ زودرس را روایت می کنند، از این رو اولین و مهم ترین چیزی که در این فیلم گفته می شود علامت دادن شخصیت هفت تیرکش جان وین است که در دوران جوانی و اوجش همیشه نقش اول فیلم های وسترن بود. نتیجه فیلمی چنین غم انگیز و متفاوت چیست؟

اگر چه سن بالا و بیماری او را ناتوان کرده اما بوکس می خواهد که با قوانین خودش زندگی کرده و بمیرد. The Shootist آخرین نقش آفرینی جان وین بوده و قصـه فیلم نیز دقیقاً در مورد همین داستان است، اگر چه اینکه وین در وقت ساخت این فیلم به بیماری گفته شده در قصـه مبتلا نشده بود. جان وین در واقع وقت ها قبل از ساخت این فیلم به بیماری سرطان ریه مبتلا شده و بیماری او نزد تر تشخیص داده شد، همان بیماری که در نهایت جان ستاره پایدار ژانر وسترن را گرفت. درک اینکه چطور قصـه بوکس به محملی برای روایت ماجرای وداع نهایی یکی از بی نظیرترین نمادهای ژانر وسترن تبدیل می شود، یک حرکت جاه طلبانه از سوی سازندگان فیلم بود.

patgarrett2 1600x900 c default

۸- Pat Garrett And Billy The Kid

قصـه سام پیکنپاه در تاریخ انتشار اولیه به شکل بیرحمانه ای توسط استودیوهای سازنده دوباره-تدوین شد، تا اینکه بعدها در فرمت اصلی منتشر شده و توسط منتقدان در زمره یکی از بهترین وسترن های تاریخ سینما قرار گیرد. شاید می شد تمام وسترن های سام پکینپاه را در زمره بهترین ۵۰۰ فیلم وسترن تاریخ سینما قرار داد اما Pat Garrett And Billy The Kid در جایگاهی بالاتر از بقیه قرار می گیرد، اگر چه در تاریخ انتشار زیادتر به این خاطر شهرت داشت که باب دیلان ترانه Knocking On Heaven’s Door را برای اون سروده بود هر چند نباید ارزش های سینمایی و هنری فیلم را به نام مهم ترین ثروت اش نادیده گرفت. پکینپاه تصمیم داشت این فیلم اعلامیه قاطعانه و نهایی او درباره ژانر وسترن باشد، با ساختار روایی چرخشی و بازنگری مرثیه ای از قصـه کلاسیک بیلی کوچیکه (کریس کریستوفرسون) که توسط کلانتر پت گرت (جیمز کابرن) کشته می شود.

با اولین تجربه بازیگری کریستوفرسون که یک ستاره موسیقی کانتری بود و برای این بازی نامزد دریافت جایزه بفتا نیز شد( کسی که بعدها در فیلم وسترن دیگری نیز بازی کرد) و البته بازی تمجید شده دیگری از کابرن در نقش پت گرت مردد، این فیلم با تعادلی منحصربفرد از آشفتگی و غیرسانتیمانتالیزم به قصـه کلاسیک و کلیشه ای روبرویی مرد قانون و قانون شکنان می پردازد. به سبب رابطه پرتنش کارگردان و مدیران استودیو سازنده، تدوین پکینپاه به نفع یک تدوین با عجله کنار گذاشته شد و سپس از بازیابی تدوین اولیه پکینپاه بود که ارزش واقعی این فیلم کشف شد.

جاه طلبانه ترین و متفاوت ترین فیلم های ژانر وسترن تاریخ سینما

۷- Dead Man

فیلم Dead Man که به گفته سازنده اش، جیمی جارموش، یک «وسترن متوهمانه» به شمار می آید، به طور قطع یکی از ویژه ترین رویکردها به ژانر وسترن است، فیلمی که توجهی ویژه به تصویرسازی دقیق و تحقیقی از فرهنگ بومیان آمریکا دارد، موضوعی که در اکثر فیلم های این ژانر نادیده گرفته شده است. ویلیام بلیک (جانی دپ) سپس از یک سری اتفاقات دنبال با بدشانسی در یک شهر معدنکاوی که به تازگی درون اون شده، خود را در شرایطی می بیند که برای زنده یا مرده اش جایزه تعیین شده است، جدای از اینکه گلوله ای نیز به سینه اش شلیک می شود. با وجود جمعی شگفت آور از بازیگران و موسیقیدانان، برای مثال گری فارمر، بیلی باب تورنتون، ایگی پاپ، جان هرت و کریسپین گلوور، این رویکرد شگفت آور و پست مدرن به ژانر وسترن یکی از شگفت آور ترین این فهرست است.

در بین تمامی عناصر غیرمعمول و سوررئالیستیکش، یکی از جاه طلبانه ترین جنبه های فیلم Dead Man، در آراستگی خنده داری، تعهد اون به واقع گرایی و سلامت تاریخی در مورد تصویرسازی از شخصیت ها و فرهنگ بومیان آمریکاست. به طور ویژه، گفتگوهایی ترجمه نشده و شوخی های فرهنگی خاصی برای شخصیت های بلک فوت و کری است و همچنین منظره‌ ای پایدار از فارمر که در نقش هیچکس ظاهر می شود با توجه به اینکه فارمر خود از نژاد کایوگا است. در ژانری که بیشتر به کلیشه ای ترین تصویرسازی ها از مردم بومی روی می آورد، چنین تعهدی به سلامت و دقت تاریخی و عناصر غیرمتداول فیلم دلیل شده که Dead Man یکی از جاه طلبانه ترین فیلم های ژانر وسترن باشد.

جاه طلبانه ترین و متفاوت ترین فیلم های ژانر وسترن تاریخ سینما

۶- The Revenant

در جنبه های متعددی، فیلم The Revenant را می توان فیلمی جاه طلبانه و متفاوت در مورد پرداخت به اساطیر و تم های سرحدات عصر وسترن وحشی فهمید، اگر چه قسمت زیادی از این نقاط قوت غیرمعمول فیلم، در وقت انتشار و با تمرکز بیش از اندازه روی سختی های متحمل شده توسط لئوناردو دی کاپریو برای سرانجام کسب کردن اولین اسکارش نادیده گرفته شد. روایت قصـه زنده ماندن شگفتی گونه شخصیت هیو گلس افسانه ای با بازی دی کاپریو علیرغم تمامی اتفاقاتی که برایش افتاد سپس از اینکه مورد حمله خرس قرار گرفته و به حال خود رها می شود و البته با اضافه کردن عامل خیانت، فیلم The Revenant می توانست یک وسترن حرامزاده دیگر باشد.

چیزی که بیش از همه این فیلم را متمایز می سازد این است که دنیایی که هیو گلس در اون تقلا می کند گاهی زمان‌ به اندازه مردمی که در اون ساکن هستند خصمانه عمل می کند، نزد از آنکه لحظاتی از راحتی و زیبایی فرازمینی را به او ارزانی بدارد. این جاه طلبانه ترین قسمت فیلم The Revenant است، جدای از جذابیت های تکنیکی اون (از جمله فیلمبرداری بی نقص و شاهکارگونه). این فیلم به خوبی توانسته بین سرعت روایت قصـه و خشونت های متعدد موجود در اون توازن برقرار کند و این کار را با تصویرهای نگاه دقیق کننده از روابط انسانی با دنیا انجام می دهد. خوب تر از همه این ها، لحظات نادری که شخصیت های دیگری غیر از گلس را در منظره‌ داریم، با بازی هایی تمجید برانگیز و طراحی تولید باشکوهی هستیم که واقعی ترین و باشکوه ترین عکس را از غرب وحشی به مخاطب علامت می دهند.

جاه طلبانه ترین و متفاوت ترین فیلم های ژانر وسترن تاریخ سینما

۵- The Assassination Of Jesse James By The Coward Robert Ford

این فیلم حماسی بازنگری شده در سال ۲۰۰۷ را می توان اثری تعمق برانگیز و کمتر دیده شده در سینمای وسترن هالیوود فهمید که رویکردی متفاوت به قصـه کلیشه ای یاغیان غرب وحشی در نزد می گیرد. با پرداختن به روایت جسی جیمز جنگجو (برد پیت) و کشته شدن او به دست رابرت فورد (کیسی افلک)، مردی که برای پیوستن به دارودسته جیمز بی قرار است، فیلم اندرو دومینیک، همانطور که در عنوان فیلم نیز دیده می شود، مطالعه اجتناب ناپذیری اتفاقات است. اینجا زیادتر به چرایی کشته شدن جسی جیمز می پردازد تا اینکه چه کسی او را کشت.

نتیجه تعمقی در مورد چگونگی خلق افسانه های غرب وحشی در تضاد با تصویرسازی صرف از یکی از این افسانه هاست. دخالت استودیوها در تدوین نهایی یکی از عوامل موثر در اکثر فیلم های این فهرست است و فیلم دومینیک نیز از این قاعده مستثنی نیست، فیلمی که در فوریه ۲۰۰۷ منتشر شد، در حالی که سپتامبر ۲۰۰۶ برای انتشار اون تعیین شده بود و یک تدوین مجدد را تجربه کرد. اما در مورد این فیلم، کیفیت نویسندگی و بازی ها آنقدر بود که از این سد به سلامت عبور کند و در صدر بسیاری از فهرست های منتقدان از بهترین فیلم های سال قرار گرفت. بدون شک بازی برد پیت یکی از بهترین نقش آفرینی های دوران شغل ای اوست که هر علاقمند به ژانر وسترنی باید دید کند.

MV5BZmRjNDk1YjMtOTMyZC00ODUyLWEwMzYtMDVlMTM1NTIzMjk4XkEyXkFqcGdeQXVyMDM2NDM2MQ@@. V1

۴- High Noon

High Noon که در تاریخ انتشار گفت و گو برانگیز بود، پس از اون دائماً با افزایش اعتبار دنبال بوده است، فیلمی که تلاش دارد از ژانر وسترن به نام محملی برای روایت داستانی استفاده می کند که با تفکرات ضد کمونیستی مک کارتی گونه در آغاز دوران جنگ سرد همخوانی دارد. قصـه High Noon به شکل فریبنده ای ساده و اثرگذار است. مارشال ویل کین که به تازگی ازدواج کرده در آستانه بازنشستگی است زمانی به شهر خبر می رسد که فرانک میلر جنگجو، که کین او را به زندان انداخته، بزودی آزاد شده و در راه آمدن به شهر است.

حس وظیفه شناسی کین دلیل می شود که علیرغم بازنشسته شدنش، در شهر مانده و با جنگجو ها روبرو شود، در شرایطی که یک به یک شهروندان شهر از کمک به او کناره گیری کرده یا توان کمک ندارند. اول و مهم تر از همه، جاه طلبانه بودن این فیلم از روایت قصـه در زمانی واقعی نشأت می گیرد، تنش آرام آرام بالا می گیرد. دوم اینکه تمثیل این فیلم از ماجرای شکار کمونیست ها توسط مک کارتی به اندازه کافی هوشمندانه است که از راه قصـه دور نمی شود اما همزمان قابل درک است و بدین نظم داستانی ساده را به ماجرایی حماسی تبدیل می کند.

winchester731950.95933

۳- Winchester ’73

این فیلم وسترن که در سال ۱۹۵۰ توسط آنتونی مان ساخته شد یکی از جاه طلبانه ترین فیلم های ژانر وسترن از لحاظ مفهومی است که قصـه تفنگی را روایت می کند که دائماً مالکش عوض می شود. Winchester ’73 قصـه یک وینچستر فراوان نادر ساخت سال ۱۸۷۳ را روایت می کند که در سرحدات آمریکا از مالکی به مالک دیگر می رسد و قصـه هایی که در طی این وقت برای اون چهره می دهد. در شرایطی که این تفنگ معروف قصـه را نزد می برد، نتیجه یک عکس پانورامیک از غرب وحشی در اوج خود است.

دنبال کردن یک شیء به جای یک شخصیت انسانی حرکتی جاه طلبانه و غیرمعمول در هر ژانر است اما این مفهوم به خوبی در فضایی وسترن کار کرده است، با درماندگی و خشونتی که با دست به دست شدن اسلحه معروف فیلم در بین راهزنان، مردان قانون، قماربازان، شهروندان و بومیان آمریکایی مالک اون روایت می شود. در تاریخ انتشار، Winchester ’73 به سرعت درجه یک فیلم کلاسیک را یافت و سناریو اون نامزد دریافت جایزه Writers Guild of America برای بهترین سناریو وسترن آمریکایی شد.

thegoodthebadandtheugly08

۲- The Good, The Bad, And The Ugly

فیلم حماسی وسترن سرجیو لئونه را باید اوج جریان وسترن اسپاگتی فهمید. با بیش از سه ساعت تاریخ و روایت بخشی از جنگ داخلی آمریکا، بخشی داستانی انتقامی و بخشی جستجوی گنج، فیلم The Good, The Bad, And The Ugly شاهکاری است که با توانایی توانسته بین این حوزه های مختلف توازن برقرار کند. قصـه فیلم در دوران جنگ داخلی آمریکا روایت شده و در مورد سه جنگجو- با نام های پایدار خوب (کلینت ایستوود)، بد (لی ون کلیف) و زشت (الی والش)- است که برای پیدا کردن کیسه ای طلا پنهان شده در یک قبرستان با هم رقابت می کنند.

فیلم لئونه که سومین فیلم در سه گانه دلار است، همه چیز دارد، از درگیری های مکزیکی تا نبردهای مربوط به جنگ داخلی در عظیم ترین جلوه اش و البته موسیقی متن پایدار انیو موریکونه که از فیلم نیز مشهورتر است و به یکی از ارجاعات پایدار در فرهنگ عامه تبدیل شده است. اما تنها وسعت و دستاوردهای فنی The Good, The Bad, And The Ugly نیست که اون را به یکی از جاه طلبانه ترین فیلم های وسترن تاریخ سینما تبدیل کرده است. ماجرای جنگ داخلی در قصـه تنها یک لوکیشن نیست بلکه دفعات و دفعات به اون نشانه می شود که بنیانی احساسی برای جزییات متفاوت فیلم آماده می سازد. در زمینه وسعت شماتیک، کمتر فیلمی را در ژانر وسترن می توان یافت که به پای شاهکار سرجیو لئونه برسد.

heavens gate

۱- Heaven’s Gate

وسترن بدفرجام اما جاه طلبانه مایکل چیمینو نمایانگر آخر عصر دیگری در هالیوود بود، زیرا Heaven’s Gate فیلمی بود که کمپانی یونایتد آرتیستس را ورشکسته کرد و پایانی بود بر دوران پروژه های کارگردان-اساس و شروع کنترل فزاینده استودیوها بر روی پروژه ها در دهه های نزد رو. این فیلم در هر جنبه ای به معنای واقعی کلمه حماسی است، با داستانی در مورد درگیری ها و منازعات بین زمینداران و مهاجران اروپایی که در دهه ۱۸۹۰ در وایومینگ چهره می دهد و با بازیگرانی عظیم همانند کریس کریستوفرسون، کریستوفر واکن، ایزابل هوپرت، جف بریجز، جان هرت و بسیاری دیگر. در زمینه معنای صرف حماسی بودن، کمتر فیلمی را می توان با Heaven’s Gate سنجیدن کرد که در بودجه ۴۴ میلیون دلاری فیلم در سال ۱۹۸۰، معادل نزدیک به ۱۲۰ میلیون دلار امروزی، کاملاً هویداست.

اعتبار فیلمی که چیمینو و یونایتد آرتیستس را از راه شغل ای موفقشان دور کرد اخیراً با انتشار نسخه اولیه کارگردان بازیابی شده است و بسیاری اون را کلاسیکی نادیده گرفته شده و یکی از بهترین های ژانر وسترن می دانند. سپس از انتشار اما فیلم چیمینو نه تنها یک شکست کامل تجاری بود بلکه توسط منتقدان نیز فراوان زیاد مورد انتقاد قرار گرفت که به وقت تاریخ فیلم و غیرمرسوم بودن قصـه اون حمله می کردند. اما هیچ کس در این داستان شک ندارد که جاه طلبی فیلم چیمینو و برآوردهای امروزی از اون خواهند گفت که کمتر فیلمی را در ژانر وسترن می توان به بزرگ و حماسی بودن این فیلم یافت.

[ad_2]

کاوه رضایی بازداشت شد؛ استوری تجزیه طلبانه در اینستاگرام دلیل دستگیری مهاجم تراکتور؟

[ad_1]

به شرح سرویس منهای فوتبال خبرگزاری دیلی فوتبال؛ منابع خبری در توییتر از بازداشت کاوه رضایی مهاجم خبر دادند و به بررسی دلیل دستگیری مهاجم حال آماده تراکتور و بازیکن قبلی استقلال پرداختند.

برخی رسانه ها مدعی شدند کاوه رضایی به دلیل آنچه حمایت از گروه های تجزیه طلب و تحریک عده معدود آشوبگران در اغتشاشات پس از مرگ مهسا امینی عنوان شده بازداشت شد.

گفتنی است، در پی اعلام جرم دادستانی علیه برخی از سلبریتی ها به جهت تشویق به اغتشاش و تحریک جوانان به آشوبگری، عده ای از چهره ها با حکم قضایی بازداشت شده اند.

کاوه رضایی، مهاجم قبلی استقلال و فعلی تراکتور با انتشار عکسی از پرچم تجزیه طلبان کردستان در استوری اینستاگرام به مرگ مهسا امینی واکنش علامت داده بود.

  • زیادتر ببینید:
  • واکنش کاوه رضایی به مرگ مهسا امینی با پرچم تجزیه طلبان کردستان!
کاوه رضایی بازداشت شد؛ استوری تجزیه طلبانه در اینستاگرام علت دستگیری مهاجم تراکتور؟

بازنشر محتوای شبکه های اجتماعی تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در اون الزاما بازتاب دیدگاه رسانه دیلی فوتبال نیست.

دلیل دستگیری کاوه رضایی

اینستاگرام دیلی فوتبال

 

[ad_2]

کاوه رضایی بازداشت شد؛ استوری تجزیه طلبانه در اینستاگرام دلیل دستگیری مهاجم تراکتور؟

[ad_1]

به شرح سرویس منهای فوتبال خبرگزاری دیلی فوتبال؛ منابع خبری در توییتر از بازداشت کاوه رضایی مهاجم خبر دادند و به بررسی دلیل دستگیری مهاجم حال آماده تراکتور و بازیکن قبلی استقلال پرداختند.

برخی رسانه ها مدعی شدند کاوه رضایی به سبب آنچه حمایت از گروه های تجزیه طلب و تحریک عده معدود آشوبگران در اغتشاشات پس از مرگ مهسا امینی عنوان شده بازداشت شد.

گفتنی است، در پی اعلام جرم دادستانی علیه برخی از سلبریتی ها به جهت تشویق به اغتشاش و تحریک جوانان به آشوبگری، عده ای از چهره ها با حکم قضایی بازداشت شده اند.

کاوه رضایی، مهاجم قبلی استقلال و فعلی تراکتور با انتشار عکسی از پرچم تجزیه طلبان کردستان در استوری اینستاگرام به مرگ مهسا امینی واکنش علامت داده بود.

  • زیادتر ببینید:
  • واکنش کاوه رضایی به مرگ مهسا امینی با پرچم تجزیه طلبان کردستان!
کاوه رضایی بازداشت شد؛ استوری تجزیه طلبانه در اینستاگرام علت دستگیری مهاجم تراکتور؟

بازنشر محتوای شبکه های اجتماعی تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در اون الزاما بازتاب دیدگاه رسانه دیلی فوتبال نیست.

دلیل دستگیری کاوه رضایی

اینستاگرام دیلی فوتبال

 



[ad_2]

از تغییرات مرکز آمار در شاخص «نرخ تورم» تا رفتارهای منفعت طلبانه

[ad_1]

صفحه اقتصاد– نرخ تورم، افزایش بی رویّه و مستمر سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات بوده و در محاسبه نرخ تورم، نوسانات قیمتی حدود 400 کالا بررسی می شود و در نهایت نرخ تورم توسط سازمان ها و نهادهای محاسبه کننده این شاخص کلان و مهم اقتصادی اعلام می شود.

در حالی که قانون برنامه پنجساله ششم توسعه، مقرر کرده نرخ تورم سرزمین باید در حد 7 درصد باشد، عملاً نرخ تورم بالای 40 درصد است. تورم به طور جدی دلیل افزایش فقر در جامعه شده و مخصوصاً قدرت خرید اقشار کم حقوق جامعه را کاهش می دهد.

در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با پزشک حسین ایزدی (اقتصاددان)، آثار و پیامدهای مخرب تورم و تغییرات مرکز آمار ایران در شاخص نرخ تورم و به طور ویژه تغییرات این مرکز در ضریب با ارزش و مهم بودن گروه های اصلی کالایی برررسی شده است.

*****

*یکی از شاخص هایی که ارقام اون در قانون برنامه پنجساله ششم توسعه هدفگذاری شده بود نرخ تورم است و این برنامه برای سال 1401 به زمان یک سال تمدید شده. در چارچوب این برنامه، مقرر شده بود که در سال 1400 نرخ تورم تک رقمی و در حد 7.9 درصدی داشته باشیم. در عمل، این هدف پژوهشگر نشد و طبق آمار بانک مرکزی، در سال 1400 نرخ تورم در مناطق شهری 46 درصد بوده است.

مرکز آمار ایران، نرخ تورم کشوری سال 1400 را 40 درصد اعلام کرده است. با وجود این که در برنامه ششم توسعه تورم هدف مشخص شده، برای چی نرخ تورم موجود با اون نرخ تعیین شده در برنامه ششم توسعه، فاصله زیادی دارد؟

-برنامه ششم توسعه از سال 1396 اجرایی شده و اون وقت حس نمی کردند که تحریم ها بتواند اینقدر اثرگذار باشد ولی واقعیت این است که هنگامی که حقوق سرزمین کم می شود ما نمی توانیم از رشد اقتصادی صحبت کنیم و رشد اقتصادی در قسمت های مختلف اقتصادی پژوهشگر نمی شود.

لذا منابع سرزمین ما کاهش پیدا کرده و به جای این که منابع جاذبه شود، بانک مرکزی و دولت، مجبور شده اند به چاپ پول و افزایش پایه پولی، روی بیاورند. این کارها، چه در دولت آقای روحانی و چه در دولت آقای رئیسی انجام شده و از این نظر، فرقی بین دولت های مختلف وجود ندارد. این کارها دلیل می شود تورم بالا برود و ابداً اهداف دیگر برنامه ششم توسعه، پژوهشگر نشده تا چه برسد به هدفگذاری ای که در رابطه با نرخ تورم شده.

دکتر حسین ایزدی اقتصاددان
پزشک حسین ایزدی اقتصاددان

*در شرایط غیر عادی که برای سرزمین نزد می آید آیا دولت باید سیاست انقباضی و در واقعیت سیاست های ریاضتی را در نزد بگیرد و آیا در تاریخ بحران، سیاستی که دولت آقای روحانی و دولت آقای رئیسی در نزد گرفته اند به معنای واقعی ریاضتی و سختگیرانه بوده یا نه؟

-سیاست هایی که به نوعی در سرزمین ما به نام سیاست های اقتصاد مقاومتی مطرح شده، همان سیاست های ریاضتی هستند که همه دنیا در این نوع شرایط انجام می دهند. اول این که متاسفانه، در سرزمین ما، سیاست هایی که وجود دارد با هم تناقض دارند. دوم این که سیاست های انقباضی را به درستی انجام نمی دهند و همین وضع دلیل می شود اجرای این سیاست ها تاثیرات واجب بر اقتصاد نداشته باشد و در نتیجه تورم کنترل نمی شود.

ما می بینیم سیاست های ریاضتی که وجود دارد فقط مربوط به قسمت خصوصی است. البته در سرزمین ما بالای 75 درصد از اقتصاد، قسمت دولتی بوده و 25 درصد و حداکثر تا 30 درصد از اقتصاد سرزمین، سهم قسمت خصوصی واقعی است. لذا این سیاست ها مشمول اون 25 درصد یا 30 درصد قسمت خصوصی می شود و اون 75 درصد یا 70 درصد دیگر، کماکان در حال اجرای سیاست های انبساطی هستند.

این سیاست های انبساطی به این شکل است که حجم دولت افزایش پیدا می کند و به طور مداوم هزینه های دولت افزایش پیدا می کند. بنابراین، این تناقض ها وجود دارد و لذا سیاست هایی که در نزد می گیرند دستاوردها و اثرات واجب را به دنبال ندارد و اهداف ما پژوهشگر نمی شود.

از یک سو، پایه پولی را بالا می بریم و عملاً حجم پول افزایش پیدا می کند. این وضع، دیگر سیاست ریاضتی نبوده و سیاست های چاپ پول و سیاست های انبساطی است. از طرفی، با این که پول افزایش پیدا می کند ولی دوباره هم نرخ تورم بالا می رود و بانک مرکزی از بانک ها می خواهد از راه نرخ استفاده پول ها را جمع کنند.

از یک سو، بانک مرکزی هنوز به این نتیجه نرسیده که سال های زیادی است که پول در سرزمین ما تنبل است و برای نرخ استفاده های بالایی که وجود دارد، راه بانک را می شناسد.

در صورتی که باید نرخ استفاده را پایین بیاورند تا پول از بانک ها خارج شود ولی متاسفانه این کار انجام نمی شود و سیاست ها متناقض هستند. این تناقض ها دلیل می شود عملاً هیچ سیاستی وجود نداشته باشد و به قول افراد آگاه، ابداً برنامه ای وجود ندارد که اقتصاد را در جهت صحیح هدایت کنیم.

WhatsApp Image 2022 08 13 at 16.19.17

 *در چندین دهه قبل، بانک مرکزی ایران نرخ تورم مناطق شهری را اعلام کرده و مبنای سنجیدن، همین نرخ های اعلام شده توسط بانک مرکزی بوده است. به هر حال، الان بانک مرکزی تحت فشار است و از سال 1397 آمار نرخ تورم را به طور مرتب منتشر نکرده است. در وضعیت خاصی که در همین سال 1401 ساختن شد بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ تورم سال 1400 در حد 46 درصد بوده است.

از طرفی، مرکز آمار ایران نرخ تورم کشوری را 40 درصد و نرخ تورم مناطق شهری را 39.7 درصد اعلام کرده است. هر چند که بانک مرکزی فقط نرخ تورم مناطق شهری را محاسبه می کند. الان آقای حسین زاده، رئیس مرکز آمار می گوید فقط مرکز آمار، تمام آمارهای مردمی را منتشر کند و بقیه ارگان ها به طور غیر تخصصی ورود نکنند. به نظر شما، اگر بانک مرکزی هم نرخ تورم را اعلام کند و فقط مرکز آمار این نرخ را اعلام نکند، اِشکالی دارد؟

-واقعیت این است که در همه جای دنیا یک مرکز آمار دارند و این مرکز، آمارهای مردمی را اعلام می کند. برای مثال، در بریتانیا سازمان مردمی آمار، این نوع آمارها از جمله نرخ تورم، نرخ بیکاری و تفریح مالی را منتشر می کند.

به نظر می رسد که هر دو مرکز موجه هستند ولی هنگامی که ما مرکز آمار داریم تمام آمارها اعم از پولی و غیر پولی، باید در قطعه این مرکز منتشر شود. متاسفانه به دلیل این که این دوگانگی از قبل وجود داشته، این وضعیت ادامه پیدا کرده است.

من فکر می کنم متولی این داستان، باید مرکز آمار ایران باشد. اگر بانک مرکزی به جای این که نیروی خود را صرف محاسبه نرخ تورم کند، در حوزه نرخ استفاده و نرخ های دیگر کار کند که مربوط به سیستم بانکی و قسمت پولی اقتصاد است، بیش تر به درد جامعه می خورد.

*ما می دانیم در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، نرخ تورم به 49 درصد رسیده و این نرخ بالاترین نرخ دهه های اخیر بوده و نرخ تورم توسط بانک مرکزی محاسبه و به طور پهناور اعلام شده. معمولاً نرخ های تورم که مرکز آمار ایران در سال های اخیر اعلام می کند چند درصد از نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی پایین تر است.

اگر بانک مرکزی، نرخ تورم را محاسبه نکند در تاریخ سنجیدن نرخ های تورم، با این نرخ های مرکز آمار متوجه واقعیت نمی شویم.

-اگر بخواهیم صادقانه بگوییم افراد زیادی می گویند نرخ های مرکز آمار ایران، دستکاری می شود و شاید هم آمارهای این مرکز چندان واقعی نباشند. با این حال، باید در نهایت فرض کنیم که چنین چیزی وجود ندارد و مرکز آمار ایران به درستی، فرضاً نرخ تورم را محاسبه می کند.

البته همیشه این طور بوده که به طور تاریخی، نرخ تورم محاسبه شده توسط مرکز آمار ایران، پایین تر از نرخ بانک مرکزی است. در این زمینه باید بررسی کرد که سبد کالای مورد بررسی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران به چه شکل است.

*برای بررسی و سنجیدن های موردی و تاریخی، باید همیشه  چند درصد به نرخ تورم اعلامی مرکز آمار ایران اضافه کنیم تا به نرخ تورم بانک مرکزی برسیم؟

-بله. معمولاً این طور است و حداقل 2 درصد با هم اختلاف دارند. در سال 1400 هم این اختلاف در حد 6 درصد بوده است. اگر مرکز آمار و بانک مرکزی، یک سبد کالا را بسنجد و از یک جا قیمت کالاها را بگیرند، در محاسبات نباید هیچ اختلافی وجود داشته باشد ولی من حس می کنم هم سبدشان با هم مغایر بوده و هم این که در قیمت گذاری مغایرت وجود دارد.

 *بر پایه اعلام مرکز آمار ایران، نرخ تورم کشوری خرداد 1401 در حد 39.4 درصد بوده است. نرخ تورم مناطق شهری در این ماه 38.9 درصد و نرخ تورم مناطق روستایی 41.8 درصد بوده است. نرخ تورم تیر 1401، در سطح کشوری افزایش پیدا کرده و به 40.5 درصد رسیده است. نرخ تورم این ماه در مناطق شهری به 40 درصد و نرخ تورم مناطق روستایی به 43 درصد شده.

نرخ تورم نقطه به نقطه کشوری در تیر 1401 نسبت به تیر 1400 در حد 54 درصد بوده است. به طور جزئی نرخ تورم نقطه ای مناطق شهری در همین ماه 52.8 درصد و مناطق روستایی 60.7 درصد شده. در این وضعیت که تورم مناطق روستایی بالاتر از شهری هست، تحول خاصی از این نظر اتفاق افتاده است؟

-سیستم توزیع کالا و خدمات، در شهرها کامل تر هست نسبت به روستاها. لذا اجناس و کالاها و خدمات، حتماً گران تر به روستاها منتقل می شود. این وضع، علامت دهنده این است که آرام آرام، ساکنان روستاها برای تورم بالاتر فقیرتر می شوند.

این وضعیت علامت می دهد سیاست برگشت فراوانی به روستاها یا همان مهاجرت منفی، وابسته مشکل می شود و چنین سیاست هایی نتیجه نخواهد داد. در عمل، مهاجرت از روستاها به شهرها بیش تر خواهد شد چون نرخ تورم مناطق روستایی، چند درصد از نرخ تورم مناطق شهری بیش تر است.

این حالت دلیل می شد مراکز تولید از جمله قسمت کشاورزی، خالی از فراوانی می شود چون جامعه روستایی فقیرتر می شود. به طور ویژه این مشکل برای مناطقی که تولید کننده هستند، نزد می آید و برای آینده نویدبخش نیست.

*مرکز آمار ایران در محاسبه نرخ تورم، افزایش قیمت حدود 400 کالا و خدمت را در قطعه 12 گروه اصلی کالایی بررسی کرده و به هر گروه یک ضریب با ارزش و مهم بودن می دهد. در تیر 1401 مرکز آمار ایران، به گروه اصلی «خوراکی و آشامیدنی» ، ضریب با ارزش و مهم بودن 38 از 100 داده ولی در خرداد ضریب با ارزش و مهم بودن اون 26 بوده است.

ضریب مسکن گروه اصلی «مسکن، آب، برق و سایر سوخت ها» در تیر ماه 21 از 100 است ولی در خرداد ضریب با ارزش و مهم بودن اون 35 بوده است. بر این پایه، مرکز آمار در تیر 1401، ضریب با ارزش و مهم بودن گروه های اصلی شاخص تورم را تغییر داده.

به توجه به این که میزان اجاره نشینی در تهران و سرزمین افزایش پیدا کرده، آیا به نظر شما ساختن این تغییرات در ماه تیر نسبت به ماه خرداد امسال قابل نگهداری است؟

-یکی از همان شائبه ها که وجود دارد این است که مرکز آمار ایران با این ضرائب با ارزش و مهم بودن، بازی می کند. در حالی که ضریب با ارزش و مهم بودن باید برای ماه های یک سال پابرجا باشد تا در ماه های مختلف، نوسان قیمت کالاهای مختلف را مشاهده کرده و مورد بررسی قرار بدهیم.

هنگامی که ضریب با ارزش و مهم بودن یک گروه کالایی را پایین می آوریم یا دستکاری می کنیم یا ضریب با ارزش و مهم بودن برخی گروه ها را بالا می بریم، این کار می تواند در نتیجه نهایی که نرخ تورم باشد، دستکاری ساختن کند.

این کار، این شائبه را ساختن می کند که آیا این تغییرات، هدفمند است یا خیر. سوال این است که مرکز آمار ایران چطور می تواند متوجه شود که در زمان یک ماه، با ارزش و مهم بودن چه گروهی بالا رفته و با ارزش و مهم بودن چه گروهی پایین آمده است. اگر گفت و گو های فصلی هم مطرح باشد در دوره تابستان باید ضریب با ارزش و مهم بودن مسکن، افزایش پیدا کند ولی برعکس شده.

لذا باید برای یک دوره یک ساله، ضرایب با ارزش و مهم بودن شاخص تورم پابرجا باشد که بتوانیم نوسانات، روندها و بالا و فرودهای گروه های اصلی کالایی را بررسی کنیم. متاسفانه این قسمت ها مورد دستکاری قرار می گیرد و هنگامی این طور عمل می شود این شائبه به وجود می آید که این دستکاری ها، هدفمند است تا افزایش نرخ تورم به طور کامل علامت داده نشود.

*ضریب با ارزش و مهم بودن گروه اصلی «دخانیات» در نرخ تورم ماه خرداد فقط 59 صدم بوده ولی در ماه تیر امسال به یک و 14 صدم افزایش پیدا کرده یعنی ضریب با ارزش و مهم بودن اون بیش از دو برابر شده. این نوع تغییرات، واقعاً کارها مرکز آمار ایران را زیر سوال می برد؟

-بله. این کارها، اعتبار مرکز آمار را به خطر می اندازد. اساساً هنگامی در فروردین ضریب با ارزش و مهم بودن به گروه های اصلی می دهند، باید تا اسفند همان باشد. اگر هم ضریب با ارزش و مهم بودن تغییر می کند باید دلایلی وجود داشته باشد.

به هر حال، دوره تابستان، تاریخ تعریف و انتقال خانوارها هست و امکان دارد از یک خانه اجاره ای به جای دیگری منتقل شوند. حتی خرید و فروش ملک در دوره تابستان بیش تر می شود. در نتیجه ضریب با ارزش و مهم بودن گروه اصلی مسکن باید در دوره تابستان بالاتر برود.

در حالی که مرکز آمار، ضریب با ارزش و مهم بودن گروه مسکن را در تیر ماه کاهش داده است. چطور می شود که گروه اصلی دخانیات با ارزش و مهم بودن بیش تری پیدا کرده باشد و آیا تحقیقی انجام شده که دخانیات برای مردم ایران با ارزش و مهم بودن بیش تری پیدا کرده است.

 *اقتصاددانان می گویند تورم، مالیاتی است که از اقشار کم حقوق گرفته می شود و به اقشار پُردرآمد داده می شود. از طرفی، درسال 1400 آقای رئیسی در تاریخ انتخابات وعده داد که نرخ تورم را تک رقمی می کند.

این تک رقمی کردن تورم یعنی این که نرخ تورم به کمتر از 10 درصد برسد ولی الان که نرخ تورم کاهش پیدا نکرده آیا راه خاصی وجود دارد که اکثریت مردم بیش از این تحت فشار اقتصادی، قدرت خرید خودشان را از دست ندهند؟

-در همه دوره ها، شعارهایی در تاریخ انتخابات مطرح می شود ولی متاسفانه این  شعارها هیچ پشتوانه و مبنایی ندارند که ما فکر کنیم این شعار از سر تحلیل و تحقیق مطرح شده اند. اساساً ما باید با دنیا تعامل کنیم و هیچ راه دیگری وجود ندارد.

ما نمی توانیم سرزمین را بدون حقوق اداره کنیم و نمی توانیم فقط با چاپ پول، سرزمین را اداره کنیم. استفاده از این روش ها، دوره های کوتاهی دارد ولی متاسفانه سال های زیادی است که ما با چاپ پول سرزمین را اداره می کنیم. این وضع در نهایت موجب از دست سیستم اقتصادی ما می شود و به از بین رفتن کامل اون کمک می کند.

WhatsApp Image 2022 08 13 at 16.17.28

 *در همین وضعیت فعلی، یک نفر که مالک ساختمان است تعریف می کرد که به مغازه مشاور املاک مراجعه کرده و با تعیین یک قیمت خواسته که فروخته شود. همین مالک ساختمان می گفت مشاور املاک گفته این خانه را با قیمت بیش تر می فروشد ولی هر چقدر بیش تر فروخت نصیب خودش شود.

این مالک ساختمان از رفتار اون مشاور املاک فراوان زیاد گلایه می کرد. آیا در وضعیت تورمی، این نوع رفتارها عادی هست و هر کسی تلاش می کند که پول بیش تری به چنگ بیاورد و کاری به تبعات رفتارش ندارد؟

-در این حالت، هر کسی تلاش می کند حقوق خودش را بالاتر ببرد و این رفتارها ریشه اقتصادی دارد. همه این رفتارها، در اصل نابسامانی ها و بزهکاری هایی است که در شرایط تورمی، قابل نزد بینی است. در شرایط تورمی، همیشه چنین رفتارهایی دیده می شود.

در دور دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، این نوع رفتارها کمتر دیده می شد. برای چی که در اون سال ها تورم تا حدی کنترل شد و مردم با رفتارهای بهتری در جامعه، کنش انجام می دادند. الان که نرخ تورم، بالاتر است، این تورم افراد فقیر را فقیرتر می کند و ثروتمندان را ثروتمندتر می کند.

الان هر روز، فقر بیش تر می شود و از آدم فقیر هم، ما نمی توانیم صبر داشته باشیم که کنشگری نرمالی در جامعه خودش بروز بدهد. به همین دلیل، به سو این می رود که رفتارهای ناهنجار داشته باشد. البته بعداً هم نمی توانیم این رفتارها را با کارها مکانیکی و از راه سازمان تعزیرات و ارگان های دیگر کنترل کنیم.

همین نهادها، کار خودشان را به درستی انجام نمی دهند و اگر به درستی انجام می دادند اینهمه مفاسد اقتصادی و نابسامانی به وجود نمی آمد. تمام این موارد، ناشی از وضعیت نامناسب اقتصادی سرزمین بوده و این وضعیت نامناسب، این نوع پیامدهای منفی را به جا می گذارد.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]