حال که تاریخ زیادی تا انتشار یکی از عظیمترین و مهمترین بازیهای سال ۲۰۲۲ باقی نمانده، توسعه دهندگان تلاش کردند کاربران را بیش از نزد تشنه کنند. تیمهای اکتیویژن و اینفینیتی درون روز قبل از جوایز قسمت داستانی Call of Duty Modern Warfare 2 رونمایی کردند.
تاریخ زیادی تا انتشار بازی Call of Duty Modern Warfare 2 باقی نمانده است و همانطور که اکتیویژن (Activision) اعلام کرد، قسمت داستانی این بازی در حدود یک هفته نزد از نسخه کامل بازی و در تاریخ ۲۰ اکتبر، برابر با ۲۸ مهر ماه به انتشار خواهد رسید. روز قبل اکتیویژن از جوایز قسمت داستانی Call of Duty Modern Warfare 2 رونمایی کرد که شما قادر به استفاده از اونها در قسمت آنلاین بازی خواهید بود و باید بگوییم این جوایز دست گیر و خوب بوده و بدون شک افراد زیادی را به تجربه این قسمت مهم از بازی ترغیب و دعوت میکند.
طبق پست انتشار یافته در بلاگ سری بازی کالاف دیوتی، قسمت داستانی Call of Duty Modern Warfare 2 در شکل تکمیل شدن، به شما ۱۷ جایزه متفاوت را هدیه میدهد. این جوایز شامل برخی اپراتورها، لوگوها، کالینگ کاردها، سلاح و همچنین بوسترهای سطح کاربر میشوند.
اپراتورهایی که به شما هدیه داده میشوند، اپراتور هاچ (Hutch)، چوی (Chuy)، ریس (Reyes) و نوا (Nova) خواهند بود. واجب به ذکر است که سلاح وابستگی گرفته به شما، سلاح ام ۴ (M4) یکی از محبوبترین شخصیتهای سری مدرن وارفر یعنی کاپیتان پرایس (Captain Price) خواهد بود.
واجب به ذکر است که در پست انتشار یافته، مشخص نشده که این جوایز تنها از قسمت داستانی بازی قابل دسترسی بوده یا در آینده میتوان اونها را در قسمت آنلاین بازی یا از راه ریزتراکنش و خرید، بازگشایی کرد. البته باید نشانه داشت که در کنار اطلاعات مربوط به جوایز قسمت داستانی Call of Duty Modern Warfare 2، به صراحت اعلام شده که این جوایز مربوط به قسمت داستانی هستند، با این حال ممکن است اکتیویژن بلیزارد در آینده تصمیمی متفاوت گرفته و اونها را برای بازگشایی از راه مبارزات قسمت آنلاین بازی نیز ارائه دهد.
رسانه سرشناس بلومبرگ معتقد است که استودیو اینفینیتی درون در حال آماده روی ساخت بسته الحاقی داستانی بازی Call of Duty Modern Warfare 2 کوشش میکند.
تاریخ چندان زیادی به عرضه بازی جدید سری کال آو دیوتی تحت عنوان مدرن وارفر ۲ باقی نمانده و بسیاری از هواداران برای تجربه این عنوان روزشماری میکنند. یکی از مهمترین تفاوتهای این دلیل با عناوین قبلی فرنچایز، چرخه عمر اون است؛ به طوری که شرکت اکتیویژن بلیزارد برخلاف سنت همیشگی خود، این بار تصمیم عرضه نسخه جدیدی از کال آو دیوتی در سال ۲۰۲۳ میلادی را ندارد و در عوض، از محصول خود به زمان دو سال پشتیبانی میکند.
در همین راستا، آقای جیسون شرایر، ژورنالیست رسانه سرشناس بلومبرگ، چندی نزد گزارشی خاطرنشان کرد که استودیوی اینفینیتی درون در حال آماده روی توسعه یک بسته الحاقی برای بازی مشغول به کار است. او مدعی است که بسته پریمیوم بازی در سال ۲۰۲۳ میلادی منتشر میشود که در کنار یک سری آیتمها و اسلحههای جدید، شامل محتوای جدیدی داستانی نیز خواهد بود. ظاهرا این بسته رایگان نیست و کاربران برای دریافت اون باید پول جداگانه پرداخت کنند.
اظهارات اخیر جیسون شرایر با گفتههای یکی از اینسایدرهای معروف سری کال آو دیوتی به نام The Ghost of Hope کاملا مطابقت دارد. این فعال حوزه ویدیو گیم نیز مدتی نزد اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۳ میلادی محتوای داستانی و نقشههای جدیدی در قطعه بسته الحاقی پولی برای بازی منتشر خواهد شد.
دقت داشته باشید که شرکت اکتیویژن بلیزارد هنوز واکنشی از خود در قبال این ادعاها علامت نداده و هیچ کدام یک از منابع رسمی نیز سلامت هر یک از این شرحها را تایید یا تکذیب نکرده است. بنابراین، تا به این ثانیه نمیتوان با قاطعیت در خصوص ساخت بسته الحاقی داستانی بازی Call of Duty Modern Warfare 2 اظهار نظر کرد و طبق روال همیشه، باید چشم به راه ارائه خبرهای موثق از سوی تیم سازنده یا شرکت ناشر بمانیم.
با این وجود، ناگفته نماند که بیشتر شرحهای قبلی آقای جیسون شرایر به واقعیت پی در پیاند و چه بسا بدیهی است که شرکت اکتیویژن بلیزارد برای اینکه بتواند حقوق خود در سال آتی را نگه داری کند، باید محتوای جدیدی را برای قسمت کمپین و حتی قسمت مولتی پلیر بازی عرضه کند. از طرفی، منطقی است که این بستهها به طور جداگانه به فروش برسند.
در این مطلب دوست داریم زندگینامههایی را به شما معرفی کنیم که هم جذاب و پرکشش نوشته شدهاند و هم درباره آدمهایی است که سرشان به تنشان میارزد و زندگیشان تاریخ را به قبل و سپس خودشان تقسیم کرده است
1606
مقالات ادبی
1401/07/19
جذاب ترین کتاب هاب زندگی نامه افراد معروف
میل به کنجکاوی درباره زندگی خصوصی مشاهیر حس بیگانهای نیست. اگر اینطور بود، این همه تیتر زرد درباره پنهانیترین زوایای زندگی هنرپیشهها و فوتبالیستها در فضای غیر واقعی از کجا آب میخورد؟! البته که این کنجکاوی کار سطحپایینی است، اما چه جای انکار! ما همیشه دوست داریم از کار مشاهیر سر دربیاوریم و بفهمیم چه میخورند، لباس و کفششان را از کجا میخرند، ماشینشان چیست یا کدام رستوران را دوست دارند. به مهربانی اینستاگرام، تقریبا همه ما روزانه چه بخواهیم و چه نخواهیم، با بخشی از این اخبار زرد روبهرو هستیم.
احتمالا با همه ژست و تظاهر به بیتفاوتی، ما هم گاهی این پست و استوریها را دیدهایم و درگیر بیبا ارزش و مهم بودنترین جزئیات زندگی این آدمها شدهایم. اما آیا این کنجکاوی چیز بدی است؟ آیا وابسته به تاریخ آماده و عصر دیجیتال است؟ طبیعتا نه! این کنجکاوی اگر در راه درستش قرار بگیرد، اگر با سؤالها و منشأ درستی شروع شود و درباره آدمحسابیها باشد، البته که چیز خوب و مفیدی خواهد بود. همین کنجکاوی دلیل شده است زندگینامهها نوشته شوند؛ زندگینامههای افرادی که زندگیشان ارزش این را داشته است که نویسندههای پژوهشگر و کاردرست وقتشان را بگذارند و شرح زندگی اونها را با جزئیات بنویسند. افرادی که ارزش اون را دارند که کاغذها سرگذشت اونها را در خود ثبت کنند. در این مطلب دوست داریم زندگینامههایی را به شما معرفی کنیم که هم جذاب و پرکشش نوشته شدهاند و هم درباره آدمهایی است که سرشان به تنشان میارزد و زندگیشان تاریخ را به قبل و سپس خودشان تقسیم کرده است.
شور زندگی؛ قصـه یک جنون: زندگی نامه ونگوگ رنگزن هلندی
شرح زندگی رنگزن هلندی، ونسان ونگوگ. نقاشی که بعید است کارهای او را ندیده باشید، اما احتمالا نمیدانید که او هیچوقت در تاریخ زندگیاش معروف، محبوب و ثروتمند نبود، اگرچه تابلوهای او همیشه از گرانترین آثار هنری دنیا هستند. کتاب «شور زندگی» به قلم ایروینگ استون، نویسندهای که قلم توانایی در بهتصویرکشیدن زندگی مشاهیر دارد، قصـه این شوریدگی است. شما درواقع یک قصـه میخوانید، نه یک زندگینامه پر از جزئیات کسلکننده. قصـه درباره ونسان کم سن از ۲۱ سالگی تا ۳۷ سالگی، یعنی تاریخ مرگش، نوشته شده است. «شور زندگی» مبتنی بر حقایق زندگی ونگوگ است که با تکیه بر منابعی که از او موجود بوده، بهخصوص نامههایش به برادرش «تئو» نوشته شده است. زندگی پر از درد، ناامیدی، فقر و جنون هنر! قصـه پسری که خود را از سادهترین خوشیهای زندگی محروم کرد تا واقعیت را خوب تر درک کند. کتاب «شور زندگی» کتاب غمانگیزی است، اما خوب توانسته دنیا شگفت آور آرتیست را به عکس بکشد.
بخشی از کتاب:
«آرزوی نیل به موفقیت دیگر از وجود ونسان رخت بربسته بود. او نقاشی میکرد. زیرا مجبور بود نقاشی کند، زیرا این کار او را از عذاب روحی نجات میداد، زیرا نقاشی افکار او را متفرق میساخت. او قادر بود بدون همسر، خانه و فرزند زندگی بگذراند، قادر بود بدون عشق، دوستی و سلامتی سر کند، قادر بود بدون سرپناه، آسایش و غذا سر کند، حتی قادر بود بدون پروردگار نیز سر کند. اما نمیتوانست بدون آنچه که عظیمتر از خود او بود، آنچه تمام زندگیاش بود، سر کند؛ و اون قدرت و توانایی خلقکردن بود.»
زیادتر بفهمید : نامههای ون گوگ، نقشه حیرت آور دنیای درون او را آشکار میسازد
قصـه شورانگیز «شور ذهن»: زندگی نامه زیگموند فروید
درباره زیگموند فروید چه میدانید؟ هرچه هست، احتمالا فقط از نظریات معروف او مطلع هستید و میدانید او پدر علم جاریکاوی است و نظراتش تا سالها مخالفتهای زیادی را برانگیخته و البته لعن و نفرینهای بسیاری را به سوی فروید روانه کرده است. بعید میدانم درباره زندگی این دانشمند همزمان که نظریهاش علم جاریشناسی را متحول کرد، چیزی بفهمید.
هیچکس مخالف این داستان نیست که برای فهمیدن صحیح و عمیق هر مسئله، نظریه یا اتفاقی، باید بستری را که مسئله در اون چهره داده است، بررسی کنیم تا بتوانیم درک بهتری از اون داشته باشیم. کتاب «شور ذهن» کمک میکند که نظریه فروید را با توجه به بستر اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و حتی مذهبی درک کنید. کتاب متنی جاری و جذاب دارد و شما دنبال فروید میشوید تا بفهمید چه حادثههایی زندگی فردی و اجتماعی و علمی او را ساخته است.
بخشی از کتاب:
«اوندو با قدمهای پایدار و چهرههای بشاش از کورهراه بالا میرفتند. گرچه شقایقهای نعمانی با برگ گلهای ابریشمین سپس از مهمانی پاک، پژمرده شدهبودند؛ اما دشت هنوز گلباران نسرین و پامچال بود. او مرد بلندبالایی نبود. قدش یکمتر و هفتاد میشد. با این حال، خود را کاملا متناسب با دختری میدید که باوقار کنارش راه میرفت. مارتا برنایس را که چانه و بینی و ابروان معقولی داشت، دزدانه نگاه کرد. نمیتوانست موقعیتی را که آماده آمدهبود، اعتقاد کند. او فقط ۲۶ سال داشت و مقاوم مشغول تحقیق فیزیولوژی در انستیتوی پروفسور بروکه بود. …»
زیادتر بفهمید : برای چی ‘زیگموند فروید’ متهم به دید جنسیتی شد؟ +بیوگرافی
زیستن در استبداد و «هیاهوی تاریخ»: زندگی دمیتری شاستاکویچ آهنگساز
برای دارم زمانی این کتاب را میخواندم، از نبوغ جولین بارنز، نویسنده این دلیل، در حیرت شدم. او با اینکه فاصله زمانی و مکانی و فرهنگی بسیاری با سوژه خود دارد، توانسته است فراوان دقیق و اثرگذار ذهن یک آرتیست روس را روایت کند. رمان زندگینامه «هیاهوی تاریخ» قصـه زندگی آهنگساز و موزیسین اهل شوروی، دمیتری شاستاکویچ، است. مردی که در دوره پرالتهاب روسیه استالینی زندگی کرد؛ در عصر وحشت و استبداد.
شما در روایت بارنز از زندگی دیمیتری، هم این آهنگساز عظیم را خواهید شناخت، هم درباره شوروی حقایق ارزشمندی را خواهید فهمید و هم از سرگذشت یکسان هنر در عصر استبداد حقایق تکاندهنده و دردآوری را درک خواهید کرد. دنبال خوانش دلیل تلاش کنید به موسیقیهایی که آقای شاستاکویچ خلق کرده و بارنز در متن دلیل به اون نشانه کرده است، گوش دهید. این نوع از زندگینامهنویسی یکی از خلاقانهترین و پرکششترین انواع نوشتن است که جولین بارنز توانایی بینظیری در اون دارد.
بخشی از کتاب:
«بچه که بود، از مردهها میترسید. میترسید از گورهایشان برخیزند، او را بگیرند و کشانکشان با خود به قلب خاک سرد سیاه ببرند و چشمها و دهانش از خاک پر شود. این خوف کمکم از بین رفت. زیرا مشخص شد دستهای زندگان ترسناکتر است.»
وقت سرککشیدن به زندگی یک نویسنده است. البته مدل نوشتاری این کتاب با کتابهایی که نزد از این معرفی کردیم، اختلاف میکند. «سخن بزن خاطره» خودزندگینامه ولادیمیر نابوکوف (ناباکوف)، نویسنده، شاعر، منتقد و مترجم اهل روسیه است؛ نویسندهای با زندگی پرفرازونشیب به لحاظ اجتماعی و سیاسی. بعید است رمان معروف او «لولیتا» را نشناسید. سپس از موفقیت بینظیر همین رمان، نابوکوف تصمیم گرفت تدریس را کنار بگذارد و خود را تماموقت وقف نوشتن کند. «سخن بزن خاطره» خاطرات ویلادیمیر نابوکوف از سنپترزبورگ تا تا سننزر را از اوت۱۹۰۳ تا مه۱۹۴۰ در بر میگیرد. کسانی که عشق نویسندهشدن دارند، خواندن این زندگینامه را از دست ندهند.
بخشی از کتاب:
«کهنه و جدید، حس آزادی و دربندبودن، فقر کشنده و ثروت بادآورده به گونهای تعجبآور با تاروپود اون دهه نا آشنا اول قرن ما آمیخته بود. چندینبار در طول تابستان نزد میآمد که الکسی سرپیشخدمت، با چهرهای درهم، بین ناهار در طبقه همکف عمارت ویرامان، در یک اتاق غذاخوری پرپنجره روشن چوب گردوپوش، نزد گوش پدر خم شود تا با صدایی آرام (فراوان آرام، مخصوصا اگر مهمانی هم داشتیم) به اطلاعش برساند گروهی از اهالی دهکده میخواهند بارین را خارج ببینند.»
زیادتر بفهمید : حشرهشناسی که نویسنده شد!
زیادتر بفهمید : زندگی نامه پرفسور حسابی در “مرد نخستین” + عکس
زیادتر بفهمید : قصـه منحصر بفرد زندگی زن سیاستمدار در کاخ سفید
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ seemorgh.com/culture منبع: shahraranews.ir
پسرك در حالی كه هنوز ژاكت زبر و خشنی را كه در قطعه سینه سوراخ و پاره شده بود، بر بدن داشت به پشت خوابانیده شده بود. گویی كه در خواب است، اما همه جای بدنش خون آلود بود. بر روی پیراهنش كه…
19087
قصـه ادبی
1401/07/11
بیوه پائلو ساورینی و پسرش، آنتوان، به تنهایی در خانه كوچك و محقری بر روی تپههای بونی فاسیو زندگی میكردند. شهر كه در یكی از دامنههای كوهستانی و در نقطهای كاملاً مشرف به دریا ساخته شده بود، به سرتاسر تنگههای پوشیده از سنگ، و به کنار دریا پست ساردینی اشراف داشت. بریدگی عظیم موجود در پرتگاهِ سو مقابل، كه به نام بندر مورد استفاده قرار میگرفت، مانند دالان بزرگی بود كه همچون كمبربندی شهر را كاملاً دربرگرفته بود.
در پایین این كانال طویل، تا محل استقرار اولین خانهها، قایقهای كوچك ایتالیایی و ساردینیایی، و هر دو هفته یك بار، یك كشتی بادبانی بخاری کهنه كه از آژكسیو میآمد، در تردد بودند. گروه خانهها در دامنه سفید كوهستان قطعه سفید بدیع و نگاه دقیق كنندهای را به وجود آورده بود. خانههایی كه در مجاورت صخرهها، و در مقابل تنگههای بیروح و مرگ آوری كه كشتیها به ندرت جرئت عبور از آنها را پیدا میكنند، قرار داشتند، به لانة پرندگان شكاری شباهت داشتند. دریا و کنار دریاِ خشك و برهنه كه تنها لباسِ تُنك و اندكی از سبزه را بر خود داشت از وزش مكرر بادی كه در سرتاسر تنگه باریك جریان مییافت و كنارهها و سواحل دو سو را تخریب میكرد، به ستوه آمده بودند. از همه سو نوك سیاه صخرههای بیشماری سر از آب خارج آورده بود، كه ردی از كف سفید در دور و بر آنها جاری بود؛ كفی كه به سان ذرات و ریزههای كتان شناور برگرده امواج، از سویی به سویی دیگر در حركت بود.
خانة بیوه ساورینی در لبه این پرتگاه ساخته شده بود، و سه پنجره اون بر روی این منظره وحشی و ترسناك دوباره میشد. او و پسرش آنتوان، به دنبال سگشان، سمیلانته ـ جاندار عظیم و لاغری از گونة سگهای گله، با موهای زبر و بلند كه پسرك وقت شكار او را با خود میبرد ـ در آنجا زندگی میكردند.
یك روز آنتوان در دعوایی با مردی بهنام نیكولاس راولاتی، به نامردی با ضربههای چاقو، از پای حقوق و راولاتی همان شب به ساردینیا فرار کرد. پیرزن با دیدن جسد پسرش كه رهگذران اون را به خانه آورده بودند، هیچ اشكی نریخت. اما زمان زمانی طولانی در سكوت به پیكر بیجان او نگاه دقیق شد. پس از اون دستهای چروكیدهاش را روی جسد گذاشت، و به او قول داد كه انتقامش را بگیرد. او به هیچكس اجازه نداد تا در كنارش باقی بماند و خود را با پیكر بیجان پسرك در خانه بازداشت كرد. سمیلانته، سگ خانواده كه در كنار زن باقی مانده بود در پایین پای صاحبش ایستاده بود و در حالی كه سرش را به سو جسد بلند كرده و دمش را بین پاهایش قرار داده بود، زوزه میكشید. هر دو بیحركت نشسته بودند؛ هم سگ و هم مادر كه حالا بر روی جسد خم شده بود و نگاه دقیق نگاه دقیق به اون مینگاه کرد، و در سكوت فراوان زیاد اشك میریخت. پسرك در حالی كه هنوز ژاكت زبر و خشنی را كه در قطعه سینه سوراخ و پاره شده بود، بر بدن داشت به پشت خوابانیده شده بود. گویی كه در خواب است، اما همه جای بدنش خون آلود بود. بر روی پیراهنش كه برای علامت دادن و بازگذاشتن روی زخمها دوباره کرد شده بود، و بر روی جلیقه، شلوار، دستها، شکل و موهای سر و ریش او لختههای خون دیده میشد. مادر پیر شروع كرد به صحبت كردن با پسرش و سگ با شنیدن لحن صدای پیرزن زوزههایش را متوقف كرد.
«نترس پسرم، ابداً نترس. انتقام تو میگیرم، كوچولوی مادر! پسرك درمانده من، آروم آروم بخواب! به تو قول میدم كه انتقام تو بگیرم . مادرت به تو قول میده و تو میدونی كه هیچ وقت زیر قولش نمیزنه.» پس از اون پیرزن به آهستگی خم شد و لبهای سردش را بر لبهای بیجان پسرك فشرد.
سمیلانته با نالة یكنواخت بلند و كشیدهای زوزه كشید؛ زوزهای قلب اذیت و وهم آور، و هردو، هم زن و هم سگ، تا سحر به همین شکل باقی ماندند. روز سپس آنتوان ساردینی به خاك سپرده شد، و فراوان زود اسم او یاد بردن شد و از سر زبانها افتاد. او نه برادری داشت و نه هیچ خویشاوندِ مذكر نزدیكی. هیچ مردی توی فامیل نبود كه بتواند تقاص او را بگیرد. تنها مادرش بود؛ مادر پیری كه فراوان زیاد در فکر انجام چنین كاری بود. هر روز از سحر تا شب در سر تا سر تنگه و بر روی کنار دریا، پیرزن تنها یك لكه سفید را میدید. این لكه سفید دهكده لانگاساردوی ساردینیا، پناهگاه راهزنان اهل كرس، بود كه زمانی كه شكار برایشان فراوان مقاوم میشد، در آنجا پناه میگرفتند. آنها كه تقریباً كل فراوانی دهكده را تشكیل میدادند، با آشنایی كاملی كه با سواحل بومی منطقه داشتند چشم به راه فرصتی میماندند تا به خانه بازگردند، و مجدد به ارتش پنهانشان بپیوندند. پیرزن میفهمید كه نیكولاس در اون روستا پناه گرفته است. او تمام روز را در كنار پنجرة خانهاش مینشست و به انتقام میاندیشید. اما چه كاری از او بر میآمد؟ او پیرزنی ناتوان و ناتوان بود كه پیمانه عمرش در حال پر شدن بود و كسی هم نبود كه او را کمک دهد. با این حال او قول داده بود. او مقابل پیكر بیجان پسرش سوگند خورده بود و نمیتوانست زیر قولش بزند و یاد بردن كند. جرئت و زمان تأخیر هم نداشت. چه كار باید میكرد؟
شبها نمیتوانست بخوابد. ذهنش پی در پی مشغول بود و ثانیهای استراحت و راحتی نداشت. سمیلانته جلوی پای او میخوابید، و گاه گاهی سرش را بلند میكرد و زوزهای كر كننده سر میداد. این كاری بود كه از تاریخ گم شدن صاحبش برای او به شکل انس درآمده بود. همانند اینكه او را صدا میزد. به نظر میرسید او را هم آسودگی ناپذیر بود. و روح سگی او یاد و خاطرهای یاد بردن ناشیدنی را نگه داری میكرد. یك شب زمانی كه سمیلانته زوزههایش را از سرگرفت، فکرای وحشیانه، سبعانه و انتقام جویانه در ذهن پیرزن شكل گرفت. او تا سحر در این مورد فكر كرد. سپیده دم بلند شد و به كلیسا رفت. خودش را روی سنگفرش كف كلیسا رها کرد و با خضوع و خشوع در پیشگاه پروردگار استدعا كرد تا او را کمک دهد و به جسم پیر و از كار افتادهاش نیرویی را كه برای گرفتن انتقام پسرش نیاز داشت عطا كند. سپس به خانه بازگشت. در درون حیاط خانه آنها بشكهای بود كه در زمین فرو رفته بود و آبهای باران پشت بلندی را جمع آوری میكرد. پیرزن بشكه را برگرداند، و اون را با چوب و سنگ بر روی زمین پابرجا كرد. پس از اون سگ را به لانهاش زنجیر كرد و به درون خانه رفت.
او در حالی كه به کنار دریا ساردینیا چشم دوخته بود، با ناراحتی در طول اطاق شروع كرد به قدم زدن. نیكولاس، قاتل پسرش، آنجا بود. سگ تمام روز و شب را زوزه كشید. سحر روز دوم پیرزن ظرف آبی را برای او آورد، اما از غذا خبری نبود؛ نه سوپی در كار بود و نه نانی. یك روز دیگر هم گذشت. سمیلانته از خستگی به خواب رفته بود.
سحر روز سپس چشمان او برق میزد. موهای بدنش سیخ شده بود و دیوانه وار زنجیرش را میكشید و تقلا میكرد. پیرزن دوباره هم چیزی به او نداد. سگ كه از گرسنگی دیوانه شده بود، با صدای خرخر مانندی، پارس میكرد.
فردای اون روز پیرزن نزد یكی از همسایگانش رفت و از درخواست دو دسته كاه كرد. سپس چند تكه از لباسهای كهنه شوهرش را برداشت و آنها را با كاه و پوشال پر كرد تا هیئت یك انسان را علامت بدهد، و از تكه پارچههای كهنه هم برای اون سری صحیح كرد. و سپس در مقابل لانه سیملانته چوبی را توی زمین محكم كرد و آدمك را در حالتی كه سر اون به سو بالا بود، به اون بست.
سگ با تعجب به آدمك پوشالی چشم دوخت. با آنكه گرسنه بود زوزهاش را قطع كرد. سپس پیرزن به یك قصابی رفت و تكه بزرگی سوسیس خرید. پس از آنكه به خانه برگشت، در درون حیاط و در نزدیكی لانه سگ با چوب آتشی بر پا كرد و شروع به كباب كردن سوسیس كرد. سمیلانته در حالی كه دهانش كف كرده بود و نگاهش بر روی سیخهای آهنی و بوی دیوانه كنندة گوشت پابرجا شده بود، با عصبانیت بالا و پایین میجهید. پیرزن سوسیسهای كباب شده را برداشت و آنها را همچون كراوات به دور گردن آدمك پیچید و با نخ چنان محكم بست، كه گویی تصمیم دارد اون را در گردن آدمك فرو كند. پس از آنكه از این كار راحت شد، زنجیر سگ را دوباره كرد. سگ گرسنه با یك خیز وحشیانه به گردن آدمك آویخت. پنجههایش را بر روی شانههای او قرار داد و شروع به پاره كردن گلوی او كرد. او در حالی كه تكهای از شکار در بین آروارههایش بود، پایین جهید. اما مجدد بر روی آدمك جهید. بر اون پنجه كشید و با دندانهای تیزش اون را جر داد. سپس در حالی كه تكهای از غذا را كنده بود، با خشمی مجدد بر روی اون جهید، و با درندهخویی، تمام شکل آدمك را جر داد و گردنش را تكه تكه كرد.
پیرزن ساكت و بیحركت با چشمانی برافروخته ناظر این منظره بود. پس از اون او مجدداً سگ را زنجیر كرد و دو روز دیگر او را گرسنه نگه داشت و مجدد این نمایش شگفت آور را اجرا كرد. او به زمان سه ماه سگ را به این شیوة حمله و پاره كردن غذا با دندانهایش انس داد. حالا دیگر حیوان را در زنجیر نگه نمیداشت، یك نشانه از سو او كافی بود تا سگ بر روی گردن آدمك بپرد.
حیوان یادگرفته بود گلوی آدمك را پاره پاره كند، حتی زمانی غذایی بر روی اون وجود نداشت. سپس از این عمل او همیشه سوسیسهایی را كه پیرزن برایش كباب كرده بود، دریافت میكرد.
سمیلانته به محض دیدن آدمك از شور میلرزید و به صاحبش دید میكرد تا انگشتش را بلند كند و با صدایی تیز داد بزند: «اونو پاره كن!» سحر یك روز یكشنبه، زمانی كه بیوه ساورینی فكر كرد كه تاریخ عمل فرا رسیده، با حالتی وجد آمیز و از خود بیخود شده، برای اعتراف و عبادت به كلیسا رفت. سپس خودش را به شکل پیرمرد گدای ژنده پوشی درآورد و با ماهیگیری از اهالی ساردینیا خواست كه او و سگش را به کنار دریا مقابل ببرد.
پیرزن تكه سوسیس بزرگی را كه در پارچهای پیچیده شده بود، با خود حمل میكرد. سمیلانته دو روز گرسنه نگه داشته شده بود. اكنون صاحبش به او اجازه میداد بوی خوش غذا را حس كند و همچنان در شور باقی بماند.
هر دو درون دهكده لانگاساردی شدند. پیرزن لنگ لنگان به نزد نانوای محل رفت و از وی جستجو منزل نیكولاس راولاتی را گرفت. نیكولاس مجدد شغل قبلیاش را كه نجاری بود، پیشه كرده بود و در عقب مغازهاش به تنهایی كار میكرد.
پیرزن در مغازه او را دوباره كرد، و داد زد: «نیكولاس نیكولاس!»
مرد سر برگرداند و زن داد زد:«اونو پاره كن. گردنش را پاره كن!»
سگ دیوانه وار بر روی گردن او جهید. نیكولاس دستهایش را به طور ناگهانی دوباره كرد و با جاندار گلاویز شد و باهم روی زمین غلطیدند. مرد در حالی كه پاهایش را بر زمین میكوبید، چند ثانیهای مبارزه و تقلا كرد و سپس در حالی كه سمیلانته گلویش را جر داده بود و تكه تكه كرده بود، از پای حقوق و بر روی زمین بیحركت ماند.
همسایگانی كه جلوی خانههایشان نشسته بودند، به یاد میآوردند كه پیرمرد گدایی را دنبال با سگی لاغر و سیاه كه به دنبال او حركت میكرد، دیدهاند كه از خانه نیكولاس راولاتی خارج آمدهاند، و سگ همانطور كه در پشت سر او در حركت بود، چیزهای قهوهای رنگی را كه صاحبش به او میداد میخورد.
قبل از آنكه آفتاب افول كند، پیرزن به خانهاش رسید. او اون شب را به خوبی خوابید.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ seemorgh.com/culture منبع: iricap.com
در حال آماده هیچ منبع خبری رسمی از جمله استودیو مارول یا دیزنی پلاس، ساخت دوره دوم سریال میس مارول را تایید نکردهاند، اما چنان که به نظر میرسد، ظاهرا شرح رسیده از برنامههایی است که این شبکه استریم برای آینده سریالها و فیلمهای خود دارد. با این وجود، این برنامه هر ثانیه ممکن است که تغییر کند و هیچ چیز اون صد درصد نخواهد بود؛ طوری که ممکن است استودیو مارول نام پروژه را عوض کرده یا به کلی اون را حذف کند!
با این وجود کاملا مشخص است که میس مارول در آینده دنیای سینمایی مارول نیاز به یک سریال دیگر یا حداقل فیلمی مستقل خواهد داشت؛ بخصوص اینکه او جدید با قدرتهای خود دوست شده و پس از اکران فیلم The Marvels قرار است تا شاهد پیشرفت شخصیت او در قطعه یک ابرقهرمان باشیم. این در حالی است که مشخص نشده آیا پس از این فیلم، کاپیتان مارول (Captain Marvel) رتبه خود را به او خواهد سپرد و کنار خواهد رفت؟ یا اینکه روایت هر سه شخصیت ابرقهرمان تیم The Marvels ادامه پیدا خواهد کرد؟
همچنین جذاب است بفهمید که پس از قصـه این فیلم که دلیل میشود تا ظاهرا میس مارول یک ماجراجویی شگفت آور و نا آشنا را در فضا داشته باشد، احتمال دارد که ما یک فیلم مستقل با عنوان Ms. Marvel را در فاز ششم دنیای سنیمایی مارول داشته باشیم. همچنین در نظر داشته باشید که در قصـههای کمیک بوکی میس مارول با اسپایدرمن ارتباط نزدیکی دارد و استودیو مارول هم میتواند به خوبی از اون در فازهای آینده MCU استفاده کند.
ماجراجویی بعدی میس مارول در فیلم The Marvels در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۲ (۲۸ جولای ۲۰۲۳) روی پرده سینما به نمایش گذاشته خواهد شد.
با وجود بزرگی فاز سوم دنیای سینمایی مارول، بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول نیز فراوان زیادتر از دیگر فازهای MCU هستند.
فاز سوم دنیای سینمایی مارول، شماره رتبه بندی تمام فاز های دنیای سینمایی مارولاول است. بدون شک یکی از دلایل این رتبه، پیچشهای داستانی و به طور کلی فیلمنامههایی است که فراوان رشد کردهاند.
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول
از نابودی آزگاد تا بشکن تانوس
شما میتوانید فهرست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول
در این فاز راه تمام شخصیتها و قصـهها به یک آخر عظیم و حماسی ختم شدند. پایانی که رسماً کتاب اول دنیای سینمایی مارول را به آخر رساند. الآن تصمیم داریم تا به رتبه بندی بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز سوم دنیای سینمایی مارول در این 11 فیلم بپردازیم. پس تا انتهای این نوشتار با جونی دنبال باشید.
نگهبانان کهکشان 2 – ایگو شرور است (Guardians Of The Galaxy Vol. 2)
هویت واقعی ایگو در فیلم نگهبانان کهکشان 2 آشکار میشود
از همان اولین ثانیهای که پدر بیولوژیکی پیتر کوئیل در فیلم نگهبانان کهکشان 2 ظاهر میشود، تقریباً همه میدانند که او یک شخصیت شرور خواهد بود. با این حال، همچنان مشاهده انبوهی از اسکلت اجساد فرزندان ایگو فراوان شوکه کننده بود.
گامورا در همان برخورد اول با ایگو، گفت که اگر او شرور باشد، میکشیمش. قصـه به صورتی نزد میرود که اگر مشخص میشد ایگو شرور نیست مخاطبان شوکه میشدند. به همین سبب فیلم نگهبانان کهکشان 2 در پایینترین رتبه لیست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز سوم مارول قرار میگیرد.
زیادتر بخوانید:
ثور: رگناروک – نابودی آزگارد (Thor: Ragnarok)
سورتور در فیلم ثور: رگناروک آزگارد را نابود میکند
ثور بیشتر شخصیت فراوان قدرتمندی است که راهی برای پیروزی در هر جنگ مییابد. اما زمانی که هلا در فیلم رگناروک به اوج قدرت خود در آرگارد رسید، ثور به این نتیجه رسید که با تنها با نابودی آزگارد میتواند هلا را شکست دهد.
با وجود اینکه اکثر ساکنین آزگارد با استفاده از سفینه فضایی فرار میکنند، اما ثور سورتور را آزاد میکند تا مکان فیزیکی آزگارد را به کلی نابود کند. این فیلم با یک شوخی بیمارگونه آخر مییابد که کورگ میگوید هنوز پایههای آزگارد مناسب برای شروعی مجدد مهیا است اما همان ثانیه آزگاد به کلی نابود میشود.
زیادتر بخوانید:
کاپیتان مارول – تمام اسکرولها بد نیستند (Captain Marvel)
تالوس درحال نوشیدن نوشابه در فیلم کاپیتان مارول, بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول
اسکرولها در کمیکهای مارول نژاد شروری هستند و این چیزی است که تا نیمههای فیلم کاپیتان مارول نیز تایید میشود. نیروهای کری به کارول دنورز میگویند که اسکرولها سرکوبگرند و تمام اونها باید نابود شوند. اما در نهایت مشخص میشود که ظالم واقعی قصـه، کریها هستند.
طبیعتاً اسکرولهای بد زیادی وجود دارند. اما بسیاری از اونها نظیر تالوس و خانوادهاش تنها کسانی هستند که به دنبال یک سرپناه میگردند.
زیادتر بخوانید:
مرد مورچهای و واسپ – اسکات در قلمرو کوانتومی گیر میافتد (Ant-Man And The Wasp)
اسکات لنگ در فیلم مرد مورچهای و واسپ در قلمرو کوانتومی گیر میافتد
به طور کلی مرد مورچهای و واسپ یکی از روشنترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول است. این فیلم پس از نسل کشی عظیم فیلم جنگ ابدیت، حال و هوای مخاطبان را جدید میکند اما آخر فراوان تاریکش یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 دنیای سینمایی مارول را رقم میزند.
هنک، هوپ و دیگر اعضای تیم، اسکات را به قلمرو کوانتومی میفرستند اما زمانی که اسکات میخواهد او را خارج بیاورند، متوجه میشویم که تمام اونها با بشکن تانوس ناپدید شدهاند.
زیادتر بخوانید:
مرد عنکبوتی: دور از خانه – میستریو شرور است (Spider-Man: Far From Home)
میستریو هویت واقعی خود را در فیلم مرد عنکبوتی: دور از خانه آشکار میکند
پیچش داستانی فیلم مرد عنکبوتی: دور از خانه شباهت فراوان زیادی به فیلم نگهبانان کهکشان 2 داشت. با این حال، این پیچش کمی جذابتر بود و کوئینتین بک نیز احتیاجی به ارتباط پدر و پسری برای فریب پیتر پارکر نداشت.
در این فیلم، کوئینتین بک خود را به نام ابرقهرمانی که از جهانی دیگر میآید معرفی کرد. با این حال، او کلاهبرداری بود که با استفاده از تکنولوژی بارف همه چیز را صحیح کرده بود. در نهایت نیز زمانی که پیتر پارکر تصمیم گرفت عینک E.D.I.T.H را به کوئینتین بک بدهد، مشخص شد که او اهداف خوبی نداشت.
زیادتر بخوانید:
پزشک استرنج – استرنج دورمامو را در یک چرخه زمانی گیر میاندازد (Doctor Strange)
پزشک استرنج دومامو را در یک چرخه زمانی بیپایان گیر میاندازد, بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول
اکثر فیلمهای ابرقهرمانی با نبردی فراوان عظیم و اکشن آخر مییابند. اما یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز سوم دنیای سینمایی مارول این کلیشه را برای فیلم پزشک استرنج تغییر داد.
در آخر این فیلم پزشک استرنج به نزد دورمامو رفت تا با او معامله کند. همچنین او دورمامو را در یک چرخه زمانی گیر رها کرد تا زمانی که مردمش را از زمین بردارد. البته که بدون شک کار مارول با دورمامو به آخر نرسیده و ما میتوانیم صبر مشاهده او در پروژههای آینده را داشته باشیم.
زیادتر بخوانید:
انتقام جویان: آخر بازی – تونی سنگها را از تانوس میدزدد (Avengers: Endgame)
تونی استارک با استفاده از سنگهای ابدیت، تانوس و ارتشش را نابود میکند
هنگامی که در جنگ نهایی فیلم آخر بازی تانوس به نوبت اکثر ابرقهرمانان نظیر کاپیتان آمریکا یا حتی کاپیتان مارول را شکست میدهد، به نظر میرسد که پایانی حتی تاریکتر از جنگ ابدیت در صبر مخاطبان است. در ثانیهای که تانوس تمام سنگهای ابدیت را به دست میآورد و مهیا است تا تمام دنیا را نابود کرده و جهانی جدید بسازد، متوجه میشویم که تونی استارک تمام سنگها را از او دزدیده بود.
بدون شک این یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز سوم مارول ثانیهای است. در ادامه تونی استارک با بشکن زدن تانوس را کشته و جان خود را فدا میکند. این پایانی بود برای شخصیت مرد آهنی که آغازگر دنیای سینمایی مارول بود.
زیادتر بخوانید:
پلنگ سیاه – کیلمانگر پسر عموی تچالا است (Black Panther)
کیلمانگر بر تخت پادشاهی واکاندا
هنگامی که اریک کیلمانگر به واکاندا میرسد و تصمیم دارد تاج و تخت واکاندا را قضب کند، نه تنها آشکار میکند که خودش اهل واکانداست، بلکه او میگوید که پسر عموی گمشده تچالا است. این پیچش داستانی نشانه جالی به دیالوگ معروف “من پدرت هستم!” از جنگ ستارگان دارد.
در هر دو مورد، یک ارتباط خانوادگی فراوان پیچیده وجود دارد. شخصیت منفی قصـه یکی از افراد خانواده قهرمان است و قهرمان نیز برای رسیدن به رستگاری، مجبور است تا جلوی فامیل خود را بگیرد.
زیادتر بخوانید:
کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی – باکی والدین تونی را به کشتن رساند (Captain America: Civil War)
باکی درحال کشتن هاوار استارک در فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی
درگیری اصلی در فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی بر سر توافقنامه سکوویا است. با این حال، یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول مبارزه نهایی را فراوان شخصیتر میکند.
پس از اینکه تونی و استیو بر سر توافقنامه سکوویا به تفاهم میرسند، تونی متوجه میشود که بهترین دوست استیو، باکی، والدینش را به کشتن رسانده بود. اما چیزی که اون را بدتر کرد این بود که گویی استیو از این اتفاق خبر داشت. این یک شوک فراوان عظیم برای تونی بود.
آخر اکثر فیلمهای ابرقهرمانی نبردی است که میتواند سرنوشت دنیا را تغییر دهد. اما این جنگ کاملاً شخصی است. استیو بین تونی و باکی گیر کرده است و با اکراه تصمیم میگیرد تا برای محافظت از باکی، علیه تونی بجنگد.
زیادتر بخوانید:
مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه – والچر پدر لیز است (Spider-Man: Homecoming)
آدرین تومز به صندلی عقب و پیتر پارکر دید میکند
در فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه، پیتر تلاش میکند تا همزمان رابطهای عاشقانه با دختری به نام لیز را شروع کرده و از شهر محافظت کند. در همین حین، او با شروری به نام والچر یا کرکس مواجه میشود که برای توجیه تمام کارهایش اصرار دارد برای هزینه خانوادهاش را تامین کند. اما در آخر مشخص میشود که این خانواده، لیز و مادرش هستند.
زمانی که پیتر برای مراسم رقص به دنبال لیز میرود، به شکل کاملاً شوکه کننده والچر در را به روی پیتر دوباره میکند. این منجر به شکل گیری یکی از پرتنشترین سکانسهای دنیای سینمایی مارول میشود. پیتر به سختی در تلاش است تا عادی به نظر برسد. با این حال، والچر در راه رساندن اونها به مراسم رقص، به آهستگی پی میبرد که پیتر مرد عنکبوتی است.
زیادتر بخوانید:
انتقام جویان: جنگ ابدیت – اسنپ/بشکن تانوس (Avengers: Infinity War)
تانوس در مقابل ثور، با دستکش ابدیت بشکن میزند
تمام فیلمهای ابرقهرمانی یک شرور دارند. در آخر اکثر فیلمهای مارول نیز قهرمان قصـه برنده میشود تا ابرشرور را شکست داده و دنیا را نجات دهد. اما فیلم جنگ ابدیت در اقدامی جاه طلبانه، تانوس را برنده جنگ عظیم کیهانی میکند. او در آخر فیلم به تمام سنگهای ابدیت دست پیدا کرده و با استفاده از اونها نیمی از تمام دنیا را نابود میکند.
آخر یک فیلم ابرقهرمانی با پیروزی شخصیت منفی اون هم در این ابعاد عظیم، کاملاً بی سابقه است. این دلیل میشود که بشکن تانوس، رتبه اول لیست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول را از اون خود کند.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمه روز دنیا مراجعه کنید.
سوال های متداول در رابطه با بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 3 مارول
بزرگترین پیچش داستانی فاز سوم دنیای سینمایی مارول مربوط به کدام فیلم است؟
بزرگترین پیچش داستانی فاز سوم دنیای سینمایی مارول مربوط به فیلم جنگ ابدیت و برنده شدن تانوس در جنگ بین ابرقهرمانان است.
آزگارد چگونه نابود شد؟
هلا، خواهر ثور، قدرت خود را از آزگارد میگرفت و میتوانست به سادگی جلوی هرکسی را بگیرد. پس ثور سورتور را آزاد کرد تا آزگارد را نابود کرده و بدین شکل جلوی هلا را بگیرد.
از بازیگر بودن ماندارین تا تبدیل شدن بهترین دوست کاپیتان آمریکا به یک قاتل، جزو بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول هستند.
پس از موفقیت فاز اول، حالا مارول باید پابرجا میکرد که این دنیای سینمایی حتی چیزی فراتر از یک انتقام جویان ساده است. پس فاز دوم با فیلمهای کمنظیری همانند کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان و نگهبانان کهکشان ساخته شد. البته که آثار کوچکتری نظیر مرد آهنی 3 نیز بخشی از فاز دوم بودند.
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول
از سرباز زمستان تا بازیگری ماندارین
شما میتوانید فهرست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول
مارول سنت وجود یک پیچش داستانی در هر فیلم را در فاز دوم نیز ادامه داد. برای مثال، کاپیتان آمریکا متوجه شد که بهترین دوستش هنوز زنده است و توسط هایدرا شستشوی مغزی داده شده بود تا او را به کشتن برساند. برخی دیگر از این پیچشهای داستانی نیز نظیر بازیگر بودن ماندارین، فراوان گفت و گو برانگیز بودند. در ادامه با جونی دنبال باشید تا به رتبه بندی بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 دنیای سینمایی مارول بپردازیم.
ثور: دنیای تاریک – لوکی زنده است (Thor: The Dark World)
لوکی در فیلم ثور: دنیای تاریک بر تخت پادشاهی اودین مینشیند
پس از محبوبیت فراوان فراوان لوکی در فیلم انتقام جویان، مارول تصمیم گرفت تا نقش او را در فیلم بعدی ثور پررنگتر کند. در فیلم دنیای تاریک نیز زمانی که الفهای تاریک به آزگارد حمله کردند، ثور با اکراه از برادرش لوکی درخواست کمک کرد. در ادامه لوکی جان خود را فدا میکند اما متوجه میشویم که تمام اینها یک بازی بود. لوکی نه تنها زنده است، بلکه به جای اودین بر تخت پادشاهی آزگارد نشسته بود.
با توجه به اینکه لوکی دفعات و دفعات مرگ خود را جعل کرد، این مورد رتبه پایینی در بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز دوم دنیای سینمایی مارول کسب میکند. مرگ جعلی لوکی پس از یک زمان به کلیشه تبدیل شد و حتی پس از مرگ واقعی او در فیلم جنگ ابدیت، مخاطبان ایمن نبودند که او هنوز زنده است یا خیر. هرچند که او در سریال اختصاصیاش بازگشت.
زیادتر بخوانید:
مرد آهنی 3 – ماندارین تنها یک بازیگر است (Iron Man 3)
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول
پس از دو فیلم اول مرد آهنی، این بار شین بلک به نام کارگردان انتخاب شده بود و کاملاً موفقیت آمیز یک حس وحشت عظیم را در رابطه با تروریستها ساختن کرد. با این حال در اواسط فیلم، مرد آهنی برنده میشود تا ماندارین را پیدا کند. اما زمانی که صبر یک مبارزه عظیم را میکشیم، متوجه میشویم که ماندارین تنها بازیگری است که توسط ده حلقه به او پول داده شده بود تا چهره اونها باشد.
شاید این یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز دوم دنیای سینمایی مارول باشد، اما شانس روبرویی مرد آهنی با بزرگترین دشمنش را از بین برد. در عوض ماندارین واقعی در مقابل شانگ چی قرار گرفت.
زیادتر بخوانید:
انتقام جویان: عصر اولتران – تونی و بروس بزرگترین دشمن انتقام جویان را خلق کردند (Avengers: Age Of Ultron)
بروس و تونی در آزمایشگاه انتقام جویان درحال خلق اولتران
به طور کلی فیلم انتقام جویان: عصر اولتران در استفاده کامل از پتانسیل شخصیت اولتران برنده نبود. اما قصـه این فیلم برنده شد تا یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 دنیای سینمایی مارول را ساختن کنند.
تونی و بروس درحالی که در تلاش برای ساختن یک هوش مصنوعی محافظ برای زمین بودند، بزرگترین دشمن خود را خلق کردند. هدف اونها ساخت یک لباس آهنی برای تمام زمین بود اما اونها در نهایت یک اندروید خبیث را خلق کردند که میتواند هر کامپیوتری را هک کند.
مرد مورچهای برای اولین بار لباس هنک پیم را میدزدد
اسکات لانگ که به تازگی به نام یک خلافکار گذشته از زندان آزاد شده بود، در تلاش بود تا شغلی سودمند پیدا کند تا بتواند باری دیگر با دخترش زندگی کند. اما او که در این امر برنده نمیشود، تصمیم میگیرد تا با اکراه باری دیگر به یک دزد تبدیل شود.
لوئیس، همسلولی گذشته اسکات، از دیگر خلافکاران در رابطه با گاوصندوقی ارزشمند در یک خانه متروکه میشوند. اسکات نیز با راهای فراوان مبتکرانه در گاوصندوق را منجمد و سپس منفجر میکند. اما او در نهایت تنها با یک لباس موتورسواری مواجه میشود.
او فراوان زود موجه میشود که این لباس توانایی کوچک کردن کسی که اون را بر بدن کرده است را دارد. همچنین اینکه هنک پیم شخصاً اسکات را به این لباس هدایت کرده بود تا او را جانشین خودش کند، یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز دوم مارول محسوب میشود.
زیادتر بخوانید:
نگهبانان کهکشان – فداکاری گروت (Guardians Of The Galaxy)
گروت جان خود را در فیلم نگهبانان کهکشان فدا میکند
غیرمنتظرهترین اتفاق در فیلم نگهبانان کهکشان، مربوط به آخر اون میشود. در اواخر فیلم، سفینه رونان درحال سقوط در سیاره زاندار است و همزمان نگهبانان کهکشان در این سفینه گیر افتادهاند. پس گروت نیز تصمیم میگیرد تا جان خودش را فدای خانوادهای کند که به تازگی اونها را یافته بود.
نگهبانان کهکشان به نام اولین فیلم دنیای سینمایی مارول شناخته میشود که رسماً در ژانر کمدی نیز دسته بندی میشود. اما شامل یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز دوم مارول نیز میشود و فداکاری گروت در کنار دیگر موارد، علامت میدهند که جیمز گان تعادل بین کمدی و درام را در این فیلم کاملاً نگه داری کرده است.
برخلاف اکثر فیلمهای دنیای سینمایی مارول که لحظات احساسی را با شوخی پشت سر میگذارند، نگهبانان کهکشان میگذارد سکانسهای ناراحت، واقعاً ناراحت باشند. همچنین فداکاری گروت با دیالوگ “ما گروت هستیم” دنبال میشود که بهترین دیالوگ این شخصیت محسوب میشود.
زیادتر بخوانید:
کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان – باکی سرباز زمستان است (Captain America: The Winter Soldier)
باکی در فیلم کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان سپر کاپیتان آمریکا را در هوا میگیرد
فیلمهای اولیه دنیای سینمایی مارول، بیشتر بزرگترین مشکلشان شرورهایی با شخصیتپردازی ناتوان بود. با این حال، چندین مورد استثنا نیز در این بین وجود دارد. سرباز زمستان در قطعه دوم فیلم کاپیتان آمریکا، شروری فراوان عظیم با رابطهای شخصی با خود استیو بود.
زمانی که استیو متوجه میشود نه تنها بهترین دوست دوران کودکیاش زنده است، بلکه او تبدیل به سرباز زمستان عظیم هایدرا شده است، یکی از بزرگترین و بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول شکل میگیرد.
ذهن باکی شستشو داده شده است و او تصمیم دارد استیو را به کشتن برساند. اما استیو که از کودکی با باکی عظیم شده بود، نمیتوانست دوست کهنه خودش را به کشتن برساند. پس این بار او به دوستش کمک کرد تا بتواند کمی زیادتر به خود واقعیاش نزدیک شود.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
سوال های متداول در رابطه با بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 2 مارول
برای چی دو ماندارین در دنیای سینمایی مارول وجود دارند؟
در فیلم مرد آهنی 3 مشخص شد که ماندارینی وجود ندارد و او تنها یک بازیگر بود. با این حال، ماندارین واقعی در فیلم شانگ چی و افسانه ده حلقه وجود داشت.
بزرگترین پیچش داستانی فاز دوم مارول کدام است؟
زنده بودن و البته تبدیل شدن باکی به سرباز زمستان هایدریا، بزرگترین پیچش داستانی فاز دوم مارول است.
از گیر افتادن لوکی به تصمیم خودش، تا کشف عنصری جدید توسط تونی استارک تنها بخشی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول هستند.
تقریباً تمام فیلمهای دنیای سینمایی مارول یک پیچش داستانی دارند. برخی از اونها نظیر مشخص شدن شرارت ایگو در فیلم نگهبانان کهکشان 2 قابل پیشبینی هستند و برخی دیگر نظیر معرفی والچر به نام پدر لیز، کاملاً غیر قابل پیشبینی.
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول
از کشف عنصری جدید، تا خوابی هفتاد ساله
شما میتوانید فهرست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول
درحال آماده خیانتها و فریبگریهای پیاپی لوکی در دنیای سینمایی مارول، تبدیل به یک کلیشه شده است. با این حال، اولین باری که او در فاز اول از چنین تواناییهایی استفاده میکرد، دلیل شکل گیری بسیاری از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 دنیای سینمایی مارول میشد.
مرد آهنی 2 – تونی یک عنصر جدید را کشف میکند (Iron Man 2)
تونی استارک درحال خلق عنصری جدید در جدول تناوبی, بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول
هر فیلم مارول نیاز به مخاطبانی دارد که از پیچشهای داستانی به وجد آیند. اما آشکار است که برای چی مرد آهنی 2 پایینترین رتبه را در بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز اول مارول دارد.
تونی استارک در یک سپس از ظهر در آزمایشگاه خود، و پس از تماشای چند فیلم کهنه از پدرش، عنصر کاملاً جدیدی را به جدول تناوبی اضافه میکند. این جهشی پوچ در منطق است که حتی جذابیت خاصی برای مخاطبان ندارد.
زیادتر بخوانید:
انتقام جویان – زندانی شدن لوکی بخشی از نقشه او بود (The Avengers)
لوکی در زندان هلیکریر شیلد در فیلم انتقام جویان
در اولین فیلم انتقام جویان، لوکی تلاش میکند تا از سو تانوس به زمین حمله کند. طبق معمول، برنامه او فراوان پیچیدهتر از اون چیزی است که باید باشد. خدای شیطنت از نیروی تسارکت استفاده میکند تا با دوباره کردن یک کرمچاله به زمین، ارتشی از چیتاریها را به نیویورک رهبری کند.
در آغاز فیلم، او توسط قهرمانان زمین دستگیر شده و در هلیکریر بازداشت میشود. اما تمام اینها بخشی از برنامه او بود. هرچند که پیچش وابسته شدن از عمد، در آثار فراوان زیادی رایج است و دلیل میشود تا انتقام جویان در رتبه 5 لیست پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 MCU قرار گیرد.
زیادتر بخوانید:
هالک حیرت انگیز – بروس هنوز عصبانی است (The Incredible Hulk)
پوزخند بروس بنر در سکانس پایانی فیلم هالک حیرت انگیز
دومین فیلم دنیای سینمایی مارول، هالک حیرت انگیز، بیشتر یاد بردن میشود. برای چی که در اون بروس بنری ظاهر متفاوتی به نسبت دیگر آثار مارول دارد. به نظر میرسد که بنر ادوارد نورتون، عصبانیت خود را تحت کنترل در میآورد تا در جنگ نهایی، از اون بر علیه ابامیشن استفاده کند.
اما یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 MCU در آخر فیلم و زمانی که بروس در بریتیش کلمبیا است مشخص میشود. ما در این سکانس متوجه میشویم که بروس ابداً تلاش نمیکند خشم خود را کنترل کند. در عوض، او تلاش میکند تا تغییرات خود را در درون و خارج از فرم هالک کنترل کند.
آخرین نمای فیلم هالک، با پوزخندی از بروس بنر شروع شده و علامت میدهد که او درحال تبدیل شدن به هالک است. در فیلم انتقام جویان نیز بروس بنر دیالوگ “من همیشه عصبانی هستم.” را به زبان میآورد که این پیچش داستانی را تکمیل میکند.
زیادتر بخوانید:
ثور – لوکی به لاوفی خیانت میکند (Thor)
لوکی لاوفی را در اولین فیلم ثور میکشد
در طول فیلم ثور، به نظر میرسد که لوکی درحال نقشه کشیدن علیه خانوادهای است که او را در آزگارد به فرزند خواندگی گرفتند. او با پدر بیولوژیکی بدخواهش، لاوفی همکاری میکند تا ظاهراً اودین و امپراتوری او را در غیاب ثور از بین ببرد.
با این حال، در اولین خیانت از بسیاری از خیانتها، خدای شرارت علیه لاوفی میایستد. او لاوفی را میکشد و علامت میدهد که انگیزه اصلیاش جلب رضایت اودین است نه کسب سلطنت آزگارد. لوکی تصمیم دارد تا گونه خودش را از بین ببرد تا خودش را به اودین پابرجا کند. او تلاش میکند تا با استفاده از بایفراست، یوتونهایم را کاملاً نابود کند تا احترام اودین را به دست آورد. هرچند که برنده نمیشود، اما بدون شک یکی از هترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 دنیای سینمایی مارول را شکل داد.
زیادتر بخوانید:
مرد آهنی – اوبادیا استن با ده حلقه همدست است (Iron Man)
اوبادیا استن راکتور تونی استارک را از سینهاش در میآورد
پدرهای شرور، بخشی دوری ناپذیر از دنیای سینمایی مارول هستند. اولین اونها در فیلم مرد آهنی بود. ابادیا استن ب عنوان کسی که پس از مرگ هاوارد، راهنمای تونی بود، به نحوی پدر او محسوب میشود. با این حال مشخص شد که او تنها در تلاش بود تا در غیاب هاوارد، صنایع استارک را از تونی غضب کند.
این یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز اول مارول بود. همچنین فراوان زود مشخص شد که اوبادیا استن شخصاً ده حلقه را استخدام کرده بود تا تونی را زندانی کنند. هرچند که او هیچ وقت صبر نداشت تونی بتواند یک زره آهنی بسازد و با استفاده از اون، فرار کند.
زیادتر بخوانید:
کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو – استیو در دنیایی مدرن بیدار میشود (Captain America: The First Avenger)
خوب فیوری در آخرین سکانس فیلم کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو به او در رابطه با 70 سال حرکت زمانی توضیح میدهد
در آخر فیلم کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو، زمانی که استیو خود را تنها در یک هواپیمای مملو از دبلیو ام دی میبیند، از فداکاری افسوس نمیکند. او عمداً با هواپیما در یخ سقوط میکند تا هیچ کس دیگری صدمه نبیند. درحالی که استیو صبر مرگ را میکشید، یکی دیگر از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 MCU شکل گرفته و او حتی خبر ندارد که داستانش جدید شروع شده است.
این فیلم قصـه تبدیل شدن استیو راجرز به کاپیتان آمریکا را تعریف میکند. اما او در سکانس پایانی فیلم، در یک اتاق بیمارستان کهنه چشمهای خود را دوباره میکند که یک رادیو، درحال پخش یک بازی بیسبال از دهه 1940 است.
او فوراً حس میکند که یک اتفاق شگفت آور درحال چهره دادن است. برای چی که او فریب خورده بود. او خودش را به از ساختمان خارج میکند و خود را در میدان تامیز نیویورک میبیند؛ جایی که دهها مانیتور عظیم بر هر ساختمان نصب شده است و خوب فیوری او را ملاقات میکند. با این حال، تنها چیزی که برای استیو با ارزش و مهم بودن داشت، این بود که “من یک قرار داشتم.”
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
سوال های متداول در رابطه با بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 1 مارول
هدف لوکی در فیلم ثور چه بود؟
در ابتدا تصور میشد که او تصمیم داشت در تاریخ غیاب ثور، سلطنت اودین را تصاحب کند. اما فراوان زود مشخص شد که لوکی تنها برنامهای برای نجات اودین، و کسب رضایت او را در سر داشت.
بهترین پیچش داستانی در کدام فیلم فاز 1 مارول بود؟
پیچش داستانی فیلم کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو، این بود که او پس از مرگش، متوجه شد حدود 70 سال را در یخ منجمد بود و الآن در دنیایی مدرن زندگی میکند. این بزرگترین و بهترین پیچش داستانی فاز اول دنیای سینمایی مارول بود.
از ورود مردان عنکبوتی به سینمای مارول گرفته تا معنای واقعی عنوان عشق و رعد؛ تمام این موارد جزو بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول هستند.
هر فیلم در دنیای سینمایی مارول حداقل یک پیچش داستانی عظیم دارد. فاز چهارم این پیچشها را افزایش داده است و ایکاریس در فیلم اترنالز تبدیل به یک شخصیت منفی میشود و یا دو پیتر پارکر دیگر به کمک مرد عنکبوتی تام هالند در فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست آماده میشود. البته که برخی از این پیچش قصـهها نظیرو افشای هویت تسک متسر در فیلم بیوه سیاه خوب نبوند.
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول
مردان عنکبوتی یا خباثت واندا؟
شما میتوانید فهرست بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول
از افشای اینکه واندا مکسیموف شرور اصلی فیلم پزشک استرنج در دنیاهای موازی جنون است تا اینکه شخصیت اصلی فیلم شانگ چی و افسانه ده حلقه یک قاتل است و حتی معنای واقعی عنوان عشق و تندر برای ثور. در این نوشتار تصمیم داریم تا به بهترین و بزرگترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول بپردازیم.
بیوه سیاه – تسک مستر دختر دریکوف است (Black Widow)
آنتونیا دریکوف، تسک مستر بدون ماسک
وقت اینکه نقاب سرباز زمستان کنار رفت و استیو دوستش باکی را شناخت، و یا مرد عنکبوتی متوجه شد کرکس پدر دختری است که به او علاقه دارد، مخاطبان به سادگی با اونها همذات پنداری کردند. اما هنگامی که به بیوه سیاه میرسیم، با کنار رفتن نقاب تسک مستر هیچکس حتی شخص زیر ماسک را نمیشناسد.
کمی سپس مشخص میشود که او آنتونیا، دختر دریکوف است که تصور میشد در یک انفجار کشته شده باشد. البته که ناتاشا مقصر این انفجار بود اما به طور کلی هیچ شخصیت پردازی خاصی برای آنتونیا در نظر گرفته نشده بود و آشکار شدن هویت تسک مستر فراوان بدتر از صبر مخاطبان بود.
زیادتر بخوانید:
اترنالز – ایکاریس شرور است (Eternals)
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول
یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز چهارم مارول در فیلم اترنالز است. این فیلم با وجود ناتوان بودن، یکی از مهمترین آثار تمام مارول از لحاظ داستانی محسوب میشود. ریچارد مدن در این فیلم نقش ایکاریس را بازی کرده است. او به قدری جذاب است که مخاطب ذاتاً به ایکاریس اطمینان میکند. به همین دلیل، زمانی مشخص میشود او یک شرور بود، یک شوک واقعی ساختن میشود.
عنوان سوپرمن شیبطانی اخیراً در آثار زیادی از جمله سریال The Boys به کار رفته است. حالا نیز به نظر میرسد که ایکاریس تبدیل به سوپرمن شیطانی دنیای سینمایی مارول شده است.
زیادتر بخوانید:
شانگ چی و افسانه ده حلقه – شانگ چی یک قاتل است (Shang-Chi And The Legend Of The Ten Rings)
شانگ چی درحال تعریف خاطرات نوجوانیاش برای شین
پدر شانگ چی، ون وو، که زیادتر به نام ماندارین واقعی شناخته میشود، آخرین فرد در لیست طولانی پدران بد دنیای سینمایی مارول است. فیلم شانگ چی افسانه ده حلقه یک دلیل اکشن رزمی است، اما فلش بکها اون را به یک درام خانوادگی غمانگیز تبدیل میکنند. ما در همین فلش بکها میبینیم که شانگ چی پس از کشته شدن مادرش و قدم برداشتن پدرش به سو تاریکی، خانوادهاش را رها کرد و به آمریکا فرار کرد.
زمانی که شانگ چی توسط پدرش برای یک کشتن ارسال شد، تصور میشد که او نزد از انجام کشتن به آمریکا فرار کرده باشد. اما یکی از بزرگترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز چهارم مارول در همین فیلم شکل گرفت و ما فهمیدیم که شانگ چی واقعاً یک قاتل است و او نزد از فرار به آمریکا، شخص مذکور را برای پدرش به کشتن رسانده بود.
زیادتر بخوانید:
ثور: عشق و رعد – عشق و رعد (Thor: Love And Thunder)
بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول
زمانی که تایکا وایتیتی اعلام کرد چهارمین قطعه از فیلمهای ثور با عنوان ثور: عشق و رعد عرضه خواهد شد و ناتالی پرتمن به نقش خود دوباره خواهد گشت، طرفداران صبر داشتند که شاهد یک فیلم اکشن عاشقانه باشند. جین فاستر در این فیلم بازگشت و رابطه عاشقانهاش با ثور از سر گرفته شد اما دوامی نشد. همینجا مشخص شد که عشق و رعد به معنی رابطه بین ثور و جین نبود.
در آخر فیلم، گور تقریباً میمیرد و نزد از مرگش از اترنیتی آرزو میکند دخترش را به زندگی بازگرداند. همچنین او از ثور میخواهد تا از دخترش محافظت کند و ثور نیز میپذیرد. او درنهایت به پدرخوانده دختر گور تبدیل میشود اما چیزی که اون را درون لیست بزرگترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول میکند، زمانی است که کورگ ثور و دختر گور را عشق و رعد خطاب میکند. حالا مشخص میشود که عنوان عشق و رعد، به این تیم دونفره ثور و دختر گور نشانه داشت.
زیادتر بخوانید:
پزشک استرنج در دنیاهای موازی جنون – واندا شخصیت شرور اصلی است (Doctor Strange In The Multiverse Of Madness
واندا در ظاهر اسکارلت ویچ، شرور فیلم پزشک استرنج در دنیاهای موازی جنون
هنگامی که امریکا چاوز در ابتدای فیلم پزشک استرنج و دنیاهای موازی جنون به زمین 616 رسید، استرنج تصمیم گرفت تا از یک ساحره کمک بگیرد. پس او به جستجو واندا، یکی از بهترین اعضای انتقام جویانرفت. اما فراوان زود مشخص شد که واندا خودش به دنبال چاوز بوده و یکی دیگر از بزرگترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز چهارم مارول شکل میگیرند.
اگرچه که مشخص بود واندا برای بازهای در این فیلم قرار بود شرور باشد، اما هیچکس فکرش را نمیکرد که او شخصیت شرور اصلی فیلم باشد. کتاب دارک هولد واندا را تغییر داده بود و دلیل شد که او برای برگشتن به نزد فرزندانش، از آمریکا چاوز استفاده کرده و به دیگر دنیاهای موازی حمله کند تا بتواند نزد پسرانش باشد.
زیادتر بخوانید:
مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست – مردان عنکبوتی (Spider-Man: No Way Home)
عکس اندرو گارفیلد در فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست
علیرغم اینکه مارول همیشه وجود توبی مگوآیر و اندرو گارفیلد را در فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست تکذیب میکرد، اما هوادان در صبر وجود اونها در فیلم بودند. اما ناامید نشدن طرفداران، دلیل شادی اونها شد و یکی از بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز چهارم مارول را رقم زد.
زمانی که زن عمو می کشته شده است و پیتر پارکر نیز عصبانیتر از همیشه تصمیم کشت گرین گابلین را دارد، همه در صبر یک آخر برای فیلم هستند. اما زمانی که هیچکس انتظارش را ندارد اندرو گارفیلد و توبی مگوآیر درون فیلم میشوند و احتمالاً یکی از بهترین سوپرایزهای دنیای سینمایی مارول برای همیشه را رقم زدند.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
سوال های متداول در رابطه با بهترین پیچش های داستانی در فیلم های فاز 4 مارول
تسک مستر که بود؟
او آنتونیا، دختر دریکوف است که تصور میشد در یک انفجار کشته شده باشد.
آیا شانگ چی یک قاتل است؟
بله. او در دوران نوجوانی توسط پدرش برای کشتن یک شخص ارسال میشود و او این کار را انجام داده و پس از اون به آمریکا فرار میکند.
بازیگران سریال آتش سرد با داستانی ملودرام و اجتماعی + بیوگرافی و عکس بازیگران
اسامی و بیوگرافی بازیگران سریال آتش سرد محصول سال ۱۴۰۱ به کارگردانی رضا ابوفاضلی به تازگی دنبال با نقش ها و عوامل این سریال جدید تلویزیون جمهوری اسلامی ایران که داستانی جذاب در ژانر ملودرام اجتماعی معرفی شده اند. عبدالرضا اکبری و مهسا کرامتی و فریبا متخصص و مهدی سلوکی و پویا امینی و پرویز فلاحی پور (محسن) از جمله بازیگران اصلی سریال هستند
سریال آتش سرد شبکه دو
سریال آتش سرد : کوتاه قصـه و بیوگرافی بازیگران سریال آتش سرد با اسامی و عکس ها و نقش های هنرپیشه های این سریال دنبال با اسامی عوامل با بازی عبدالرضا اکبری و مهسا کرامتی و فریبا متخصص و جعفر کشاورز و… در ادامه مطلب میخوانید.
سریال آتش سرد با نام قبلی شب بیدار به کارگردانی رضا ابوفاضلی و تهیه کنندگی علی مهام و نویسندگی مشترک محسن سرتیپی و نازنین فرخلو، محصول سال ۱۴۰۱ است. این سریال، چندمین دلیل رضا ابوفاضلی است و نزد بینی می شود با استقبال پهناور ای رو به رو شود. سریال “ آتش سرد” قرار است از ۲۲ مرداد از شبکه دو سیما پخش شود.
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی “آتش سرد” به کارگردانی رضا ابوفاضلی برای پخش از شبکه دو سیما به آخر رسید. با آخر تصویربرداری سریال “آتش سرد” به کارگردانی رضا ابوفاضلی و تهیهکنندگی علی مهام، همزمان تدوین اون توسط فرامرز هوتهم شروع شد. نام این سریال پیشتر، شب بیدار بود که حالا با نام آتش سرد از شبکه ۲ پخش خواهد شد.
تاریخ پخش و تکرار
سریال “آتش سرد” یک ملودرام اجتماعی است که برای پخش از شبکه دو سیما ساخته شده و از ۲۲ مرداد ۱۴۰۱ از شنبه تا پنجشنبه از شبکه ۲ در ساعت ۲۱:۳۰ پخش میشود
کوتاه قصـه سریال آتش سرد
داستان این کار جدید رضا ابوفاضلی، یک ملودرام اجتماعی است دارد و قصـه اون درباره پسری به نام فرید است و مضمون اصلی سریال در رابطه با یتیمنوازی، توجه به یتیم و آموزههای دینی در این خصوص است. بازی دو شخصیت اصلی که در تقابل با یکدیگر هستند را پرویز فلاحیپور و عبدالرضا اکبری وظیفه دارند.
در کوتاه قصـه آمده: فرید پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمه از کارخانه های عظیم است. محسن تاجیک، شوهر عمه فرید که قیم قانونی اوست متوجه دستکاری در حسابهای کارخانه میشود و …
محسن با بازی پرویز فلاحی پور در این سریال مالک یک گلخانه است. او چند سالی در جبهه بوده و موج انفجار در جنگ او را گرفتهاست و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد. از طرفی او قیم پسری است که ماجراهایی را در پی دارد.
آتش سرد جدیدترین مجموعه تلویزیونی به کارگردانی رضا ابوفاضلی و تهیه کنندگی علی مهام در ژانر اجتماعی، خانوادگی، درام محصول سال ۱۴۰۱ است و پرویز فلاحی پور، عبدالرضا اکبری، فریبا متخصص، مهسا کرامتی، جعفر کشاورز، مهدی سلوکی، بهزاد خداویسی، پویا امینی، مریم موسویان، مرتضی ضرابی، شیوا خسرو مهر، یلدا قشقایی، سارا احمدیان، پرهام امینی، سودابه علیپور، کامران ملکی، حمید عرب سرخی ، ستاره حیدر آبادی، امیرعلی موسوی، رومیسا طاهری، میلاد شوریده، حمید شکوهی فر، عاطفه شاکری، باد ملایم سروش و شاهد احمد لو به نام بازیگران در این سریال انتخاب شده اند .
تیتراژ
همزمان با آخر تدوین سریال آتش سرد به کارگردانی رضا ابوفاضلی سالار عقیلی به نام خواننده تیتراژ این سریال معرفی شد.
ترانه این دلیل با شعری از محمدمهدی سیار و تنظیم دانیال سالاری و علی وانیار ساخته شده است.
پرویر فلاحی پور در اتش سرد
معرفی اسامی نقش های بازیگران سریال آتش سرد
لیست اسامی بازیگران اتش سرد عبارتند:
پرویز فلاحی پور بازیگر نقش فرید
عبدالرضا اکبری
فریبا متخصص
مهسا کرامتی
جعفر کشاورز
مهدی سلوکی
بهزاد خداویسی
پویا امینی
مریم موسویان
مرتضی ضرابی
شیوا خسرو مهر
یلدا قشقایی
سارا احمدیان
پرهام امینی
سودابه علیپور
کامران ملکی
حمید عرب سرخی
ستاره حیدر آبادی
امیرعلی موسوی
رومیسا طاهری
میلاد شوریده
حمید شکوهی فر
عاطفه شاکری
باد ملایم سروش و
شاهد احمد لو به نام بازیگران در این سریال انتخاب شده اند .
عبدالرضا اکبری
عبدالرضا اکبری متولد ۱۴ فروردین ۱۳۳۲ در شهرستان بافت در استان کرمان است و تحصیلات مقدماتی خود را در تهران سپری کرد. او درسال ۱۳۴۷ گروه تئاتر موسوم بـه گروه تئاتر نجف آباد را ساخت کردند. وی یکی از بازیگران برجسته و کاربلد سینما و تلویزیون است که تاکنون در فیلم و سریال ای زیادی بازی کرده است. متاهل بوده و دارای فرزند پسر می باشد که هر دو بازیگر هستند.
فریبا متخصص
فریبا متخصص زاده ۱ مرداد ۱۳۴۰ در بروجرد بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی اسـت. وی هم چنین در رادیو نیز بعنوان گوینده نمایش هاي رادیویی و دوبلر کوشش میکند. کار هنری خودرا از سال ۱۳۶۰ با تئاتر شروع کرد. وی میگوید: پنج خواهر و برادر دارم و یک پسر ۱۷ ساله بـه نام پوریا پور بهرامی کـه در زمینه بازیگری کوشش دارد.
مهسا کرامتی
مهسا کرامتی بازیگر سینما و تلویزیون ایران سال ۱۳۶۰ در تهران متولد شد. وی علم آموخته مدیریت بازرگانی بوده و با بازی در سریال خط قرمز بـه شهرت رسید. مهسا کرامتی همسر راما قویدل و عروس امیر قویدل میباشد. خانم مهسا کرامتی درسال ۱۳۸۷ با راما قویدل فرزند مرحوم امیر قویل کـه از کارگردانان با سابقه بود ازدواج کرد این دو در مرداد ۹۴ مالک یک فرزند پسر بـه نام امیرمانی شدند.
مریم موسویان در سریال آتش سرد
عوامل سریال “آتش سرد”
برخی عوامل سریال اتش سرد عبارتند از:
نویسندگان :محسن سرتیپی و نازنین فرخلو مدیر تصویربرداری :علیرضا تقوی مدیر صدابرداری :روحخدا جعفربیگلو طراح منظره و لباس :مرتضی احمدخانی طراح چهره پردازی :مهری شیرازی تدوین :فرامرز هوتهم مدیر تولید :حمید برزو موسیقی تیتراژ :علی وانیار ، موسیقی متن :دانیال سالاری و علی وانیار منشی منظره :لیدا صادقی مدیر تدارکات :محمدحسن کاظمی مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان :داوود بابایی اصلاح رنگ :محراب مشهدبان تیتراژ :محمدعلی پورسرکشه مدیر مالی :مهدی مختاری حصار پزشک پروژه :بهاره برزو تصویربردار و تصویربردار پشت منظره :تقی زنجانی مدیر روابط عمومی :سپیده حیدرآبادی