وداع “بازیگر سرشناس” از سینما در واکنش به فوت “مهسا امینی”

[ad_1]

ارژنگ امیرفضلی با انتشار یک پست اینستاگرامی در واکنش به فوت مهسا امینی اعلام کرد که از بازیگری خداحافظی کرده است.

به شرح وقت سحر به تعریف از برترین‌ها، ارژنگ امیرفضلی بازیگر سرشناس سریالهای طنز ایرانی سپس از گذشت چند روز از فوت مهسا امینی با انتشار یک پست اینستاگرامی اعلام کرد که از بازیگری خداحافظی کرده است.

وداع

ارژنگ امیر فضلی نوشت:

با دلی رنجیده از نادانی‌ها و قلبی آکنده از ناامیدی و ذهنی ناخوش شده

و بغض هایی فروخورده و زخم‌هایی کهنه

که دائم جدید می‌شوند

برای همیشه از دنیای بازیگری و متعلقاتش رخت برمی‌بندم.

 

[ad_2]

وداع “عضو تیم مردمی” سپس از فوت مهسا امینی/ عکس

[ad_1]

مجتبی عابدینی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود با تیم مردمی وداع کرد.

به شرح وقت سحر به تعریف از برترین‌ها؛ پس از مهسا صادقی و سجاد استکی، مجتبی عابدینی هم با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود با تیم مردمی وداع کرد.

خداحافظی

[ad_2]

وداع های سوزناک سینمای ایران که اشکتان را در می آورد!

[ad_1]

در ادامه این مطلب به قاب های خوشگل در عین حال جانسوز سینمای ایران میپردازیم تا به درک بهتری نسبت به عمق هنر سینما برسیم.

به شرح وقت سحر به تعریف از برترین‌ها؛ بدون شک عاشقان سینما خوب می‌دانند که پرده‌ی سینما، نه برای چشم، بلکه برای روح بشر ساخته شده است.

اگر نقش و نگار هنر یک رنگزن و نوت و آوا هنر یک موزیسین باشد، لمس قصـه و حال و هوای شخصیتهای رنگارنگی که روی پرده ی سفید سینما جلوه میکنند، هنر اصلی سینماست.

زیادتر بخوانید: فیلم هایی که باید در تنهایی ببینید!

بیان و انتقال این عواطف و طی شدن فاصله ی آنها از پرده تا جان مخاطب، رسالت بزرگیست که هنر هفتم قابش را برای رسیدن به اون پر می‌کند.

در گفت و گو انتقال عواطف تلخی همانند غم و ناراحتی،خوشبختانه یا متاسفانه، سینما سخن و قابهای زیادی برای گفتن و نمایش دادن دارد که قابِ “وداع” یکی از بهترین و البته دردناکترین آنهاست.

با ما در بررسی “جانسوزترین وداع های سینمای ایران”دنبال باشید.

چهارشنبه سوری/ مرتضی و سیمین

زمانی از دور به قاب ِ وداع اصغر فرهادی در فیلم چهارشنبه سوری دید می‌کنیم، سیمین زن تقریبا جوانیست که قرار است رابطه‌ی موقتی خود با مرتضی را تمام ‌کند. دفتر خاطرات سیمین در قسمت مرتضی و عشق مرتضی قرار است با وداعی کوتاه بسته شود و دیگر هیچ وقت دوباره نشود.

همین قدر ساده و یواش. اما از نزدیک، قصـه عشق عمیقی وجود دارد که در شب چهارشنبه سوری تبدیل به خاکستر می‌‌شود.

در رابطه‌ی ممنوعه‌ی سیمین و مرتضی، سیمین قرار است ناجی خودش و مرتضی در این گردآب شدید عشق باشد و قرار است این کار را با حذف کردن خودش از زندگی مرتضی انجام دهد برای چی عقلش به اون می‌گوید: این‌طور خوب تر است.

اما مرتضی، کسی است که خفگی شدن با قلبش را ترجیح می‌دهد. او آماده است به هر قیمتی شده سیمین را کنار خود نگه‌ دارد اما تصمیم قاطع سیمین برای رفتن و پشت کردن به تمام خاطرات مخفیانه‌‌ی خودش و مرتضی، فکر هر تدبیر‌ای برای مرتضی از بین می‌برد.

مرتضی که الآن در ثانیه‌ی خداحافظی شباهت زیادی به پسر بچه‌ی ده ساله‌ی خود دارد، کوشش می‌کند اشک‌هایش را سدی برای رفتن سیمین کند، اما تصمیم سیمین برای رفتن آتش بزرگی در شب چهارشنبه سوری است که سیل اشک‌های مرتضی هم برایش کارساز نیست…

شب‌های روشن / استاد کم سن و رویا

قاب وداع فیلم شب‌های روشن از شاعرانه ‌ترین قاب‌هایی است که می‌توانیم در این لیست به اون نشانه کنیم.

در سه شب قبل، شب‌های تاریک استاد ادبیات دانشگاه، با آمدن رویا، دختر کم سن شهرستانی،که برای پیدا کردن عشق کهنه‌اش به تهران آمده، روشن شده بود.

اما الآن وقت بیدار شدن از رویا و بازگشت به واقعیت تلخِ زندگی خالی از شاعرانگی استاد ادبیات شده که قرار است بوی تاریکی گذشته را بدهد.

دلبستگی دختر کم سن و استاد دانشگاه در این وقت کوتاه به قدری عمیق است که وداع اون‌ها تلخ‌تر از چیزی است که می‌توان از یک رابطه‌ی سه روزه صبر داشت. الآن سپس از سه روز زندگی تقریبا مشترک، رویای شیرین استاد کم سن سرانجام معشوق خود را پیدا کرده و برای وداع به جستجو او آمده است.

قلب رویا که دختر ساده‌ای در شب‌های تاریک تهران است آنقدر به زندگی شگفت آور و نا آشنا استاد کم سن گره خورده که برای رفتن عذر دارد اما “باید”برود.

استاد ادبیات قصـه شاعرانه‌ی ما که از اولین ثانیه‌ی ملاقات با رویا، چشم به راه این بیدارشدن ناگهانی بود،برای ماندن اون تلاشی نمی‌کند و به رضای رویایش رضایت می‌دهد تا او بتواند با خیال راحت زندگی‌اش را ادامه دهد.

اسرافیل / بهروز و ماهی

وداع ماهی و بهروز برای بار دوم، به اندازه بار اول دردناک نیست برای چی که الآن دختر و پسر کم سن روستایی قصـه، با کوله‌باری از سن و سال و تجربه باهم مواجه شده‌اند.

خاطره‌ی عشق بهروز ماهی با دمیده‌ شدن شیپور اسرافیل، دوباره جان جدید‌ای گرفته می‌گیرد و تمام شهر را بیدار می‌کند. اما این تولد دوباره، عمر کوتاهی را تجربه می‌کند.

وداع بهروز و ماهی سپس از چندین سال دوری تلخ، وداعی است درخور دو فرد عاشق که سپس چند سال وفاداری به درد و عذاب دوری کوشش دارند شروعی دوباره را تجربه کنند. شروعی که سپس از این همه سال تلخی و ناکامی خود را لایق اون می‌دانند.

بهروز تصمیم دارد مزه تلخ عشق اولش را با عشق سارا از یاد ببرد و ماهی، دختر نوجوانی که برای بهروز آماده به مردن بود، برای اولین بار قرار است برای خودش “زندگی” کند.

وداع ماهی بهروز خوش‌آمدی است به زندگی جدیدی که اون‌ها برای خود انتخاب کردند و قرار است این بار خوشحال‌تر اون را سپری کنند‌. زندگی‌ای که آرزو داشتند در کنار هم شروع شود اما تقدیر،نوع دیگری رقم خورده بود…

متری شیش و نیم / ناصر خاکزاد و خانواده‌اش

ثانیه‌ی وداع ناصر خاکزاد و خانواده‌اش علاوه بر غم‌انگیز بودن، شگفت آور هم هست. او برای خداحافظی با خانواده پرجمعیتش که دیگر قادر به دیدن اون‌ها نیست هیچ حرفی نمی‌زد، هیچ شکایتی نمی‌کند و حتی هیچ غمی هم از خود علامت نمی‌دهد.

فقط به اشک‌های بی امان اون‌ها نگاه دقیق می‌شود. اشک‌هایی که مفهمومشان کمی گنگ جلوه می‌کند. غم و اندوهی که الآن بر خانواده ناصر فرماندار شده، واقعا برای از دست دادن اوست یا صرفا سوگواری‌ای است برای ثروت شاهانه‌ی از دست رفته‌ی خانواده؟

ناصر که الآن دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، به دنبال ریسمان محکمی برای وصل شدن به این دنیا می‌گردد. می‌خواهد دستاورد‌های خود برای خانواده‌اش را به خود یادآوری کند تا شاید بتواند کمی به این دنیا وابسته شود.

از درس و تحصیل خواهر و برادرزاده‌هایش که الآن نیمه‌کاره رها شده می‌پرسد، تا حرکات نمایشی بردارزاده‌اش که به برکت وجود ناصر اون‌ها را یاد گرفته. اما هیچ یک اون قدر ارزشمند نیستند که روح ناصر را با شادی عمر دراین دنیا کنند برای همین او برای همیشه با این دنیا و خانواده‌اش خداحافظی می‌کند.

شب یلدا / حامد و مهناز

قصـه عاشقانه‌ای که حامد سپس از چند سال زندگی با مهناز در ذهن خود ساخته،قرار است در فرودگاه امام با پایانی تلخ تمام شود. مهناز به تصمیم زندگی آسان‌تری که فکر می‌کند هیچ وقت کنار حامد اون را تجربه نکرده، تصمیم رفتن به خارج از سرزمین را دارد تا بتواند زندگی جدیدی را شروع کند.

تصمیم او برای رفتن رفتنی بدون بازگشت است. رفتنی که قرار است تمام قبل او با حامد را پاک کند و حامد را برای همیشه تنها رها کند.

این شروع جدید برای مهناز مقاوم است اما نه به اندازه حامد. حامد که الآن قرار است قطعه‌ای از قلب خود را از دست بدهد با رفتن مهناز درون شبی به درازای شب یلدا می‌شود که هیچ وقت به سحر ختم نخواهد شد.

غم مهناز در ثانیه وداع با حامد نتیجه از ترک عادتی‌ست چندین ساله که الآن باید از سر مهناز بیفتد اما برای حامد، وداع شروع دردی عمیق در قلب اوست که نیاز به معالجه دوباره دیدن مهناز دارد.

[ad_2]

فیلم| وداع پرسنل و پرستاران بیمارستان کسری با مهسا امینی سلامت دارد؟

[ad_1]

به شرح سرویس منهای فوتبال؛ فیلم منتشر شده از آنچهه رسانه ها وداع پراحساس پرسنل و پرستاران بیمارستان کسری با مهسا امینی عنوان کرده اند بازتاب پهناور ای در اینستاگرام داشته است.

در این ویدیو پرستاران و کارکنان بیمارستانی با اهدای شاخه گل از مریض مرگ مغزی خداحافظی می کنند؛ برخی از افراد تصور کرده اند این فیلم وابسته به مهسا امینی است که در بیمارستان کسری تهیه شده و پرستاران با او وداع می کنند.

گفتنی است، این ویدیو وابسته به بیماری است که در ارومیه وابسته مرگ مغزی شده بود و اعضایش بدنش را اهدا کردند.

این مریض در قسمت آی سی یو نورولوژی بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه بستری شده بود. بنابراین فیلم منتشر شده ارتباطی با بیمارستان کسری در تهران و مهسا امینی ندارد.

  • زیادتر ببینید:
  • شرح پزشکی قانونی درباره دلیل مرگ مهسا امینی

فیلم آنچه وداع پرسنل و پرستاران بیمارستان کسری با مهسا امینی عنوان شده که در اینستاگرام منتشر شده است را دید کنید.

بازنشر محتوای شبکه های اجتماعی تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در اون الزاما بازتاب دیدگاه رسانه دیلی فوتبال نیست.

فیلم وداع پرسنل بیمارستان کسری با مهسا امینی

اینستاگرام دیلی فوتبال

 



[ad_2]

وداع با عباس معروفی ، آفریننده سمفونی مردگان [مصاحبه اختصاصی جونی با بابک ابراهیم‌پور]

[ad_1]

عباس معروفی ، یکی از بزرگترین رمان‌نویسان عصر آماده و آفریننده آثار فاخری همچون «سال بلوا» و «سمفونی مردگان» فوت کرد. به بزرگداشت این نویسنده عظیم، گفتگویی داشتیم با بابک ابراهیم‌پور.

آبان تتر

عباس معروفی علاوه‌بر خلق آثار بی‌نظیری در حوزه‌ی رمان، نمایش‌نامه‌نویس، شاعر و ناشر حوزه‌ی فرهنگ و ادب بود. معروفی کوشش ادبی خود را زیر نظر اساتیدی همچون هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو شروع کرد. معروفی سال‌های زیادی را دور از وطن و در غربت سپری کرد و سرانجام 10 شهریور 1401 به سمفونی مردگان پیوست. به این دلیل، جونی وظبفه‌ی خود فهمید تا پیرامون زندگی هنری این نویسنده، با نویسنده‌ی خوشنام، آقای بایک ابراهیم‌پور، گفتگویی داشته باشد.

از سمفونی مردگان عباس معروفی چه می‌دانیم؟

امسال شاهد مرگ بسیاری از عزیزان و بزرگان حوزه‌ی ادبیات همچون امیرهوشنگ ابتهاج و رضا براهنی بودیم. الآن شهریور، برای همیشه عباس معروفی را در قلب خود همیشگی کرد و این نویسنده‌ی عظیم را به تاریخ سپرد. در ابتدای گفتگو، از بابک ابراهیم‌پور در مورد دلایل محبوبیت آثار عباس معروفی در بین خوانندگان و اهل کتاب پرسیدیم:

«عباس معروفی در سال‌های پایانی دهه 60 نخستین رمان و به دید منتقدین، شاهکار‌ترین اثرش را منتشر کرد: «سمفونی مردگان». دوره‌ای که هنوز بسیاری از غول‌های ادبی‌مان همچون هوشنگ گلشیری، محمدعلی سپانلو، احمد شاملو و… زنده بودند و می‌نوشتند. دوره‌ای که مجلات و نشریات ادبی هنوز از نفس نیفتاده و منتشر می‌شدند. انتشار رمانی این چنین با سبک و سیاقی ویژه که به روایت سیال ذهن سرشناس است، در بین ایرانیان تازگی داشت. اگرچه معروفی اولین کسی نبود که این راه روایت را در اثرش به کار برد، اما آنقدر خوب از پس نوشتنش بر آمد که مخاطبین ویژه و عام را به خودش جاذبه کرد. انتشار چنین رمانی در اون دهه و حتی دهه‌ی سپس فراوان سر و صدا کرد و نقدها و یادداشت‌های بسیاری برایش نوشته شد. جدا از فرم و سبک روایت دلیل‌، محتوای کتاب و شخصیت اصلی اون، «آیدین» بیانگر نسلی آرمان‌خواه و شکست خورده است؛ نسلی که زیر پوسته‌های پدرسالاری و سنت و استبداد، در حال مبارزه و زخم خوردن است.

عباس معروفی

ابراهیم‌پور در ادامه‌ی صحبت‌های خود افزود:

 «آیدین» در «سمفونی مردگان» نماد نسل کم سن و تحول‌خواه ایران بود که زیر انسدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در حال جان دادن‌اند. احتمالا به این دلیل بود که بر خلاف بسیاری از نویسندگان دیگر که اولین کتاب‌هایشان چندان دیده و خوانده نمی‌شود، نخستین رمان معروفی چنین سر و صدا کرد و خوانده شد.

«سمفونی مردگان» روایتگر جامعه‌‌ای خشن، سنتی و شاعرکُش است. جامعه‌ای که آرمان‌خواهی را تاب نمی‌آورد و انسان تحول‌خواه را به گِل می‌نشاند. این است درد مشترک مخاطبانی که اون‌ها را به سو این رمان کشاند.

ابراهیم‌پور اینگونه ادامه داد: «دلیل دیگری که معروفی را در شمار نویسنده‌های پر مخاطب قرار داده است، استفاده از پوسته‌های تاریخی در آثارش است. می‌دانیم که «سمفونی مردگان» در بستر تاریخی روایت می‌شود؛ فضای داستانی «سال بلوا» در تاریخ حمله متفقین به ایران نزد می‌رود و «فریدون سه پسر داشت» در حال و هوای سال‌های پس از انقلاب 1357 روایت می‌شود. چنین بستر تاریخی‌ یکی از جذابیت‌های آثار اوست. هر نویسنده‌ای در حیطه کاری و نوشتنش، اوج و فرودی دارد. می‌گویند از هر نویسنده یک یا دو کتاب خوب باقی‌ می‌ماند و همین برای ماندگاری نام و کارنامه‌ی او کافی است. عباس معروفی اما همیشه در اوج بود و در اوج قلم زد. «سال بلوا»، «فریدون سه پسر داشت»، «ذوب شده»، «تماما مخصوص» و … همه آثار درخشانی هستند که مخاطبان بسیاری را به خود جاذبه کردند. شاید کم سن‌مرگی نویسنده دلیلی بود برای همیشه در اوج ماندنش. شاید اگر می‌ماند و زیادتر می‌نوشت، دوباره هم شاهکار خلق می‌کرد و یا شاید هم همانند بسیاری به تکرار می‌رسید. نمی‌دانیم. هر چه هست، می‌دانیم که معروفی کتابسازی نکرد، از جدید خلق کرد، نوشت و در تمام آثارش در اوج ماند

هنرمندان را باید پس از مرگشان شناخت

متاسفانه در فرهنگ عام، مرگ، مهر تاییدی برای شناخته‌شدن زیادتر افراد خصوصا در حوزه‌ی ادبیات است. بابک ابراهبم پور در پاسخ به این سوال که این مسئله را چطور می‌توان توجیه کرد، توضیح داد: «کاملا صحیح است. البته این گزاره در همه‌جای دنیا صدق می‌کند، اما در ایران نمود فراوان بیشتری دارد. چه نویسندگان، شاعران و هنرمندان بسیاری بودند که در تاریخ عمر‌شان فراوان نوشتند و خلق کردند، اما چنان که باید و شاید دیده و خوانده نشدند. آشکار قانونی نانوشته در اذهان ما ایرانیان شکل گرفته است که هنرمندان را باید پس از مرگشان شناخت! اساسا در ایران چنین است که مرگ، هنرمندان را به هاله‌ای از تقدس می‌کشد و بالا می‌برد. هنرمندی که می‌میرد، ارج و قرب می‌یابد و طبیعتاً بیش از تاریخ حیاتش خوانده‌ می‌شود.»

متاسفانه قسمت بزرگی از جامعه‌ی ایران آنقدر غرق در ابتذال شده که بزرگان هنر و فرهنگ خویش را نمی‌شناسد، و اون‌هایی هم که می‌شناسند متاسفانه هنرمندان زنده‌ی عصر خویش را چندان نمی‌بینند و نمی‌خوانند. تنها مرگ است که آرتیستِ از دست رفته را در ذهن مخاطبان گرامی می‌کند و جدید پس از مرگ است که سیل بزر مخاطبان به سو آثارش حمله می‌آوردند، اما حیف که آرتیست نیست که ببیند! همین الآن هم نزد‌بینی می‌شود که با مرگ عباس معروفی، کتاب‌هایش به سرعت تجدید چاپ و خوانده شوند. البته می‌توان گفت که معروفی در تاریخ حیاتش، ثمره‌ی کارهایش را دید و مخاطبان خودش را پیدا کرد، اما همه‌ی هنرمندان چنین شانسی ندارند.

عباس معروفی

نویسنده‌ای که سانسور می‌شود خواندنی نیست!

در ادامه‌ی گفتگو از نویسنده‌ی خوشنام، آقای ابرهیم‌پور پرسیدیم که آیا از سو جامعه تمایزی بین نویسندگان در غربت با نویسندگان داخلی حس می‌شود؟ وی اینچنین پاسخ داد:

حداقل صد سال است که کتاب‌های منتشر شده در ایران سانسور می‌شوند. چه در تاریخ پهلوی و چه الآن که نام به ظاهر خوشگل‌تری برای سانسور گذاشته‌اند: «ممیزی!» به همین دلیل نویسندگانی که در خارج از سرزمین آزادانه می‌نویسند، نزد مخاطب ایرانی عیار بیشتری دارند و زیادتر خوانده می‌شوند. دفعات خواستم افرادی را مجاب کنم که شعر و قصـه‌های ایرانی که در درون سرزمین منتشر می‌شود را زیادتر بخوانند. اکثریتشان یک چیز گفتند: «کتاب‌های داخلی سانسور می‌شود. به درد خواندن نمی‌خورد.»

این جمله شاید ناشی از یک نوع تنبلی در خواندن و حتی شاید رفع تکلیف باشد، اما در پس اون حقیقتی نهفته است. مخاطب ایرانی به دلیل جو فرماندار بر انتشار و تولید کتاب، کمتر جستجو آثاری که در درون چاپ می‌شوند می‌رود و زیادتر در پی خواندن آثار نویسندگانی‌ است که در خارج از وطن زندگی می‌کنند. عباس معروفی هم از همین دسته است. او تقریباً نیمی از آثارش را در خارج از سرزمین منتشر کرد و دیدیم که استقبال فراوانی از اون‌ها شد.

کلمه؛ میراثی که از معروفی به جا ماند

خواندن آثار یک نویسنده، خوب تر است با برنامه‌ای مبتنی بر شناخت قلم و خط فکری او باشد. در آخر گفتگو، آقای ابراهیم‌پور، دبیر و نویسنده‌ی خوشنام در پاسخ به این سوال که منظور شما برای شروع مطالعه‌ی آثار عباس معروفی کدام کتاب است؟ گفت:

«مخاطبانی که تابحال جستجو آثار این نویسنده نرفتند، خوب تر است ابتدا با کتاب مجموعه‌قصـه او یعنی «دریا روندگان جزیره‌ی آبی‌تر» شروع به خواندن آثارش کنند. سپس «ذوب شده» که یک رمان کوتاه است را در دست بگیرند. در آخر جستجو «سمفونی مردگان»، «فریدون سه پسر داشت» و «سال بلوا» بروند. رمان «نام تمام مردگان یحیاست» آخرین دلیل‌ عباس معروفی است که اون را به محمدعلی سپانلو تقدیم کرده است.» یادش گرامی باد، نویسنده‌ی کم سن‌مرگمان که زمان مدیدی با سرطان جنگید و در نهایت تسلیم داس چرک و سیاه مرگ شد، عباس معروفی.

 

زیادتر بخوانید:

نظر شما درباره آثار عباس معروفی چیست؟ کدام دلیل‌ این نویسنده را دوست دارید؟ دیدگاه خود را در قسمت کامنت‌ها با جونی به اشتراک بگذارید.

[ad_2]

دانلود عکس پروفایل وداع حضرت زینب 1401 برای واتساپ و اینستاگرام

[ad_1]

عکس نوشته پروفایل وداع حضرت زینب با امام حسین ۱۴۰۱ برای واتساپ و اینستاگرام

عکس پروفایل وداع حضرت زینب : زینب دختر امام علی(ع) و حضرت زهرا(س). وی همسر عبدالله بن جعفر بود و در اتفاق کربلا در کنار برادرانش امام حسین و حضرت عباس وجود داشتند. ایشان در این اتفاق فراوان مصیبت کشیدند. در روز عاشورا ایشان از برادر خودشان امام حسین وداع کردند که به همین مناسب مجموعه ایی از تصاویر و پروفایل را در قطعه عکس پروفایل روز وداع حضرت زینب دنبال با عکس نوشته وداع حضرت زینب با امام حسین محرم ۱۴۰۱ را برای شما مهیا کرده ایم. می دانید شما می‌توانید از راه اشتراک و ارسال این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی یا قرار دادن اون‌ها به نام عکس پروفایل، عواطف خود را ابراز نمایید. دنبال ما باشید.

عکس پروفایل روز وداع حضرت زینب

با آخر یافتن جنگ، وی و دیگر بازماندگان کاروان امام(ع) به اسارت درآمدند و به کوفه و از آنجا به غذا برده شدند. خطبه او در کوفه و نیز در غذا (در مجلس یزید)، سرشناس است. او را به سبب مصیبت های فراوانی که دیده، اُمّ المَصائب لقب داده اند.

پروفایل روز وداع

عکس از حضرت زینب در کربلا

عکس از حضرت عباس و حضرت زینب

عکس نوشته روز وداع حضرت زینب

عکس نوشته و عکس پروفایل روز وداع حضرت زینب س در کربلا با برادرش برای ماه محرم با متن های زیبا و ناراحت عاشورایی را می خوانید.

حضرت «زینب کبری (س)» در شب یازدهم محرم و پس از شهادت «سیدالشهدا (ع)» نماز شب خود را بپا داشتند، اما بخاطر غم، غم فراوان و ضعف نماز را نشسته خواندند این امر علامت می‌دهد که اعتقاد و حوصله این بانوی عظیم تا چه حد بوده است، حضرت «زینب کبری (س)» دختر حضرت «فاطمه زهرا (س)» و «امیرالمومنین (ع)» همچنین ایشان خواهر «امام حسین (ع)» بودند، حضرت «زینب کبری (س)» نماز خواندند تا مسلمانان واقعی را از مسلمان نماها جدا کنند و یادآور شوند نوه و اهل بیت (ع) «پیامبراکرم (ص)» چه کسانی بودند و مردم بی بصیرت با این عزیزان چه کردند.

پروفایل حضرت زینب به امام حسین

پروفایل امان از دل زینب

متن درباره روز وداع حضرت زینب

تو شیر زن کرب و بلایی زینب

در قلب جمیع شیعه جایی زینب

در کرب و بلای داستان پابرجا کردی

بر درد حسینیان دوایی زینب

عکس عاشورایی درباره وداع امام حسین با خواهرش

دانلود روز وداع حضرت زینب

نه تنها زینب از دین یاوری کرد

به اراده کاروان را رهبری کرد

به دوران اسارت با یتیمان

نوازشها به مهر مادری کرد

اون که مبهوت زصبرش شده ایوب صبور

معدن حوصله به صحرای بلا زینب بود

اون که سپس از شه لب تشنه بهه وقت بلا

قد علم کرد به میدان وفا زینب بود

پروفایل حضرت زینب در کربلا

زن مگو مرد آفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو عرش خدا را قائمه

یک محمد یک علی یک فاطمه

پروفایل روز وداع

دنبال ما باشید

[ad_2]

متن و جملات ناراحت وداع حضرت زینب در روز عاشورا 1401 + اشعار و نوحه

[ad_1]

متن درباره وداع حضرت زینب در روز عاشورا ۱۴۰۱ : حضرت زینب (س) در روز عاشورا از برادرش امام حسین علیه السلام وداع کردند و سختی زیادی کشیدند. در ادامه متن ها، جملات و اشعار ناراحت خداحافظی و وداع حضرت زینب با برادر در روز عاشورا و در کربلا با پیامک های سوزناک دنبال با عکس نوشته و پروفایل استوری با جملات و نوحه های ناراحت حضرت زینب س و حضورش در کربلا و عاشورا برای پروفایل تلگرام، اینستاگرام و واتساپ را ارائه کرده ایم. با ما دنبال باشید.

متن درباره روز وداع حضرت زینب

متن و جملات سوزناک وداع حضرت زینب با امام حسین در روز عاشورا ۱۴۰۱ + اشعار و نوحه

زینب یگانه است خدا هم به فاطمه
تا زینب است دختر دیگر نمی دهد
زینب همان کسی است که در را عفتش
عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

***

جملات غمناک وداع حضرت زینب

***

بدرود ای برادر زینب

به خون غلطان در برابر زینب

بدرود ای برادر زینب

همه رفتند و شدم تک و تنها

خدا را چه سازم در این قلب بیابان

بدرود ای برادر زینب

ببین دشمن

غیرت خدا بلند شو،بلند شو

ببین دشمن احترام تو شکسته

خیمه هات رو بردن حسین..،خوابیدی؟

ببین دشمن احترام تو شکسته

ببین دست خواهر تو ببسته

چون تدبیر نیست میروم و میگذارمت

ای پاره پاره بدن به خدا میسپارمت

بدرود ای برادر زینب

***

متن درباره حضرت زینب و امام حسین

***

جز حوصله راه تدبیر اگر یافتی بگو

آبی بر این شراره اگر یافتی بگو

لرزید از تموّج آه تو كاینات

آرامشی دوباره اگر یافتی بگو

زینب! تاریخ زمانۀ قحط مروّت است

رحمی در این هزاره اگر یافتی بگو

در دور دست مشرق این دشت لاله‌خیز

عکس یك سواره اگر یافتی بگو

جز چشم خون گرفته و مبهوت آفتاب

چشمی پیِ نظاره اگر یافتی بگو

گل‌های ناز پرورِ دامان وحی را

در زیر تیغ و خاره اگر یافتی بگو

جز اشك آسمانیِ این قلب‌شكستگان

روی زمین ستاره اگر یافتی بگو

واكن به ناز گوشۀ چشمی در این كویر

آثار گوشواره اگر یافتی بگو

در زیر ابر شمشیر و شمشیر و تیر و تیغ

خورشید و ماه‌پاره اگر یافتی بگو

این پیكر بزرگوار شهید محبّت است

بر زخم او شماره اگر یافتی بگو

انگشتر و نگین سلیمان ز دست رفت

انگشتی از نشانه اگر یافتی بگو

جز بوسه بر گلوی گل ارغوان به باغ

روز وداع تدبیر اگر یافتی بگو

در انعكاس سرخی خون خدا،”شفق”!

تشبیه و استعاره اگر یافتی بگو

اشعار

شعر درباره روز وداع

***

زینب آخر این شب تاریک را سر می کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می کند
این وداع آخر و جان دادن بانوی عشق
سرانجام وصل حسینش را میسر می کند

***

متن درباره روز وداع حضرت زینب با امام حسین

***

تو شیر زن کرب و بلایی زینب
در قلب جمیع شیعه جایی زینب
در کرب و بلای داستان پابرجا کردی
بر درد حسینیان دوایی زینب

***

روضه روز وداع حضرت زینب

شعر نوحه خداحافظی و وداع حضرت زینب با امام حسین

هنگامی سیلی خوردی بگو یا زهرا
هنگامی دستتو بستن بگو یا علی
هنگامی بی یاور شدی بگو یا حسن
هنگامی تشنه شدی بگو یا حسین
هنگامی شرمنده شدی بگو یا عباس
اما اگه تشنه شدی شرمنده شدی بی یاور شدی دستتو بستن سیلی هم خوردی
اروم بگو امان از قلب زینب

***

عکس نوشته روز وداع حضرت زینب در کربلا

عکس نوشته پروفایل امام از قلب زینب

برای تو می‌نویسم، ای زینب! ای که داد با تو شروع شد و بیداد با تو رسوا! ای آزاد زندانی! ای قد سبز انتقاد! ای نهال بارور از خودگذشتگی! ای جاری روشن و صاف سنجیده رفتار کردن!

ای آیه صراحت و عفت! ای آذرخش خشم! ای مظهر لطافت و مهربانی! چگونه می‌توان تو را گفت، تو را نوشت.

قلم در ابهامِ شناختت مانده است.

انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.

***

 عکس حضرت زینب در کربلا

***

خیال نمی كنم این روح پیكرم باشد

تنی كه مثله شده در برابرم باشد

بدن بدن كیست این چنین شده است؟

اگر خدای نكرده برادرم باشد …!

فدای خواهر مظلومه ای كه نالان گفت

كنار كشته ی چاله مو پریشان گفت

خیال نمی كنم این زیر نیزه افتاده

حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم

كه قول می دهم این بار بار آخرم باشد

كفن كه نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟

بد است بی كفن این مرد محترم باشد

برای اون كه روی پیكرش بیندازم

نمی شود بگذارید معجرم باشد؟

***

پروفایل امان از دل زینب

دنبال ما باشید

[ad_2]