واردات ماشین بدون احیای برجام ممکن نیست!

[ad_1]

پس از تصویب آئین‌نامه واردات ماشین اخبار زیادی پیرامون اون منتشر شد. نوبتی هم باشد نوبت احیای برجام و ارتباطش با این آئین‌نامه است که به نظر ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

آئین‌نامه واردات ماشین پس از گذر از هفت خوان سرانجام در بهار امسال تصویب شد. آئین‌نامه‌ای که با وجود مصوب شدن، هنوز مفاد اون به طور کامل مشخص نیست.

آبان تتر

پس از آنکه اعلام شد واردات ماشین آزاد است، اخبار زیادی همانند نحوه و شرایط واردات، تاریخ ورود اولین محموله، تاریخ اجرایی شدن، شرایط ورود، ارزهای تخصیصی و غیره منتشر شد. اما این آخر اتفاق نیست. اینجور که به نظر می‌رسد آئین‌نامه واردات ماشین قلب در گرو مذاکرات برجام دارد و واردات ماشین بدون احیای برجام ممکن نیست!

زیادتر بخوانید: نماینده مجلس: کیفیت خودروهای وارداتی تفاوتی با محصولات داخلی ندارد!

برای چی واردات ماشین بدون احیای برجام ممکن نیست؟

پس از آنکه متن آئین‌نامه واردات ماشین در 4 شهریور منتشر شد، بسیاری به این اتفاق نگاهی امیدوارانه داشتند. امیدوار به اینکه با ورود خودروهای خارجی، بازاری متنوع‌تر و با کیفیت‌تر خواهیم داشت.

علاوه بر این واردات ماشین می‌تواند فضای رقابتی مناسبی بین شرکت‌های خودروسازی داخلی ساختن کند تا شهروندان از کمترین حقوق شهروندی خود استفاده‌مند شوند. اما اینجور که از شواهد پیداست، داستان به همین راحتی حل شدنی نیست. به اعتقاد برخی اقتصاددانان سرزمین، واردات ماشین در گروی احیای برجام است. عده‌ای دیگر از کارشناسان بر این باورند، التهاب بازار ناشی از آزاد شدن واردات خودروست.

p28 1

پس از انتشار آئین‌نامه  واردات ماشین، انتقادات زیادی به اون شد و کارشناسان علوم مختلف، نظر متفاوتی نسبت به این داستان داشتند. با تمامی این حال مسئولین وعده دادند که واردات ماشین از اول مهرماه شروع خواهد شد. این در حالی است که راستگو الحسینی یکی دیگر از اقتصاددان‌های سرزمین نظر دیگری دارد. او اعتقاد دارد با  توجه به مذاکرات احیای برجام و آئین‌نامه  مذکور، واردات ماشین آنطور که مردم صبر دارند نخواهد بود.

به گفته الحسینی، واردات ماشین با چنین آئین‌نامه‌ای راه به جایی نمی‌برد و اصل مشکل جای دیگریست. الحسینی معتقدست که در شرایط کنونی و در جریان مذاکرات احیای برجام، نه تنها این آئین‌نامه بلکه هر آئین‌نامه دیگری هم مصوب شود نمی‌توان خودروی خارجی درون کرد:

در صورتی که شرایط ارزی سرزمین به همین شکل ادامه پیدا کند و تحریم‌های اقتصادی به شکل کامل برداشته نشود، امکان واردات ماشین وجود نخواهد داشت و سایر صحبت‌های مطرح شده در مورد اثرگذاری واردات بر بازار ماشین، بی‌معنا است. تا زمانی که بحران ارزی ادامه دارد و مسئله برجام حل نشده باشد، دولت ارزی برای تخصیص به واردات ماشین ندارد. در نقطه مقابل، در شکل احیای برجام،‌ سرزمین مازاد تجاری پیدا خواهد کرد که در این شرایط باید بخشی از اون را به واردات ماشین تخصیص دهد.

ایشان با تاکید بر اینکه اگر مذاکرات احیای برجام به نتیجه برسد، این آئین‌نامه  به درستی اجرا خواهد شد گفت: «اگر برجام به نتایج دلخواه دولت برسد نه تنها واردات خودروهای اقتصادی در دستور کار قرار خواهد گرفت، بلکه انواع خودروهای خارجی درون مرزهای ایران می‌شود. با شکست مجدد برجام، واردات یا کلا منتفی می‌شود یا این که در مقیاسی فراوان کوچک شکل خواهد پذیرفت. در حال آماده سرزمین منابع ارزی واجب برای واردات ندارد و عملا نمی‌توان هیچ‌گونه خودرویی درون کرد.»

زیادتر بخوانید:

دیدگاه شما در خصوص اینکه واردات ماشین بدون احیای برجام ممکن نیست، چیست؟ نظرات خود را در قسمت کامنت‌ها با جونی در بین گذاشته و اخبار ماشین را با ما دنبال کنید.

[ad_2]

شرکت‌‎های خارجی با احیای برجام در ایران اندوخته‌گذاری می کنند؟

[ad_1]

به گفته ی سخنگوی وزارت امور خارجه، توافقی که شاید در آینده شکل بگیرد، تنظیم‌کننده روابط بین ایران و دولت آمریکا نخواهد بود.
به شرح صفحه اقتصاد، سپس از توافق برجام در سال ۹۴، رفت‌وآمد شرکت‌های خارجی به ایران به اوج خود رسید. این داستان منجر به این شد که در همان ابتدای یک سالگی برجام جاذبه اندوخته‌گذاری خارجی ۴۰ درصد افزایش یافت. اما در همان مقطع هم شرکت‌های آمریکایی وجود چندانی در ایران نداشتند. در این بین فقط بوئینگ بود که قرارداد فروش هواپیما با ایران امضا کرد که اون هم شرکت چندملیتی به حساب می‌آید.
در حالی دولت از بی‌رغبتی خود برای ورود شرکت‌های آمریکایی سپس از برجام سخن می‌گوید که سپس از خروج آمریکا از برجام، در همان چند ماه ابتدایی بیش از ۳۰ درصد شرکت‌های خارجی از ایران رفتند. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری وقت آمریکا، فقط ۱۸۰ روز به شرکت‌ها برای خروج از ایران زمان داد.

شرکت‌های اروپایی، آسیایی و آمریکایی نیز برای اینکه مورد تنبیه آمریکا قرار نگیرند و از دسترسی به سیستم‌های بانکی جهانی محروم نشوند، عطای وجود در ایران را به لقایش بخشیدند.

به عقیده بسیاری از کارشناسان و مالک‌نظران اقتصادی، با توجه به تجربه قبلی این بار حتی اگر برجام احیا شود وجود شرکت‌ها و اندوخته‌گذاران خارجی در ایران کمرنگ‌تر از قبل خواهد بود. چراکه حتی امضای این معاهده بین‌المللی امنیت و ثبات اندوخته را ضمانت نمی‌کند. به‌مخصوص آنکه ترامپ از الآن کوشش‌های تبلیغاتی خود را برای وجود در دور بعدی ریاست جمهوری آمریکا شروع کرده است.

قبل از شرکت‌های آمریکایی، وجود اندوخته‌گذاران سایر کشورها نیز در هاله‌ای از ابهام است. سال قبل بود که توتال و پژو به صراحت اعلام کردند که با برجام و یا بی‌برجام به ایران بازنمی‌گردند. آنها به وضوح سبب این کار خود را خوف از آمریکا عنوان کردند.

سفیر اسبق فرانسه در آمریکا نیز چندی پس از اون در توئیتی نوشت: حتی اگر برجام دوباره از سر گرفته شود، هیچ شرکت غربی جرات نمی‌کند که حتی یک سنت در ایران اندوخته‌گذاری کند.

برجام قفل ورود اندوخته‌گذار خارجی به ایران نیست

عباس آرگون، عضو اتاق بازرگانی تهران، در گفتگو با معامله‌نیوز عنوان کرد: به طور کلی اندوخته‌گذار خارجی به دنبال امنیت اندوخته‌گذاری هستند برای چی که یک دید انتفاعی دارد.

وی ادامه داد: دید اندوخته‌گذاران خارجی و قسمت خصوصی سیاسی نیست. اندوخته‌گذار در هر مقطع زمانی که حس کند اندوخته‌گذاری برای وی انتفاع دارد، اقدام به اندوخته‌گذاری می‌کند.

این فعال اقتصادی با طرح پرسشی بیان کرد: آیا در شکل ورود تمایل اندوخته‌گذاران خارجی، ایران ظرفیت جاذبه اون را دارد؟ اقتصاد سرزمین باید از نزد‌بینی‌پذیری برخوردار باشد که این خلاء در اقتصاد سرزمین وجود دارد.

او تاکید کرد که قبل از تلاش برای جاذبه اندوخته‌گذار خارجی، باید برای نگه داری اندوخته‌گذاران داخلی تلاش شود. در مرحله بعدی نیز به دنبال جاذبه اندوخته‌گذاران ایرانی خارج از سرزمین باشیم.

آرگون به لزوم هدایت اندوخته‌گذاری‌های غیرمولد به قسمت مولد اقتصادی نشانه کرد و گفت: ورود اندوخته‌گذاران خارجی سپس از احیای برجام، نیازمند روشن بودن دورنمای اقتصاد است. از سو دیگر ثبات در قوانین و مقررات به تسهیل این روند بیش از هر چیزی کمک خواهد کرد.

گفتنی است، اخیرا سازمان اندوخته‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران اعلام کرد که وقت تاریخ اعطای اقامت به اندوخته‌گذاران خارجی از سه به پنج سال و میزان سپرده‌گذاری موردنیاز جهت این امر، از ۲۵۰ هزار دلار به میزان ۹۰ هزار یورو کاهش یافت.

منبع: معامله نیوز

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

بازار مسکن تهران و ایران در معرکه اجرای توافق اتمی «برجام»

[ad_1]

صفحه اقتصاد- بازار مسکن یکی از بازارهای رایج و جذاب در سرزمین ما بوده و از سال های قبل از انقلاب و تاریخ نخست وزیر هویدا، التهاب در بازار مسکن وجود داشته است. نرخ تورم 27 درصدی سال 1355 و شروع بیماری هلندی در اقتصاد ایران که از سال 1352 برای افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی اتفاق افتاده بود، مزید بر دلیل بوده است.
در حالی که دولت ابراهیم رئیسی و مجلس یازدهم، تاکید بر ساخت سالیانه یک میلیون واحد مسکونی دارند، در فضای روانی مذاکرات برجام، شور بازار مسکن، کاهش پیدا کرده است. به منظور تحلیل وضعیت این بازار، «صفحه اقتصاد» با نیما عسگری (کارشناس اندوخته گذاری و تحلیلگر بازار مسکن) گفت و گو کرده است که اون را می خوانید.
*****

*در مرداد 1401، میانگین قیمت هر متر مربع واحدهای مسکونی معامله شده کلانشهر تهران، به 42 میلیون تومان رسیده و از سو دیگر دولت و مجلس تاکید بر این دارند که سالیانه یک میلیون واحد مسکونی در سراسر سرزمین ساخته شود.
با توجه به این که جنابعالی در حوزه اندوخته گذاری و مسکن کوشش دارید، از نظر شما وضعیت حوزه مسکن چگونه هست و این بازار در شرایط فعلی، نسبت به بازارهای موازی چه وضعی دارد؟

-بانک مرکزی ایران، میانگین قیمت هر متر مربع واحدهای معامله شده را اعلام کرده ولی مرکز آمار ایران هنیز جدیداً اعداد و ارقام قسمت مسکن را اعلام می کند. با این حال، چون کار مرکز آمار جدید بوده و به تازگی در این زمینه این آمار را منتشر می کند، اطلاعات بانک مرکزی، عمدتاً مورد توجه قرار می گیرد و تحلیل ها با استناد به این اطلاعات انجام می شود.
شرح بانک مرکزی در مورد مسکن، به این معنا نیست که یک شرح کامل است برای چی که بانک مرکزی، بر پایه کدهای رهگیری که در مورد معاملات مسکن صادر می شود، آمار خودش را منتشر می کند. آمار و اطلاعاتی که توسط بانک مرکزی منتشر می شود در حد 70 تا 80 درصد، صحیح است ولی قطعاً شرح بانک مرکزی، نقص هایی دارد.
اولاً این آمار را در مورد واحدهای مسکونی معامله شده ارائه می کنند و دوم این که برخی معاملات به شکل توافقی و با وجود در دفترخانه رسمی انجام می شود و در نتیجه برای آنها کد رهگیری صادر نمی شود. در حالت معمول، بانک مرکزی بر پایه کد رهگیری، شرح مسکن را منتشر می کند و البته باید برخی نواقص این شرح را پذیرفت.
در مورد ساخت یک میلیون واحد مسکونی در سال که دولت و مجلس بر اجرای اون اصرار کرده اند، باید بگویم که این نوع کارها، بیش تر جنبه تبلیغاتی دارد. متاسفانه همین الان قسمت دولتی با قسمت خصوصی رقابت می کند و دست و بال قسمت خصوصی به چند دلیل بسته است.
اخیراً گفت و گو مالیات مطرح شده و هزینه جواز اضافه شده. همچنین قیمت مصالح ساختمانی و میزان دستمزد نیروی کار افزایش پیدا کرده است. در عمل قسمت خصوصی، دیگر توان رقابت ندارد و عمده سازندگان مسکن، برای این که سود حداقلی هم کسب نمی کنند، اگر پول خودشان را در بازارهای موازی همانند بانک بگذارند، به صرفه تر است.

IMG 20220906 WA00081
در این زمان، تعداد زیادی از سازندگان مسکن، ورشکسته شدند و از این حوزه خارج رفته اند و برخی نیز به سو دلالی و سفته بازی رفته اند. همین آماری که در مورد تهران و شهرستان ها منتشر می شود علامت می دهد که قسمت خصوصی، دیگر توان ساختن ندارد.
تعداد پایین جوازهای ساخت مسکن، مشخص می کند که کمبودهای ما در قسمت مسکن، بیش تر می شود. دولت و مجلس محترم، زحمت های کشیده و صحبت هایی داشته اند ولی این صحبت ها عملیاتی نیست.

*مقامات وزارت راه و شهر سازی اعلام کرده اند که در همین شهریور 1401، تعداد 100 هزار واحد مسکونی از واحدهای «طرح نهضت مردمی مسکن به استفاده برداری» می رسد. همچنین اعلام شده که زمین مورد نیاز تعدادی از اون 4 میلیون واحد مورد نظر تامین شده و تعدادی از زمین ها باید تغییر کاربری بدهند و جزو مناطق شهری شوند تا ساختن آنها انجام شود.
در شرایط فعلی، شرح بانک مرکزی در مورد معاملات انجام شده در مرداد امسال منتشر شده. بر پایه این شرح، رشد افزایش قیمت مسکن تهران، به میزان زیادی نسبت به ماه های قبل کمتر شده. آیا این آمار و اطلاعات علامت می دهد که قسمت مسکن به سقف قیمتی خودش رسیده و می توان از شرح بانک مرکزی این طور استنباط کرد؟

-من از یک بُعد دیگر به این قضیه دید می کنم. تمام بازارهای مالی در مرداد ماه امسال منفی بودند و تنها بازاری که بازدهی مثبت داشته، مسکن بوده است. در مرداد ماه امسال، تمام بازارها کمتر از تورم 52 درصدی نقطه به نقطه، رشد قیمت داشتند.
جدا از گفت و گو پول نقد، بورس حدود 6 درصد بازدهی داشته و میانگین نرخ سود بانکی 15 درصد بوده است. مابقی بازارها از جمله طلا، سکه و کالاهای بادوام شامل لوازم خانگی و ماشین، کمتر از نرخ تورم، بازدهی داشته اند، یعنی عملاً نتوانسته اند در یک سال قبل، ارزش پول را بر پایه تورم نگه داری کنند و فقط نسبت به نگه داشتن پول نقد، جراحت کمتری اتفاق افتاده است.
صحیح است که بازدهی مسکن تهران و مسکن شهرهای مختلف، کمتر از نرخ تورم بوده ولی بازدهی مسکن، از تمام بازارهای موازی بیش تر بوده است. با توجه به گزارشی که بانک مرکزی ارائه کرده، ما افزایش قیمت مسکن را تجربه کرده ایم.
از سو دیگر، نمی شود کاهش قیمت زیادی را در قسمت مسکن متصور شد. به دلیل این که هزینه ساختن و هزینه جواز ساخت بالا رفته است. در این زمان، نه تنها کاهش قیمت مسکن نداشته ایم بلکه افزایش قیمت نیز داشته ایم ولی برای رکود تورمی، تعداد معاملات مسکن کمتر شده.
ما الان در «رکود تورمی» قسمت مسکن هستیم ولی معاملات قسمت مسکن در حال انجام است. در دوره قبل از کرونا، میانگین تعداد معاملات مسکن شهر تهران حدود 8 تا 10 هزار فقره در ماه بود. در همان دوره در ماه های خرداد و تیر، تعداد معاملات به اعداد بیش تری می رسید و به حدود 12 هزار تهران در شهر تهران هم می رسید.
در حالی که تعداد معاملات مسکن تهران در مرداد 1401 به حدود 7 هزار فقره رسیده است. این 7 هزار معامله مسکن در ماه، نسبت به دو، سه ماه قبل از خودش کمتر بوده و 20 درصد کاهش داشته ایم ولی نسبت به ماه مشابه سال قبل خودش حدود 4 تا 5 درصد افزایش داشته است. پس نمی شود برای مسکن، فعلاً تورم زیادی را متصور بود و بازدهی خودش را خواهد داشت.
رشد قیمتی مسکن انجام می شود ولی قطعاً از تورم کمتر خواهد بود. موضوعی که در این آمارها اهیمت دارد این است که همیشه رشد قیمت قسمت مسکن در تهران، بیش از شهرستان ها بود و در ماه های قبل، شهرستان ها از تهران جا می ماندند و عدد افزایش قیمت برای مسکن تهران، رقم درشتی بود ولی در این ماه برعکس شده.
در این ماه، جاماندگی قیمت مسکن شهرستان ها نسبت به تهران، جبران شده و برای ماه آینده هم، احتمالاً همین وضع را خواهیم داشت. به نظر می رسد جاهای خوب شهرستان ها، رشد بالاتری نسبت به تهران خواهند داشت و جاماندگی قیمتی خودشان را جبران خواهند کرد.

*به طور مشخص در ماه مرداد سال 1399، تعداد 9 هزار واحد مسکونی در شهر تهران به طور رسمی معامله شده ولی در مرداد 1401، تعداد 7 هزار و 800 واحد در شهر تهران معامله شده. نسبت به سال 1399 چه اتفاقی افتاده که الان تعداد معاملات مسکن تهران، کاهش پیدا کرده است؟

-در سال 1399 میانگین قیمت مسکن در شهر تهران در حد 24 یا 25 میلیون تومان بود ولی در دو سال اخیر، حدود 2 برابر افزایش قیمت مسکن داشته ایم. از سو دیگر، در مرداد 1399 در بازارهای موازی از قبیل بورس رواج زیادی وجود داشت و اتفاقاتی در بورس چهره داد که همگی می دانیم.
در اون تاریخ، بازدهی بقیه بازارها پایین بود و سپس از شروع فرو ریختگی بورس، افراد به این نتیجه رسیدند که اگر اندوخته خودشان را به کالای بادوامی همانند مسکن تبدیل کنند، رشد بهتری خواهد داشت. سپس از اون هم، انتخابات آمریکا در آبان 1399 برگزار شد و جو روانی اون انتخابات دلیل شد قسمت مسکن درون رکود شود.
در اون دوره، تعداد معاملات مسکن کم شد تا این که در اسفند 1399، تعداد معاملات افزایش پیدا کرد. در ماه های آخر سال، معمولاً در همه بازارها، یک شور و شور به وجود می آید. با این که در اون تاریخ، شیوع ویروس کرونا را داشتیم ولی دوباره شور و شادی در مردم کم نشد. بنده دلیل اون اتفاقات 6 ماهه اول سال 1399 را همین داستان می دانم.

*به هر حال تعداد معاملات مسکن در مرداد 1401 نسبت به مرداد سال 1399 کاهش پیدا کرده است. آیا ممکن است کم شدن تعداد معاملات، برای این باشد که خریدهای مسکن به شهرهای دور و بر تهران یا استان های دیگر منتقل شده باشد یا این که احیاناً الان خریداران و متقاضیان منتظرند در همین تهران، مسکن مورد نظرشان را خریداری کنند؟

-کمتر شدن تعداد خرید و فروش در تهران، برای رکود تورمی است. در رکود تورمی، قیمت ها افزایش پیدا می کند و توان مردم به خرید مسکن نمی رسد. آمارها علامت می دهد که نزدیک 60 تا 70 درصد حجم معاملات، مربوط به واحدهای زیر 80 متر مربع است و همچنین 50 تا 60 درصد حجم معاملات واحدهای مسکونی مربوط به واحدهای زیر 3 میلیارد تومان است.
اگر این آمار و اطلاعات را کنار هم بگذاریم، به این نتیجه می رسیم که در یک قسمت از تهران که هنوز به اشباع قیمتی نرسیده، خرید و فروش بیش تر وجود دارد. در عمل، یک واحد مسکونی با قیمت یک میلیارد و 500 میلیون تومان تا 2 میلیارد تومان، راحت تر معامله می شود. در عین حال، عمده حجم معاملات مسکن تهران، در مناطق 9 و 10 شهرداری تهران و کمربند میانی تهران به پایین و پایین تر از خیابان آزادی، انجام می شود.
اگر یک فرد، فرضاً یک خودروی پژو 206 داشته باشد قیمت اون 400 میلیون تومان است. اگر او یک وام بانکی بگیرد و هزینه اوراق مسکن اون را کم کند نزدیک 300 تا 350 میلیون تومان می تواند دریافت کند.
از طرفی، اگر از اقوام خودشان هم بتواند پول گرفتن کند و خودش هم 300 تا 400 میلیون تومان نقدینگی داشته باشد، حدود یک میلیارد و 600 میلیون تومان نقدینگی پیدا می کند. در این حالت، این فرد می تواند به راحتی اقدام به خرید واحد مسکونی مورد نظرش کند.
در مناطق شمالی شهر تهران که میانگین قیمت هر متر مربع 60 میلیون تومان شده، قیمت یک واحد 100 متری 6 میلیارد تومان می شود. به همین دلیل عمده حجم معاملات مسکن، در مناطق پایین تر شهر تهران اتفاق می افتد.
الان معاملات مسکن انجام می شود و رکود تورمی هم وجود دارد ولی مِلک های ریز و کوچک که نقد شوندگی بهتری داشته باشند راحت تر فروش می روند. اساساً در تاریخ رکود مسکن، نقد شوندگی، مهم تر از سود بیش تر است.
البته این احتمال هم وجود دارد که برخی خریداران بخواهند در شهرهای دور و بر تهران، واحد مسکونی مورد نظر را خریداری کنند ولی عامل این اتفاقی که دلیل وضعیت فعلی مسکن در 2 ماه اخیر شده، انتظاراتی است که مردم دارند.

IMG 20220907 WA0006

*اجرای مجدد برجام چقدر بر وضعیت کنونی بازار مسکن تاثیر گذاشته است؟

-مردم، اخبار توافق برجام را پیگیری می کنند و صبر دارند برجام اجرا شود. به همین دلیل خریداران، دست نگه داشته اند و اقدام به خرید مسکن نمی کنند. مردم فکر می کنند با اجرای برجام، شاید اتفاقات خوبی در حوزه مسکن رقم بخورد و حتی بتوانند در قیمت های پایین تر خرید کنند.
البته اگر بخواهم از نظر کارشناسی بگویم حتی با امضای برجام هم، برای چسبندگی قیمت ها، کاهش قیمت در قسمت مسکن را نمی توانیم متصور باشیم . حتی رشد قیمتی را قطعاً در بین زمان و بلند زمان داریم ولی این شرد، کمتر از نرخ تورم خواهد بود.
برای این که با اجرای برجام، درون رکود عمیق تری در قسمت مسکن می شویم، دست بالا برای خریداران خواهد بود. برای چی که آنها می توانند با نقد شوندگی ای که دارند، مِلک های زیر قیمت و ارزنده تر را خریداری کنند.
در این تاریخ، بهترین گزینه این است که افراد بتوانند نقد شوندگی خودشان را برای اندوخته گذاری و خرید نگه داری کنند و در نتیجه باید به سو واحدهای ریز و کوچک بروند که پول شان به خرید اون برسد و نقد شوندگی بالاتری هم داشته باشند.
همین طور ملک هایی باید بخرند که از هر نظر اُکازیون باشند. در دوره رواج مسکن، برای بازار هیجانی که وجود دارد هر ملکی، مشتری خودش را پیدا می کند ولی زمانی رکود اتفاق می افتد، بازار ملک بازاری است که مردم واحدهای مسکونی را می سنجند و بهترین گزینه را با پول خودشان انتخاب می کنند و از سر ناچاری، انتخاب خودشان را انجام نمی دهند.

*واحدهای 60 تا 70 متری، در حد 14 درصد از معاملات مسکن شهر تهران را به خودشان اختصاص داده اند و واحدهای 50 تا 60 متری هم 13.8 درصد از معاملات را به خودشان اختصاص داده اند. در رتبه سوم واحدهای 70 تا 80 متری قرار دارند.

-دقیقاً همین طور است و به طور کلی، واحدهای کمتر از 80 متر مربع، نزدیک 60 تا 70 درصد معاملات را به خودشان اختصاص می دهند. دلیل استقبال از این واحدها، برای نقد شوندگی بالاتر است.
در عمل، ملک های تجاری نقد شوندگی پایینی دارند برای وضعیت اقتصادی خاصی که در اون قرار گرفته ایم و کرونا هم دلیل شده رفتار مشتریان تغییر کند. امروزه خرید و فروش ها عمدتاً آنلاین شده اند و الان تقریباً نصف پاساژها تعطیل هستند.
در سال های قبل گفته می شد هر کسی بتواند ملک تجاری بخرد وضع مالی او خوب می شود و می تواند حقوق عملیاتی از اون کسب کند ولی الان برای رکود عمیق و بازاری که وجود دارد فروش ملک های تجاری، معضلات زیادی دارد.
در حال آماده، نقد شوندگی، مهم است و افراد مالک باید در حد 25 تا 40 درصد زیر ارزش ذاتی، ملک تجاری خودشان را بفروشند که برای خریدار جذابیت ساختن کند یا این که اقدام به تهاتر کنند.
زمانی بازار این طور می شود و پول نقد کمتر می شود، مالک یک ملک تجاری باید ملک خودش را با یک ماشین تهاتر کند، یا با یک واحد دیگر تهاتر کند. بنابراین، نقد شوندگی در بازار ملک، فراوان مهم است.
برای این که بودجه مردم به خرید واحدهای مسکونی عظیم نمی رسد و همچنین نقد شوندگی مهم است، در نتیجه جستجو واحدهای مسکونی ریزتر می روند. توصیه ای که ما به سازندگان مسکن و افراد و نزدیکان خودمان که در کار ساختن بوده اند، داشته ایم این بوده که با توجه به اطلاعاتی که ما داریم و بازار را رصد و تحلیل می کنیم شما باید به سو ساخت واحدهای مسکونی کوچک بروید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

اگر برجام پذیرفته شود ارزهای دیجیتال صعود می کنند یا سقوط؟

[ad_1]

در دنیای امروزی که ارز دیجیتال توانسته است درجه مخصوص ای برای خود داشته باشد، در واقع همان پول است که وجود خارجی نداشته و به شکل غیر واقعی میباشد. میتوان گفت ارز دیجیتال یک واحد پول بین المللی است که در شکل استفاده از اون، نیاز به پول و کارت بانکی نمیباشد و تمامی معاملات اینترنتی را لباس می دهد.
با توجه به مفاد تفاهمنامه برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک که بر سر برنامه هسته‌ای ایران میباشد ، رفع تحریم‌های ایران در دستور کار قرار دارد.
آمریکا با اعمال تحریم های فراوان علیه ایران، که مهمترین اون تحریم های مالی و بانکی میباشد، فعالیتهای اقتصادی ایران را وابسته مشکل کرده است. با توافق برجام و رفع این تحریمها, کاربران رمز ارزهای دیجیتال از لیست تحریم صرافی های ارز دیجیتال خارج شده و به راحتی میتوانند در بازارهای جهانی به داد و ستد بپردازند. در تاریخ تحریم ، هر نوع معامله ای با استفاده از رمزارزها در واقع برای دور زدن این تحریم ها میباشد. حال اگر ایران و امریکا به این توافق برسند و تحریم‌های بانکی ایران برداشته شود، معاملات اقتصادی دیگر به راحتی و به شکل قانونی انجام می پذیرد و معاملات با ارز دیجیتال کاهش خواهد یافت و بالاطبع با پایین آمدن تقاضا، قیمت اون نیز کاهش خواهد یافت.
همیشه سیاستهای اتخاذ شده از سوی فدرال رزرو آمریکا ، دلیل تغییرات قیمت در ارزهای دیجیتال بوده همانطور که چو بایدن فرمان اجرایی ارزهای دیجیتال را امضا کرد و ضرب العجل 180 روزه برای کمیته های تخصصی فرال رزو مشخص کرد که دلیل فرو ریختگی مقطعی این ارزها شد. متاسفانه هر نوع سیاست پولی و و همچنین اقتصادی بر اقتصاد ما تاثیرات فراوانی دارد و نزد گرفتن هر نوع سیاستی در آمریکا، قیمت دلار در ایران را تحت تاثیر قرار میدهد. حال توافقنامه برجام نیز از همین نوع سیاستهای میباشد که مطمئناٌ تاثیر بسیاری بر قیمت دلار و در نتیجه بر ارز دیجیتال خواهد گذاشت زیرا ارزهای دیجیتال با دلار خرید و فروش می شوند، اگر دلار بالا برود، قیمتش افزایش یافته و اگر دلار پایین بیاید قیمتش کاهش خواهد یافت، سیگنالهای مثبت از سوی توافق برجام، دلیل شد تا شاهد کاهش قیمت دلار و دیگر ارزهای خارجی در ایران باشیم .

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

تبعات اجرای دوباره «برجام» در بازارهای «مسکن»، «طلا و سکه» و «بورس»

[ad_1]

صفحه اقتصاد- امید به انجام مذاکرات اتمی برای احیای توافق اتمی – برجام- با پیروزی جو بایدن در انتخابات سال 1399 آمریکا، ساختن شد و مدتی سپس از شروع دوره ریاست جمهوری او و تک دوره ای شدن ترامپ، شروع شد. با این حال، این مذاکرات به سرعت به نتیجه نرسیده و حدود دو سال از دوره ریاست جمهوری جو بایدن قبل و در ماه های اخیر، امیدهایی برای اجرای دوباره برجام به وجود آمده است.
این امید به اجرای دوباره توافق برجام، بر سرنوشت بازارهای داخلی و مالی ایران تاثیر گذاشته و روند قیمت ها را تا حدی کاهشی کرده است. در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با پزشک داوود محسنی نامقی (تحلیلیگر بازارهای مالی)، شرایط چند بازار مهم مالی درون ایران در وضعیت فعلی و در شکل اجرای دوباره برجام، بررسی شده است.

*****

*در روزها و هفته های اخیر، یک عامل مهم که بر بازارهای مختلف تاثیر گذاشته و همچنان تاثیرگذار است، داستان اجرای دوباره توافق اتمی برجام است. به نظر شما، اجرای دوباره برجام واقعاً تا چه حد بر بازارهای مختلف تاثیر گذاشته و فعالان بازارهای مختلف تا چه اندازه از این عامل سیاسی، تاثیر پذیری دارند؟

-ما اگر بازارهای مالی را تقسیم بندی کنیم در مورد بازارهایی همانند مسکن که چسبندگی قیمت دارند، تاثیر پذیری کمتری از اجرای برجام دارند ولی اگر اجرای برجام قطعی شود بازارهایی همانند دلار و طلا، بیش تر تحت تاثیر قرار می گیرند. اگر برجام اجرایی شود از نظر من، عدد کلیدی نرخ دلار 28 هزار و 400 تومان است.
این عدد 28 هزار و 400 تومان برای نرخ دلار فراوان مهم است که آیا دلار می تواند برای وقت قابل قبولی در حد 2 یا 3 هفته زیر این عدد بیاید یا نه. از طرفی، طلا به طور مستقیم با نرخ دلار سروکار دارد و 90 درصد قیمت طلا به نرخ دلار وابسته است.
یک نکته دیگر که باقی مانده، این است که انتظارات مشارکت کنندگان در بازار، فراوان مهم است. برای مثال در اواخر سال 1399 یا آغاز سال 1400، هر تاریخ که گفت و گو اجرای برجام مطرح می شد بلافاصله بازارها، واکنش علامت می دادند مخصوصاً بازار دلار ولی دیدیم که هر چه مذاکرات اتمی، ادامه پیدا می کند و مذاکرات، کِش دار می شود، تاثیر پذیری بازارها از اون کمتر می شود.
به هر حال، قبلاً تا یک اتفاق کوچک در مورد برجام چهره می داد، نرخ دلار پایین می آمد، اما الان همانند قبل نیست و الان نرخ دلار دوباره به بالای 30 هزار تومان رفته است. دلیل این وضع، همین است که مشارکت کنندگان بازار، انتظارات خودشان را تعدیل می کنند.
با اطمینان می توان گفت که اگر تا شش ماه آینده، مذاکرات برجام به همین نظم ادامه پیدا کند، قطعاً انتظارات فراوان از مشارکت کنندگان بازار، تعدیل می شود و دیگر همانند گذشته، ممکن است به اتفاقات مربوط به برجام، واکنش علامت ندهند.

دلار2 2

*از نظر شما، قیمت 28 هزار تومان، کف قیمت دلار است؟

-این طور نیست که این عدد، کف قیمتی دلار باشد ولی به هر حال عدد 28 هزار و 400 تومان برای نرخ دلار، عددی بود که روند نزولی اون قبلاً شکسته شد. این عدد، عدد مهمی برای نرخ دلار بوده و در هفته های نزد و در حد یک نصف روز، دلار به زیر این عدد رفت ، اما دوباره بلافاصله به بالای این محدوده آمد.
در حال آماده، وضعیت سهام بانکی و سهام خودرویی یا سهام حمل و تعریف یا قیمت دلار، علامت می دهد که این بار مذاکرات برجام می خواهد طولانی تر شود ولی اون عدد، عدد مهمی است و ما اون را به نام مبنا در نظر می گیریم.

*در ابتدا در ماه های اخیر، صبر این بود که مذاکرات اتمی به سرعت به نتیجه برسد ولی بعداً چون قرار شد سو های مذاکره، به نظرات همدیگر پاسخ بدهند، در نتیجه مذاکرات طولانی تر شد.
در چنین وضعیتی، به نظر می رسد که فعالان بازارهای مختلف به نوعی از تحقق توافق سریع ناامید شدند. از نظر شما هم همین طور بود؟

-هر چقدر مذاکرات اتمی، طولانی تر شود مشارکت کنندگان بازار، انتظارات خودشان را تعدیل می کنند. دلیل اون هم، این است و هنگامی انتظارات، تعدیل می شود این قضیه اتفاق می افتد. برای مثال، فرض کنید اگر در آغاز سال 1400 این اتفاق چهره می داد، شاید نرخ دلار می توانست تا 20 هزار تومان کاهش پیدا کند.
اگر برجام، اجرا شود فراوان از مشارکت کنندگان بازار، بعید می دانند که نرخ دلار به زیر 26 هزار تومان برود. این انتظارات است که قیمت ها را تعیین می کند، یعنی انتظارات همه مشارکت کنندکان بازار، روی این قیمت قرار می گیرد.

*فعالان بورس تاکید دارند هر چقدر نرخ دلار، بالاتر باشد به نفع بورس تمام خواهد شد. در نتیجه موافق کاهش نرخ دلار نیستند. در اظهار نظرهای تحلیلگران به طور مکرر به این داستان نشانه می شود که نرخ دلار نمی تواند با وجود اجرای برجام، چندان پایین بیاید.
با این نوع اظهار نظرها و تحلیل ها امکان دارد جو روانی بازار تحت تاثیر قرار بگیرد و در شکل اجرای دوباره برجام، نرخ دلار کاهش قابل توجهی نداشته باشد؟

-به طور کلی، بورس تحت تاثیر دو عامل نرخ دلار و تورم است ولی باید به این نکته توجه داشته باشیم که شرکت ها می توانند 2 نوع سود کسب کنند. یک نوع سود شرکت ها، سود تورمی بوده و یک نوع دیگر سود عملیاتی است.
هنگامی ما درباره سود تورمی صحبت می کنیم، باید در نظر داشته باشیم که هنگامی نرخ دلار بالا باشد، هزینه های شرکت ها نیز بالا می رود. این سودی که شرکت ها در این حالت کسب می کنند، سود تورمی است و نه سود عملیاتی.
اگر برجام اجرا شود و روابط ما با دنیا برقرار شود، بسیاری از هزینه های شرکت ها کاهش پیدا می کند. صحیح است که با اجرای برجام، ممکن است نرخ دلار به 26 هزار تومان برسد ولی از سو دیگر، هزینه های شرکت های کاهش پیدا می کند. شاید نرخ دلار تا 28 هزار یا 27 هزار تومان پایین بیاید و حتی تا 26 هزار تومان پایین بیاید.
از سو دیگر ما اگر بتوانیم با دنیا ارتباط برقرار کنیم، بسیاری از هزینه های بالاسری همانند هزینه های تحریم و هزینه های جانبی کاهش پیدا می کند و این وضع، دلیل می شود سود عملیاتی شرکت ها بالا برود. این طور نیست که نرخ دلار پایین بیاید و به جراحت شرکت ها تمام شود.
دوستانی که این طور صحبت می کنند به سود تورمی توجه دارند. آنچه که دلیل شد که قیمت سهام در سال های 1398 و 1399 بالا برود، یک علتش بالا رفتن نرخ دلار بود. سود تورمی، بازی به جمع صفر است ولی سود عملیاتی برای شرکت باقی می ماند. برای چی که سودی که انباشته می شود، بعداً می تواند مورد استفاده قرار بگیرد و اندوخته گذاری جدید انجام شود.
پس من با اون نظر دوستان موافق نیستم که اگر نرخ دلار پایین بیاید، شرکت ها وابسته مشکل می شوند. با کاهش نرخ دلار در شکل اجرای برجام، سود عملیاتی شرکت ها نیرومند می شود و این وضع در بلند وقت، به نفع شرکت ها خواهد بود.
اندوخته گذاران یا سهامداران، می خواهند از راه رشد و توسعه شرکت، سود کسب کنند و نه از یک نوسان کوچک. پس اگر دیدگاه بلند وقت داشته باشیم قطعاً برجام می تواند به نفع سهامداران هم باشد. برخی مشارکت کنندگان بورس این دیدگاه را مطرح می کنند که اگر نرخ دلار پایین بیاید، فلان و بهمان می شود ولی بازارها، چندان به نظر تحلیلگران کاری ندارند.
در حال آماده، نقدینگی موجود در ایران به بالای 5.2 تریلیون (هزار هزار میلیارد) تومان رسیده است. این مقدار نقدینگی نسبت به آغاز سال 1399، بیش از دو برابر شده. به هر حال، دلار هم یک کالا هست و قطعاً بیش از هر چیزی از رشد نقدینگی تاثیر می پذیرد.
البته انتظارات ما مهم هست و می تواند در کوتاه وقت به نرخ دلار جهت بدهد، اما آنچه که بیش از همه عوامل، مهم بوده، رشد نقدینگی است. بیش از همه، رشد نقدینگی بر قیمت دلار تاثیر می گذارد.

طلاوسکه

 

*در ماه های قبل، گفته می شد که اندوخته ها از بورس خارج شده و به سو بازارهای دلار، سکه و طلا و مسکن رفته یا می رود. در حال آماده، کدام بازارها دارای رواج بوده و برای فعالان و اندوخته گذاران جذابیت دارند؟

-علاوه بر گفت و گو نقدینگی که به اون نشانه کردم، واقعیت این است که پول در تفریح از یک میلیون و 100 هزار میلیارد تومان (1100 هزار میلیارد تومان)، عبور کرده است. الان 22.5 درصد نقدینگی ایران، همان پول در تفریح است. در حال آماده، این پول جرأت نمی کند به سو بازارهای مختلف برود.
به سبب این که انتظارات برخی مشارکت کنندگان بازار، این است که امکان دارد برجام اجرا شود. اگر هم برجام اجرا شود شرایط بازارهای مختلف تغییر می کند. اگر قرار باشد با اجرای برجام، نرخ دلار تا 26 هزار تومان پایین بیاید، کسی الان دلار را با قیمت 30 هزار تومان نمی عقل. تعدیل شدن این انتظارات، دلیل شده این پول به سو بازارهای مختلف نرود.
از طرفی، طلا هم، به طور مستقیم از نرخ دلار تاثیر می پذیرد. در مورد قسمت مسکن هم باید بگویم که الان رشد قسمت مسکن در ماه قبل، نسبت به دو ماه قبل از اون کمتر شده و اگر قبلاً نرخ رشد 8 درصد بود، در ماه مرداد امسال به 1.5 درصد رسید.
البته این نظر من هست ولی من فکر می کنم راحت از این که برجام چه می شود و اگر همین وضع نامشخص بودن برجام ادامه پیدا کند و مذاکرات کِش دار شود، در سه ماه آینده، پول ها جرأت می کنند به بازارهای مختلف بروند. اگر وضعیت الان را نسبت به سال قبل، سنجیدن کنیم انتظارات مردم نسبت به نتیجه برجام، یک کم تغییر کرده است.
من نمی گویم مردم نسبت به نتیجه برجام، بی تفاوت می شوند ولی اون انتظارات قبل را نخواهند داشت. برای مثال، مشارکت کنندگان بازار، سابقاً نسبت به نتیجه برجام، فراوان حساس بودند، اما الان حساسیت آنها کمتر شده. هر چقدر این حساسیت نسبت به نتیجه برجام کمتر شود، این پول های درشت، بیش تر به بازارهای مختلف می روند.
در مورد این که کدام بازار جذابیت دارد، باید بگویم قیمت مسکن به نحوی در سقف های قیمتی قرار دارد. در مورد طلا، باید بگویم که قیمت طلا با نرخ دلار ارتباط دارد و مذاکرات برجام، هنوز ادامه دارد ولی به نظر من، بازار بورس، می تواند یکی از گزینه های فراوان جذاب باشد. ما شرکت های زیادی در بورس داریم که سهام آنها با نرخ دلار معادل 20 هزار تا 22 هزار تومان معامله می شود. در حالی که در قسمت مسکن، معاملات با نرخ دلار حدود 35 هزار تومان انجام می شود.
در مورد دلار هم می توانم بگویم ارزش واقعی دلار با توجه به نرخ تورم و نقدینگی، حول و حوش 35 هزار تا 36 هزار تومان بوده و خود دلار شاید 15 تا 20 درصد از ارزش خودش عقب است. قیمت طلا در درون سرزمین، با توجه به قیمت جهانی اونس طلا و نرخ دلار تعیین می شود.
با توجه به افزایش نرخ استفاده توسط فدرال رزرو آمریکا، طلای جهانی هم تحت فشار قیمتی است. در وضعیت فعلی، نمی توان دقیقاً گفت که طلا تا چه قیمتی رشد می کند ولی به نظر من، نهایتاً قیمت اونس طلا در حد 7 یا 8 درصد رشد خواهد کرد.

طلا و دلار 1 800x458 1

*پس نظر شما این است که قیمت اونس طلا بیش از 8 درصد رشد نمی کند؟

-به طور کلی، کامودیتی ها و یکی از آنها که همین طلا باشد تحت فشار افزایش نرخ استفاده فدرال رزرو آمریکا هستند، یعنی طلا در ماه های آینده می تواند حداکثر در حد 7 یا 8 درصد افزایش داشته باشد. این 7 یا 8 درصد افزایش، در مورد اونس جهانی ممکن است اتفاق بیفتد.
با توجه به نرخ دلار که شاید 15 تا 20 درصد از ارزش ذاتی خودش عقب هست، طلا در بازار داخلی ممکن است از همین نقطه فعلی، نهایتاً 15 درصد افزایش پیدا کند. این مقدار افزایش دلیل می شود که اندوخته گذاران، چندان ریسک نکنند و در نتیجه، بورس می تواند از همه بازارها خوب تر باشد.

*اگر فرضاً قیمت اونس طلا 7 درصد افزایش داشته باشد، از نظر شما ممکن است از 1715 دلار فعلی، حتی به 1850 نرسد و تا محدوده کمتر از 1850 دلار می تواند رشد کند.

-به این سبب می گویم طلا می تواند اینقدر رشد کند که برنامه فدرال رزرو برای افزایش نرخ استفاده، یک برنامه دائمی است و تا نیمه دوم 2025 میلادی ادامه دارد. در همین چند ماه آینده و تا آغاز سال 2023 میلادی، اونس طلا کار فراوان سختی دارد که بخواهد به 1900 دلار برسد.

*قیمت سکه کامل در ماه های اخیر و در تاریخ اوج قیمت به نزدیک 17 میلیون تومان رسید و در هفته های اخیر کاهش پیدا کرد. در روزهای اخیر، قیمت سکه بین محدوده 15 میلیون و 12.5 میلیون تومان در نوسان بوده است.
در چنین وضعیتی، آیا نوسان گیری ممکن است اتفاق بیفتد و معامله گران در این حوزه سود کنند یا این که خرید و فروش سکه، فعلاً ریسک زیادی دارد؟

-به نظر من، الان خرید و فروش سکه طلا ریسک زیادی دارد. آنچه که بر قیمت سکه تاثیرگذار است، قابل نزد بینی نیست چون قیمت دلار ممکن است برای اجرای برجام تغییر کند. به هر حالت، در ماه های اخیر، اظهار نظرهای ضد و نقیضی در مورد برجام مطرح شد.
در چنین وضعی، سود کردن دربازار سکه، نیاز به آدم شغل ای دارد که به شکل 7 روزه یا چند روزه، به خرید و فروش سکه دید کند. البته برخی زمان‌، شانس در معاملات دخیل است ولی فعلاً برای ریسکی که وجود دارد، هیچ توصیه ای در مورد سکه نمی شود. اساساً راهنمای قیمت گذاری در بازار طلا و سکه و مخصوصاً برای وضعیت فعلی، نرخ دلار است.
کسی که می خواهد اقدام به خرید سکه کند، باید بگذارد نرخ دلار به زیر 28 هزار و 400 تومان بیاید و تثبیت شود. اگر نرخ دلار تثبیت هم نشود ولی نرخ دلار به زیر این عدد بیاید، خرید سکه فراوان جذاب می شود حتی برای یک نیم روز یا یک روز. در مجموع، من نظرم این است که فعلاً نرخ دلار نمی تواند بالای 32 هزار تومان تثبیت شود.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

مذاکرات احیای برجام چه زمانی به خط آخر می‌رسد؟

[ad_1]

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

توسعه یافتگی و کاهش ریسک، از «تاسیس وزارت کارآفرینی» تا «بیمه» و «برجام»

[ad_1]

صفحه اقتصاد– بیمه، انتقال ریسک یا بخشی از ریسک از بیمه گذار به شرکت بیمه گر است و این انتقال ریسک با پرداخت حق بیمه و در قطعه قرارداد مشخص، عملی می شود. در سرزمین ما مقرر شده بود که ضریب نفوذ بیمه سپس از 5 سال، یعنی در سال 1400 به حد 7 درصد از تولید ناخالص داخلی برسد. در حالی که در عمل، فعلاً ضریب نفوذ بیمه کمتر از 3 درصد است.

در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با حمیدرضا حاجی اشرفی (کارشناس بیمه ، پژوهشگر حوزه توسعه، تحلیل گر مطالعات ریسک و بازار بیمه های بازرگانی)، ایده تاسیس وزارت کارآفرینی که توسط وی مطرح شده و همچنین دلایل گسترش پیدا نکردن ضریب نفوذ بیمه و صنعت بیمه در ایران، مورد کند و کاو قرار گرفته است.

*****

 *بر پایه اطلاعات موجود، ما می دانیم که جنابعالی کارشناس مطالعات ریسک و بیمه هستید و عمدتاً در حوزه بیمه کوشش زیادی داشته اید. با این حال، جنابعالی به نام مطالعه گر ریسک های مشهود و نامشهود کارآفرینی، اخیراً ایده تاسیس وزارت اشتغال و کارآفرینی را مطرح کرده اید.

چه زمینه ای آماده شد و چه ضروتی وجود دارد که شما به نام کارشناس مطالعات ریسک و بیمه، به این نتیجه رسیده اید که سرزمین ما نیاز به وزارت اشتغال و کارآفرینی  دارد؟

-اساساً یکی از اصلی ترین وظایف مطالعه گران ریسک و حتی کارشناسان بیمه های بازرگانی، همین شناسایی، ارزیابی، اندازه گیری و تحلیل مشاغل، وقایع، پروژه ها، فرآیندها و تحلیل سوات (نقاط قوت و ضعف و زمان ها و تهدیدات/ S.W.O.T) اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه است.

برای مثال، یکی از وظایف ما این است که زمانی که در یک کارخانه به تحلیل ریسک می پردازیم، نقاط ضعف، نقاط قوت، زمان ها و تهدیدها را در اون کارخانه شناسایی کنیم. بر پایه این 4 عامل و فاکتور، باید الگوریتم کنترل خطرات و مخاطرات را تهیه کرده و لباس های ایمنی، بهداشت و بیمه ای را برای اون کارخانه، طرح ریزی کنیم.

بنده به نام مدیر عامل شرکت پیشگامان ترویج امید فردا به نام یک استارت آپ، کوشش می کنم. ما از در سال 1390 به سپس، به طور مشخص در زمینه مطالعات ریسک های مشهود و نامشهود جامع محلی کشورمان کار کرده ایم.

به این سبب از اصطلاح «جوامع محلی» استفاده می کنم که اگر به طور تفکیکی درون این گفت و گو نمی شدیم، نمی توانستیم نتایج خوبی کسب کنیم. برای چی که اصولاً نمی شد همه شهرها و روستاها را با همدیگر مورد بررسی قرار بدهیم.

بر این پایه، در مورد جوامع محلی که شهرهای کوچک و روستاها بودند، با تحلیل سوات و تحلیل های کارکردی و تطبیقی، شروع به کار کردیم تا بدانیم عقب ماندگی و توسعه نیافتگی مشاغل و مکان کسب و کار در جوامع محلی سرزمین ما چه عللی دارد.

زمانی که ما در چارچوب این موضوعات کار می کردیم، در نهایت و از نظر الگوبرداری تطبیقی با کشورهای دیگر، به این نتیجه رسیدیم که ابداً شرایط امروز دنیا با توجه به تغییرات تکنولوژیکی، وقوع انقلاب چهارم صنعتی در سال 2008 میلادی، نوآوری هوش مصنوعی و تغییرات پهناور آب و هوایی، تغییر کرده است.

در حالی که فعلاً در حال مصرف انرژی و سوخت فسیلی است، اما دنیا به این سو حرکت می کند که دیگر بنگاه های عظیم اقتصادی از جمله کارخانجات و پالایشگاه ها، مطلوبیت ندارند. در سال های اخیر و بر پایه برنامه سازمان ملل متحد، برای توسعه شرکت های کوچک و متوسط (S.M.E) یعنی مشاغل خانگی و عقل و متوسط برنامه ریزی می شود.

ما زمانی به این واقعیت پی بردیم، در ادامه راه خودمان، به نام مطالعه گران ریسک، به نتایج و ایده های مشخصی رسیدیم. به هر حال، وظیفه مطالعه گر ریسک این است که اگر یک بیزینس پلن یا یک بودجه نوشته می شود یا یک برنامه پنجساله تصویب می شود یا تصمیم خاصی خصوصاً در حوزه اقتصادی گرفته می شود، برسی کند که چه عواملی دلیل شکست این برنامه و تصمیم می شود یا چه موانعی دلیل می شود یک برنامه به اهدافش نرسد.

ما در حوزه کسب و کار ایران، به این نتیجه رسیدیم که از دنیا عقب هستیم یعنی الان در همین تحولات انقلاب صنعتی جدید، هوش مصنوعی، تغییرات آب و هوایی، دیگر دولت ها تصمیم گیر اول و اصلی نیستند.

البته در تاریخ تفسیر اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قرار شد قسمت خصوصی تا 80 درصد اقتصاد را در دست بگیرد و 20 درصد اقتصاد، دولتی باشد. سوال این است که در این چارچوب، چه کسانی می توانند منادیان توسعه قسمت خصوصی و قسمت تعاونی در ایران باشند؟

به نظر ما، استارت تاپ ها هستند که در این زمینه می توانند پیشگام شوند. استارت تاپ ها در قسمت مالی، فین تک ها (علمی های مالی) و در قسمت بیمه، اینشور تک ها (علمی بیمه ای) را تشکیل می دهند.

ما به نام استارت آپ، در این زمینه ها کار کردیم. در نهایت پی بردیم کشورهایی همانند کره جنوبی، سنگاپور، تایوان و چین که در دو، سه دهه اخیر توسعه پیدا کرده اند، با استقرار وزارتخانه کارآفرینی و اشتغال زایی، نسبت به متمرکز کردن همه تصمیمات دستگاه های دولتی و قسمت خصوصی اقدام کرده و از این راه به موفقیت رسیده اند. به همین سبب، از این منظر بود که بنده، تاسیس وزارت اشتغال و کارافرینی را منظور کردم.

WhatsApp Image 2022 09 04 at 16.38.40

*ریسک های مشهود و نامشهود در کارآفرینی که به آنها نشانه کردید دقیقاً چه ریسک هایی هستند؟

-به طور کلی، ما دو نوع ریسک در زندگی بشر و در واقعیت داریم. ریسک های مشهود، ریسک هایی هستند که ما آنها را لمس کرده و آنها را می بینیم همانند تصادف ماشین، سیل و زلزله. ما عیناً می بینیم که حوادثی چهره می دهد و تعدادی کشته و زخمی شده و خسارت های جانی و مالی اتفاق می افتد. در حوزه مطالعات ریسک، به این نوع اتفاقات، ریسک های مشهود یا مخاطرات مشهود می گوییم.

در حالی که برخی ریسک ها، برای تصمیم گیری های غلط در همه زمینه ها به وجود می آید و به طور سریع، خسارت های مادی و حتی جسمی و بدنی آنها، خودشان را علامت نمی دهند ولی به مطالعه تاریخ، گاهی زمان‌ و به همین سبب خسارت هایی به وجود می آید که سنگین تر از خسارت های فیزیکی یا ریسک های مشهود هستند.

یک ضرب المثل در زبان فارسی وجود دارد که یک نفر برای دزدی به جایی رفته بود ولی زمانی از این دزد در محل دزدی سوال کردند که چه کار می کند گفت ساز می زنم. به او گفتند برای چی صدای ساز نمی آید و او در پاسخ گفت که صدای این ساز، سحر بلند می شود. ریسک های نامشهود از جمله مخاطراتی هستند که در بلند زمان دلیل ورشکستگی بنگاه های اقتصادی، خانوارها و اقتصاد مردمی می شوند.

WhatsApp Image 2022 09 04 at 16.45.42

 *جنابعالی منظور داه اید که وزارت اشتغال و کارآفرینی تاسیس شود ولی چند سال قبل، خانم پزشک فاطمه مقیمی که عضو هیأت رئیس اتاق بازرگانی و صنایع تهران هستند در آغاز سال 1396 و قبل از تشکیل دولت دوم آقای روحانی یا دولت دوازدهم، به این داستان نشانه کردند که برای مشکلاتی از قبیل بیکاری، دولت دوازدهم باید یک دولت کارآفرین باشد.

ایشان منظور تاسیس معاونت کارآفرینی زیر نظر رئیس جمهور را مطرح کردند و این منظور حتی به آقای جهانگیری، معاون اول وقت رئیس جمهور هم تقدیم شد. آیا جنابعالی خبر داشتید که منظور تاسیس معاونت کارآفرینی مطرح شده؟

-خیر. من ابداً این خانم را نمی شناسم. البته یکی از مشکلات ما در ایران این است که ما به طور جزیره ای کار می کنیم و این وضع هم، دلیل دارد. واقعیت این است که قسمت دولتی ایران، قسمت های خصوصی و تعاونی را قبول ندارد و خودش را یک سر و گردن، بالاتر از بقیه قسمت های اقتصاد ایران می داند.

در ارتباط با قسمت خصوصی و قسمت تعاونی نیز، باید بگویم کسانی که به نهادهایی همانند اتاق بازرگانی، انجمن های صنفی و تشکل های مشابه رفته و در آنجا کار می کنند، تصورت واهی دارند و خودشان را از قسمت های دیگر جامعه، بالاتر می بینند.

این نوع مسائل دلیل شده که ما ایرانی ها، با همدیگر واگرایی داشته باشیم. البته ما شاید فقط در حوزه علم، هم افزایی داشته باشیم. بنده دفعات در مقالات خودم و در سخنرانی ها و در مجامعی که شرکت کرده ام و از جمله جلوی نمایندگان مجلس گفته ام و می گویم در همان دانشگاهی که شما درس خوانده اید، ما هم درس خوانده ایم، همان منابع درسی که شما آنها را مطالعه کرده اید ما هم مطالعه کرده ایم، همان تجربیاتی که شما در یک سرزمین دنیا سومی کسب می کنید ما هم کسب می کنیم و همه با هم جلو می رویم ولی برای چی شما فکر می کنید از دیگران بالاتر هستید و برای چی زمانی گفت و گو های جدی مطرح می شود جلسه را ترک کرده یا سرتان را پایین می اندازید و شکل تان قرمز می شود.

اساساً استارت تاپ ها یا شرکت های علم اساس، جلوتر از بقیه قسمت هایی هستند که تصورات ناپخته دارند و فکر می کنند بیش از دیگران می دانند. هر چند که برخی افراد، به بنده گفتند که برای چی بر تاسیس یک معاونت جدید ریاست جمهوری تاکید نمی کنید.

به هر حال، ما چندین معاونت در حوزه های مختلف ، به نام زیرمجموعه رئیس جمهوری داریم و همچنین چندین معاونت در مجلس و قوه قضاییه داریم. اصولاً وظایف، تکالیف و وظیفه های معاونت رئیس جمهور، با وزارتخانه تفاوت می کند.

ما اگر می خواهیم برنده شویم باید از کسانی الگو برداری کنیم که روش آنها پاسخ داده است. برای مثال، در چند دهه اخیر کره جنوبی از فقر به اوج توسعه رسید و امروزه یازدهمین سرزمین اقتصادی برنده دنیا است بدون داشتن پهناوری سرزمینی ایران و منابع معدنی ما و فراوانی و ویژگی های ژئواستراژیک که ما داریم. ما باید از کشوری الگو برداری کنیم که راه صحیح تری را طی کرده و نباید دو مرتبه چرخ را از اول اختراع کنیم.

WhatsApp Image 2022 09 04 at 16.46.04

*پس اعتقاد شما این است که اگر وزارت اشتغال و کارآفرینی تاسیس شود و به طور جدی اهداف مورد نظر پیگیری شود، سرزمین می تواند به توسعه یافتگی برسد و از فقر نجات پیدا کند؟

-قطعاً همین طور است و واجب می دانم بگویم یازده سال است که بنده در این زمینه مطالعه کرده و مطالب زیادی در این زمینه نوشته ام. تعداد 150 برنامه رادیویی و تصویری در این زمینه داشته ام و هر روز و هر ساعت در مورد این پروژه کار می کنم. به نظر من، هیچ راهی نداریم به غیر از این که یک وزارتخانه متمرکز در حوزه کارآفرینی داشته باشیم.

WhatsApp Image 2022 09 04 at 16.38.39

*یکی از مشخصات کشورهای توسعه یافته این است که وضعیت بیمه ای مناسبی دارند و همه شرکت های بیمه گر به نوعی رفتار می کنند که مردم و افراد بیمه گذار رضایت دارند. اخیراً یک ایرانی با خودروی خودش در ایالات متحده آمریکا تصادف کرده و تعریف می کرد که حتی شرکت بیمه مرتبط به خودروی سو مقابل که مقصر بوده به طور مرتب با او تماس تلفنی گرفته و می خواهد اگر هر مشکلی دارد بگوید تا کمک کند.

این ایرانی می  گفت چند روز است که هر دو شرکت بیمه ای، تلاش می کنند که رضایت من را کسب کنند. از طرفی در سرزمین ما و در سال 1395، در قطعه برنامه ششم توسعه تصویب شد که در سال 1400 ضریب نفوذ بیمه درایران به 7 درصد تولید ناخالص داخلی برسد.

در حال آماده که در سال 1401 هستیم ضریب نفوذ بیمه به 3 درصد هم نرسیده. به نظر شما، برای چی ما در حوزه بیمه تا این حد مشکل داریم و دلیل پژوهشگر نشدن اهداف بیمه ای قانون برنامه ششم توسعه چه بوده است؟

-اخیراً کارشناسان تحلیلگر برنامه های توسعه و بودجه که در این زمینه ها کار می کنند و برنامه های پنجساله را سپس از اجرا و پس از هر پنج سال بررسی می کنند، به طور کلی دو نظر داشتند. برخی از آنها می گفتند حتی با یک سال تمدید برنامه ششم توسعه برای سال 1401، حداکثر 50 درصد از اهداف این برنامه پژوهشگر شده.

یک عده از این کارشناسان می گفتند حتی 30 درصد از اهداف برنامه ششم توسعه هم پژوهشگر نشده. البته یک نظر بدبینانه هم وجود دارد و برخی می گویند برای اجرا نشدن برجام، اختلاف نظر بین جناح های سیاسی در درون ایران و سوء مدیریت در قسمت های مدیریت خُرد و کلان اقتصادی سرزمین، حتی 20 درصد از برنامه ششم توسعه نیز اجرا نشده.

اساساً ما زمانی می توانیم به اهداف برنامه توسعه برسیم که ابزارهای واجب را داشته باشیم و رشد متوازن و پایدار در تمام قسمت های اقتصادی سرزمین داشته باشیم. متاسفانه در قسمت های صنعت، کشاورزی و خدمات، به طور متوازن حرکت نمی کنیم.

ما فرض می کنیم که حداکثر 30 درصد از برنامه ششم توسعه اجرا شده. اگر در سال 1396 به نام سال اول اجرای برنامه ششم توسعه، ضریب نفوذ بیمه در حد 1.9 درصد یا 2 درصد بوده باشد و 30 درصد هم در طول اجرای برنامه ششم توسعه رشد اتفاق افتاده باشد، ضریب نفوذ بیمه باید مثلاً به حدود 2.6 درصد رسیده باشد.

الان هم ضریب نفوذ بیمه در ایران در حد 2.6 درصد است و بالاتر نرفته ایم. اگر قرار بود همه قسمت ها به طور متوازن با هم کار کنند، اقتصاد خانوار فعال باشد، اقتصاد بنگاه فعال باشد، اقتصاد مردمی فعال باشد، در منطقه ارتباطات خوبی داشته باشیم و رشد متوازن در همه قسمت ها می داشتیم، ضریب نفوذ بیمه به 7 درصد می رسید.

برای مثال، حقوق افراد در سال 1395 جهت تعادل هزینه و حقوق خانواده، نسبت به سال 1401 خوب تر بود. در حالی که ارزش پول ما کاهش پیدا کرده و اقتصاد خانوارها تضعیف شده. فرضاً در سال 1395، خانوارها می توانستند بیمه نامه عمر و پس انداز، برای خودشان بخرند و به تحقق اهدافی که در برنامه ششم توسعه در حوزه بیمه تعیین شده، کمک کنند.

در حالی که عملاً امروزه اولویت مردم، تامین سبد غذایی و بهداشت خانواده است. پس ما باید به طور واقع بینانه فکر کنیم و با شعار، آمار سازی و شاخص نقطه به نقطه، به موفقیت نخواهیم رسید.

حمیدرضا حاجی اشرفی کارشناس ‫امور بیمه
حمیدرضا حاجی اشرفی کارشناس ‫امور بیمه

 *اجرای مجدد توافق اتمی برجام، یک شوک سیاسی است. آثار اجرای این توافق، بر اقتصاد سرزمین ما ظاهر می شود و ارتباط ایران با کشورهای دیگر به طور آزادانه برقرار خواهد شد.

در رزوهای اخیر، احتمال اجرای مجدد برجام، توانا شده. به نظر شما، آثار مثبت اجرای این توافق، در حوزه ساختن رابطه با کشورهای دیگر و خصوصاً در حوزه بیمه چگونه خواهد بود؟

-من اعتقادم بر این است که ما باید با اقتصاد دنیا دوستی کنیم. هر چند که قسمت عمده تحریم هایی که علیه ایران برقرار شده، تقصیر ما نبوده است. دولت و نظام ما و مردم و سرزمین ما باید آگاه باشند که اگر کشورهای دیگر به هر دلیلی بخواهند از ما آتو بگیرند، ما را تحریم کنند و نگذارند از زمان های خودمان استفاده کنیم، این وضع دلیل می شود ما عقب بیفتیم بدون این که کشورهای دیگر، با ما جنگ کنند.

زمانی که برجام اجرایی شود ما از نظر تجاری، صنعتی و بازرگانی می توانیم با تمام دنیا ارتباط داشته باشیم. زمانی که بخواهیم ارتباط داشته باشیم صنایع عظیم ما از جمله پتروشیمی که ریسک آنها میلیارد دلاری است، نیاز داریم که شرکت های بیمه ای اتکایی توانمند دنیا با ما همکاری کنند.

برای مثال حدود 18 سال نزد و در یک انفجار، در حد 50 میلیارد دلار به شرکت نفتی «بریتیش پترولیوم» در دریا مکزیک، خسارت درون شد. فرض کنید اگر چنین حادثه ای برای ما اتفاق بیفتد، نمی توانیم 50 میلیارد دلار خسارت بدهیم.

اگر ما با شرکت های بیمه ای دنیا ارتباط نداشته باشیم، فرضاً شرکت های عظیم نفتی نمی آیند با ما قرارداد ببندند ولی زمانی ما با شرکت های عظیم بیمه ای دنیا ارتباط داشته باشیم، شرکت های عظیم نفتی دنیا، با ما برای توسعه میادین نفتی و گازی، قرارداد می بندند.

بنابراین، ما به دنیا نیاز داریم و نمی توانیم شعار بدهیم. ما هیچ تدبیر ای نداریم به غیر از این که با صنعت بیمه دنیا دوستی کنیم. در مجموع، توافق نامه برجام، سکوی پرش ما به توسعه در آینده است.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

توافق احتمالی برجام به اسرائیل چه شوک هایی درون می کند؟ 

[ad_1]

کابینه فعلی اسرائیل در شرایط کنونی غیر ممکن است که بخواهد بایدن را دور بزند و برای خرابکاری عظیم احیای برجام تلاش کند.
به شرح صفحه اقتصاد، با وجود اختلاف های باقی مانده میان تهران و واشنگتن، ارزیابی های دلالت بر این دارد که امکان توافق بر سر احیای برجام بیش از هر تاریخ دیگری امکان پذیر شده است. در این میان، مقامات اسرائیل در رتبه سرسخت ترین مخالف توافق اولیه و احیای دوباره اون در روزهای اخیر بر شدت تحرکات خود برای انعقاد توافق روی میز شدت بخشیده اند.
در آخرین تحولات در این زمینه، پس از مدتها تلاش، یائیر لاپید، نخست وزیر اسرائیل با جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا تماس برقرار کرده و درباره توافق هسته‌ای با ایران گفت‌وگو کرده است. گفته شده بایدن در این تماس تلفنی بر تعهد واشنگتن به امنیت تل‌آویو تاکید کرده است .
در این شرایط، بن کاسپیت، گزارشگر المانیتور با انتشار گزارشی با عنوان «نخست وزیر اسرائیل و مدیر موساد درباره توافق اتمی در حال ظهور اختلاف نظر دارند» نگاهی به آخرین تحولات داخلی در اسرئیل در این زمینه داشته است.

شوک های یک توافق احتمالی به تل آویو

تلاش‌های سرسختانه قدرت‌های جهانی برای دستیابی به توافق با ایران در مورد برنامه هسته‌ای‌اش، در حال درون کردن شوک‌هایی به سیاست و دیپلماسی در اسرائیل است. همین هفته قبل، درام توافق با ایران، تعداد قابل توجهی از منازعات را هم به شکل علنی و هم در پشت منظره‌ به راه رها کرد. در اسرائیل، یائیر لاپید، نخست وزیر موقت، با دیوید بارنیا، مدیر موساد شاخ به شاخ شد. مدیر موساد به نوبه خود دولت ایالات متحده را فراوان زیاد مورد انتقاد قرار داد. همانند همیشه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر گذشته و رهبر کنونی اپوزیسیون، از این پیامدها برای اهداف سیاسی خود نزد از انتخابات 1 نوامبر استفاده کرد و مستقیماً به لاپید و ایالات متحده حمله کرد.

این نزاع ها تحت الشعاع اختلاف نظر رسمی و به ظاهر مؤدبانه با دولت بایدن بر سر تلاش مستمر اون برای دستیابی به توافق با تهران است، که هم لاپید و هم وزیر نگهداری بنی گانتز ادعا کرده اند که می تواند واکنش های زنجیره ای مخرب در منطقه را ساختن کند.

سر شاخ شدن رئیس کابینه با رئیس موساد

تشدید تنش ها در اسرائیل در 25 اگوست شروع شد، زمانی که بارنیا مجموعه ای از جلسات توجیهی رسانه ای را برگزار کرد و در اون لحن تندی علیه دولت بایدن به کار برد. بارنیا ایالات متحده را متهم کرد که حتی قبل از صدور حکم درباره یافته های [ادعایی] بازرسان بین المللی در سایت های اعلام نشده ایران، آماده به امضای توافق و شروع اجرای اون است. او این توافق را «فاجعه استراتژیک» نامید و ایالات متحده را به دلیل تسلیم شدن در برابر اکثر خواسته های ایران برای آخر دادن به مذاکرات به هر قیمتی مقصر فهمید.

لاپید که گفته می شود انتقاد مستقیم از نزدیکترین متحد اسرائیل در چنین تاریخ حساسی را نزد بینی نکرد ه بود و از اون متعجب شده بود، بارنیا را برای یک گفتگوی شفاف فراخواند. دفتر نخست وزیر هم پیام هایی را به واشنگتن منتقل کرد و گفت که لحن بارنیا و برخی از اظهارات وی موضع لاپید را منعکس نمی کند. لاپید زیادتر از عدم اطلاع رسانی بارنیا به خبرنگاران متعجب شد مبنی بر اینکه ایالات متحده موضع خود را در مورد تحقیقات [ادعایی] آژانس مقاوم تر کرده و در پی مسافرت هفته قبل ایال هولاتا مشاور امنیت مردمی اسرائیل به واشنگتن، موضعی نزدیکتری نسبت به اسرائیل اتخاذ کرده بود. لاپید تلاش کرده تا برای گفتگو در مورد آخرین مسائل پیرامون ایران، با جو بایدن، تماس تلفنی برقرار کند، اما می‌داند که جنجال رسانه‌ای بارنیا چشم‌انداز چنین تماسی را فراوان کاهش می‌دهد.

دستیاران لاپید به اطلاع آمریکایی ها رسانده اند که اسرائیل در یک فعالیت‌ «مخرب» -از نوع مورد علاقه نتانیاهو در تعاملات پیچیده‌اش با دولت‌های دموکرات- شرکت نکرده و مسافرت برنامه‌ریزی‌شده بارنیا به پایتخت ایالات متحده در هفته آینده، از جمله وجود در کمیته اطلاعات سنا، به نام یک بی احترامی به بایدن نیست، بلکه صرفاً برای به روز رسانی مقامات آنجا و تبادل اطلاعات اطلاعاتی بود. نکته اصلی آنچه که دستیاران لاپید به همتایان خود گفته اند این است که برخلاف نتانیاهو، که علیه باراک اوباما به دنبال لابی با کنگره علیه توافق قریب الوقوع 2015 با ایران بود، نه لاپید و نه دولت او چنین رویکرد پنهانی را اتخاذ نمی کنند.

زمان طلبی نتانیاهو

رویکردهای مختلف، شکاف عمیق بین این دو رقیب را که در انتخابات آتی رقابت می کنند، علامت می دهد: نتانیاهو که مصمم بود توافق با ایران را حتی به قیمت خراب کردن روابط اسرائیل با مهم ترین متحد استراتژیک خود لغو کند، و لاپید که کاملاً آگاه هستند که این بار نیز دولت آمریکا برخلاف میل اسرائیل در مورد ایران عمل خواهد کرد، اما مصمم است از همبستگی نزدیک با نگاهی به آینده محافظت کند.

اعضای ارشد تشکیلات نظامی اسرائیل چه فکر می کنند؟

در مقابل چنین پس‌زمینه، به نظر می‌رسد ملاقات گانتز در 26 اوت از واشنگتن حاکی از تشدید تلاش آمریکا و اسرائیل برای ساختن تصور یک «گزینه نظامی با اعتبار» در برابر زیرساخت‌های هسته‌ای ایران است – گزینه‌ای که اسرائیل ادعا می کند مواضع ایران را انعطاف‌پذیرتر می‌کند و به دستیابی به یک توافق بلندمدت نیرومند‌شده کمک می‌کند.

این یک دژاوو است؟

از سوی دیگر نشنال اینترست با انتشار یادداشتی با عنوان «برای چی مخالفت اسرائیل با توافق ایران این بار متفاوت است؟» استدلال کرده که به رغم شباهت های ظاهری موضع کنونی تل آویو در قبال توافق اتمی متفاوت از مورد گذشته است:

به سادگی می توان وابسته این خطا شد که رقص کنونی اسرائیل و ایالات متحده در مورد مذاکرات اتمی را صرفاً تکرار نزاع آنها در ماه هایی که منجر به امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در جولای 2015 شد، تلقی کرد.

به نظر می رسد دولت بایدن به همان اندازه که دولت اوباما در سال 15-2014 با شادی دستیابی به چنین توافقی بود، با شادی است. شخصاً برای جو بایدن، این واقعاً یک دژاوو است. فراتر از معاون رئیس جمهور در اون تاریخ، بایدن یک شریک واقعی در تلاش های باراک اوباما بود و از تمام جزئیات گفت و گو در مورد جوانب مثبت و منفی توافق اتمی آگاه بود. او در جلسات متعدد طولانی در دفتر بیضی، از جمله پیرامون مواجهه با کنگره و دیگر مخالفان توافق شرکت کرد و می‌توانست تمام استدلال‌های مخالف اون و پاسخ به این استدلال‌ها را بازگو کند.

همانند اون تاریخ، این بار هم اتحادیه اروپا هماهنگی مذاکرات را بر وظیفه داشته و حالا بر بازگرداندن پایبندی ایران و آمریکا به توافق متمرکز شده است. اما روسیه حالا حتی زیادتر از اون تاریخ با شادی است. پس از تهاجم به اوکراین، این سرزمین به دنبال هر فرصتی برای فرار از انزوا و تحریم های خود است. ایران نیز به نوبه خود خوشحال است.

و دوباره هم به همانند سال‌های 15-2014، با نزدیک شدن به امضای توافق هسته‌ای با ایران، رهبران و مقامات اسرائیل انتقادات تندتر و علنی‌تری را از این توافق ابراز کردند. گفته می‌شود، یایر لاپید، نخست‌وزیر جدید اسرائیل، گله کرده که بایدن وعده خود را برای دستیابی به توافقی «توانا‌تر و طولانی‌تر» از برجام نقض می‌کند و دیوید بارنیا، مدیر موساد اسرائیل، توافق را «فاجعه ای راهبردی« وصف کرده است. مشاور امنیت مردمی اسرائیل، ایال هولاتا، و وزیر نگهداری بنی گانتز نیز در اواسط ماه اگوست، در تلاش برای منصرف کردن آمریکا برای بدن دادن به خواسته های ایران  برای ملاقات با مقامات کاخ سفید و پنتاگون به واشنگتن دی سی رفته‌اند.

در تفاوت با سال‌های 15-2014؛ دوری تل آویو از فعالیت‌ پرهزینه و بیهوده

با این حال، دستکم این آخری یک دژاوو نیست. و علی رغم شباهت های فوق الذکر، مباحثات کنونی اسرائیل و آمریکا در مورد توافق اتمی چیزی جز تکرار نزاع 2014-2015 است. تفاوت‌های بین اون تاریخ و حالا نه تنها علامت‌دهنده ارزیابی‌ها و اولویت‌های متفاوت اسرائیل است، بلکه منعکس‌کننده تغییرات چشمگیری است که خاورمیانه در سال‌های اخیر تجربه کرده است.

عملکرد اسرائیل طی سال‌های 15-2014 بر پایه دو ارزیابی اساسی بود. اولین مورد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت، فراوان زیاد بر اون مانور می داد، این بود که توسعه برنامه اتمی ایران، اسرائیل را با یک تهدید واقعی وجودی مواجه خواهد کرد. در مقابل، اکثر رهبران و مقامات ارشد فعلی اسرائیل بر این پندارند که در حالی که برنامه اتمی ایران چالش‌های امنیتی فراوان جدی برای اسرائیل ساختن می‌کند، اسرائیل طیف وسیعی از گزینه‌ها را برای مواجهه با چنین چالشی در اختیار دارد. تفاوت دوم این است که در سال 15-2014 نتانیاهو محاسبه کرد که با بسیج دوستان اسرائیل در آمریکا می توان از امضای برجام توسط آمریکا پیشگیری کرد. در مقابل، اکثر رهبران کنونی اسرائیل متقاعد شده اند که بایدن مصمم است به توافقی دست یابد که برجام را احیا کند و بدین وسیله محبوبیت داخلی کسب کند. پیامد عملیاتی این ارزیابی‌ها این است که هر گونه تکرار تلاش‌های 2014-2015 برای خراب کردن توافق هسته‌ای با ایران، نه تنها فراوان پرهزینه، بلکه بیهوده نیز خواهد بود.

پشت سر واشنگتن، نه دور زدن اون

در سال 15-2014، دو ارزیابی فوق الذکر دلیل شد نتانیاهو تمام تلاش خود را وقف پیشگیری از امضای برجام کند. این شامل عبور از اوباما بود و ترتیبی دهد که رهبران جمهوری خواه از او در مارس 2015 دعوت کنند تا اعتراضات خود را به توافق در جلسه مشترک کنگره ارائه کند. در مقابل، کابینه فعلی اسرائیل محاسبه کرده که هیچ ستونی از مهمتر از حمایت مستمر آمریکا برای رژیم شان با ارزش و مهم بودن ندارد. آنها همچنین ارزیابی می کنند که چنین حمایتی با تبدیل شدن اسرائیل به یک داستان حزبی در ایالات متحده صدمه جدی خواهد دید. بنابراین، لاپید دفعات از عزم خود را برای بازگرداندن پایه دو حزبی حمایت آمریکا اعلام کرده است.

در این شرایط، بعید به نظر می رسد کابینه فعلی اسرائیل بایدن را دور بزند و تلاش هایی را برای خرابکاری در احیای برجام شروع کند. جای تعجب نیست که هنگامی بارنیا، مدیر اسرائیلی موساد، از توافق هسته‌ای احتمالی انتقاد کرد، لاپید بلافاصله نارضایتی خود را اعلام کرد.

مهمتر از اون، تفاوت بین ارزیابی‌ها و اولویت‌های نتانیاهو و رهبران کنونی اسرائیل منجر به تغییر اساسی در هدف تلاش‌های اسرائیل در این زمینه در ایالات متحده شده است: از تلاش برای پیشگیری از امضای توافق هسته‌ای توسط دولت اوباما و متقاعد کردن ترامپ به کنار گذاشتن برجام، به سوی توافقی با هدف دستیابی به مجموعه‌ای از تفاهم‌ها با دولت بایدن در مورد پاسخ‌های واجب به سناریوهای احتمالی پس از توافق امضا شده.

منبع: اقتصادنیوز

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

افزایش مجدد قیمت ماشین ؛ تاثیر برجام یا آیین‌نامه واردات؟

[ad_1]

دلیل افزایش مجدد قیمت ماشین چیست؟ در پی بررسی دلیل این اتفاق، با دو داستان انتشار آئین‌نامه واردات ماشین و سیگنال‌های مذاکرات وین به بازارهای ایران روبرو هستیم.

آبان تتر

با وجود ثبات نسبی و حتی کاهش قیمت برخی خودروها در روزهای اخیر، در چند روز قبل به یکباره شاهد افزایش مجدد قیمت ماشین در بازارهای ایران بودیم. حال برخی کارشناسان بر این عقیده هستند که این افزایش قیمت ناشی از انتشار واردات ماشین بوده و دسته‌ای دیگر دلیل این اتفاق را برخی خبرها و سیگنال‌ها از مذاکرات برجامی می‌دانند.

زیادتر بخوانید: شرایط جدید واردات ماشین ؛ داشتن نمایندگی و تجربه واردات!

دلیل افزایش مجدد قیمت ماشین

در این باره عماد جعفری، یکی از کارشناسان صنعت ماشین، یکی از علل افزایش قیمت ماشین را، افزایش نرخ دلار می‌داند. دلار که در هفته‌های قبل روند کاهشی داشته و درون کانال 28 هزار تومان شده بود با توجه به سیگنال‌هایی که از مذاکرات برجام به گوش می‌رسد، تغییر روند داده و به قیمت 29 هزار و 500 تومان رسیده است. این اتفاق دلیل تاثیر در تمامی بازارهای ایران شده و قیمت طلا، سکه و ماشین را افزایش داده است.

افزایش مجدد قیمت خودرو

این کارشناس در ادامه گفته است:

در حالی‌که در روزهای اخیر اخباری مبنی بر توافق ایران و آمریکا بر سر برخی طناب‌های برجام منتشر شد و به دنبال اون روند قیمتی دلار نزولی شده و این هیجانات بازار ماشین را نیز تحت تاثیر قرار داد. حتی پژو 207 مولتی کالر در بازار در طول تنها یک روز از 600 میلیون به 400 میلیون تومان کاهش قیمت داشت.  اما الآن دوباره از سیگنال‌های منفی برجام خبر می‌رسد که متعاقباً افزایش قیمت در بازارها را شاهد خواهیم بود.

آیا افزایش مجدد قیمت ماشین در آینده نیز ادامه خواهد داشت؟

جعفری در این خصوص بر این عقیده است که اگر همچنان پالس‌های منفی از مذاکرات احیای برجام به گوش برسد، تبعاً افزایش نرخ دلار و در نتیجه قیمت ماشین را خواهیم داشت. اما این نکته هم حائز با ارزش و مهم بودن است که مردم همچنان در خرید ماشین تردید داشته و کمتر به جستجو خرید ماشین می‌روند.

در مورد تاثیر واردات ماشین بر قیمت‌ها این کارشناس ادامه داد:« با توجه به این‌که فقط خودروسازان امکان درون کردن ماشین را دارند، این خود می‌تواند یکی از علل افزایش قیمت ماشین باشد.»

به نظر این کارشناس قیمت ماشین در بازار شهریور ماه در ادامه روندی خنثی داشته باشد، و شاهد بازاری نه مثبت و نه منفی باشیم. مگر اون‌که اخبار جدیدی درباره مذاکرات برجامی منتشر شود و این بازار را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.

مطالب زیادتر در جونی:

.

نظر شما درباره افزایش مجدد قیمت ماشین در ایران چیست؟ نظر خود را با جونی به اشتراک بگذارید.

[ad_2]

کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است ؛ [اتفاق چیست؟]

[ad_1]

روزنامه‌ی کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است را امروز بیان کرد عقب افتادن برجام را به نفع ایران فهمید که در این نوشتار، به اون خواهیم پرداخت.

روزنامه‌ی کیهان، امروز سحر به سخنانی در رابطه با سود ایران از عقب انداختن برجام نشانه کرد که در این نوشتار، به بررسی جزئیات این خبر خواهیم پرداخت و اون را بررسی می‌کنیم.

کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است ؛ [ماجرا چیست؟]

  • سخنان کیهان در رابطه با عقب انداختن برجام
کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است
سخنان کیهان در رابطه با عقب انداختن برجام

حسین شریعتمداری نماینده‌ی روزنامه‌ی کیهان، امروز در سخنانی اعلام کرد که:

اگر برجام عقب بیافتد، همه چیز به نفع ایران به آخر خواهد رسید و قطعا شرایط امروز خوب تر از یک سال نزد است و طبق نزد بینی‌های این مراکز با اعتبار بین‌المللی، شرایط رفته‌ به رفته خوب تر هم خواهد شد. دولت سیزدهم هم علامت داده بدون برجام و اف‌ای‌تی‌اف می‌شود کارهای بزرگی کرد.

او همچنین اضافه کرد:

بنابراین، اون طرفی که باید عجله کند ما نیستیم. فقط دو ماه دیگر اگر شرایط به همین شکل ادامه یابد، شرایط زمین تا آسمان تغییر خواهد کرد!

در ادامه می‌توانید عکس حسین شریعتمداری را ببینید:

کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است
کیهان: عقب انداختن برجام به نفع ایران است

حسین شریعتمداری، روزنامه‌نگار ایرانی اصول‌گرا و مدیر مسئول روزنامه کیهان است و نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان از 1 دی 1372 از سوی رهبر می‌باشد که امروز شاهد سخنان کیهان در رابطه با عقب انداختن برجام بودیم. او متولد 1326 است و طرفدار نهضت اسلامی جهانی می‌باشد.

اخبار زیادتر:

[ad_2]