[ad_1]
آکادمی سوئدی نوبل ساعتی نزد اعلام کرد که ارنو برای ((شجاعت و تیزهوشی واقعبینانه که به واسطه اون ریشهها، بیگانگیها و محدودیتهای جمعی حافظه شخصی را کشف میکند)) شایسته دریافت جایزه نوبل در سال جاری است.
ارنو که آرام مورد توجه انجمنهای ادبی اروپایی قرار گرفته بود در دهه هشتاد میلادی با انتشار اتوبیوگرافی پدرش جماعه مخاطبان خود را غافلگیر کرد و استقبال فراوان از رمان درجه او را به اوج شهرت رساند. آرام آرام اعتبار ادبی او به جایی رسید که برخی از آثارش در مدارس نیز به علم آموزان تدریس میشد.
انتشار رمانی از زندگی مادر و بررسی سه نسل از زنان یک خانواده توجه عمیق او به مسائل زنان را نیز روشن کرد. موضوعات مورد گفت و گو او در رمانهای برنده بعدیاش سیاستهای اجتماعی فرانسه در دهه ۶۰ میلادی، زیست طبقه کارگر اون دوره و مردسالاری فرماندار بر جامعه بود. موضوعاتی که ارنو را به نویسندهای در راستای جامعهشناسی مدنی تبدیل کرده بود.
رمان سالها یکی دیگر از آثار فراوان برنده او بود که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و ارنو در این دلیل تصاویری از شش دهه زندگی خود را منتشر و در هر عکس نشانهای به سیاست های دولت مرکزی و تاثیرات اون در شکلگیریاش داشت. اثری که جوایز بزرگی چون فرانسوا موریاک و مارگریت دوراس را دریافت کرد.
دلیل دیگر ارنو مجموعه نامههای وی به خواهری است که در ۶ سالگی درگذشته است؛ اثری که مخاطب را با فرانسه کارگری دهههای مختلف و عواطف یک خواهر به مامن نداشتهاش را آشکار می کند. اثری که به خوبی علامت داد وی در دهه های پیری سن خود همچنان می تواند مخاطبان را غافلگیر کند. آخرین دلیل وی نیز رمان گم شدن است که احتمالا تاثیر زیادی در انتخاب او داشته است.
اگر اطلاعات و یا تصاویری در این صفحه به اشتباه درج شده در قطعه دیدگاه (پایین صفحه) اعلام کنید تا اصلاح و یا حذف شود
….
[ad_2]









او در حال رانندگی با لیفتراک بر روی پل بزرگراهی خارج از مونتانا بود که خودروها به طور غیرقانونی از چراغ راهنمایی عبور کردند. لاین عبوری او به طرز چشمگیری باریک شد و هنگامی یک ماشین از کنار او گذشت، لورن فراوان نزدیک به لبه پل منحرف شد و زمین کناره پل فرو ریخت.
این کارگر آمریکایی کوشش کرد از لیفتراک در حال سقوط بپرد، اما پایش توسط کمربند ایمنی گیر کرد. لیفتراک قبل از برخورد به زمین سه بار در تپه غلت خورد. لورن می گوید: «من کوشش کردم تا جایی که میتوانم بالای لیفتراک بمانم و سپس از اینکه سرانجام پایین آمد، از لیفتراک در انتهای تپه پرت شدم. من تمام زمان آگاه بودم. چشمانم کاملا دوباره بود و دیدم لیفتراک پایین آمد و روی باسن و ساعد راستم پایین آمد.»
لورن در این تصادف ساعد و دست راست خود را کاملا از دست داده بود و استخوان ترقوه و کتف راستش شکسته بود. او وابسته آمبولی یا انسداد در شریان ریه شد و نیاز به یک لوله تنفسی داشت.
این کارگر آمریکایی کم سن تصمیم شجاعانه ای گرفت تا به پزشکان اجازه دهد تا عمل جراحی همیکورپکتومی (
این زوج که پس از حادثه خانه خود را خریدهاند و زندگی خود را در یوتیوب مستند میکنند، تقریباً ۱۳ ساعت فیلم را ویرایش کرده و اون را به یک ویدیوی ۵۷ دقیقهای تبدیل کردند که با تصویری از لورن شروع میشود که او را پس از قطع اعضایش در مرکز توانبخشی تحت معالجه علامت می دهد.
آنها ویدئو را با گفتن این جمله به آخر رساندند: «مسافرت طولانی و وحشیانه ای بود و ما منتظریم تا ببینیم زندگی ما را به کجا خواهد برد و امیدواریم بتوانیم همه شما را با خود دنبال کنیم.»
سابیا در یکی از فیلم ها می گوید: «همه می خواهند دنیا را از منظر لورن ببینند، اما هیچ کس نمی خواهد در درجه لورن باشد.»


