[ad_1]
مرلین مونرو، بزرگترین نماد قرن بیستم، با اقتباسی از اندرو دومینیک و با بازی آنا دی آرماس، به پرده عظیم دوباره میگردد. با نقد فیلم بلوند دنبال ما بمانید.
بر پایه بیوگرافی تخیلیاساس جویس کارول اوتس، از مرلین مونرو در فیلم بلوند 2022 سو و سویی با جاری سیال نورما جین بیکر پیدا خواهیم کرد.
نقد فیلم بلوند (Blonde 2022)

Blonde یک فیلم درام زندگینامهای تخیلی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی اندرو دامینیک محصول ۲۰۲۲ است. این فیلم که از رمانی داستانی به همین نام دلیل جویس کارول اوتس از سال ۲۰۰۰ اقتباس شدهاست، برداشتی تخیلی از زندگی مریلین مونرو با بازی آنا د آرماس است. آدرین برودی، بابی کاناوله و جولیان نیکلسون در نقشهای مکمل ظاهر میشوند. اکثریت فیلم سیاهوسفید فیلمبرداری شدهاست و قطعههایی از اون به شکل رنگی تنظیم شدهاند.
کوتاه قصـه بلوند
بلوند، بر پایه کتاب پرفروش جویس کارول اوتس، تفسیری جسورانه از زندگی یکی از اسطورههای عظیم هالیوود است: مرلین مونرو. دوران کودکی روانشناختیطور او در نقش نورما جین، افزایش شهرت او، روابط عاشقانهاش و… بلوند مرزهای بین واقعیت و قصـه را محو میکند تا شکاف پهناورتر جامعهشناختی یکی از زیباترین شخصیتهای تاریخ سینما را کشف کند. اندرو دومینیک نویسنده و کارگردان، مرلین مونروی این فیلم را با بازی Ana de Armas به عکس میکشد.
دده گاردنر، جرمی کلاینر، تریسی لاندون، برد پیت و اسکات رابرتسون به نام تهیهکنندگان این فیلم وجود دارند. تولید این فیلم، پس از یک دورهٔ طولانیِ توسعه که در سال ۲۰۱۰ شروع شدهبود، سرانجام در اوت ۲۰۱۹ در لس آنجلس شروع شد و در ژوئیه ۲۰۲۱، پس از دنیاگیری کووید-۱۹، به آخر رسید. این فیلم به دلیل محتوای جنسی آشکار اون مقامٔ «NC-17» را دریافت کرد و تنها فیلم سال ۲۰۲۲ با این مقام محسوب میشود و نخستین مورد از نوع خود خواهد بود که از راه رسانه جاری منتشر میشود.
بهشت و جهنم

بلوند یکی از مورد انتظارترین فیلم های 2022 است. اندرو دومینیک آنچه را که میتوانست یک فیلم پرفروش داشته باشد در این فیلم میآورد و به بزرگترین سمبل جنسی چنان مهر ویژه و حسابشدهای میدهد که تقریباً غیرقابل تشخیص است.
دومینیک از انتقاد نمیترسد و از دفرمه کردن زندگی شخصیتهای مهم فرار نمیکند. او ریسک را میپذیرد و چشماندازی اونقدر مبتکرانه و شخصی خلق میکند که مرلین را به سو عکس اسطوره ارتقا میدهد، اما او را به اعماق جهنم فرو میبرد.
اما باید بفهمید که حجم منابع مختلفی که دومینیک استفاده کرده و حجم ایدههای گزافی که داشته، بیننده را متعجب میکند. برخی از اون ایدهها یک موفقیت مطلق هستند زیرا آنها جادویی را که در دور و بر شخصیت مرلین وجود دارد منعکس میکنند.
اما ایدهها فضولی اساس هستند… درواقع کارگردانی که میتواند معنای مرلین برای دنیا را به خوبی به عکس بکشد، تصمیم دارد همان بیننده را تا حدی از زندگی این شخصیت دوستداشتنی منزجر کند. مونرو در این فیلم همچون کشتی غرق شده در دوگانگی خاصی است که آنقدر نامتعادل بنظر میرسد که نمیشود او را دوست داشت.
بلوند در هفتاد و نهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم ونیز نمایش داده شد و انتشار محدودی در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ داشت، و در ۲۸ سپتامبر توسط نتفلیکس منتشر شد. این فیلم با نقدهای متفاوت منتقدان روبرو شد که بازی د آرماس را ستودند، اما ترسیم دومینیک از زندگیِ مونرو اونها را دوقطبی کرد. برخی از منتقدان چرخش دومینیک در مورد فیلمهای زندگینامهایِ سنتی را باطراوت دانستند، در حالی که دیگران فیلم را استثمارگرانه و غیرانسانی معرفی کردند.
نورما جین بیکر
ناگفته نماند که همه ما قصـه غم انگیز مرلین را میدانیم. اما اگرچه ما او را میشناسیم و میلیونها بار به ما گفتهاند که او کیست وکلی کتاب درباره زندگی وی نوشته شده، هنوز برای بیننده جذاب است که تمام شیاطینی را که در درونش داشته بشناسد.
به همین دلیل است که در بلوند، مشکل گفتن قصـه نورما جین نیست، بلکه گفتن فراوان کم در مورد مرلین است. تمرکز توجه بر زندگی غم انگیز نورما گاهی دلیل میشود یاد بردن کنیم که مرلین چگونه در تاریخ ذهن طرفداران هنر هفتم مانده است. مرلین انقلابی برای بدن زن، یک زن خودساخته یا یک بت بود، که برخی از بسیاری از ایدههای انقلابی دنیای عکس را باید بنام مونرو ثبت کرد.
توسعه و نویسندگی
اندرو دامینیک، کارگردان و فیلمنامهنویس این فیلم، از آغاز سال ۲۰۱۰ توسعهٔ پروژه را با اقتباسی از رمان بلوند (۲۰۰۰) دلیل جویس کارول اوتس شروع کرده بود. دامینیک در مورد شیفتگی خود با مریلین مونرو صحبت کرد و گفت: «برای چی مریلین مونرو یک نماد زن عظیم قرن بیستم است؟ برای مردان، او یک هدف میل جنسی است، زنی که فراوان زیاد نیاز به نجات دارد. برای زنان، او تمام بیعدالتیها در مورد زنان را مجسم میکند؛ یک خواهر، یک سیندرلا که به زندگی در میان خاکستر سپرده شدهاست […] من میخواهم قصـه نورما جین را به نام یک شخصیت اصلی همانند یک افسانه تعریف کنم. کودکی یتیم که در جنگلهای هالیوود گم شد و توسط اون نماد عظیم قرن بیستم تسخیر شد». دامینیک فیلم را نسبت به پروژههای قبلی خود «در دسترستر» وصف کرد و گفت که فیلمنامهٔ او حاوی «دیالوگ فراوان کمی» است، زیرا ترجیح میدهد فیلم را زیادتر مانند به «بهمنی از تصاویر و رویدادها» بسازد.
برای دامینیک، بلوند نخستین تلاش او برای ساخت فیلمی با وجود یک زن در مرکز قصـه بود. او در طول نمایش یکی از فیلمهای نامزد جایزه اسکارش، کشتن جسی جیمز بهدست رابرت فورد بزدل (۲۰۰۷) گفت: «این کار برای من متفاوت است […] شخصیت اصلی زن است. فیلمهای من تقریباً عاری از زنان هستند و حالا دارم تصور میکنم که «یکی بودن» چه معنایی دارد».
تکنیک

فیلمبرداری بزرگترین وزن فنی در حوزه زیبایی بصری است. پلانهای سیاه و سفید، که در موقعیتهای کاملاً آگاهانه با رنگ آمیخته شده است، در وقت بیان، لحن خاصی را ارائه میدهد که شاید با ذهن مخدوش مرلین و دنیای اطرافش مطابقت داشته است. قابهایی که بی تردید تا زمانها در خاطره خواهند ماند و به کتابداری ابدی تصاویر نمادین این بازیگر زن میپیوندند.
اگر بخواهیم به دنبال نمادین ترین تصاویر مرلین بگردیم، تفاوت چندانی با تصاویری که در فیلم بازآفرینی شدهاند، پیدا نمیکنیم. البته که آنا د آرماس فراوان زیاد گریم خوبی را روی چهرهاش میگیرد تا مانندتر از تصاویر در ذهن ماندهمان از مرلین مونرو شود.
جزئیات و موسیقی متنی که منظره را با درام پر میکند، این دلیل بصری عالی را تاثیرگذارتر میکند. اندرو دومینیک چشمان بیننده را در جایی متمرکز میکند که واقعاً برایشان با ارزش و مهم بودن دارد. او میداند که از همان ابتدا چه میخواست، با ایدههای فراوان آشکار و فراوان، راه خود را با طیف فراوان پهناورای از کلوزآپها میسازد که از اون زیبایی ویژه استفاده میبرد.
واکنش به انتخاب بازیگران
انتخاب آنا د آرماس در نقش مریلین مونرو با واکنشهایی منفی روبرو شد و برخی از بینندگان حس کردند صدای او کاملاً با مونرو مطابقت ندارد و او همچنان لهجهٔ کوبایی خود را نگه داری کردهاست. املاک رسمی مونرو از انتخاب دی آرماس نگهداری کرد و اظهار داشت: «مریلین مونرو نماد منحصر به فرد هالیوود و فرهنگ پاپ است که از نسلها و تاریخ فراتر میرود. هر بازیگری که در اون نقش قدم میگذارد میداند که کفشهای بزرگی برای پوشیدن دارد. تنها بر پایه یک تریلر به نظر میرسد که آنا انتخاب خوبی برای این نقش بودهاست زیرا او زرق و برق، انسانیت و صدمهپذیری مریلین را به عکس میکشد»
نتیجه گیری “بلوند”
بلوند دوقطبی بزر بین آنچه نورما بود و آنچه مرلین است را روایت میکند. درک آنها به نام دو شخصیت متفاوت، درامی را به قدری تمجید برانگیز و جذاب میسازد که تقریباً غیرممکن میشود که چشمانتان را از روی صفحه نمایش بردارید. این فیلم تراژیک نمادی را که مرلین ساخته به همان شکلی به آخر میرساند که وی به خوبی بدون عشق به زندگی آخر داد.
اندرو دومینیک فیلمی با منظرهپردازی توانا، راهای درخشان در روایت، اما محتوای بیرحمانه میسازد، که به شکل انتقادی دریابیم مرلین مونرو چه و که بوده.
زیادتر بخوانید:
[ad_2]
در سکانسی از این فیلم دو مامور قوی سرویس پنهان مونرو متعجب را از بین راهروهای یک هتل عظیم در نیویورک با خود می برند تا با رئیسشان ملاقات کند. مونرو بیهوده تلاش می کند تا خود را از چنگ آنها آزاد کند. آنها در نهایت او را به سوئیت بزرگی می برند که در اون جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده روی تختش بلند کشیده است و در حال مکالمه ای مهم با شخصی همانند رئیس FBI است.
کندی حتی بدون قطع تماس، مرلین مونرو را مجبور می کند تا او را خوشحال کند و پس از اون به او تجاوز می کند. محافظان او حتی به خود زحمت نداده اند در اتاق خواب را ببندد و فقط چند قدم دورتر به خواندن روزنامه مشغولند.
این منظره اعتراضات بسیاری را در رسانههای اجتماعی برانگیخت که البته تنها یکی از عناصر دلواپسکننده این فیلم زندگینامهای جدید نتفلیکس است که در صدر فهرست پربینندهترین این شبکه قرار گرفته است و دلیل خشم منتقدان نیز شده است.
دومینیک اذعان کرده است که این فیلم بدون حرکت #MeToo اتفاق نمیافتاد و مطمئناً تمام تلاش ممکن را کرده است تا عکس مونرو را به نام قربانی مردان درنده علامت دهد. عکس خلق شده توسط کارگردان «بلوند» با بازیگر جذاب و پرطرفدار کمدیهای محبوب «
در منظره های آغازین این فیلم، مادر با عجله مرلین کوشش می کند او را در حمام خفه کند. سپس توسط یک کله گنده هالیوودی به طرز وحشیانه ای مورد تجاوز قرار می گیرد، مواد مخدر مصرف می کند و مجبور به سقط جنین می شود. مردان یا به او صدمه می رسانند یا از او حمایت می کنند.
بر کسی پوشیده نیست که مرلین مونرو زندگی پر دردسری داشته است؛ از جمله ازدواج ها و روابط ناموفق، جنگ با بزرگان هالیوودی، اختلالات خلقی و مسائل اعتیاد که به مرگ او در دلیل مصرف بیش از حد باربیتورات ها در ۳۶ سالگی منجر شده است.
اما «بلوند» ترکیبی از شنیده ها، اغراق، حذفیات آشکار، ماجراهای خیالی محض و در برخی موارد، حقایق محکم است. اما همانند سریال The Crown، در مورد ملکه الیزابت، بسیاری از بینندگان اعتقاد می کنند که این نسخه از قصـه مرلین حقیقتی است که به اون پرداخته نشده است. در اینجا واقعیت را از قصـه جدا می کنیم و آنچه را که فیلم ادعا می کند با آنچه واقعاً اتفاق افتاده سنجیدن می کنیم.
فیلم «بلوند» به گونه ای شروع می شود که مرلین را در یک زندگی با عجله و ترسناک با مادر الکلی اش به دام افتاده علامت می دهد. اوج این رابطه آزاردهنده زمانی است که او میخواهد دخترش را در حمام غرق کند، اگرچه او فرار میکند و مادرش بعداً به یک آسایشگاه روانی فرستاده میشود. این فیلم به گونه ای نزد می رود که آشکار مرلین هیچ گاه از هویت پدرش مطلع نمی شود.
اما در واقعیت هیچ مدرکی مبنی بر اینکه مادر او هیچ وقت کوشش کرده باشد او را غرق کند وجود ندارد، اگرچه مونرو به شوهر سومش، آرتور میلر، گفته بود که مادرش سه بار جان او را تهدید کرده است. مونرو با تعدادی از همکارهای کهنه مادرش در یک شرکت فیلمسازی صحبت کرد و متوجه شد که پدرش فردی به نام چارلز گیفورد بوده است.
فیلم «بلوند» علامت می دهد که هنگامی مونرو برای تست بازیگری به دفتر یک رئیس استودیو به نام آقای Z می رود، اون مرد به او تجاوز میکند و او در حالی که اشک می ریزد دفتر او را ترک می کند اما بعداً برای استودیوی او کار می کند.
واقعیت این است آقای Z، داریل اف زانوک، رئیس فاکس قرن بیستم است. او هر روز نیم ساعت را با بازیگران زن کم سن مشتاقی که پنهانی از راه یک مسیر زیرزمینی به سوئیت های اداری او منتقل می شدند، کنار می گذاشت.
زانوک رابطه بدی با مونرو داشت و آنها فراوان زیاد بر سر حقوق و شرایط کاری با هم دعوا می کردند. با این حال، هیچ یک از بیوگرافی نویسان مرلین این داستان را مطرح نکردن که زانوک به مونرو تجاوز کرده است و خود مونرو نیز هیچ گاه چنین ادعایی نداشته است.
در این فیلم، مونرو متوجه می شود که یکی از معشوقه هایش او را باردار کرده است و این منجر به یک روش ترسناک سقط جنین می شود که در اون پزشکان که به وضوح به دستور روسای هالیوود عمل می کنند درخواست های او را برای توقف نادیده می گیرند و در ادامه به چندین سقط دیگر نشانه می شود.
در واقعیت هیچ مدرکی مبنی بر اینکه مونرو حتی یک بار هم سقط جنین داشته است، وجود ندارد، چه رسد به اینکه چندین سقط جنین به او تحمیل شده باشد. با این حال، به خوبی مستند شده است که او در دهه ۱۹۵۰ در طول ازدواج سوم خود، با آرتور میلر، سه بار باردار بود، که در دو مورد از آنها جنین از دست رفت و سومین بار، حاملگی خارج از مهربانی بود. به گفته دوست نزدیک مونرو، میلتون گرین، مرلین مشکلات باروری داشت که برای اندومتریوز او بود.
ادعا شده است که هم دولت کندی و هم مافیا، مونرو را مورد اذیت و اذیت قرار می دادند و حتی ممکن است یکی از آنها او را به کشتن رسانده باشند. از طرفی فیلم روز آخر زندگی او را چنان علامت می دهد که او برای ضربه روحی ای که از همسر سابقش چارلز چاپلین جونیور می خورد با خوردن داروهای باربیتورات به زندگی خود آخر می دهد.
شواهد برای هر یک از این دو نظریه کم است، اگرچه مصاحبه با افرادی که او را میشناختند علامت میدهد که این ایده که او ممکن است خود را در ناامیدی کشته باشد، کاملاً دور از ذهن نیست.
فیلم «بلوند»، زندگی مونرو را بهطور بیرحمانهای غمانگیز به عکس میکشد، ستاره ای که با درماندگی به سوی مرگ زودهنگام و اجتنابناپذیرش کشیده میشود.
اما در واقعیت برخی از کسانی که مونرو را میشناختند، میگویند او یک قربانی نبود، بلکه یک تاجر زیرک بود که زنستیزی هالیوود را درک میکرد و با ساختن شخصیتی از خود بهعنوان یک بلوند خنگ شهوانی اما صدمهپذیر، از اون استفادهبرداری می کرد.
جان هیوستون، فیلمساز کهنه کار، که در دو فیلم خود با مونرو همکاری کرده است، با این داستان موافق است و می گوید: «مردم می گویند که هالیوود قلب او را شکست، اما این مزخرف است. او حواس جمع و سرسخت بود. . . از جهاتی، او فراوان زیرک بود.»
«بلوند» از تجربیات صدمه زننده کودکی مونرو در ارتباط با مادرش گرفته تا قصـههای دلخراش در مورد روابطش با چارلز چاپلین جونیور (خاویر ساموئل) و ادوارد جی رابینسون جونیور (ایوان ویلیامز) را به عکس می کشد. در نیمه دوم، «بلوند» با منظره های تکاندهندهای از سقطهای احتمالی او، در قصـه زندگی مرلین مونرو عمیقتر می شود. در حالی که برخی از این بالا و نشیب ها در «بلوند» بینش ارزشمندی از واقعیت زندگی و مرگ مرلین مونرو ارائه میکنند، برخی دیگر صرفا زائیده تخیل هستند و فاقد اعتبارند.
«بلوند» علامت می دهد که مرلین مونرو فرزندی نداشته است. با این حال، همانطور که دونالد اسپتو در کتاب خود، «مریلین مونرو: بیوگرافی» نشانه می کند، این بازیگر فقید عاشق کودکان بود و به طور مرتب در خیریه ها شرکت می کرد تا با بچه ها وقت بگذرانند. دوست نزدیک اش، آلن اسنایدر نیز بر علاقه او به کودکان تاکید می کند.
فیلم «بلوند» به وضوح روایتی را ارائه می دهد که در اون مرلین مونرو مجبور به سقط می شود، اما هیچ مدرک مشخصی برای اثبات اون وجود ندارد. بدون هیچ شرح رسمی از مرلین مونرو که سقط جنین او را تایید کند، نمی توان مشخص کرد که آیا این روایت صحیح است یا نه. با این حال، متخصص زنان او، پزشک لئون کرون، در کتاب دونالد اسپاتو تأکید می کند که شایعات سقط جنین های متعدد او مضحک است.
اما، شواهد بسیاری علامت می دهد که از بسیاری از بازیگران زن هالیوود بین دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۵۰، خواسته شده بود که به بارداری خود خاتمه دهند، چون استودیوها معتقد بودند که این کار به شخصیت های پر زرق و برق آنها صدمه می رساند. اگرچه این دلیل محکمی برای سقط جنین مرلین مونرو نیست، اما علامت می دهد که تصویری که «بلوند» از اون دوران می سازد، چندان دور از واقعیت نیست.
«بلوند» به این واقعیت وفادار می ماند که مرلین مونرو در طول ازدواجش با آرتور میلر سه بار باردار شد و هر سه به سقط جنین ختم شدند. اولین مورد در سپتامبر ۱۹۵۶ اتفاق افتاد و به دنبال اون حاملگی خارج از مهربانی در سال ۱۹۵۷ چهره داد. بعدها، سومین سقط جنین ظاهراً بلافاصله پس از فیلمبرداری فیلم «بعض ها داغشو دوست دارند» (Some Like It Hot) دلیل بیلی وایلدر در سال ۱۹۵۸ اتفاق افتاده است.
پزشک کرون این داستان را در کتاب اسپاتو با تعریف قول «دو سقط جنین و یک حاملگی خارج رحمی که نیاز به ختم اورژانسی داشت» تأیید کرد. این کتاب همچنین می افزاید که مونرو خود را برای سقط جنین سوم، ملامت می کرد و همانطور که در «زندگی پنهان مرلین مونرو» دلیل رندی تارابورلی آشکار شد، از دست دادن فرزندش بر سلامت جاری او نشان گذاشت.