جنایت سپس از مهمانی تولد؛ مهمانان خون به پا کردند | کشتن یک کم سن در میان درگیری دسته‌ جمعی

[ad_1]

کیفرخواست پرونده قتلی که در نزاع سپس از مهمانی تولد به سبب اختلافات کهنه در مشهد چهره داده بود، از سوی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد صادر شد.

به شرح وقت سحر به تعریف از همشهری آنلاین، این جنایت هولناک روز ۱۴ آذر سال ۱۳۹۹ هنگامی چهره داد که دو برادر به نام‌های «محمد- ن» و «حیدر- ن» با کم سن دیگری به نام «علی- ف» درگیر شدند. در این درگیری که پس از یک مشاجره لفظی شروع شده بود، «علی – ف» فراوان زیاد مجروح شد و به بیمارستان انتقال یافت.

طولی نکشید که خبر این نزاع خونین به دیگر افراد خانواده و مهمانانی رسید که در مهمانی تولد یکی از نزدیکان «علی – ف» شرکت داشتند. آنها که از شنیدن خبر مصدومیت «علی – ف» فراوان زیاد عصبانی شده بودند، سپس از مراسم مهمانی تولد، به سو منزل خانواده «ن» به راه افتادند. به طوری که در وقت کوتاهی پس از وجود مهمانان مهمانی تولد در اون منطقه، نزاع انتقام‌جویانه‌ای رقم خورد.

درگیری به جایی رسید که تیغه چاقو در آسمان درخشید و یکباره جوانی به نام «علی – خ» بر دلیل‌ ضربه کارد نقش بر زمین شد و نفس‌هایش به شماره افتاد و افراد دیگری نیز مصدوم شدند. دقایقی سپس با آخر این نزاع بد، جسم نیمه‌جان «علی – خ» به مرکز درمانی انتقال یافت اما تلاش کادر درمانی برای نجات جان وی به نتیجه نرسید و او حدود ۴۸ ساعت سپس بر دلیل‌ عوارض ناشی از اصابت تیغه چاقو به قفسه سینه جان خود را از دست داد.

درگیری رنگ جنایت گرفت

به این ردیف پرونده نزاع مذکور، رنگ جنایت گرفت و ادامه نگهداری قضایی به اون در شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد (شعبه مخصوص جنایی) شروع شد. اگرچه شکایت‌هایی درباره این نزاع هولناک در شعبه ۴۳۸ دادیاری مجتمع قضایی شهید بهشتی مشهد مطرح بود و برخی از متهمان تحت تعقیب قضایی قرار داشتند اما با جنایی شدن اتفاق، تحقیقات پهناور ای توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی شروع شد و بدین ردیف حلقه های قانون بر دستان متهم اصلی پرونده گره خورد. برای چی که «علی – خ» (مقتول) هنگامی که روی تخت بیمارستان بود و در هوشیاری به سر می برد، چندین بار متهم «محمد – ر» را به نام ضارب خودش معرفی کرد و این نام در خاطر اطرافیان وی و برخی دیگر از عوامل دخیل در این حادثه مرگبار باقی ماند.

مدتی سپس همه عوامل مرتبط با نزاع منجر به کشتن، با صدور دستورات مخصوص ای از سوی رتبه قضایی دستگیر و به پنجه عدالت سپرده شدند اما تناقض‌گویی ها و قصـه سرایی‌های متعدد، بازجویی‌های تخصصی را با چالش قضایی روبرو کرده بود.

در این اثنا برخی از نزدیکان خانواده متهم، فیلمی از مهمانی تولد را مطرح کردند و مدعی شدند که در اون مکان شرب خمر انجام شده است. این در حالی بود که بررسی های دقیق قضایی علامت داد سو های درگیری اختلافات دیرینه با یکدیگر داشته اند که مهم‌ترین انگیزه برای شروع این نزاع مرگبار بوده است. از سوی دیگر نیز «علی – ف» ساعاتی قبل توسط «محمد – ر» مجروح و روانه بیمارستان شده بود. بنابراین برخی ادعاهای متهمان پرونده درباره این که چاقویی وقت درگیری به دنبال نداشته‌اند، خلاف واقع بود و نظر پزشکی قانونی نیز این ادعا را رد کرد.

طبق نظریه پزشکی قانونی مشهد، دلیل مرگ «علی – خ» اصابت جسم تیز و نوک‌تیز بود.

«محمد- ر» متهم به کشتن در تنگنای سوالات تخصصی رتبه قضایی و در بخشی از اعترافات خود به ارتکاب کشتن اقرار کرد اما دوباره هم کوشش داشت تا در ادامه اظهاراتش این اتفاق را انکار کند.

از سوی دیگر با توجه به درخواست قصاص نفس متهم از سوی اولیای دم، بررسی‌های دقیق و واکاوی های قضایی در سطور اوراق این پرونده جنایی توسط قاضی پزشک راستگو صفری، قاضی مخصوص کشتن عمد مشهد ادامه یافت و متهم برای تایید سلامت روانی به پزشکی قانونی معرفی شد. در همین حال پزشکان متخصص پس از انجام معاینه و مصاحبه، او را مسئول اعمال خویش دانستند و سلامت روانی وی را تایید کردند. از سو دیگر با صدور دستور قضایی آزمایش های سمی‌شناسی نیز درباره دلیل مرگ «علی – خ» توسط پزشکی قانونی انجام شد تا از طرح هر شبهه احتمالی مداخله سمی یا دارو پیشگیری شود.

این در حالی بود که متهم به کشتن در ادامه نگهداری به پرونده ادعا کرد که از خانواده خودش نگهداری کرده است و در مراحل بعدی دوباره هم به انکار داستان پرداخت و تلاش کرد تا ماجرای کشتن را به نگهداری مشروع گره بزند.

پس از اون که متهمان پرونده آخرین دفاعیات خود را در وجود وکلای مدافع و رتبه قضایی بیان کردند، قاضی پزشک صفری با استناد به مواد قانونی و مدارک و مستندات موجود و همچنین محتویات این پرونده جنایی، ارتکاب جرم را محرز فهمید و قرار جلب به دادرسی صادر کرد. قرار مذکور توسط دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی نیز تایید شد و بدین ردیف این پرونده جنایی برای نگهداری و محاکمه عوامل دخیل در این جنایت، به دادگاه کیفری یکِ خراسان رضوی ارسال شد.

[ad_2]

برای اون زن بی قد و طناب جنایت کردم

[ad_1]

به خاطر آن زن بی قد و بند جنایت کردم

مرد جنایتکار که برای فرار از قصاص تلاش داشت خود را مخفیانه به آلمان برساند، پس از دستگیری مدعی شد برای مزاحمت‌های یکی از زنان فامیل ناخواسته دست به کشتن زده است.

قاتل: برای مزاحمت‌های یکی از زنان فامیل دست به کشتن زدم

این متهم به کشتن که حدود ۲ ماه پس از جنایت در خط فرضی بین دو کشور ماکو دستگیر شد روز قبل مقابل بازپرس ساسان غلامی در شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفت و به جزئیات جنایت پرداخت. وی مدعی شد برای یکی از زنان فامیل و مزاحمت‌های او ناخواسته مجبور به کشتن مردی کم سن شده است.

گفت‌وگو با متهم

ماجرای کشتن چه بود؟

فتانه یکی از بستگانم بود. مدتی سپس از فوت همسرش همچنان با خانواده ما بخصوص همسر و خواهرهمسرم در ارتباط بود. من از این داستان ناراحت بودم و چندین بار به او گفته بودم که با خانواده‌ام کاری نداشته باشد، اما فتانه دست‌بردار نبود.

برای چی از این ارتباط ناراحت بودی؟

فتانه زن بی‌قید و بندی بود و مدام میهمانی می‌گرفت. از طرفی همسر و خواهرهمسرم به خانه او رفت و آمد داشتند و از این داستان ناراحت بودم.

شب حادثه چه اتفاقی افتاد؟

هنگامی پِی بردم او همچنان با خانواده‌ام ارتباط دارد، عصبانی شدم و قمه‌ای برداشتم و به سراغش رفتم تا او را بترسانم. به مقابل خانه‌اش که رسیدم، با مرد جوانی روباه‌رو شدم. من ابداً اون مرد را نمی‌شناختم و اولین باری بود که او رامی دیدم. نمی‌دانم برای چی آنجا بود و چه شد که با هم دعوا کردیم و با قمه ضربه‌ای به او زدم و فرار کردم.

سپس از فرار چه کردی؟

با برادرم تماس گرفتم و او از من خواست خودم را به آلمان برسانم. به خط فرضی بین دو کشور ترکیه رفتم و مدتی درخانه یک قاچاق بر ماندم سپس به دنبال قاچاق بر و دو نفر دیگر تصمیم گرفتیم از خط فرضی بین دو کشور درون ترکیه شویم. شبانه از مناطق صعب العبور حرکت می‌کردیم که نگهبانان مرزی ما را نبینند اما از شانس بد من آنها دیدند. مجبور شدیم راه رفته را برگردیم؛ به هر سختی بود با کمک سه نفری که همراهم بودند به ماکو برگشتم و تحت معالجه قرار گرفتم. با سلامتی پایم تصمیم داشتم که دوباره مخفیانه از خط فرضی بین دو کشور خارج شوم که توسط پلیس بازداشت شدم.

اعتیاد داری؟

10 سال است که مواد می‌کشم؛ فراوان تلاش کردم برای دختر سه ساله‌ام ترک کنم، اما نشد. دوبار به زندان افتادم، یکبار برای حمل و محافظت مواد مخدر و دومین جرمم برای درگیری بود.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه ایران

[ad_2]

کری‌ خوانی اینستاگرامی به جنایت ختم شد

[ad_1]

کری‌ خوانی اینستاگرامی به جنایت ختم شد

کری‌ خوانی چند پسرجوان در اینستاگرام به تیراندازی و کشتن یکی از آنها و زخمی شدن ۲ نفر دیگر منجر شد

کشتن یک کم سن در کری خوانی اینستاگرامی

صبح زود جمعه شرح یک تیراندازی مرگبار به قاضی محمدرضا مالک‌جمعی، بازپرس جنایی تهران اعلام شد. بررسی ها علامت می داد که پسری ۲۷ ساله با اصابت گلوله اسلحه وینچستر به کشتن رسیده و ۲ نفر از دوستان وی نیز زخمی شده‌اند.  تیم جنایی برای کشف حقایق جستجو ۲ پسری که در جریان این  تیراندازی زخمی شده بودند، رفتند.

یکی از آنها گفت: کسی که به من و مقتول و دوست دیگرمان تیراندازی کرد سامان نام دارد. تا نزد از این سامان هم دوست ما بود تا اینکه مدتی قبل بر سر مسائل مختلف با او وابسته اختلاف شدیم. او   خودش را گنده‌لات می فهمید و اصرار داشت که باید هرچه او می‌گوید را گوش بدهیم.

حرفش این بود که هیچ کس در مقابل او اعتراضی نکند و درواقع توقع داشت که گوش به فرمان او باشیم. همین مسائل موجب کری‌خوانی‌های ما در اینستاگرام و فضای غیر واقعی شد. کم‌کم کار به خط و علامت و تهدید کشیده شد تا اینکه شب حادثه من به دنبال مقتول ودوست دیگرم برای تفریح به پاتوقمان که فضای سبزی بین بزرگراه لشکری و جاده گذشته کرج است، رفتیم.

سامان خبر داشت که ما شب‌های جمعه در آنجا دور هم جمع می شویم. اون شب در پاتوقمان در حال صحبت بودیم که یکباره سامان  سوار بر وانتی به آنجا آمد. زمانی ما را دید شروع به فحاشی کرد و سپس هم گفت همانجا بمانیم تا برای دعوا برگردد.

کم سن مجروح گفت: دقایقی سپس او به آنجا برگشت و با اسلحه وینچستر به سو ما تیراندازی کرد. هر سه در جریان این تیراندازی زخمی شدیم و او هم پس از تیراندازی با همان خودروی وانت فرار کرد. سپس شاهدان به اورژانس و پلیس زنگ زدند که برای معالجه ما را به بیمارستان انتقال دادند. دوستم در این حادثه فوت شد و دوست دیگرم همانند من زخمی شده است. درخواستمان این است هرچه زودتر سامان دستگیر و تنبیه شود.

پس از انجام تحقیقات اولیه از مجروحان، جسد مقتول نیز به پزشکی قانونی انتقال یافت و با دستور بازپرس جنایی تیمی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را برای بازداشت عامل این تیراندازی مرگبار شروع کردند تا ابعاد بیشتری از این حادثه  رازگشایی شود.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه همشهری

[ad_2]

جنایت هولناک در مشهد/ دختر کم سن پدرخوانده‌اش را کشت!

[ad_1]

دختر ۲۸ ساله‌ای در مشهد با ضربات چاقو به پدرخوانده‌اش، او را به کشتن رساند.

به شرح وقت سحر به تعریف از همشهری آنلاین؛ در پی وقوع جنایتی هولناک در یک منزل مسکونی واقع در بولوار هاشمیه مشهد، تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی با راهنمایی ها و دستورات قاضی پزشک صفری (قاضی مخصوص کشتن عمد) شروع و مشخص شد که مرد ۴۷ ساله ای به نام محمد جواد بر دلیل‌ اصابت ۳ ضربه چاقو در حالی به کشتن رسیده است که فقط همسر و دختر خوانده او در منزل وجود داشتند.

مادر و دختر کم سن که مورد بازجویی قرار گرفته بودند، ادعا کردند که مرد مذکور با آنان درگیر شده و سپس خودکشی کرده است!

اما در ادامه بررسی ها «مهدیس» (دختر کم سن) به کشتن پدرخوانده اش اعتراف کرد و گفت: او با مادرم درگیر شده بود که من به حمایت از مادرم ضربات چاقو را بر پیکرش درون کردم.

در همین حال «میترا» (همسر مقتول) در حالی مدعی شد که دخترش نقشی در اتفاق نداشته که با کشف چاقوی استفاده شده در کشتن (آلت قتاله) شواهد موجود حاکی از اون است که اعترافات دختر ۲۸ ساله به واقعیت نزدیک تر است.

بنابراین تحقیقات توسط سروان منفرد (افسر پرونده) ادامه دارد.

[ad_2]

جنایت وحشتناکی که در پی مزاحمت پیامکی چهره داد

[ad_1]

جنایت وحشتناکی که در پی مزاحمت پیامکی رخ داد

کم سن ۲۵ ساله ای که با شلیک به خال قلب یکی از هم محل ای هایش، جنایت هولناکی را در نیمه شب رقم زده بود با اعترافات همسر صیغه ای اش در حالی دستگیر شد که فقط چند ثانیه تا خط فرضی بین دو کشور فرار از مشهد فاصله داشت

جنایت هولناک در نیمه شب

ماجرای این جنایت تکان دهنده از حدود یک هفته قبل هنگامی شروع شد که پیامکی با مضمون عاشقانه در صفحه نمایشگر گوشی تلفن دختر ۲۱ ساله ای نقش بست. دختر کم سن نگاهی به پیامک رها کرد اما توجهی به اون نکرد. با تکرار پیامک، شماره تلفن فرد مزاحم در «فهرست سیاه» قرار گرفت و «الف» اون شماره را به قول سرشناس «بلاک» کرد ولی پیامک های مزاحمت گونه از شماره تلفن های دیگر ادامه یافت.

جنایت وحشتناکی که در پی مزاحمت پیامکی رخ داد

«الف» که دیگر مستاصل مانده بود، قبل از اون که با پدر و مادرش در این باره مشاوره کند به جستجو برادر 25 ساله اش رفت که از چند ماه قبل با زن صیغه ای اش زندگی می کرد. «امیر» با  دیدن پیامک ها مقاوم برآشفت و در جست وجوی فردی برآمد که پیامک های مزاحمت گونه را برای خواهرش ارسال کرده بود. خشم و عصبانیت در چهره اش موج می زد و به هر راه ای برای پیداکردن مالک شماره تلفن متوسل می شد تا این که به نزد یکی از دوستانش رفت و شماره تلفن فرد مزاحم را در گوشی او ثبت کرد اما یکباره چشمانش از تعجب گرد شد و حیران چشم به نامی دوخت که بر صفحه گوشی تلفن دوستش آشکار شده بود. او را می شناخت!

«رضا» کم سن 35 ساله ای بود که در همان محل بولوار شاهنامه زندگی می کرد.امیر دیگر طاقت نیاورد و به طریقی با همان شماره تلفن تماس گرفت. کم سن مذکور که متوجه اشتباهش شده بود پیامی را با این مضمون ارسال کرد که «من نمی فهمیدم او خواهر شماست!» ولی «امیر» دست بردار نبود و تصمیم داشت زهر چشم وحشتناکی از جوانی بگیرد که به خیال او برای خواهرش ساختن مزاحمت کرده بود.

هر ساعتی که می گذشت بر شدت خشم و عصبانیت «امیر» اضافه می شد تا این که سرانجام اتفاق را با همسر صیغه ای اش در بین گذاشت و از سوی دیگر نیز پیامکی برای «رضا» فرستاد و با عنوان این که «می خواهم تو را ببینم!» او را به قرار شبانه در انتهای شاهنامه 43 کشاند. شرح روزنامه خراسان حاکی است: عقربه های ساعت حدود 22:30 دوازدهم مهر را علامت می داد که پراید 111 مشکی رنگ در زمین های کشاورزی محل قرار متوقف شد.

زیر روشنایی چراغ های ماشین چهره «رضا» دیده می شد که به دنبال چند بدن دیگر به صبر ایستاده بود اما یکباره «امیر» در حالی از سو شاگرد پراید پیاده شد که تفنگ بادی سرشناس به سینجر 5.5 را در دست می فشرد. دیگر حتی زمان گفت وگو هم نبود برای چی که «امیر» اسلحه را برای «زهر چشمی هولناک» از خانه اش برداشته بود. او در یک ثانیه لوله سیاه رنگ تفنگ را به سوی «رضا» هدف گرفت و شلیک کرد. گلوله ساچمه ای که از فاصله نزدیک بر جسم «رضا» نشست، او را ناباورانه چند قدم عقب تر کشید.

«امیر» که مقابل چشمان تعجب زده دوستان «رضا» حادثه وحشتناکی را رقم زده بود، بی صبر سوار بر پراید مشکی رنگ شد که همسر صیغه ای اش پشت فرمان قرار داشت و این گونه در تاریکی شب ناپدید شدند. از سو دیگر، جسم خون آلود «رضا» که هدف گلوله قرار گرفته بود بلافاصله به بیمارستان طالقانی مشهد انتقال یافت اما تلاش کادر معالجه بی استفاده بود و کم سن 35 ساله با زندگی وداع کرد.

 طولی نکشید که خبر این جنایت مسلحانه در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ردیف در دقایق اولیه صبح زود سیزدهم مهر، قاضی مخصوص کشتن عمد مشهد به دنبال گروهی مخصوص از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی عازم بیمارستان شدند. بررسی های مقدماتی بیانگر اون بود که جسم مجروح کم سن 35 ساله از انتهای بولوار شاهنامه 43 به مرکز درمانی منتقل شده است، به همین سبب گروهی تخصصی از کارآگاهان با هدایت و نظارت مستقیم سرهنگ مهدی سلطانیان (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی) در همان دقایق اولیه صبح زود به سو محل درگیری حرکت کردند و در حالی به مطالعه در این باره پرداختند که قاضی «پزشک راستگو صفری» نیز دستورات قضایی را به شکل میدانی صادر می کرد.

از سوی دیگر با لو رفتن ماجرای وجود پراید 111 مشکی رنگ در محل حادثه، بی صبر دوربین های ترافیکی زیر ذره بین تحقیقات قرار گرفت و مشخصات اون برای پلیس آشکار شد. با توجه به با ارزش و مهم بودن داستان و احتمال فرار «قاتل» به شهرهای دیگر یا خروج احتمالی وی از مرزهای سرزمین، بلافاصله گروه عملیاتی کارآگاهان به سرپرستی سروان «اسماعیل عظیمی مقدم» درون عمل شدند و علاوه بر شرح مشخصات پراید به مراکز انتظامی، به شماره تلفن مالک پراید دست یافتند و به شکل تلفنی از او خواستند به مقر انتظامی مراجعه کند. چند دقیقه سپس زن 27 ساله ای مقابل قاضی صفری ایستاد که مدعی بود همسر صیغه ای «امیر» است و نقشی در جنایت ندارد.

او گفت: من فقط از فاصله دور شاهد شلیک با تفنگ بادی بودم و سپس هم «امیر» را به باغ شخصی اش در شاهنامه 35 رساندم. همزمان با اعترافات «ن- الف» بلافاصله گروهی از کارآگاهان با دستور قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی و انقلاب راهی باغ شخصی «امیر» شدند و با رعایت نکات امنیتی باغ مذکور را به محاصره درآوردند و در تاریکی شب از در و دیوار درون محوطه شدند اما «ن- الف» دروغ گفته بود و هیچ اثری از وجود «امیر» در اون باغ نبود. دقایقی سپس زن 27 ساله (همسر صیغه ای امیر) دوباره مورد بازجویی های فنی قرار گرفت و این بار ادعا کرد او را به منزل یکی از دوستانم در منطقه جاهدشهر بردم برای چی که کسی احتمال نمی داد «امیر» به منزل دوست متاهل من رفته باشد! و …

لحظاتی سپس کارآگاهان عملیاتی پلیس در چند شاخه اطلاعاتی درون عمل شدند و به ردزنی  متهم از راه راه های اطلاعاتی نیز پرداختند برای چی که احتمال داشت همسر صیغه ای متهم فراری پلیس را به مناطق گوناگون بکشاند تا همسر وی بتواند از شهر خارج شود اما در حالی که ردزنی ها به نتیجه نرسیده بود، گروه عملیاتی کارآگاهان درون منطقه جاهدشهر شدند و با هدایت های سرهنگ نجفی (رئیس دایره کشتن عمد) در حالی «امیر» را در منزل دوست همسرش دستگیر کردند که همه چمدان ها و لوازم دیگر را در صندوق عقب پراید گذاشته بود و تصمیم داشت ماشین را از منزل مذکور خارج کند و به شهر دیگری برود.

با انتقال دو متهم به پلیس آگاهی، تحقیقات تخصصی از آنان زیر نظر سرهنگ نجفی (رئیس دایره کشتن عمد) در حالی شروع شد که اظهارات خواهر متهم به کشتن و برخی از شهود نیز به ثبت رسید. ادامه شرح روزنامه خراسان حاکی است: در حالی که عقربه های ساعت حدود 6 صبح زود سیزدهم مهرماه را علامت می داد «امیر» (کم سن 25 ساله) با دستور قاضی پزشک صفری روانه بازداشتگاه شد و تحقیقات پلیس برای کشف زوایای پنهان این پرونده جنایی همزمان با بازجویی های فنی توسط سروان عظیمی مقدم (افسر پرونده) از «ن- الف» ادامه یافت.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه خراسان

[ad_2]