[ad_1]
یکی از بزرگترین چالش ها و مسائل شرکتها وبرندها، ارتباط تلفنی در قطعه بازاریابی، فروش، پیگیری فروش، خدمات فروش و… است، که اگر فرآیند واصول اون صحیح اجرا نشود دلیل کاهش فروش و مشتری و حقوق شرکت و برند مربوطه خواهدشد.
استفاده از اصول صحیح بازاریابی تلفنی یا آموزش ویزیتوری موجب افزایش شانس فروش و بهبود عملکرد واحد بازاریابی می شود پس نیاز به آموزش بازاریابی تلفنی با دوره بازاریابی تلفنی در سازمان ها همیشه حس می شود.
· با ارزش و مهم بودن لحن سخن
مهم نیست که چه می گویید، مهم این است که چگونه می گویید!
ثانیه ای که تلفن را برمی دارید، زبان بدن ناپدید می شود و لحن صدای شما ۸۶ درصد تاثیر گذاری را شکل میدهد.
لحن سخن بیانگر عواطف شماست.
- صدای یکنواخت و صاف به مشتری می گوید ” من بی حوصله ام و از سر اجبار بازاریابی می کنم”
- صدا با آهنگ کند و یواش به مشتری می گوید ” من خودم هم می دانم نمی توانم به شما بفروشم! “
- صدای بلند، ایمن و توانا به مشتری می گوید “من به خودم و به محصولی که می فروشم اطمینان دارم”
- صدای بلند و ناگهانی به مشتری می گوید ” من عصبی هستم و چیزی از من در نمی آید “
· انعطاف صدا در فروش تلفنی
انعطاف صداعبارت است از نوسانات موجی شکل صدای شما. بالا و پایین های هوشمندانه صدای شما به مشتری می فهماند که شما علاقه مند به ارتباط گرفتن و صحبت کردن با او هستید. همچنین از راه انعطاف میزان علاقه مندی شما به گفته های خودتان را به مشتری علامت می دهید. هنگامی انعطاف نباشد، لحن صدا یکنواخت و صبر سر بر می شود.
· میزان صدا در فروش تلفنی
میزان صدا عبارت است از میزان بلند بودن یا یواش بودن صدای شما.
اگر مشتری عصبانی است و با صدای بلند صحبت می کند، شما همانند او داد نزنید، به جای اون همانند یک شغل ای، با صدایی یواش تر از صدای او شروع به صحبت کردن کنید و کم کم صدای مشتری را تا حد نرمال صدای خود پایین بیاورید.
· همگامی صدا در فروش تلفنی
در فروش تلفنی، همگامی ( پا به پایی) صدا عبارت است از اینکه خود را با میزان سرعت سخن زدن و شدت عواطف مشتری تطبیق دهید. همگامی صدا ابزار توانا است که شما برای ساختن تفاهم با مشتری در دست دارید.
· شروع توانا
با شادمانی و صدای بلند و رسا، صحبت خود را شروع کنید. هنگامی شما شادابی نداشته باشید، نزد بردن کار فروش مقاوم میشود.
· جاهای مهم مکث کنید
تاریخهای مهم مکالمه خود با مشتری که حس میکنید به موفقیت نزدیک هستید، حوصله کنید!
این کار روی لحن و جدیت و تسلط شما برای موفقیت در فروش تاثیر میگذارد.
· به رقبای خود حمله نکنید
مغز آدمی زاد سخنها و صحبتهای هر فرد را به خود اون فرد متصل میکند. با این کار مشتری تصور میکند، محصول ضعیفی دارید و با این کار میخواهید فرار رو به جلو کنید.
· القاب خوب برای مشتریان در نظر بگیرید
از القاب خوب برای مشتریان استفاده کنید. مثلا بگویید : شما یکی از باهوش ترین افرادی هستید که با اون برخورد داشتم. شک نکنید که برخی تعریف ها، البته در حد متعادل تاثیر حیرت آوری در فروش دارد.
· ارزش محصول خود را بفهمید
محصولتان چه نیاز خاصی از مشتری را رفع میکند؟
چه فاکتورهایی دارد که رقیبان از اون محروم هستند؟
روی این فاکتورها مانور دهید و صحبت خود را با مشتریان به این سو نزد ببرید.
همه ما آدمها یک نوع تیپ رفتاری داریم. و در طی روز از راه رفتار خود با ادامهی آدمها ارتباط برقرار میکنیم.
۴ حالت تیپ رفتاری:
· سپس رفتاری D (سلطه گر):
- آدمهایی توانا و با نفوذ
- قاطع
- با اطمینان به نفس
- رک و صریح
- هدفگرا
- رهبران خوبی هستند
- خوب پول نقد میکنند!!!
- جان میدهند برای بستن معامله!
· سپس رفتاری I (پرانرژی):
- آدمای معاشرتی
- متقاعد کننده
- اهل تفریح
- خون گرم و نزدیک
- اجتماعی
- این افراد برای کمک کردن به مشتری عالی هستند!!!
- افراد تاثیرگذاری هستند
· سپس رفتاریS (باثبات)
- آروم و صبور
- اجتماعی
- مهربان و قلب مهربانی
- احساسی و خوش برخورد
- این افراد همیشه دنبال راحتی هستند
- همیشه بهترین ها را برای دیگران میخواهند!
- این افراد مشتری را بدون این که فراوان متوجه روند فروش شود، متقاعد به خرید میکنند!
· سپس رفتاری S (با وجدان)
- مرتب و دقیق
- منطقی
- کمالگرا
- متفکر
- جستجوگر
- آدم هایی هستند که به خوبی نیاز مشتری را متوجه میشوند و در نهایت محصول مناسب را منظور میکنند…
تیپ رفتاری شما کدام است؟ ابتدا تیپ رفتاری خودتان را تفکیک کنید و کوشش کنید تیپ رفتاری مشتری را نیز سپس از چند جمله در تماس تلفنی متوجه شوید. این گونه میتوانید فروش تلفنی برنده تری را رقم زنید.
· اعتقاد به شرکت و سازمان
به نام فروشنده تلفنی، چقدر به شرکتی که در اون مشغول به کار هستید اعتقاد دارید؟ چند درصد فکر میکنید که میتوانید با فروش خود به مردم کمک کنید؟! حس سرافرازی را در خود حس میکنید یا خیر؟
باید به این سوالات پاسخ بدید تا مشخص شود آیا به شرکت و سازمانی که در اون مشغول به کار هستید اعتقاد دارید یا خیر.
· اعتقاد به محصول یا خدمت
شما باید به نام فروشنده، محصول یا خدمات را بی نظیر بفهمید. اگر در اونها مشکلی حس میکنید، حتما ایراد را برطرف کنید. یا به مسئولان بالادست خود اطلاع دهید و پیشنهادی برای حل مشکل ارائه کنید.
کوشش کنید به شرکت کمک کنید تا سبب رشد خودتان شود. برخی افراد نسبت به منظور دادن گارد دارند زیرا نمیدانند این امر در مقامی اول سبب پیشرفت خودشان خواهد شد.
· اعتقاد به مشتریان خوب
اگر به این امر اعتقاد داشته باشید که من میتوانم با محصول و خدمات به مشتریان کمک کنم و از طرفی نگاهتان، دید کمک باشد نه فروش! قطعا مشتریان خوبی در راه شما قرار میگیرند!
باید از نق زدن فاصله بگیرید و با مشتریان رابطه ی کلامی نسبتا صمیمانهای برقرار کنید تا بتوانید برنده باشید.
· اعتقاد به خود
فروشنده های تلفنی برنده به توانایی های خودشان اعتقاد دارند. هنگامی درون یک کمپین فروش میشوند، میدانند که چندتا مورد فروش ثبت میکنند. هنگامی به شرکت، محصول و مشتری اعتقاد داشته باشید، یک چیزی اینجا برایتان ارزشمند میشود، اون هم اطمینان به نفس است!
۱. آمادگی داشته باشد
باید بفهمید مشتری شما کیست. درباره مشتری باید تا جایی که میتوانید اطلاعات جمع کنید. فراوان بد است که با مشتری صحبت کنید اما ندانید فامیلی اش چیست؟ پس ابتدا خودتان را مهیا کنید و سپس تماس بگیرید.
۲. دیر نکنید
مثلا با مشتری تماس میگیرید، وی در اون ثانیه نمیتواند با شما صحبت کند و میگوید، مثلا ۱ ساعت دیگر تماس بگیرید. سپس شما یادتان میرود زنگ بزنید… این اتفاق ابدا حس خوبی به مشتری نمیدهد. پس سر وقت مقرر تماس بگیرید، نه زود تر و نه دیرتر.
۳. با مشتری ارتباط برقرار کنید
عوامل مختلف در این قدم تاثیرگذار است، مثلا: درود و حال پرسی، لحن صدایتان، گوش نکردن به حرفهای مشتری و…
“مشتری اول شما را میخرد سپس محصول و خدماتتان را!”
۴. نیاز مشتری را پیدا کنید
نیاز مشتری را پیدا کنید. در قدم چهارم باید متوجه شوید مشتری چی نیاز دارد، اگر به خوبی متوجه نشوید، با شکست مواجه میشوید! اما با برداشتن صحیح این قدم تقریبا ۵۰ درصد راه را رفتید!
۵. مزیتهای محصول و خدمات خود را به مشتری علامت دهید
سپس از اینکه به خوبی متوجه شدید که نیاز مشتری چیست، حالا باید راه حل را به او بگویید. حالا این که چقدر دربارهی ویژگیهای محصول را به مشتری بگوییم، بستگی به روند مکالمه دارد.
۶. دلالیل تردید مشتری را پیدا کنید
تا اینجا فراوان خوب نزد رفتیم، اما اگر مشتری از محصول یا خدمت ما ایراد گرفت چی؟ تو این قدم مشتری مخالفتش را بیان نمیکند، معمولا میگوید:” عالیه، اما باید فکر کنم” شما باید بفهمید مشکلش چیس! وگرنه شکست میخورید!
۷. خرید را نهایی کنید
فقط ۱ قدم تا فروش باقی است! متاسفانه برخی از فروشنده ها در نهایی کردن فروش ناموفق هستند. دلیل اون هم خوف است. خوف “نه” شنیدن از مشتری!!
باید به مشتری منظور بدید که سفارشش را ثبت کند. مثلا بگویید: “آقای مهندس چند تا برایتان در فاکتور بنویسم؟”
۸. پیگیری یاد بردن نشود
در این قدم بوی فروش به بینی میرسد! اما شما رهایش میکنید!
مثلا مشتری میگوید: باید با همکارم صحبت کنم. شما برای چی ۲ روز سپس زنگ نمیزنید بپرسید که نتیجه صحبتش با همکارش چه شد؟ بیشترین تبدیل ها در همین تماسهای پیگیری شکل میگیرد.
· چه مشکلی دلیل شد سو محصول ما بیایید؟
با این سوال دقیقا میتوانید نقطه درد و نیاز مشتری را شناسایی کنید و پرزنت خود را بر این پایه انجام دهید. روی ویژگیهایی که نیاز مشتری است، زیادتر مانور دهید و از اونها برای متقاعد سازی مشتریان استفاده کنید.
· چقدر بودجه مدنظرتان است؟
از اول باید بفهمید توان مالی مشتری چقدر است و محصول متناسب با بودجه مشتری را ارائه دهید. البته این سوال را کاملا باید محترمانه بپرسید تا سو برداشتی نزد نیاید.
· چه انتظاری از محصول و خدمات ما دارید؟
شاید ابدا صبر مشتری را از محصول یا خدماتتان متوجه نشده باشید. در فراوان از موارد، مشتری انتظارهایی دارد که محصول و خدماتتان نمیتواند پاسخگوی اونها باشد و یا محصول دیگری از محصولات شما مناسب مشتری باشد.
· چه چیزی دلیل میشود برای خرید مردد باشید؟
این سوال را از مشتریانی که علاقه مند به محصولاتتان هستند بپرسید. اگر مشکلشان با قیمت محصول بود، با حساب کردن مزایا و فواید محصول و خدماتتان سبب فراموشی قیمت در مشتری شوید. اگر به محصولتان مشکوک بودن، خاطر مشتری را از کیفیت محصولات و خدمات جمع کنید.
· تا الان از محصولی مشابه محصول ما استفاده کردهاید؟
شما باید به طور کامل روی محصول رقبایتان تسلط داشته باشید و با این سوال متوجه شوید مشتریتان از چه محصولی استفاده کرده است، تا در مذاکرات خودتان برتری محصولتان را نسبت به سایر محصولات مشابه بگویید. البته حواستان باشد به شکل مستقیم به رقیب حمله نکنید.
ü خودتان را به درستی معرفی کنید
نام و نام خانوادگی تان را به شکل آشکار و صحیح تلفظ کنید. بگویید که از چه شرکتی و برای چه کاری با ایشان تماس گرفته اید.
ü صادقانه صحبت کنید
مذاکره تلفنی باید مبتنی بر واقعیت و صداقت باشد و همانند یک معامله حضوری باکیفیت، انجام شود. اگرتماستان صادقانه باشد، لحن صدا و طرز بیان شما، سوال برانگیز نخواهد بود… فرد مقابل نیز راحت تر می تواند صحبت های شما را بپذیرد و شما را همراهی نماید.
ü سوالات اضافی نپرسید
اگر میخواهید سو مقابل کاری را انجام دهد نیازی به سوال نیست. به نام مثال در مورد محصولتان توضیحات واجب را داده اید و مشتری نیز تا حدودی متقاعد شده است. در اینجا اگر میخواهید که خرید انجام شود کافیست که بگویید: چند تا بفرستم خدمتتون ؟
کی ارسال کنم ؟ یا هرگونه سوالی که دلیل می شود تا مخاطب اقدامی انجام دهد را بپرسید .
ü به افراد با اعتبار ارجاع دهید
اگر حس کردید که با توضیحاتی که بیان نموده اید، مخاطبتان به طور کامل متقاعد نشده، کوشش کنید از اعتبار دیگران استفاده نمایید. به طور مثال : ما با شرکت X که همکار شما هستند، هم کار کرده ایم. آقای فلانی هم با ما همکاری کرده!
به طور کلی کوشش کنید حتی قبل از تماس و مذاکره تلفنی، چند اسم دوست پیدا کنید تا به راحتی بتوانید از این تکینک استفاده نمایید.
ü فواید محصول و خدمات خود را بیان کنید
با لحنی مشتاقانه به سو مقابل بفهمانید که در شکل رسیدن به توافق، چه منفعتی به وی یا شرکتش، خواهد رسید.
ü سو مقابل را تایید کنید
کوشش کنید نظرات و ایده هایی که مخاطبتان به شما میدهد را تایید کنید. با هیجانی که در صدایتان موج میزند به او علامت دهید که صحبت هایش فراوان جذاب و مهم هستند. همچنین دلیل تایید صحبت را نیز بیان کنید.
مثلا :
به نکته ی خوبی نشانه کردید چون این چیزی که شما گفتید دلیل میشه کارمون راحت تر به سرانجام برسه.
شاید با خودتان فکر کنید که تکنیک های گفته شده کمی شما را سردرگم می کنند. اما باید بپذیرید که مذاکرات تلفنی نسبت به ملاقات حضوری کاملا متفاوت است و تمام تلاش شما باید این باشد که نحوه ی بیان و تکنیک هایی که استفاده می کنید به سو مقابل علامت دهید که تصمیم دارید منفعتی را به او برسانید و نمیخواهید او را به جراحت انداخته یا سرش کلاه بگذارید.
بازاریابی تلفنی جاذبه خدماتی است که دلیل ساختن علاقه، زمان و ارتباط های تلفنی ، آماده آوردن اطلاعات، بازخورد مشتریان و امکان ملاقات میباشد. اما فروش تلفنی شامل خدماتی میباشد که محصولات یا خدمات خود را به شکل مستقیم واز راه تلفن مشتریانتان میفروشید.
همچنین بازاریابی تلفنی میتواند برای نظرسنجی از مشتریان ، ارزیابی بازارهای بالقوه ، نزدیک تر کردن رابطه کسب و کار با مشتریان فعلی، مدیریت ارتباط با مشتری و کارهای از این دست نیز به کار گرفته شود.
باید بفهمید که اصطلاح بازاریابی تلفنی یک اصطلاح کلیدی میباشد که شامل فروش تلفنی و دیگر انواع تبلیغات بازاریابی ها در فرهنگ جامعه ی خود میشود. با دانستن این تفاوت ارزش های متمایز ومهمی را که میتوان از هردو سرویس جداگانه به دست آورد را درک کنید.
۱. نگویید شما اشتباه میکنید.
- خوب تر است بگویید: فکر میکنم سو تفاهمی نزد آمده است.
۲. نگویید این قسمت به من مربوط نمیشود.
- خوب تر است بگویید: من شما را به همکارم وصل میکنم تا ایشان در مورد این قسمت اطلاعات بیشتری را به شما بدهد.
۳. هنگامی با مشتری پشت تلفن صحبت میکنید نگویید: گوشی…
- خوب تر است بگویید: ممکن است از شما خواهش کنم چند ثانیه پشت خط چشم به راه باشید؟
۴. مشتری عصبانی:
- زمانی که مشتری عصبانی و در حال انفجار است، بهترین برخورد بیصدا است. خوب تر است هنگامی صحبتش تمام شد، بگویید: من از شما عذرخواهی میکنم.
۵. تماس مشتری خارج از ساعت کاری:
- هیچ وقت نگویید ساعت کار ما تمام شده است. خوب تر است بگویید: ساعت اتمام کار شرکت ساعت… و ساعت شروع به کار اون ساعت… است.
آیا کاری هست که بتوانم اون را سریع برای شما انجام دهم؟
· الوووو
گفتن “الو” ابتدای مکالمه تلفنی، بار منفی دارد.
- به جای اون میتوانید از “درود” و سپس از “فایل مشتری” استفاده کنید.
· دلواپس نباشید
این عبارت در باطن ناخودآگاه مشتری تبدیل به “دلواپس باش” میشود.
- به جای اون میتوانید بگویید “من به شما این اطمینان را میدهم که…”
· میگم بچه ها به شما زنگ بزنند!!
این عبارت یک حس بی در و جسم بودن شرکت را در مشتری ساختن میکند.
- به جای اون میتوانید بگویید ” میگم همکارانم از واحد مربوطه با شما تماس بگیرند”
· راستش را بخواهی…!
با گفتن این عبارت یعنی شما تا اینجا را داشتید دروغ میگفتید!!!
- ابدا نیازی نیست چنین عبارتی و حتی مشابهش را در مکالمهی خود به زبان بیاورید.
· وایستا…!
در شان یک فروشنده تلفنی نیست که به مشتری پشت تلفن بگوید وایستا!
- میتوانید بگویید: لطفا چند ثانیه… یا لطفا چشم به راه باشید…
· ولی و اما
هنگامی از این واژهها پشت تلفن استفاده میکنید، مشتری این برداشت را دارد که دارید با او مخالفت و گفت و گو و مجادله میکنید!
- میتوانید بگویید: شما صحیح میفرمایید جناب… اما نکتهای وجود دارد…
· ما بهترین هستیم!
بهترین بودن چیزی نیست که خودمان اون را بگوییم! مشک اون است که ببوید، نه اون که عطر فروش بگوید!
- میتوانید بگویید ما شرکتی هستیم که بیش از چند ساله در این زمینه کوشش داریم و قضاوت دربارهی خوب بودنمان را مشتریان انجام میدهند که تعدادشان فراوان است.
· ببخشید مزاحمتان شدم!
اگر فکر میکنید مزاحمید پس برای چی زنگ زدید؟! باید برای خودتان ارزش قائل شوید.
- خوب تر است بگویید: میتوانیم چند دقیقه باهم صحبت کنیم؟ یا اینکه: جناب… امکان صحبت کردن را دارید؟
مهم نیست چه چیزی میفروشید و چه خدماتی ارائه میدهید. یادگیری این داستان که با خیالی راحت از راه تلفن با مشتریان چگونه رفتار کنید، وی را تحت تاثیر قرار داده و در نهایت محصول و خدمات خود را ارائه دهید، موفقیتتان را ضمانت میکند.
دوره آموزش شغل ای بازاریابی و فروش تلفنی آکادمی بازار کمک می کند تا بتوان تاثیر گذاری فراوان بهتری روی مشتریان جهت اقناع آنها و کمک به تصمیم گیری در خرید آنها داشت .
ما با آموزش حداقل ۵۰۰۰ فروشنده تلفنی در کال سنترهای شرکت های متعدد از جمله (گلد ایران ، سام سرویس ، Hp ، گروه سایپا ، پارس ماشین ، شرکت پگاه ، گروه گاج و … ) به فروشندگان آموزش می دهیم چطور با افزایش انگیزه و رفتار شغل ای تاثیرگذاری و فروش خود را افزایش چشمگیر دهند .

مدرس این دوره استاد احمد محمدی سخنران، مدرس و مشاور کسب و کار هستند. سابقهی ایشان شامل:
کارآفرین و بنیان گذار آکادمی بازار با ۱,۰۰۰,۰۰۰ کاربر، موسس استارت آپ ستاره یاب
۲۰ سال سوابق کاری (اجرایی ، تدریس و مشاوره کسب و کار) در بیش از ۱۲۰ برند و ۲۰ صنعت عظیم سرزمین
پژوهشگر، مدرس و مشاور ی مسلط به فضای کسب و کار کنونی ایران. برگزاری صدها سمینار و دوره های متعدد در حوزه بازاریابی فروش، کسب و کار ، توسعه فردی و توانمند سازی کارکنان
عضو انجمن بازاریابی ایران و اروپا، آموزش بیش از ۲۰,۰۰۰ فروشنده، ۱۰,۰۰۰ ویزیتور، ۷,۰۰۰ نماینده فروش و برگزاری ۱۵۰,۰۰۰ ساعت آموزش در ۳۱ استان سرزمین است.
منبع : آرگا
برچسب :
[ad_2]
