[ad_1]
متهم به کشتن که از ۹ سال قبل در زندان است اگر نتواند وجه المصالحه را تامین کند پای چوبه دار می رود
سرنوشت قاتل اعدامی در یک قدمی چوبه دار چه می شود؟
۷ سال است که به اتهام کشتن در گوشه زندان روزهای بازداشت را یکی یکی می شمارد. حالا با چوبه دار تنها یک قدم فاصله دارد که در این یک قدم به بخشش ۱۱نفر اولیای دم امید دارد.امیدی که هر بار با اولیای دم گفتگو می کند در ذهنش زیادتر رنگ می بازد.
در این شرح دقایقی پای درددل مرد میانسالی می نشینیم که از سال ۹۲ با وقوع کشتن در غرب تهران، مهر « قاتل » روی پیشانی اش نشسته است.
بد نیست که یک راست برویم سر اصل مطلب! چه شد که دست به کشتن زدی؟
بازیچه دست دو نفر قرار گرفتم.یکی از آنها دوستم به نام فرشاد بود و فردی که نقشه کشتن را کشیده بود، دوست دوستم به نام کیوان بود.
و تو می دانستی نقشه کشتن از قبل طراحی شده است؟
نه ابدا! به من گفتند قرار است یک نفر را گوشمالی بدهند.فرشاد که از قبل کیوان را می شناخت به من گفت که کیوان با یک نفر خرده حساب دارد.برای همین می خواهد من و احمد او را در جایی گیر بیندازیم و کتکش بزنیم.در قبال این کار هم ۲۰ میلیون تومان به ما خواهد داد.من هم وسوسه پول شدم و با خودم گفتم که دو سیلی به این فرد می زنیم و پول را می گیریم و همه چیز تمام می شود.
پس چه شد که سر قرار ورق برگشت و اتفاق رنگ خون گرفت؟
اون روز به آشپزخانه تهیه غذای کیوان رفتیم.مقتول باجناق کیوان بود که او را به دلیل ای به آشپزخانه کشانده بود.همین که مقتول درون شد، فرشاد از پشت سر با یک آب گردان عظیم بر تفاوت سرش ضربه ای زد که او نقش زمین شد.در این چند سال که از جنایت می گذرد همیشه با خودم فکر می کنم که در همان ثانیه مقتول جان باخت.اما سپس از اون کیوان بالای سرش رفت و خیال زد که هنوز زنده باشد برای همین طنابی دور گردنش رها کرد و با کمک فرشاد دور و بر طناب را کشیدند.سپس به من گفت تو هم باید در این اتفاق نقش داشته باشی و برای همین باید ضربه ای به مقتول بزنی.من دست مقتول را گرفتم و گفتم نبض ندارد.اما کیوان می گفت باید به او ضربه ای بزنم.من هم با چاقو ضربه ای به گلویش زدم.
با جسد چه کردید؟
جسد را در صندوق عقب ماشین خود مقتول گذاشتیم و کنار جاده رها کردیم.
سپس چه شد؟ پرونده چطور نزد رفت؟
سپس از اینکه جسد کشف شد، ماموران به کیوان مظنون شدند چون او آخرین کسی بود که با مقتول صحبت کرده بود و کیوان دستگیر شد.در جریان تحقیقات به کشتن اعتراف کرد و سپس هم من و فرشاد دستگیر شدیم.اما من از همان روز اول یک بار هم به کشتن اعتراف نکردم.در تمام جلسات بازجویی و حتی در دادگاه گفتم که نقشی در کشتن نداشتم و ضربه ای که به گلوی مقتول زدم زمانی بود که او دیگر جان خود را از دست داده بود.با این حال اتهام مشارکت در کشتن برای هر سه نفر ما صادر شد و هر ۳ به قصاص محکوم شدیم. من سپس از صدور نظر چند بار تقاضای اعاده دادرسی دادم که هر بار رد شد.
سال قبل بود که فرشاد با پرداخت وجه المصالحه برنده به جلب رضایت اولیای دم شد.خانواده من هم برای جلب رضایت اولیای دم پا نزد گذاشتند و آنها شرط دریافت وجه المصالحه ۷ میلیارد تومانی گذاشتند که من و خانواده ام توانایی پرداخت چنین مبلغی را نداریم.
و اگر نتوانی چنین مبلغی را مهیا کنی چه می شود؟
حکم صادر شده در مرحله استیذان است.اگر نتوانم رضایت اولیای دم را جلب کنم دیگر مشخص است که به زودی چه چهره خواهد داد … قصاص!
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: rokna.net
[ad_2]