[ad_1]
زنت را طلاق بده چون من دوستش دارم!
نگهداری به این پرونده از پاییز سال قبل با کشف جسد پسر جوانی در یکی از روستاهای غرب تهران شروع شد. پس از وجود مأموران جسد با دستور قضایی برای دلیل مرگ و شناسایی به پزشکی قانونی منتقل شد. در ادامه مأموران تحقیقات میدانی را شروع کردند و در نهایت یکی از اهالی منطقه سرنخ کشف این جنایت را به پلیس داد.
او به مأموران گفت: دو روز قبل از کشف جسد مردی به سراغم آمد و از من خواست تا کمک کنم ماشینش را که در گل گیر کرده بود، خارج بیاورم. ماشین او در نزدیکی همین محل کشف جسد در گلولای گیر کرده بود. من هم با تراکتور اون را خارج کشیدم و اون شخص هم از من شماره کارت خواست تا برایم مبلغی به نام قدردانی واریز کند.
پس از اون مأموران حساب مرد روستایی را بررسی کردند و شماره حساب واریزکننده را به دست آوردند. مالک حساب که مردی به نام نادر بود شناسایی و به نام تنها مظنون پرونده بازداشت شد.
پس از دستگیری نادر، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به کشتن سیامک اعتراف کرد. متهم در توضیح اتفاق گفت: ۲ سال نزد با لیلا ازدواج کردم و زندگیمان خوب بود تا اینکه چند ماه قبل متوجه شدم که سیامک برای همسرم مزاحمت ساختن کرده است. سپس از مدتی برنده شدم شماره تلفن سیامک را پیدا کنم و از او خواستم تا دست از مزاحمت بردارد اما مرد کم سن در آراستگی وقاحت سخنهایی زد که فراوان عصبانی شدم.
از طرفی همسرم نیز برای این مزاحمتها وابسته مشکل روحی شده بود که به سختی او را راضی کردم نزد روانشناس برویم. حتی برای حل مسالمتآمیز این اتفاق سیامک را هم چند جلسه نزد روانشناس بردیم تا دست از رفتارش بردارد.
وی در ادامه افزود: در حالی که فکر میکردم بزودی زندگی ما همانند قبل میشود متوجه شدم که سیامک دوباره هم با لیلا ارتباط برقرار کرده و دست از سر او برنمیدارد. آنقدر ناراحت شدم که تصمیم گرفتم با سیامک قرار بگذارم. از آنجا که او پسر درشت هیکلی بود و فکر میکردم ممکن است آسیبی به من بزند، چاقویی همراهم بردم. زمانی درون ماشینم نشست دوباره هم از او درخواست کردم تا رابطهاش را با لیلا تمام کند اما او با گردن کلفتی به من گفت لیلا را طلاق بده چون من او را دوست دارم و میخواهم با او ازدواج کنم.
آنقدر حرفش تلخ و گزنده بود که در یک ثانیه کنترلم را از دست دادم و با چاقو چند ضربه به او زدم و سپس هم در حالی که نیمه جان شده بود، او را در حوالی همان روستای محل قرار از ماشین پایین انداختم و داشتم به خانه برمیگشتم که ماشینم در گلولای دور و بر روستا گیر کرد و ناچار شدم از یک مرد روستایی کمک بگیرم و…
با اعترافات صریح متهم، شرح پلیس، پزشکی قانونی و تکمیل تحقیقات از سوی پلیس پرونده برای نگهداری به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در شروع جلسه دادگاه پس از قرائت کیفرخواست، اولیای دم درخواست قصاص کردند و گفتند به هیچ عنوان آماده نیستند متهم را ببخشند چراکه او داستانی صحیح کرده تا بتواند جنایتش را توجیه کند.
در ادامه متهم به درجه رفت و گفت: من قبول دارم که سیامک را به کشتن رساندم اما اگر او را نمیزدم، من را میکشت و برای نگهداری از جانم مجبور شدم او را بزنم. سیامک پسر پولداری بود و میخواست همسرم را از من بگیرد. من اگر عاشق همسرم نبودم، با او درگیر نمیشدم. اعتقاد کنید فراوان صبوری کردم و خواستم که اتفاق ناگواری نیفتد اما او کوتاه نمیآمد و زندگیام را سیاه کرده بود.
با توجه به آخر وقت اداری دادگاه قضات تصمیم گرفتند تا ادامه نگهداری به این پرونده را به جلسه سپس موکول کنند تا متهم آخرین دفاعیات خود را مطرح کند.
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: rokna.net
[ad_2]







