[ad_1]
تاجر ثروتمند 3 روز گروگان مأموران قلابی بود
یکی از روزهای شهریور امسال تاجری ثروتمند سوار بر خودروی اسپورتیج خانهاش در شمال تهران را ترک کرد تا راهی محل کارش شود. از زمانی همسر و فرزندانش به خارج از سرزمین مهاجرت کرده بودند او تنها زندگی میکرد اما اون روز زمانی درون خیابانی فرعی شد، یک خودروی پژو که چراغ گردان پلیس روی اون نصب شده بود سد راهش شد.
راننده و سرنشین پژو که لباس پلیس به بدن داشتند و تجهیزات نظامی همراهشان بود، از ماشین پیاده شدند و با علامت دادن برگهای به مرد تاجر مدعی شدند که وی باید برای توضیحات به اداره پلیس بیاید. یکی از آنها بدون اینکه پاسخی به سؤالات مرد تاجر بدهد سوار ماشین وی شد و از او خواست حرکت کند و به این ردیف مأموران قلابی تاجر ثروتمند را به محلی خلوت بردند، دست و پا و چشمانش را بستند و به خانه متروکهای در جنوب پایتخت منتقل کردند.
شرح یک گمشده
24ساعت از ماجرای ربودن مرد تاجر قبل بود که مادر وی سراسیمه و دلواپس راهی اداره پلیس شد و گفت که فرزندش ناپدید شده است. او توضیح داد: پسرم تاجر است و تنها زندگی میکند. همسر و فرزندانش در خارج از سرزمین بهسر میبرند و پسرم هر روز با من تماس میگرفت اما از سحر دیروز هیچ خبری از او نیست. موبایلش خاموش بود و دفعات با تلفن خانهاش تماس گرفتم و همه تماسهایم بیپاسخ ماند. سحر که شد راهی خانهاش شدم اما درون خانه بهم ریخته بود و اثری از پسرم نبود و ایمن شدم که بلایی بر سرش آمده است.
گروگانگیری
با اظهارات این زن، تیمی از مأموران اداره آگاهی تهران با دستور قاضی بزر سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی، تحقیقات خود را در این پرونده شروع کردند. سرنوشت تاجر گمشده در هالهای از ابهام بود تا اینکه سپس از گذشت 3روز، وی با دست و پای بسته در بیابانهای جنوب تهران و توسط رانندهای عبوری پیدا شد. این مرد پس از آزادی از دست آدمربایان راهی اداره پلیس شد و گفت: پس از آنکه مأموران قلابی مرا به خانهای متروکه انتقال دادند با تهدید، کارتهای عابربانکم را به دنبال رمزشان گرفتند. آنها حتی کلید خانهام را با زور گرفتند تا به آنجا دستبرد بزنند. آنها سپس راهی صرافی و طلافروشی شدند و با خرید طلا و دلار حساب مرا خالی کردند. وی ادامه داد:3روز در خانه متروکه گروگان آنها بودم.
در طول شبانه روز فقط یک وعده غذا و آب به من میدادند و مدام کتکم میزدند. اکثر مواقع هم چشم و دست و پاهایم بسته بود تا اینکه سپس از گذشت 3روز با همان وضعیت یعنی با چشم و دست و پای بسته مرا از خانه متروکه خارج کرده و در بیابانها انداختند. وی ادامه داد: زمانی توسط یک راننده عبوری نجات پیدا کردم به خانهام رفتم و متوجه شدم که 2مأمور قلابی، به آنجا دستبرد زدهاند و هرچه پول، طلا، تابلوفرش و لوازم آنتیک و عتیقه در خانهام داشتم را سرقت کردهاند. ارزش این اموال بالای یک میلیارد تومان بود و آنها بیش از 400میلیون تومان هم از حسابم سرقت کرده بودند. علاوه بر اینها، ماشین اسپورتیج مرا به دنبال مدارکش نیز با خود بردهاند.
بازداشت سروان و سرگرد قلابی
از آنجا که گروگانگیران، چشم گروگان را بسته بودند او متوجه نشده بود که نشانی خانه متروکه کجاست. در این شرایط برای بهدست آمدن ردی از متهمان، شماره پلاک خودروی اسپورتیج شاکی در اختیار همه واحدهای گشتی قرار گرفت تا اینکه چند روز قبل این ماشین در یکی از شهرهای شمالی سرزمین درحالیکه پسر جوانی پشت فرمان اون بود توقیف شد. با دستگیری پسر کم سن و اعتراف وی متهم دیگر که پدر او بود در خانهاش در یکی از محلهای پایتخت دستگیر شد. آنها در بازجوییها به گروگانگیری و سرقت اقرار کردند و انگیزه خود را رسیدن به پول دانستند.
در این بین متهم میانسال گفت: مرد تاجر را دورادور میشناختم و خبر داشتم که وضع مالی خوبی دارد. من در شرکتی کار میکردم که وی به آنجا رفتوآمد داشت و میفهمیدم به تنهایی زندگی میکند و خانوادهاش ایران نیستند. به همین سبب داستان را با پسرم در بین گذاشتم تا با کمک هم نقشه گروگانگیری را عملی کنیم. وی ادامه داد: برای اجرای این نقشه، ابتدا تجهیزات پلیسی خریدیم، سپس یک حکم جلب جعل کردیم و سپس به مقابل خانه و محل کار مرد تاجر رفتیم تا ساعت رفتوآمدهای او را بهدست آوریم.
پس از آنکه اطلاعات کامل را بهدست آوردیم، روز حادثه سد راه او شدیم و وی را ربودیم. سپس با تهدید حسابش را خالی کرده و به خانهاش دستبرد زدیم. متهم در ادامه گفت:گروگان را سپس از 3روز رها کردیم و خیال میکردیم هیچ وقت شناسایی نمیشویم اما پسرم که عاشق ماشینهای مدل بالاست، خودروی شاکی را برداشت و با اون به شمال سرزمین رفت. به او گوشزد کرده بودم که سپس از گروگانگیری ماشین را رها کند اما او به حرفم گوش نداد و با پول دزدی، ویلایی در شمال سرزمین اجاره کرده و با دوستانش به مسافرت رفته و در حال خوشگذرانی بود که گیر افتاد. براساس این شرح، متهمان با قرار قانونی بازداشت شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: khabaronline.ir
[ad_2]



با این حال، درخواست دینچرلر رد شد و جواهرات در کنار حادیثه باقی ماندند!







