یوسف فلاحی کیست/ بیوگرافی یوسف فلاحی داروندی شکارچی مقتول +عکس و دلیل کشتن

[ad_1]

بیوگرافی یوسف فلاحی داروندی شکارچی مقتول و خانواده و همسرش +عکس و دلیل کشتن

یوسف فلاحی کیست؟ بیوگرافی یوسف فلاحی داروندی شکارچی و خانواده و همسرش + عکس های یوسف فلاحی داروندی شکارچی مقتول که توسط محبط بان کرمانشاهی به کشته شد دنبال با سوابق و خانواده و زندگی شخصی یوسف فلاحی داروندی از ازدواج تا پدر شدن و دلیل کشته شدن و به کشتن رسیدنش با پیج اینستاگرامش در ادامه مطلب از مجله سخن جدید میخوانید:

عکس یوسف فلاحی داروندی

یوسف فلاحی داروندی شارچی مقتول متولد سال ۱۳۷۸ در روستای سنقرآباد بیستون که در تاریخ کشتن و کشته شدن ۲۳ سال داشت. او در مرداد سال ۹۹ توسط یک مکان بان کرمانشاهی به ضرب شلیک گلوله به کشتن رسید. مادرش ۶ ماه پس از کشته شدن یوسف فلاحی تاب نیاورد و فوت کرد و پدرش دامدار است و به دامداری در روستای سنقرآباد بیستون مشغول بود. تاکنون عکسی از یوسف فلاحی داروندی منتشر نشده و عکس بالا تزیینی است

ماجرای کشتن و کشته شدن به سبب شکار غیرمجاز

مرداد ۹۹ دو خانواده کرمانشاهی یکی داغدار شد و دیگری از غم زندانی شدن عضو خانواده اش، خانواده فلاحی داروندی پسر جوانش را از دست داد و پسر خانواده برومند افتاد پشت میله‌های زندان. در جریان مواجهه نیروهای اجرایی یگان حفاظت مکان زیست کرمانشاه با سرنشینان یک دستگاه ماشین پراید، یک نفر از سرنشینان این ماشین به سبب تیراندازی که شکل گرفته جان خود را از دست می دهد.

زمانی به مکان بان های منطقه حفاظت شده بیستون خبر می‌دهند یک دستگاه پراید درون منطقه حفاظت‌شده بیستون شده است. سرنشین‌های ماشین به دستور ایست ماموران توجه نمی‌کنند و ماموران تصمیم به تیراندازی می‌گیرند و یوسف فلاحی داروندی کشته می‌شود

ازدواج و همسر یوسف فلاحی داروندی

مرداد ۹۹ دو خانواده کرمانشاهی به مصیبتی بزر وابسته شدند، سخن پند آموز دو خانواده کرمانشاهی داستان تلخی دارد. یکی داغدار شد و دیگری در غم زندانی شدن عضو خانواده اش، خانواده فلاحی داروندی پسر جوانش را از دست داد و پسر خانواده برومند افتاد پشت میله‌های زندان. فلاحی به تازگی ازدواج کرده و داماد شده بود و در تاریخ کشته شدن صبر نوزادش را می‌کشید که گلوله سربی جانش را گرفت.

عروس خانواده فلاحی داروندی هم سرنوشت سیاهی نصیبش شد. زن کم سن پسرش را باید بی‌پدر عظیم کند. گهگاهی به خانه پدری‌اش می‌رود. اما هزینه‌های زندگی را دو خانواده تقبل می‌کنند. پدرشوهر و پدرش کوشش می‌کنند جای خالی یوسف را پر کنند. یادگار یوسف پدرش را می‌خواهد. پدری را که هیچ وقت ندید

روایت پدر یوسف فلاحی داروندی مقتول

علی فلاحی داروندی پدر یوسف فلاحی پس از کشته شدن پسرش توسط مکان بان کرمانشاهی می گوید: «هم پسرم را از دست دادم، هم مادرش را.» پدری که از راه دامداری زندگی‌ اش را می‌چرخاند. عشایر است . پسر بزرگش را در منطقه بیستون کشته بودند. پسر جدید دامادش را که صبر نوزادش را می‌کشید. داغ بزرگی بود. علی موهایش یک‌شبه سفید شد. مادر دیگر کمرش راست نشد. توان ایستادن نداشت. مراسم خاکسپاری و تشییع گذشت که متوجه شدند یوسف با تیر مکان‌بان منطقه بیستون جانش رفته است.

می‌گوید: «پسرم برای کندن گیاهان دارویی به کوه رفته بود. با پراید آژانس بود که تصمیم برگشتن داشتند. متوجه‌ شدند این مردان که دستور ایست می‌دهند مکان‌بان هستند. تصور می‌کردند که غارتگر هستند. لباس شخصی بودند. زمانی گلوله به سر یوسف برخورد می‌کند، توقف می‌کنند. آنجا متوجه می‌شوند که این مردان مکان‌بان هستند. چندین تیر به ماشین برخورد کرده بود. یک تیر به سر یوسف زده بودند و دو تیر هم به سینه‌اش.» «هشت روزی بود که به دنبال عامل تیراندازی بودیم تا اینکه متوجه شدیم یک مکان‌بان تیراندازی کرده است. دنیا روی سرمان خراب شده بود. هم پسرم را از دست دادم، هم همسرم را و هم منبع درآمدم را.»

دام‌ها در کوه یا خوراک گرگ‌ها شده بودند یا دزدها. «زمانی سپس چند روز مجدد به کوه زدیم دیدیم که از دام‌ها خبری نیست. عمری دامداری می‌کردیم، اما هیچ نماند. همسرم هم تنها ۶ ماه دوام آورد. او با چه سختی سه پسرمان را در چادرهای عشایر عظیم کرده بود.»

داغ سنگینی بود. ۶ ماه و یک روز از مرگ یوسف می‌گذشت. روز مادر بود. صبر تبریک روز مادر هر ساله یوسف را می‌کشید، اما نه از تبریک خبری بود، نه از یوسف. مادر داغ‌دیده همان روز بود که دیگر نتوانست این فراق را تاب بیاورد، قلبش گرفت، سکته کرد و چشمانش را به زندگی بست.

«زندگی‌ام نابود شد. دو پسر دیگرم هم با مرگ مادرشان وضعیت مناسبی ندارند. به سختی این روزها را صبر می‌کنند. زندگی برایشان مقاوم شده است. داغ مادر و برادرشان سنگین است. افسردگی گرفتند. خودشان را در خانه بازداشت کرده‌اند.»

جلسات دوستی و سازش

ریش‌سفیدان و مسئولان استان کرمانشاه جلسات دوستی و سازش هم برای نجات برومند نجفی، مکان‌بان کرمانشاهی کلید خورده است. مکان‌بانی که در منطقه حفاظت‌شده بیستون مرد ۲۳ ساله‌ای را هدف گلوله قرار می‌دهد. زمانی به مکان‌بان‌های منطقه حفاظت‌شده بیستون خبر می‌دهند یک دستگاه پراید درون منطقه حفاظت‌شده بیستون شده است. سرنشین‌های ماشین به دستور ایست ماموران توجه نمی‌کنند و ماموران تصمیم به تیراندازی می‌گیرند

درخواست قصاص تا تیرباران

علی فلاحی داروندی تصمیم به قصاص دارد. پادرمیانی‌ها و جلسات دوستی و سازش هم هنوز چیزی را تغییر نداده است. او دلخور است. از برخی صحبت‌ها، از برخی واکنش‌ها و بازخوردها. «برای چی یک‌طرفه به قاضی می‌روند. نمک بر زخم ما می‌ریزند. فیلم‌ها و صحبت‌هایی دیده و شنیده‌ام که تصمیمم را بر قصاص محکم‌تر می‌کند. در نهایت در ۲۲ مرداد با اسلحه قاتل پسرش را به کشتن می رساند.

 

[ad_2]

ماهرخ فلاحی دامدار و آموزش‌دهنده گاو اصیل شیری کیست؟ 

[ad_1]

در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی درباره ماهرخ فلاحی دامدار و آموزش‌دهنده گاو اصیل شیری خواهیم پرداخت، با ما دنبال باشید.

از معلمی تا دامداری

ماهرخ فلاحی در بیستم فروردین ماه سال ۱۳۲۲خورشیدی در خانواده‌ای اهل علم و مطالعه در تهران متولد شد. در اصل اهل طالقان است، ولی او دوران کودکی اش را در رودسر گذرانده‌ است. اما به دلیل کار پدر، زمانی یک‌سالگی اش تمام شد به تهران رفتند. پدرش رئیس دادسرایی در رودسر بود و وی اولین فرزند خانواده بود،

به گفته ماهرخ فلاحی: تا یک سالگی‌ام را در اون شهر گذراندم و سپس از اون به تهران آمدیم. اون تاریخ پدرم (زنده یاد محمدتقی فلاحی) از قضات عالی‌رتبه دادگستری تهران و علاقه‌مند به علم بود. چون پویایی و توانایی ذاتی من را دید، در سن پنج سالگی مرا به مدرسه فرستاد، که هر ساله علم‌آموز ممتاز کلاس می‌شدم.

من چون درسم فراوان خوب بود، سال ششم ابتدایی علم آموز ممتاز کشوری شدم و دوران راهنمایی و دبیرستانم را با نمرات عالی به آخر رساندم.

در سال ۱۳۳۹ خورشیدی و در سن هفده سالگی‌ام، با مدرک دیپلم از «دبیرستان قضاوت تهران» تحصیلات دوره متوسطه را به آخر رساندم و با شرکت در کنکور سراسری در «علم‌سرای عالی دانشگاه تهران» برنده به کسب رتبه اول در رشته «زبان و ادبیات انگلیسی» و رتبه دوم در رشته «حقوق قضایی» در سطح سرزمین شدم.

وی با یک دبیر ازدواج کرد و برای ادامه تحصیل در دانشگاه، رشته حقوق و زبان انگلیسی را انتخاب کرد.

وی گفته است: یک سال سپس از ازدواج، پسرم در سال ۴۱ و اون یکی پسرم ۶ سال سپس متولد شدند، محافظت از دو فرزند و همزمان در دو رشته درس خواندن برایم کمی مقاوم بود، به همین دلیل حقوق را رها کردم و تصمیم گرفتم در رشته زبان انگلیسی معلم شوم. انتخاب معلمی برای من انتخاب خوبی بود، این شغل شرایط خوبی داشت و با توجه به تعطیلات تابستان و ساعت‌های کاری مشخص شده می‌توانستم به بچه‌هایم نیز نگهداری کنم. ۴ سال در مقطع دبیرستان زبان درس دادم و سپس از اون تصمیم دیگری گرفتم.”

فلاحی یک برادر نابینا داشت و همیشه به این فکر می‌کرد که چطور می‌تواند به کسانی که مانند برادرش هستند، کمک کند زبان را آموزش بدهد.

سپس از مدتی درسش را در رشته روانشناسی کودکان استثنایی، ادامه و فوق لیسانس گرفت و شروع به تدریس زبان به افرادی همانند برادرش کرد.

Polish ۲۰۲۲۰۸۱۱ ۱۸۲۴۵۸۷۲۰
ماهرخ فلاحی دامدار نمونه

وی همچنین گفته است: مدتی گذشت تا اینکه آموزش و آموزش مسابقه‌ای بین معلم‌ها نظم داد. در این مسابقه، ۴ نفر از دبیران انتخاب شدند و جایزه‌شان این بود که برای آموزش خط بریل به آمریکا بروند.

پس از وقت چهار سال تدریس در دبیرستان های دخترانه تهران، به نام “دبیر نمونه“ وزارت آموزش و آموزش سرزمین معرفی شدم. پس از رد کردن یک آزمون علمی تخصصی سراسری بین دبیران رشته زبان ادبیات انگلیسی ایران، در قطعه یک گروه سه نفره برای فراگیری “دوره تخصصی آموزش و آموزش نابینایان“ و نیز رد کردن “خط مخصوص بریل“ به سرزمین ایالات متحده آمریکا و چند سرزمین اروپایی اعزام شدم.

فلاحی سپس از بازگشت، به نام رئیس آموزشگاه نابینایان کل سرزمین انتخاب شد. اما مدتی سپس شرایطی بوجود آمد که دختران نابینا نمی‌توانستند در کلاس‌های درس شرکت کنند برای همین ریاست آموزشگاه را رها کرد و تنها به نام یک معلم شروع به کار کرد.

سال آخری که در اون آموزشگاه کار می کرد، از ۱۲ نفری که در این مجموعه درس می‌خواندند ۱۱ نفر در کنکور سراسری قبول شدند و همین مسئله دلیل شد مورد توجه وزارت آموزش و آموزش قرار گرفته شود و  به سازمان آموزش کودکان استثنایی (نابینا) منتقل و به سو رییس موسسه آموزشی نابینایان سرزمین انتخاب شد.

وی عنوان کرده است: سپس از ۲۴ سال تدریس، تصمیم گرفتم استعفا بدهم، اون تاریخ با بازنشستگی من فراوان زیاد مخالفت شد، اما بهرحال تصمیمم را گرفته بودم و می‌خواستم راه دیگری را در زندگی ام بروم، سپس از استعفاء از کار، با خودم فکر کردم چه کار کنم تا افسرده نشوم.

در سال ۱۳۴۷ خورشیدی، همسرم آقای اسفندیار فلاحی که وی نیز از دبیران نمونه سرزمین بود برنده به دریافت پروانه تاسیس گروه فرهنگی شیخ الرئیس ابوعلی سینا از وزارت آموزش و آموزش شد و در اون تاریخ پدرم از وزارت دادگستری بازنشسته و هر سه نفر متفقاً به راه‌اندازی و اداره موسسه آموزشی فوق پرداختیم. پس از چند سال تلاش و کوشش مستمر، براساس قوانین مصوبه وزارت آموزش و آموزش متأسفانه موسسات آموزشی مردمی جمع‌آوری و منحل شد و با اعلام انحلال این موسسه اندوخته بسیاری را از دست دادم.

اما ماهرخ فلاحی ناامید نشد و با خلاقیت ذاتی، تلاش و کوششی که پروردگار به او عطا کرده بود، تصمیم گرفت در دوران بازنشستگی، یک واحد خصوصی تولیدی و اقتصادی ساختن کند.

و حقوق زیادی نداشت اما از آنجا که علاقه به کشت و کار و تولید مواد غذایی جزیی از میرات طالقانی‌هاست، به اتفاق همسرش یک واحد ساختمان ویلایی در غرب تهران که نتیجه یک عمر خدمت آموزشی شان بود فروخته و به یک واحد آپارتمان متوسط تبدیل شد. مابه‌التفاوت ارزش ساختمان را یک باغچه یک هکتاری در دور و بر کرج خریدند که امروزه، پس از گذشت ۳۱ سال به “موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی“ شهرت دارد. این موسسه در منطقه “احمدآباد مصدق“ از توابع شهرستانی ساوجبلاغ استان تهران، تعداد ۲۵۰ راس گاو اصیل هلشتاین، ۱۵۰ هکتار کشتزار تولید گندم، ذرت و علوفه دامی و چندین هکتار باغ تولید سیب و گلابی ممتاز را در برمی‌گیرد.

با اقدام به ساخت موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی، ثمره زندگی مشترک شان، فرید فلاحی (دارای مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی) و نیز “امید فلاحی“ (دارای مدرک دکترای پزشکی) به جمع هیات مدیره این موسسه تولیدی پیوستند. با توجه به تحصیلات دانشگاهی هر چهار نفر اعضای مدیریت موسسه، اصول و روش تولیدات محصولات کشاورزی و دامی، چه در قسمت کشتزار، چه در باغات و دامداری صنعتی خود به خود جنبه علمی و پژوهشی یافت. برای مثال در قسمت کشتزار، سیستم کاشت، داشت و برداشت گندم، ذرت و علوفه دامی تماماً مکانیزه و در قسمت باغداری روش تولید میوه‌جات با آخرین تحقیقات علمی و دانشگاهی رایج در موسسات تحقیقات باغداری در کشورهای آمریکا و کانادا و نهایتاً در قسمت دامداری صنعتی، نحوه تغذیه، تولید و نگهدای دام با استفاده و استفاده‌وری از جدیدترین متد رایج در آمریکا و اروپا از راه اطلاعات پژوهشی و علمی اینترنتی (Internet Information)شکل می‌گیرد.

از همان ابتدا بنا به علوم روز تکثیر گاو اصیل شیری نژاد هلشتاین در قسمت دامداری موسسه با سیستم تلقیح مصنوعی (Artificial Intimidation) شروع و در سایه الطاف خدا و تلاش مستمر خانواده، روش تولید و تکثیر نسل گاو اصیل شیری در حال آماده مطابق آخرین متد روز آمریکا و اروپا یعنی انتقال جنین آزمایشگاهی (Clinical Embryo Transfer) می‌باشد، نتیجه روش انتقال جنین بدان معناست که به جای تولید یک گوساله از هر گاو شیری ممتاز در یک دوره تولید یک ساله می‌توان ده‌ها و صدها راس دام اصیل با مقام عالی تولید نمود که البته انجام این امر مستلزم همکاری یک تیم دامپزشکی و جراحی ممتاز از زبده ترین جراحان دامپزشک در رشته تخصصی «مامایی دام» می‌باشد. نتیجه سال‌ها مطالعه، تولید و آموزش و اصلاح نژاد دام، امروزه در دست داشتن یک گله گاو اصیل شیری هلشتاین ممتاز با بالاترین میزان تولید شیر و گوشت و خلوص خونی و ژنتیکی ۱۰۰% می‌باشد و اصلاح مداوم فنوتیپ و ژنوتیپ دام، دلیل شد که در تمامی جشنواره‌های انتخاب بهترین دام‌های اصیل هلشتاین ایران (Iranian Dairy Cattle Show) در هر سه دوره متوالی جشنواره که با وجود داوران و کارشناسان زبر دست دام از کشورهای آمریکا، کانادا و آلمان شکل می‌گرفت برنده به احراز رتبه اول، لوح تقدیر و مدال‌های طلای بهترین آموزش‌دهندگان گاو اصیل شیری شوم.

به دلیل این موفقیت، سه مورد مسافرت تشویقی و تحقیقاتی به کشورهای کانادا و آلمان داشت و در سال ۱۳۸۳ خورشیدی، در جشنواره شیخ بهایی دانشگاه صنعتی اصفهان(جشنواره کارآفرینان سرزمین) از سوی هیات داوران به نام رتبه اول و کارآفرین نمونه انتخاب شد. واجب به ذکر است که موسسه کشاورزی و دامپروری فلاحی بخصوص قسمت دامداری صنعتی، مکان مناسب و مساعدی جهت تحقیقات دانشگاهی و علمی دانشجویان رشته‌های دامپروری و دامپزشکی، خصوصا دختران دانشجو شده که با توافق فیمابین مدیریت این موسسه و تعداد زیادی از دانشگاه‌های سرزمین، دانشجویان مربوطه واحدهای تحقیقی و کارآموزی فنی خود را زیر نظر و تحت نظارت هیات مدیره می‌گذرانند و در آخر هر دوره سه ماهه آموزش فنی و عملی تأییدیه نامه مربوطه صادر و به دانشگاه مبدا ارسال می‌شود.

اون سال‌هایی که برای آموزش خط بریل به آمریکا رفته بود گاوهای کانادایی را دید که اصلاح نژاد شده بودند و شیر خوبی می‌دادند. همان وقت به دلیل علاقه‌ای که به این شغل داشت سپس از  اندکی مطالعه برای راه‌اندازی کاری که در نظر داشت توانست ۷ راس گاو کانادایی ماده اصلاح نژاد شده خریداری کند و با آنها کار را شروع کرد. این گاوها در عرض یک سال دو برابر شدند، سال سپس، از ۱۴راس به ۲۸ راس رسیدند و الان ۳۰۰ راس گاو دارد که تمامشان جزو بی‌نقص ترین گاو‌هایی هستند که در سرزمین وجود دارد.

Polish ۲۰۲۲۰۸۱۱ ۱۸۲۵۲۷۸۸۰

به دلیل محدودیت فضا همیشه بهترین گاوها را برای تولید نسل نگه می‌دارد.

این کارآفرین نمونه می گوید: اون تاریخ زمانی گاوها را درون می‌کردیم قیمت مناسب بود اما الان وضعیت اختلاف کرده است. اون سالها من تمام پولم را برای خرید زمین داده بودم و برای راه اندازی کار و خرید گاو نیاز به وام داشتم، قبل از هر کاری باید مجوز دامپروری می‌گرفتم که در دوره ما کار سختی بود خصوص برای زنی که ۴۰سال داشت و در نظر دیگران برای راه‌اندازی گاوداری کمی کم سن به نظر می‌رسید. زن‌های زیادی اون وقت در شهرهای شمالی، کار آموزش گاو انجام می‌دادند اما پذیرش اینکه یک نفر در حوزه صنعتی و گاو اصلاح نژاد شده بخواهد کار کند کمی دور از ذهن بود.

سپس از اینکه پِی بردم پذیرش این قضیه چقدر مقاوم است، به آنها گفتم شما به من مجوز دامپروری بدهید و اگر سپس از مدتی نتوانستم این کار را انجام بدهم، مجوزم را برای همیشه باطل کنید. خدا را سپاس شرایط خوب نزد رفت و من ۶ سال سپس توانستم رتبه خوبی به دست بیاورم و همه را متعجب کنم.

سال ها قبل ، زمانی که عوامل سریال “همسران” برای فیلمبرداری سکانس‌هایی به گاوداری ما آمدند، یکی از گاوهایم در قطعه‌هایی از این سریال نقش‌آفرینی کرد و همان وقت بود که حسابی سر آسیبها افتادیم.

زمانی که چهارمین جشنواره انتخاب گاو اصیل هلشتاین ایران برگزار شد، از بین ۷۸۰ مردی که از سراسر سرزمین گاوهایشان را در این مسابقه شرکت داده بودند، مدال طلا به گاو خانم فلاحی وابستگی گرفت، همان گاوی که در سریال همسران بازی کرده بود. خانم فلاحی گفته است: اون روز، برای من فراوان شیرین بود. زمانی که برای گرفتن مدال روی سن رفتم درباره روزی صحبت کردم که به سختی به من مجوز دادند و گفتم خوب تر است در کار، برابری جنسیتی داشته باشیم و قبول کنیم در برخی از کارها، زنان زیادتر از مردان توانایی دارند و برعکس در برخی کارها، مردان برنده تر هستند.

وی اضافه است: هدیه‌ای که اون سال به من داده شد، یک وام کم استفاده بود، که توانستم با اون یک زمین ۹۰ هکتاری برای کاشت علوفه در آبیک خریداری کنم. سپس از اون، ۴ سال به نام دامدار نمونه انتخاب شدم. زمانی که زمینم به بازدهی رسید شرایط خوب تر شد اما متاسفانه با فروکش کردن آب چاه‌ها، دیگر مجالی برای کاشت علوفه نداریم و با خشکسالی نزد آمده دو سه سالی است که روی دور جراحت افتاده ایم.

البته جراحت مالی برای وی آخر کار نبود. زمانی مجبور به خرید علوفه شد تصمیم گرفت هزینه‌هایش را از راهی جبران کند. مطالعاتی در زمینه انتقال جنین در گاوها داشت و چون به زبان انگلیسی مسلط بودم شروع کرد به مطالعه در این زمینه تا بتواند کاری که در موسسه‌هایی همانند رویان برای انتقال جنین انجام می‌دهند را در کشتزار خود برای گاوهای اصیل انجام بدهد، به این شکل که جنین گاو برتر را به یک گاو ساده انتقال بدهیم تا گاوی که در نهایت بدنیا می‌َآید گاوی با نژاد برتر باشد. این گاو می‌توانست شیر و گوشت زیادی به ما بدهد. زمانی که این کار را شروع کردند می‌دانستند روزی برنده می شوند و توانستند سرزمین را از واردات پنیر دانمارکی و کره کانادایی بی‌نیاز کنند. البته وقت‌هاست شیرخشک را به کشورهای دیگر صادر می‌کند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]